صفحه 1- ان العزه لله جمیعا

جستجو
ان العزه لله جمیعا
وحدت وجود به زبان سادهوحدت وجود به زبان ساده ...وحدت وجود به زبان ساده وحدت وجود می گ ...وید که ما در عالم یک وجود بیشتر نداری ...م :هو الاول و الآخر والظاهر و الباطن
وحدت وجود به زبان ساده ، هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن ، وحدت وجود ، ان الله لغنی عن العالمین ، واحد لا شریک له و لا شی‏ء معه‏ فرد لا ثانی معه ، و لم یکن له شریک فی الملک ، الذی له ملک السماوات و الارض و لم یتخذ ولدا و لم یکن له شریک فی الملک و خلق کل شیء فقدره تقدیرا ، لم یلد و لم یولد ، لم یخرج منه شیء ، واحد لا بعدد ، ما لا ثانی له ، انه بکل شیء محیط ، الا انهم فی مریه من لقاء ربهم الا انه بکل شیء محیط ، الحمد لله المتجلی لخلقه بخلقه ، و هو معکم اینما کنتم ، فاینما تولوا فثم وجه الله ، و لله المشرق و المغرب اینما تولوا فثم وجه الله ان الله واسع علیم ، لیس شیء غیره ، ان تتعرف الی فی کل شیء ، تعرفت الی فی کل شیء ، الغیرک من الظهور ما لیس لک حتی یکون هو المظهر لک ، لا تدرک معرفه الله الا بالله ، لا یدرک مخلوق شیئا الا بالله ، و تعرف نفسک به و لاتعرف نفسک بنفسک من نفسک ، و الارض جمیعا قبضته یوم القیامه و السماوات مطویات بیمینه ، الله خالق کل شیء و هو علی کل شیء وکیل ، والله خلقکم و ما تعملون ، الله لا اله الا هو له الاسماء الحسنی ، یا من لایعبد الا هو ، و لایمکن الفرار من حکومتک ، فرایتک ظاهرا فی کل شیء ، کل من علیها فان ، و یمدهم فی طغیانهم یعمهون ، یایها الناس انتم الفقراء الی الله والله هو الغنی الحمید ، و ما قدروا الله حق قدره ، ما عرفناک حق معرفتک ، معروف عند کل جاهل ، و الی الله المصیر ، ان القوه لله جمیعا ، ان العزه لله جمیعا ، له ما فی السماوات و ما فی الارض و ان الله لهو الغنی الحمید ، انا لله و انا الیه راجعون ،
3917 بازدید، چهارشنبه هفدهم شهریور ۹۵
فص ادریسیفص ادریسی ... علو و بلندی بر دو نوع است:یکی بلند ...ی و علو مکانی و یکی هم علو مکانت شیخ ...از این آیه سوره مریم استفاده می کند ک
تجلی ، وحدت وجود ، خلق ، وجود ، فص حکمه قدوسیه فی کلمه ادریسیه ، فص ادریسی ، و رفعناه مکانا علیا ، و انتم الاعلون و الله معکم و لن یترکم اعمالکم ، و انتم الاعلون ، انما تجزون ما کنتم تعملون ، و لن یترکم اعمالکم ، سبح اسم ربک الاعلی ، وراء ما لا یتناهی بما لا یتناهی ، هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن ، الرحمن علی العرش استوی ، و لاتدع مع الله اله آخر لا اله الا هو کل شیء هالک الا وجهه له الحکم و الیه ترجعون ، و لله غیب السماوات و الارض الیه یرجع الامر کله فاعبده و توکل علیه و ما ربک بغافل عما تعملون ، لیس شیء غیره ، کل من علیها فان ، له ملک السماوات و الارض ، له ملک السماوات و ما فی الارض ، تتعرف الی فی کل شیء ، حتی لا اجهلک فی شیء ، فرایتک ظاهرا فی کل شیء ، اللهم انی اسالک من علوک باعلاه و کل علوک عال اللهم انی اسالک بعلوک کله ، و هو العلی العظیم ، فاینما تولوا فثم وجه الله ، و هو معکم اینما کنتم ، تشهد له المرائی لا بمحاضره ، فرأیتک ظاهرا فی کل شیء ، لا تکرار فی التجلی ، سبحان من لم یزل و لایزال فردا صمدا لم یتخذ صاحبه و لا ولدا ، لم یلد و لم یولد ، لیس شیء غیره ، کذلک لم یزل و لایزال ابد الآبدین ، و له الکبریاء فی السماوات و الارض و هوالعزیز الحکیم ، ان العزه لله جمیعا ، ان القوه لله جمیعا ، و له الکبریاء فی السماوات و الارض و هو العزیز الحکیم ، علو مکان ، علو مکانی ، علو مکانت ، و هو معکم اینما کنتم ،
395 بازدید، چهارشنبه بیست و یکم مهر ۹۵
