مرتبه(حضرت)

جستجو
مرتبه(حضرت)
وجود در ذات خود یک حقیقت بسیط و صرف و یک دست است که هیچ رتبه بندی و شکنی در آن نمی باشد.اما وقتی همین حقیقت صرف توسط ما مخلوقات تحلیل می شود و نسبت به ما سنجیده می شود، آن را به مراتب مختلفی تقسیم بندی می کنیم.پس این رتبه بندی در ذات خود وجود هیچ نوع جزء بندی و ترکیبی را سبب نمی شود؛بلکه مربوط به ظهورات و تجلیات متنوع او برای ما مخلوقات است.


اولین مرتبه ای را که می توان برای وجود لایتناهی در نظر گرفت "هویت غیبیه"می باشد که از عوالم امکانی فراتر است.این مرتبه از عالم اسماء و صفات هم برتر است بلکه حتی از مرتبه احدیت عین که هیچ اسم و صفتی ندارد نیز بالاتر است.درباره این مرتبه از وجود هیچ حرفی نمی توان زد.یعنی نه می توان آن را تشبیه کرد و نه حتی می توان آن را تنزیه نمود، چرا که "هویت غیبیه"حتی از تنزیه ما هم منزه است.حتی همین لفظ "مرتبه" را هم از سر ناچاری برای سخن گفتن درباره آن به کار می بریم، زیرا هویت غیبیه در هیچ لفظ و کلمه ای که در ذهنمان بیاوریم و همچنین در هیچ حقیقت خارجی که در عالم واقع فرض کنیم منحصر نمی شود بلکه ضمن اینکه تمام آفرینش را احاطه کرده است از تمام عوالم خلقت نیز فراتر است.ما درباره هرچه که سخن می گوییم از الفاظ و مفاهیم و عباراتی که بر اساس مخلوقات عالم خارج در ذهن خود ساخته ایم،استفاده می کنیم در نتیجه چون در هویت غیبیه نه تنها هیچ خلقی بلکه هیچ اسم و صفتی هم ظهور نکرده است، پس اصلا نمی توانیم درباره آن سخن بگوییم.از نگاه دقیق تمام این حرفهایی را هم که گفتیم درباره تصور ذهنی خودمان بود نه آن مرتبه والا مقام.
 

اما پس از هویت غیبیه نوبت به مرتبه احدیت عین یا احدیت ذات وجود می رسد.درباره این مرتبه از وجود فقط می توان تنزیه کرد.تنزیه این مرتبه بدین صورت است که ما نه تنها این مرتبه را از صفات مخلوقات تنزیه می کنیم بلکه در این مرتبه چون هنوز صفات خود حق تعالی هم در گستره وجود ظاهر نشده است،از صفات خود خداوند هم منزه می دانیم.چون صفاتی که خداوند خودش را در آنها برای ما معرفی می کند همگی در مرتبه واحدیت پیش می آید که بعد از مرتبه احدیت عین ظهور می کند.مولا علی(ع)در نهج البلاغه به این مرتبه از وجود با عبارت"نفی الصفات عنه"اشاره  می فرمایند.
 

در مرتبه بعدی یعنی "واحدیت" که برخی از آن با عنوان "احدیت کثرت"یا "احدیت اسمائی"هم یاد می کنند، نوبت به ظهور اسماء و صفات حق تعالی در قلمرو وجود لایتناهی او می رسد.همانطوریکه در شرح مصباح الهدایه حضرت امام خمینی(قدس سره)اشاره شد اولین اسمی که در این مرتبه از وجود ظهور می کند،اسم اعظم"الله"است که ما بقی اسمای حسنی را به نحو متعادل در خودش جمع کرده است.در مرتبه واحدیت همه اسمای حسنی تحت اشراف آن مرتبه جمع شده اند و آن مرتبه بر همه آنها چیره گشته است.در قرآن کریم گاهی از این مرتبه با عبارت"الواحد القهار"یاد شده است.یعنی آن واحدی که بر همه کثرات چیره گشته است و آنها را درون خود جمع کرده است.


در همین مرتبه "واحدیت" است که به طفیلی اسمای حسنی صورت های علمی مخلوقات هم در وجود لایتناهی ظهور می کنند.این صورت های علمی در رتبه های بعدی وجود علاوه بر علم خداوند در عالم خارجی هم متجلی می شوند و با تجلی حق تعالی در آنها نسبت به خودشان و در شرایطی نسبت به یکدیگر علم پیدا می کنند.

