مرآة(آینه)

جستجو
مرآة(آینه)
در این نوشتار به واکاوی اصطلاح "مرآة"یا به فارسی همان آینه می پردازیم که از اصطلاحات مهم عرفان نظری است.

در عرفان اسلامی از یک نگرش هر کدام از مراتب وجودی در حکم یک آینه برای بازتاب صفات خداوند می باشند و همچنین هر کدام از مخلوقاتی هم که در هر یک از آن مراتب هستند خودشان یک آینه برای انعکاس صفات فعل حق تعالی هستند.

اما از نگرشی دیگر، خود خداوند نیز مانند آینه ای مخلوقات را از علم خود در عالم خارجی برای ما منعکس می کند.


در این نوشتار هر دو نگاه فوق را با استفاده از روایات اهل بیت(ع)بررسی می کنیم:

مولای عارفان علی بن ابیطالب(ع)در کتاب شریف نهج البلاغه می فرمایند:((تشهد له المرایا لا بمحاضره))یعنی هر کدام از مخلوقات جزئی عالم و یا مراتب کلی خلقت برای وجود خداوند مثل یک آینه با انعکاس کمالات آن گواهی می دهند ولی هیچ کدام نمی توانند همه وجود خداوند و تمام کمالات او را در خود حاضر یا منعکس کنند.روی همین حساب هم مولا(ع)در انتهای این عبارت می فرمایند:"لا بمحاضره" پس نتیجه می گیریم که خود خداوند متعال آنطور که در ذات خود می باشد در هیچ مخلوق و ماهیت و تجلی و آینه ای قابل شناسایی نیست.

اما پیرامون نحوه آینه بودن مخلوقات کمی کنکاش می کنیم:

هر کدام از مخلوقات قبل از اینکه در این عالم ظاهر شوند یک ماهیت در علم خداوند داشته اند که در آن ماهیت از ابتدا تا انتهای آنان برای خداوند معلوم بوده است و از آن ماهیت ها و صورتهای علمی که مخلوقات قبل از خلقت شان داشته اند به مرتبه "علم خداوند" تعبیر می کنیم.

آن صورت های علمی با زبانی که خاص همان عالم بوده است از وجود حق تعالی تقاضای ظهور در عالم خارجی را می کرده اند و خداوند هم طبق حدیث قدسی"کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لکی اعرف"می خواسته است که کمالات خود را علاوه بر شهود در ذات خودش در غیر از خودش یعنی تجلیات و مخلوقات خود هم به نمایش بگذارد تا با تجلی در صورت مخلوقاتش کمالات خود را به آنها هم نشان دهد و یا به عبارت دیگر خودش از چشم آنها صفات والای خود را ببیند.


پس هم مخلوقات با زبان خاص همان مرتبه از وجود از حق تعالی در خواست ظهور در عالم خارجی را می کرده اند و هم خود خداوند می خواسته است که کمالاتش را در آنها به نمایش بگذارد.


در نتیجه این دو خواست که یکی متعلق به خالق می باشد و دیگری درخواست مخلوق او بود، خداوند بر اساس حکمت خود با نظر به درخواست هر کدام از ماهیت هایی که در علم او بودند و با توجه به استعداد و ظرفیت هر یک، در هر کدام از آنها دسته ای از اسماء حسنی و صفات خود را به نمایش می گذارد و در نتیجه آن ماهیات به طفیلی آن اسم های حق تعالی در عالم خارجی ظهور می کنند.


پس هر کمالی را که در مخلوقات مشاهده می کنیم در واقع برای خداست که در آنها به نمایش گذاشته شده است و هر نقصی را هم که در مخلوقات می بینیم مربوط به خود آنها و ظرفیت اندک آنها برای پذیرش فیض وجودی خداوند بوده است.


در نتیجه مخلوقات از خودشان هیچ ندارند و هر کمالی را که در خود نشان می دهند در حقیقت امر و واقع مطلب،برای خداست که در آنها متجلی شده است و این یعنی همان آینه بودن ماهیات برای صفات حق تعالی که مولا علی(ع)در حدیث ذکر شده از نهج البلاغه آن را بیان کردند.پس هر کدام از مخلوقات همچون یک آینه سراپا صفات خالقشان را نشان می دهند.