نص دهمنص دهم ... شیخ کبیر صدرالدین قونوی(قدس سره ال ...شریف) در ابتدای این نص اشاره می فرمای ...ند که وجود خدا از آن حیث که یک وجود ص
والله یرزق من یشاء بغیر حساب ، هویت غیبیه ، ذات خدا ، تجلی ، وحدت وجود ، یرزق من یشاء بغیر حساب ، کل شیء عنده بمقدار ، انا کل شیء خلقناه بقدر ، ان الذین سبقت لهم منا الحسنی اولئک عنها مبعدون ، نفی الصفات عنه ، بساطت وجود ، احتجب بنوره ، واحد لابعدد ، احدیت ذات ، احدیت عین ، اسم ذاتی ، اسم صفاتی ، اسم فعلی ، هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم ، بی خود از شعشعه پرتو ذاتم کردند ، باده از جام تجلی صفاتم دادند ، هذا عطاؤنا فامنن او امسک بغیر حساب ، محیی الدین بن عربی ، و آتاکم من کل ما سألتموه ، عارف بالمجهول ، معروف عند کل جاهل ، هو یمسک الأشیاء بأظلتها ، قل هو الله احد ، الله الصمد ، لم یلد و لم یولد ، و لم یکن له کفوا احد ، لیس شیء غیره ، فردانیا لا خلقه فیه و لا هو فی خلقه ، هو معکم اینما کنتم ، علا فقرب و دنا فبعد ، لم یولد فیشارک ، لم یلد فیورث ، ان العزه لله جمیعا ، ان القوه لله جمیعا ، بحول الله و قوته اقوم و اقعد ، الله خالق کل شیء و هو علی کل شیء وکیل ، و الله خلقکم و ما تعملون ، الباطن لا یقال فیم ، حجاب نوری ، نصوص صدر الدین قونوی ، اسماء ذاتی ، اسماء صفاتی ، اسماء فعلی ، یدخل الجنة من أمتی سبعون‏ ألفا بغیر حساب‏ ثم التفت إلى علی(ع) و قال هم شیعتک یا علی و أنت إمامهم‏ ، کنت من بعض حسناته ، غیر محسوس و لا مجسوس ، علا فقرب و دنا فبعد ، هو معکم اینما کنتم ، لا تحویه ارضه ، لا تقله سماواته ، و لا لارادته فصل ، اسفل سافلین ، الحمد لله المتجلی لخلقه بخلقه ، و أما الباطن فلیس على معنى الاستبطان‏ للأشیاء بأن یغور فیه ،
240 بازدید، دوشنبه بیست و هشتم فروردین ۹۶
فنا و بقافنا و بقا ... به این سه دسته از نصوص دینی که ذ ...کر می شود،توجه کنید. دسته اول: ...عبارت زیر از دعای شریف و آسمانی جوشن
یا من کل شیء موجود به ، فنا و بقا ، فنای فی الله ، بقای بالله ، قرب نوافل ، قرب فرائض ، کیف یستدل بمن هو فی وجوده مفتقر الیک ، فقر وجودی ، و هو العلیم الحکیم ، و هو السمیع البصیر ، و هو العزیز الحکیم ، و هو الغنی الحمید ، و هو القوی العزیز ، له الأسماء الحسنی ، غنی کل فقیر و عز کل ذلیل و قوه کل ضعیف ، اسمای غیر حسنی ، اسمای حسنی ، ان القوه لله جمیعا ، ان العزه لله جمیعا ، یا من له الصفات العلی ، اللَّهُ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَهُوَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ وَکِیلٌ ، لا مؤثر فی الوجود الا الله ، و تعرف نفسک به و لا تعرف نفسک بنفسک من نفسک ، لایدرک مخلوق شیئا الا بالله ، بحول الله و قوته اقوم و اقعد ، لا حول و لا قوه الا بالله ، لا مؤثر فی الوجود الا الله ، ​کل من علیها فان ، و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام ، ملائکه مهیمین ، الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله ، لا نبی بعدی ، نبوت تشریعی ، نبوت انبائی ، نبی و رسول ، نبی ، رسول ، واحد لا بعدد ، تشهد له المرایا لا بمحاضره ، لیس بینه و بین خلقه حجاب غیر خلقه ، الفناء فی المشاهده ، وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخْرَىٰ فَإِذَا هُمْ قِیَامٌ یَنظُرُونَ ، حی لایموت ، الا من شاء الله ، نفخ صور ، نفخه صور اول ، نفخه صور دوم ، هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ، ثبت است بر جریده عالم دوام ما ، لاتحجبه السواتر ، و لله المشرق و المغرب فأینما تولوا فثم وجه الله ان الله واسع علیم ، تعرفت الی فی کل شیء فرأیتک