پس با این اوصاف خود مرتبه"واحدیت"را برای تحلیل کردن بهتر به دو بخش تقسیم می کنیم:

یکی بخش اسماء و صفات که همگی جمع در اسم"الله"است.به این اعتبار به این مرتبه "احدیت اسمائی" هم اطلاق می شود.اصطلاح دیگری که برای این مرتبه به کار می رود عبارت "لاهوت"یا عالم اله می باشد.
 
و دوم بخش صورت علمی مخلوقات که توسط اسمای حسنایی که در بخش اول به آن اشاره شد،در علم خداوندی خلق می شوند.در اصطلاح فلسفی به این مرتبه، وجود علمی مخلوقات گفته می شود اما در اصطلاح دقیق تر عرفان نظری از آنجاییکه وجود مخصوص خداوند می باشد،از عبارت "حضرت علمیه" یا عبارتی که در معنا شبیه به آن باشد استفاده می کنند.
 
 
در مرتبه بعد از "واحدیت"نوبت به مرتبه خلق و آفرینش می رسد که اسمای حسنایی که در مرتبه "واحدیت" ظهور کرده اند هر کدام از آنها مظاهر خود در عالم آفرینش را هم ظهور می دهند.به بیان دیگر صورت های علمی مخلوقات که توسط اسمای حسنی در علم حق تعالی ظهور کرده بود در این مرتبه توسط تجلی دیگری این بار در عالم خارجی هم ظهور می کند.

اما اگر باز بخواهیم همین مرتبه خلقت وجود لایتناهی را دسته بندی کنیم، از یک نگاه کلی می توان آن را به چند دسته تقسیم نمود:
 
اولین مرتبه عالم "جبروت" می باشد.برخی مخلوقاتی که در این رتبه از هستی ظهور می کنند را با عنوان ملائکه یا فرشتگان می شناسیم.امیر المومنین(ع)در نهج البلاغه ملائکه را عقل محض معرفی می کند و پیداست که عقل محض به دلیل تجردی که دارد با صفات عالم مادی مفارقت و تفاوت دارد. از این روست که از مرتبه "جبروت" با عبارت "عالم عقول مفارقه"هم یاد می شود. سر نامگذاری این مرتبه به "جبروت"هم اینست که با فیض رسانی توسط این مرتبه از وجود نقائص مراتب پایین تر جبران می شود.مخلوقات این مرتبه، هم از صفاتی مثل زمان و مکان و کیفیت و ...منزه می باشند و هم از شکل و اندازه مبرا هستند.

در این مرتبه از هستی فرشتگانی ظهور می کنند که خداوند با تجلی در آنها فیض را به مراتب پایین تر خلقت می رساند.همین فرشتگان با اینکه از صفاتی مثل شکل و اندازه و...منزه هستند ولی اگر بخواهند در عوالم پایین تر وجود ظهور کنند به ناچار در صورتی که همین صفات را دارد ظاهر می شوند.از این کار در فرهنگ قرآن کریم به عنوان "تمثل"یاد می شود.مثل زمانی که جبرئیل برای حضرت مریم(س)به صورت مردی خوش سیما ظهور کرد و سبب خلقت عیسی مسیح(ع)شد:

                                                   فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِیًّا
 
مرتبه پس از "جبروت" مرتبه "ملکوت" است که آن را با عنوان عالم برزخ و یا عالم مثال هم می شناسیم. مخلوقاتی که از مرتبه قبل در این مرتبه تنزل می کنند، دارای شکل و اندازه می شوند ولی هنوز مادی نشده اند.معادل این مرتبه از وجود را اگر درباره خودمان بخواهیم در نظر بگیریم مثل صورت هایی می ماند که در خواب مشاهده می کنیم و یا در بیداری در قوه خیال خود ترسیم می نماییم.به عالمی که این خیالات ذهنی را در خواب و یا بیداری در آن می بینیم هم عالم مثال گفته می شود منتها از نوع مثال متصل که از ما جدا نیست.اما وقتی معادل این عالم خیال خودمان را در سلسله مراتب خلقت در نظر بگیریم به آن مثال منفصل گفته می شود.