گفتیم اینکه امام علی(ع)در انتهای جمله خود از عبارت"لا بمحاضره"استفاده کردند اشاره به این حقیقت دارد که هیچ کدام از مخلوقات و ماهیات توان این را ندارند که خود خداوند را آنگونه که در ذات غیبیه خود هست برای ما نشان دهند و این مطلب به این علت است که:


اولا در مرتبه ذات احدیت حق تعالی و قبل از آن یعنی هویت غیبیه وجود، هنوز هیچ مخلوقی ظهور نکرده است که بخواهد چیزی را منعکس کند یا نکند و آینه ای که در کلام مولا(ع)به آن اشاره شد مربوط به مرتبه خلقت وجود لایتناهی می باشد.


و ثانیا در همین مرتبه خلقت حق تعالی هم هر ماهیتی از آنجاییکه محدود است قادر نیست تمام وجود نامحدود را منعکس کند و به ناچار فقط به اندازه ظرفیت و استعداد خودش صفات خداوند را برای ما نشان می دهد.پس حتی در همین مرتبه خلقت نیز تمام صفات وجود در یک مخلوق و ماهیت محدود قابل بیان نیست و ماهیات محدود از اینکه تمام کمالات وجود نامحدود را برای ما در خودشان انعکاس دهند ناتوانند.

نکته ای که ذکر آن برای رها شدن از مغلطه های ذهنی مفید است، این است که هر مثالی ضمن اینکه از یک جهت مطلب را به ذهن نزدیک می کند ولی از جهت دیگر مطلب را دگرگون می سازد.پس ما بایستی همان جهت مفید هر مثال را مورد استفاده قرار دهیم.در همین مثال آینه بودن مخلوقات و ماهیات برای وجود لایتناهی حق تعالی هم قضیه از همین قرار است.دست انداز ذهنی که ممکن است برای ما پیش بیاید این است که بپنداریم همان طوری که آینه های روزمره زندگی خودمان را جدای از چیزی که تصویر آن در آینه نشان داده می شود می شناسیم، در مورد آینه بودن مخلوقات برای صفات خداوند هم همین فرض را بکنیم و ماهیت را در گوشه ای بپنداریم و خداوند را نعوذبالله روبروی آنها فرض کنیم که صفات او در ماهیت ها منعکس می شود.

این فرض در مکتب اهل بیت(ع)نادرست است چرا که وجود نامحدود خداوند جا برای وجود دیگری در کنار خود نگذاشته است تا یکی را آینه دیگری فرض کنیم.پس وجود از ماهیت ها جدا نیست.به تعبیر امام علی(ع):((لَمْ یَنْأَ عَنْهَا فَیُقَالَ هُوَ مِنْهَا بَائِنٌ))یعنی خداوند از مخلوقات دور نشده و گسیخته از آنها نیست که گفته شود با آنها بینونت و جدایی دارد.بله آن بینونت و جدایی که در برخی روایات دیگر به آن اشاره شده است مربوط به فرق میان صفات خالق و مخلوق است که حدیث مربوط به آن را از زبان مولا علی(ع)در بخش "بینونت و جدایی" از مجموعه اصطلاحات ذکر کردیم و پیرامون آن توضیح داده شد.

دست انداز ذهنی دیگری که ممکن است از مثال آینه در ذهنمان تداعی شود این است که ما آینه ها را مثلا با قاب دور آنها می شناسیم هر چند آن قاب دور آینه هیچ نقشی در نشان دادن تصاویر برای ما ندارد؛ این در حالی است که در نگاه دقیق عرفان اسلامی سرتاپای یک ماهیت و تمام هویت آن در حکم یک آینه برای وجود می باشد.

پس منظور عرفا از آینه بودن مخلوقات این است که خلق خداوند همان تجلیات و ظهورات او می باشند و ما در مثال آینه فقط جنبه ای از آن را بایستی لحاظ کنیم که به مطلب ما کمک می کند.



اما در ابتدای بحث گفتیم که همانطور که هر کدام از مخلوقات برای خداوند به منزله یک آینه هستند، خود خداوند هم برای مخلوقات مثل یک آینه می باشد که آنها را از علم خود در عالم خارجی می تاباند.