ظاهرا فی کل شیء ، أنا الحق ، حسین منصور حلاج ، عمریست که ما از خم وحدت مستیم ، شیشه کثرت این طایفه را بشکستیم ، اینکه گویند فنا هست غلط می گویند ، تا خدا هست دراین معرکه ما هم هستیم ، وجه الله ، نحن وجه الله الذی یوتی منه ، فاینما تولوا فثم وجه الله ، بکم فتح الله و بکم یختم ، بکم ینزل الغیث ، بکم یمسک السماء ان تقع علی الارض الا باذنه ، ذکرکم فی الذاکرین و أسماؤکم فی الأسماء و أجسادکم فی الأجساد و أرواحکم‏ فی‏ الأرواح‏ و أنفسکم فی النفوس و آثارکم فی الآثار و قبورکم فی القبور ، انا عین الله ، لسانه الصادق ، اذن الله الواعیه ، قرب فرائض ، بالله عرفت الاشیاء ، إنه لیتقرب إلی بالنافلة حتى أحبه فإذا أحببته کنت‏ سمعه‏ الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به و لسانه الذی ینطق به و یده التی یبطش بها ، اولئک الذین خسروا انفسهم و ضل عنهم ما کانوا یفترون ، دی شانه زد آن ماه خم گیسو را ، بر چهره بریخت زلف عنبر بو را ، پوشید بدین حیله رخ نیکو را ، تا هر که نه محرم نشناسد او را ، الغیرک من الظهور ما لیس لک حتی یکون هو المظهر لک ، احتجب بغیر حجاب محجوب و استتر بغیر ستر مستور ، لیس بینه و بین خلقه حجاب غیر خلقه ، هر کجا ویران بود آنجا امید گنج هست ، گنج حق را می نجویی در دل ویران چر ، أنا عند القلوب المنکسره ، هر نفس نو می شود دنیا و ما ، بی خبر از نو شدن اندر بقا ، ای زعشقت عالمی ویران شده ، قصد این ویرانه کردی عاقبت ، من تو را مشغول می کردم دلا ، یاد آن افسانه کردی عاقبت ، آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست ، عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی ، یعلمون ظاهرا من الحیاه الدنیا و هم عن الآخره هم غافلون ، سفر کردم به هر شهری دویدم ، به لطف و حسن تو کس را ندیدم ، ز هجران و غریبی باز گشتم ، دگرباره بدین دولت رسیدم ، هر کسی کو دور ماند از اصل خویش ، بازجوید روزگار وصل خویش ، ز باغ روی تو تا دور گشتم ، نه گل دیدم نه یک میوه بچیدم ، به بدبختی چو دور افتادم از تو ، ز هر بدبخت صد زحمت شنیدم ، چه گویم مرده بودم بی تو مطلق ، خدا از نو دگر بار آفریدم ، انک میت و انهم میتون ، هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق ، بر او نمرده به فتوی من نماز کنید ، مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم ، دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم ، گفت که با بال و پری من پر و بالت ندهم ، در هوس بال و پرش بی پر و پر کنده شدم ، ما به خرمنگاه جان باز آمدیم ، جانب شه همچو شهباز آمدیم ، سیر گشتیم از غریبی و فراق ، سوی اصل و سوی آغاز آمدیم ، ​انا لله و انا الیه راجعون ، ارجعی الی ربک ، وارهیدیم از گدایی و نیاز ، پای کوبان جانب ناز آمدیم ، در کنار محرمان جان پروریم ، چونک اندر پرده راز آمدیم ، او کمند انداخت و ما را برکشید ، ما به دست صانع انگار آمدیم ، الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله ، پیش از آن کین خانه ویران کرد اجل ، حمد لله خانه پرداز آمدیم ، لا حول و لا قوه الا بالله ، نان ما پخته است و بویش می رسد ، تا به بوی نان به خباز آمدیم ، هین خمش کن تا بگوید ترجمان ، کز مذلت سوی اعزاز آمدیم ، غنی کل فقیر و عز کل ذلیل و قوه کل ضعیف ، و لله الحمد رب العالمین ،
462 بازدید، چهارشنبه هجدهم مرداد ۹۶
طراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتاب - فروشگاه ساز اینترنتیطراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتاب - فروشگاه ساز اینترنتیساخت سایت بهترین سایت سازطراحی سایت سایت ساز فروشگاه ساز ساخت فروشگاه اینترنتی