برخی از عرفا با ریاضت شرعی و تمرین دادن نفس خودشان، مثال متصل(=قوه خیال خود)را در عالم مثال منفصل(=برزخ)فانی می کنند و بدین وسیله از حوادثی که در آینده در عالم مادی رخ می دهد زودتر از بقیه خبردار می شوند؛چرا که تمامی حوادث این دنیا از مرتبه قبل در اینجا رخ می دهد.
 

اما مرتبه آخری که به آن اشاره می شود،مرتبه "ملک"است که از آن با عنوان عالم "ناسوت" هم یاد می شود.در قرآن کریم برای این مرتبه از هستی از واژه"اسفل سافلین"و "حیات دنیا"هم استفاده شده است."دنیا"در زبان عربی اسم تفضیل به معنای "پایین ترین" می باشد و "اسفل سافلین" هم معنای پست ترین را می رساند که اشاره به این حقیقت دارد که پایین تر از این عالم دنیا دیگر هیچ مرتبه وجودی نمی باشد و عدم صرف است.فیضی که از هویت غیبیه وجود صادر شده بود در اینجا به کار خود پایان می دهد چون پس از این مرتبه دیگر هیچ چیزی نیست که در آن متجلی شود.


مخلوقاتی که از عالم مثال و برزخ در این مرتبه یعنی حیات دنیا تنزل می کنند علاوه بر شکل و اندازه دارای دیگر قیود و حد و حدودی که ماهیات دارند هم می گردند مثلا زمانمند و مکان دار و دارای کیفیات متنوع و سایر صفات و عوارضی که در علم فلسفه مفصلا بحث شده است، می شوند.

برخی از عرفا با فنای در مرتبه های قبلی وجود می توانند در این عالم دنیا به طفیلی حق تعالی صورت هایی را در عالم خارجی خلق کنند همانگونه که در "فص اسحاقی"از کتاب یگانه فصوص الحکم ابن عربی(قدس سره) به آن اشاره شد.
 

اما نکته ای که ذکر آن ضروری است اینست که تصوری که ما از رتبه بندی و مرتبه دار کردن مخلوقات عالم دنیا(=ناسوت) در ذهن خود داریم به هیچ وجه نباید برای مراتب بالاتر به کار رود.به عبارت دیگر هر مرتبه از وجود ویژگی های خاص خودش را دارد و حکم آن با بقیه مراتب تفاوت دارد.رتبه بندی در این عالم بدین صورت است که ما چیزهایی را که با هم سنخیت دارند در کنار هم جمع می کنیم و در نهایت کار چند دسته مجزا از هم داریم که در کنار یکدیگر و یا روی هم چیده شده اند.این فرض فقط برای همین عالم دنیا مناسب است.


اما در عوالم بالاتر وقتی می خواهیم مراتب وجودی را دسته بندی کنیم باید توجه داشته باشیم که مرتبه ای که در رتبه بالاتر و عالی تر می باشد در سرتاسر مراتب پایین تر از خود حضور دارد نه اینکه فقط در جهت بالای آن باشد بلکه مراتب پایینی ظهور و نمود مراتب بالایی می باشند و تحت اشراف کامل آن قرار دارند.


اگر با این دید به مراتب هستی نظر شود خواهیم دانست که خداوند که در بالاترین مرتبه وجودی می باشد و از آن مقام والا به همه مخلوقات احاطه دارد:((و الله من ورائهم محیط))در تمام مراتب پایینی هم حضور دارد و در واقع مراتب پایینی تحت اشراف آن وجود لایتناهی و از ظهورات و تجلیات او می باشند و از گستره وجودی او بیرون و خارج نمی باشند.لذا همان طور که در پست"وحدت وجود از زبان امام باقر(ع)"ذکر کردیم ایشان در حدیثی از قول جد خودشان امام حسین(ع)در تفسیر"لم یلد"می فرمایند:"لم یخرج منه شیء"این جمله به زبان ساده یعنی ما نباید هیچ ماهیت و مخلوقی را در ذهن خود از وجود لایتناهی خداوند بیرون بیاوریم و وجودی جدای از حق تعالی را بر آن بپوشانیم.پس خداوند همان طور که در ورای عوالم خلقت یعنی جایی که هنوز هیچ ماهیت و مخلوق بلکه هیچ اسم و صفتی هم ظهور نکرده است، حضور دارد در پایین ترین مرتبه هستی یعنی همین دنیا هم حضور دارد.
 