مبحث نخست یعنی آینه بودن مخلوقات برای خداوند با ذکر حدیثی از امام علی بن ابیطالب(علیه السلام)روشن شد؛در اینجا به سراغ آینه بودن حق تعالی برای مخلوقات می پردازیم و آن را با ذکر حدیثی از امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام)شرح می دهیم:

همانطور که در پست"وحدت وجود از زبان امام رضا(ع)"ذکر شد در کتاب شریف عیون اخبار الرضا حدیثی آمده است که در بخشی از آن عمران صابی از امام رضا(ع)پرسید:آیا خداوند درون خلقش می باشد یا خلق خداوند درون او هستند؟و امام رضا(ع)پاسخ دادند که او از هر دوی اینها منزه است یعنی هم از اینکه خود او درون خلقش باشد منزه است و هم از اینکه مخلوقات درون او باشند، منزه است.

علت اولین تنزیه ذکر شده در کلام امام رضا(ع)اینست که اگر فرض کنیم که خداوند درون خلقش باشد نعوذبالله این را هم در ذهن خودمان پذیرفته ایم که خلق او به او احاطه پیدا کرده است و در نتیجه او محدود پنداشته ایم.

البته طبق نص آیات قرآن و روایات اهل بیت(ع)او در همه مکانها می باشد و حتی طبق نص روایات او درون همه اشیاء هم حضور دارد منتها نه با ذات خودش بلکه با ظهورات آن ذات.او چون نامحدود است در همه جا هست و ما نباید او را در بیرون از عوالم امکانی خلاصه کنیم و ماهیات و مخلوقات را از او خالی و تهی بدانیم و باز چون او نامحدود است در هیچ کدام از مخلوقاتش هم خلاصه نمی شود و از تمام آنها فراتر هم می باشد.

پس سر اولین تنزیهی که امام رضا(ع)به کار بردند معلوم شد و آن تنزیه خداوند از این فرض باطل بود که او با ذات خود درون مخلوقات باشد.

اما تنزیه بعدی مربوط به این بود که خلق هم درون او نیستند.در این رابطه باید گفت که اگر فرض را بر این بگیریم که خلق درون خالق باشد بر این قیاس که یک چیز درون چیزی دیگر می باشد،آنگاه به این نتیجه باطل دچار می شویم که به وجودی که هیچ کدام از صفات مخلوقات را ندارد صفات مخلوقات او را نسبت داده ایم.چون او را دارای حالتی فرض کرده ایم که چیزی درون آن قرار گرفته است مثل جواهری که درون یک صندوقچه قرار دارد.دومین نتیجه باطلی هم که گرفتار آن می شویم اینست که جایی را از وجود خداوند تهی دانسته ایم و وجود دیگری را در آنجا اثبات کرده ایم و آنگاه گفته ایم که وجود خداوند آن وجود دومی را احاطه کرده است.در پست"وحدت وجود از زبان امام باقر(ع)"از قول ایشان(ع)پیرامون معنی"صمد"نقل کردیم که:((الذی لاجوف له))یعنی صمد چیزی است که درون آن تهی نیست و جای خالی ندارد.پس نتیجه می گیریم که وجود دومی درون او نیست که او بخواهد آن را از پیرامون و دور تا دور احاطه کند.پس خلق او وجود جدایی ندارند که درون او فرض شوند.

البته او به تمام مخلوقات احاطه دارد ولی این احاطه به این معنا نیست که خلق او درون او باشند و او فقط پیرامون آنها را گرفته باشد؛بلکه به معنای این است که خلق او چون ظهورات و تجلیات خود او می باشند او از درون و بیرون مخلوقات نسبت به آنها اشراف و احاطه وجودی دارد و  آن مخلوقات مندک در آن ذات مقدس و در چنگ قدرت او هستند.

پس نه خداوند درون مخلوقات می باشد و نه مخلوقات درون خداوند هستند.

امام رضا(ع)در ادامه پاسخ به عمران صابی با مثالی فرض صحیح را بیان می فرمایند که ما ترجمه فارسی آن را ذکر می کنیم:

الان به تو  چیزى می آموزم که بواسطه آن خدا را بشناسى و لا قوه الا بالله خبر بده مرا از آینه که تو در آینه هستى یا آینه در تو؟ اگر هیچ یک از شما در دیگرى نیستید پس به چه چیز به حضور خودت در آینه راه یافتى؟ عمران عرض کرد به روشنائى که میان من و میان آینه است. حضرت فرمودند: آیا این روشنائى را در آینه بیشتر از روشنائى در تصویری که چشمت از آینه مشاهده می کند می بینی؟  عرض کرد بلى حضرت فرمودند: پس این روشنائى‏ را به ما نشان بده.عمران نتوانست جوابی بدهد. حضرت فرمودند :پس من نمى‏ بینم این روشنائى را مگر آن مقدار که تو را و آینه را بر دیگرى رهنما شده است(یعنی فقط به اندازه ای که آینه تصاویر را منعکس می کند من هم در همان اندازه و شکل نور را می بینم و بیش از آن نمی بینم).