ما همین که کمالات مرتبه بالایی را به تفصیل مورد بررسی قرار دهیم آنوقت دیگر درباره مرتبه پایین تر صحبت کرده ایم و اگر همان مرتبه پایینی را هم از لحاظ کثرات و تعدد مفصلا واکاوی کنیم آنگاه توجه به مرتبه پایین تر از آن کرده ایم.اینها همه به خاطر آنست که هر مرتبه پایین تر وجودی از ظهورات مرتبه بالاتر است که از آن بیرون نمی باشد.
 
پس نتیجه می گیریم که همان مرتبه بالایی است که با ظهورات خودش مراتب پایینی را می سازد و با همان ظهوراتش در سراسر مرتبه پایینی هم حضور تمام و کمال دارد.روی همین حساب همان خدایی که در بالاترین رتبه وجودی می باشد در پایین ترین مرتبه آن هم حضور دارد.لذا امام سجاد(ع)در زبور آل محمد(ص)صحیفه سجادیه خطاب به خداوند متعال می فرمایند:

((الدانی فی علوه و العالی فی‏ دنوه‏)).
یعنی تو در عین حال که بالارتبه ای در مراتب پایین هم حضور داری و در عین اینکه در مرتبه پایینی حضور داری در بالا هم می باشی.


بلکه مراتب بالا و پایین هر دو از ظهورات خود وجود لایتناهی می باشند و طبعا او با ظهورات و تجلیات خودش همیشه و در همه رتبه ها همراه و حاضر است.به روایت زیر از کتاب شریف توحید صدوق که از زبان مطهر مولا علی(ع)نقل شده است،توجه بفرمایید:

((هو فی کل مکان موجود بآیاته)).

جمله فوق از مولا(ع)اشاره به این نکته دارد که همان خدایی که از همه صفات مخلوقاتش منزه است و از تمام عوالم امکانی فراتر است، در هر مکانی از عالم خلقت با آیاتش وجود دارد،چرا که آیات او وجودی جدای از او ندارند و ظهورات خود او می باشند پس او با همه آنها و در همه مکان ها می باشد با اینکه در ذات خودش از همه مکان ها و زمان ها و صفات مخلوقاتش منزه است.
 
مثال دیگر را از قرآن ذکر می کنیم:

                                                 هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن

آیه فوق از سوره حدید اشاره به این نکته دارد که خداوند در عین اینکه در رتبه نخست می باشد در رتبه آخر هم هست و در عین اینکه باطن می باشد و پنهان ترین چیزهاست ظاهر هم می باشد و بلکه ظاهر ترین اشیاء است.

از نگاه دیگر اول و آخر و ظاهر و باطن همه از ظهورات آن وجود لایتناهی هستند و پیداست که نمی توان او را از آنها گسیخته و جدا فرض کرد.پس او در عین اینکه پنهان ترین چیز است، ظاهر ترین چیز هم می باشد به حدی که خود ما را هم فراگرفته است و به دلیل همین ظهور زیاد آن حقیقت مقدس است که ما متوجه او نیستیم و می خواهیم مثل مخلوقات و ماهیات او را هم در گوشه ای از عالم خلقت پیدا کنیم.امام حسین(ع)در دعای عرفه به اینکه خداوند ظاهر تر از همه چیز می باشد، به صراحت اشاره می فرمایند و ما جملات نورانی ایشان در این باره را در پست"وحدت وجود از زبان امام حسین(ع)"ذکر کردیم.
 

طبق روایاتی هم که در بخش "معرفت" از مجموعه اصطلاحات ذکر کردیم ظهور او تا اندازه ای است که هر چیزی را که می خواهیم بشناسیم حتی وقتی قصد داریم خودمان را بشناسیم ابتدا او را شناخته و سپس به طفیلی شناخت اوست که موفق به شناخت خودمان یا اشیای دیگر می شویم.
 
پس اگر از بالا به پایین مطلب را مورد لحاظ قرار دهیم مرتبه بالایی مرتبه پایینی را متجلی می کند و هر مرتبه پایینی از ظهورات و رشحات مرتبه بالاتر می باشد و اگر از پایین به بالا به مطلب نگاه کنیم هر مرتبه پایینی مندک و فانی در مرتبه بالاتر از خود می شود به طوری که اگر کاملا به مرتبه بالایی ورود کنیم دیگر ظهوری از مرتبه پایینی باقی نمی ماند.مثلا این جمله امام سجاد(ع)در صحیفه سجادیه ناظر به فنای مرتبه واحدیت(=اسماء و صفات)در مرتبه احدیت عین(=نفی الصفات عنه) می باشد: ((ضلت فیک الصفات و تفسخت دونک النعوت))یعنی همه صفات و اسمائی که در مرتبه واحدیت است در احدیت ذات تو فانی می شوند و تمام ویژگی هایی که در واحدیت وجود ظهور داشتند مستهلک و مندک در مرتبه بالایی آن یعنی احدیت عین می شوند به طوری که برای تقریب به ذهن اگر فرض کنیم کسی بتواند به مرتبه احدیت عین برود در آنجا هیچ اسم و صفتی را مشاهده نمی کند و در آنجا فقط یک وجود خالص و بسیط می باشد.امام خمینی(قدس سره)در کتاب شریف "شرح دعای سحر"اشاره می فرمایند که از ازل تا به ابد
این دنیای مادی نسبت به عالم برتر از آن به منزله یک"آن"می باشد و یا به تعبیر خودمان کمتر از لحظه ای است.

 
بر همین قیاس درباره سایر مراتب هستی هم می توان سخن گفت یعنی عالم جبروت از عالم ملکوت ظاهرتر است و عالم ملکوت هم از ناسوت ظاهر تر است و عالم ناسوت در ملکوت مندک می شود و ملکوت هم در جبروت فانی و مستهلک می گردد.

پس همان طوری که ما طبق نص روایاتی که در بخش "معرفت"از اصطلاحات ذکر کردیم برایمان مسلم شد که از دید اهل بیت(ع)قبل از شناخت هر چیزی خداوند را می شناسیم،طبق همان قاعده و مطالبی که در این نوشتار گفته شد قبل از شناخت هر چیزی در عالم ناسوت ابتدا ملکوت آن چیز را می شناسیم و قبل از شناخت هر چیزی در عالم ملکوت ابتدا جبروت آن را می شناسیم و در یک دید کلی تر قبل از همه آنها خداوند را شناخته ایم.(البته انسان های معمولی به دلیل زنگاری که بر قلبشان نشسته است، متوجه این شناخت و معرفت خود نمی شوند و تنها نسبت به آخرین مرتبه  شناخت خود توجه می کنند).


روی همین حساب است که طبق نگاه دقیق عرفانی، ما حتی همین الان بهشت و جهنم را قبل از ورود به آن شهود می کنیم چون ملکوت و باطن اعمال ما یا به صورت جهنم جلوه می کند و یا به صورت بهشت برایمان متجلی می شود.پس اگر هر مرتبه ای که در وجود باطن تر و بالاتر از بقیه مراتب بود باید ظاهر تر و پایین تر از بقیه هم باشد،بر همین قیاس ما همین الان بایستی صورت باطنی اعمال خودمان را شهود کنیم چون همان صورت به هر اندازه که باطن است ظاهر هم هست.

در نتیجه هر کسی هم اکنون بهشت یا جهنم خود را شهود می کند هرچند به خاطر مشغولیت نفس ناطقه اش به کثرات، متوجه این شهود خویش نباشد.


کاری که عرفا می کنند اینست که با مراقبه و تمرکز بر افکار و اعمال خود،پرده پندار و توهمات واهی را از روی حقیقت وجودی عالم کنار می زنند و آن حقیقتی را که بقیه در عین شهود آن نسبت به آن در غفلت به سر می برند، در همین دنیا شهود می کنند.بقیه مردمی که در حجاب های نفسانی خویش غرق شده اند پس از مرگ به تدریج متوجه حقیقت مطلب خواهند شد.
 
 
از مطالب گفته شده در نوشتار کنونی دانستیم که مخلوقات در مرتبه "واحدیت"و به طفیلی اسمای حسنایی که در آن مرتبه هستند در علم حق تعالی ظهور می کنند.هر مخلوق یا ماهیت یا به تعبیر عرفا"عین ثابت"که در علم خداوندی حضور دارد در سایر مراتب پس از آن به حسب همان مرتبه ظهوری خواهد داشت که در عین اینکه شباهتی به مرتبه حضورش در علم خداوندی دارد از جهاتی دیگر با آن تفاوت هم دارد.