مثال امام رضا(ع)به خوبی بیان می کند که خلق خداوند وجود جدایی از او ندارند که این مشکل مطرح شود که او در خلقش هست یا خلق در او هستند بلکه همانند تصاویری که از آینه منعکس می شود، خلق خداوند هم ظهورات او می باشند و یا به تعبیر عرفا تجلیات او هستند که تحت اشراف وجودی آن ذات مقدس می باشند.

ما همانطوری که سطح آینه را به دلیل شفافیت آن نمی بینیم خود وجود را هم به دلیل تجرد و بلکه فوق تجرد بودن آن نمی توانیم با چشم ببینیم و همانطور که آینه و نور منعکس شده از آن را در صورت شکل ها و تصاویر مشاهده می کنیم،وجود خداوند را هم به ناچار باید در مخلوقات و ماهیات مشاهده کنیم نه در ذات او که از اصل آفرینش ما مخلوقات فراتر است.

پس نوع دوم از اصطلاح آینه در کلام عرفا هم با ذکر حدیث امام رضا(ع)برایمان معلوم شد.

در نوع اول با ذکر فرمایش مولا علی(ع)دانستیم که هر کدام از مخلوقات برای حق تعالی به منزله یک آینه هستند و در نوع دوم با ذکر حدیثی از امام رضا(ع)دانستیم که خداوند هم برای خلق خود به منزله یک آینه می باشد که آنها را از علم خود در عالم خارجی باز می تاباند.

در هر دو نگاه مخلوقات از خود و برای خودشان هیچ ندارند و هر کمال وجودی را که در آنها می بینیم مربوط به خداوند است.لذا امام حسین(ع)در دعای عرفه می فرمایند:((فرایتک ظاهرا فی کل شیء)) یعنی من تو را دیدم که در هر ماهیتی ظاهر بودی و در فرازی دیگر می فرمایند:((تعرفت الی فی کل شیء)) یعنی خودت را در هر ماهیتی به من معرفی کردی و شناساندی وگرنه من به ذات غیبیه تو راهی ندارم.

پس کمالات اشیاء و مخلوقات همه برای خداست که همچون آینه ای آن کمالات را در خلق خود منعکس می کند و بازتاب می دهد و ما به این امر خلقت اشیاء می گوییم ولی از نگاه دیگر یعنی پس از آفرینش مخلوقات، این بار خلق او مثل آینه ای کمالات او را برای ما منعکس می کنند.با هر کدام از دو نگاه فوق که به خلقت بنگریم هیچ مخلوقی صاحب هیچ کمالی نشده است و این یعنی همان"توحید مالکیت"که از مسلمات قرآنی است.

اما نقص ها و شروری را که در مخلوقات مشاهده می کنیم همگی مربوط به خود آنهاست چرا که شر و نقص یعنی بهره کمتر بردن از فیض وجودی خداوند و پیداست که چنین چیزی مربوط به ظرفیت اندک ماهیات و مخلوقات است و به خداوند و وجود نامحدود او مربوط نمی شود.

مثال آینه که نخستین بار در عالم اسلام توسط اهل بیت عصمت و طهارت(ع)مطرح شد، بعدها توسط عرفای بزرگی مثل محیی الدین بن عربی(قدس سره)مورد استفاده قرار گرفت و ابن عربی در کتاب کبیر خود یعنی فتوحات مکیه اشاره می کنند که برای تجلی مثالی بهتر از آینه پیدا نمی شود.

((و لله الحمد رب العالمین)).
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
طراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتاب - فروشگاه ساز اینترنتیطراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتاب - فروشگاه ساز اینترنتیساخت سایت بهترین سایت سازطراحی سایت سایت ساز فروشگاه ساز ساخت فروشگاه اینترنتی