در بخش "مرآة"از مجموعه اصطلاحات با ذکر روایتی از مولا علی(ع)بیان شد که هر مرتبه از خلقت در حکم یک آینه می باشد.علت شباهت هر ماهیت در عوالم وجودی که او غیر از مرتبه علم خداوند در پیش رو دارد با مرتبه ای که در علم او حضور داشت اینست که همان ماهیت است که در مراتب دیگر تابیده شده است و علت تفاوت بین مرتبه علمی هر ماهیت با سایر مراتب هم اینست که یک ماهیت وقتی که از علم خداوندی در آینه های دیگر منعکس می شود تا اندازه ای تحت تاثیر آن آینه قرار می گیرد.برای تقریب به ذهن مثالی گفته می شود:

هر کدام از ما یک حقیقت معلوم و مشخص داریم که از آن آگاه هستیم.اما وقتی که به عنوان یک شخص در جلوی آینه ای مسطح ایستاده ایم خودمان را یک طور می بینیم و هنگامی که در جلوی آینه ای مقعر یا محدب می ایستیم باز هم خودمان را می بینیم اما به نحوی غیر از بار نخست.

بر همین قیاس هر ماهیتی که در علم خداوندی حضور داشته است در هر کدام از عوالم امکانی تحت تاثیر خصوصیات همان مرتبه جلوه می کند.پس سرنوشت ما همه در علم حق تعالی مشخص است و وقتی که در مراتب دیگر وجود لایتناهی ظهور می کنیم ضمن اینکه برای حق تعالی از ابتدا حقیقت تمام کارهای ما که در مجموع خودمان را تشکیل می دهد با جزئیاتش معلوم است ولی خودمان ممکن است به حقیقت آن علم نداشته باشیم.پس امکان دارد که عملی که برای ما در این عالم لذت بخش و گوارا می باشد در آینه و مرتبه ای دیگر به صورتی دردناک و عذاب آور جلوه کند در حالی که عمل ما یکی است ولی صورت هایی که در آینه های متفاوت برای ما منعکس می کند متفاوت خواهد بود.

در بخش"خلق"از زیرمجموعه اصطلاحات توضیح دادیم که طبق روایات اعمال ما قبل از اینکه در این عالم توسط ما انجام شود(=خلق تکوینی)در مرتبه سابق بر این عالم آفریده شده است(=خلق تقدیری).در اینجا با توجه به مطالب گفته شده برایمان واضح است که همان خلق تقدیری در مرتبه ای قبل از اینجا در این عالم به صورت خلق تکوینی ظهور می کند.

البته همان طور که ما اینجا اعمالمان را با اختیاری که حق تعالی در ذاتمان متجلی می کند،انجام می دهیم در مرتبه خلق تقدیری که سابق بر اینجا بوده است نیز اختیاری مناسب همان مرتبه از وجود در ما متجلی شده است.پس هیچ نوع جبری هم پیش نمی آید و در تمام عوالم وجودی و همه آینه هایی که در آن ظهور می کنیم ملاک کار"امر بین الامرین"است که در پستی جداگانه در همان بخش اصطلاحات با روایات اهل بیت(ع)مفصلا تبیین شد.

مراتب وجودی خلقت نسبت به یکدیگر حقیقت و رقیقت یک واقعیت می باشند که در آینه های مختلف منعکس شده اند و از آنجاییکه مراتب قبل از اینجا نسبت به عالم کنونی که در آن به سر می بریم تقدم زمانی نداشته و تقدم رتبی دارد پس این فرض هم غلط است که بپنداریم اگر کاری را در مرتبه ای سابق بر اینجا کرده ایم حتما بایستی در اینجا هم همان عمل را منتها طبق آینه این عالم انجام دهیم و نتیجه اشتباه جبر را از این تحلیل غلط بگیریم.

بلکه با نگرشی دقیق شاید بتوان این طور گفت که هم اکنون در همین مرتبه کنونی یعنی عالم دنیا ما در حال نوشتن سرنوشت ازلی و ابدی خود می باشیم چرا که عوالم امکانی از هم گسیخته نیستند و در نگاه دقیق ما یک حقیقت هستیم که در آینه های مختلف تابانده می شویم و عوالم پایین تر به منزله سایه و تجلی عوالم بالاتر هستند(البته به تعبیر عرفای بزرگ اسلامی حقیقت مطلب فقط با شهود بدست می آید).
 
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
طراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتاب - فروشگاه ساز اینترنتیطراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتاب - فروشگاه ساز اینترنتیساخت سایت بهترین سایت سازطراحی سایت سایت ساز فروشگاه ساز ساخت فروشگاه اینترنتی