صفحه 1- تعرفت الی فی کل شیء

جستجو
تعرفت الی فی کل شیء
وجود و ظهوروجود و ظهور ... وجود در اصطلاح اهل معرفت بر حق تعا ...لی اطلاق می شود.وجود حقیقتی است که هم ...ه کمالات را در خود دارد و در واقع هر
کلی سعی ، وحدت وجود ، ظهور خداوند ، ظهور حق تعالی ، هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن ، وجود و ظهور ، تچلی ، واحد لابعدد ، هو معکم اینما کنتم ، لم یخل منه مکان ، المتفرد الذی‏ لا من‏ شی‏ء کان ، له الاسماء الحسنی ، أنت الذی اتسع‏ الخلائق‏ کلهم فی وسعه ، ما فی السماوات و ما فی الارض ، معروف عند کل جاهل ، تشهد له اعلام الوجود علی اقرار قلب ذی الجحود ، دلت علیه أعلام الظهور ، یا من دل علی ذاته بذاته ، موصوف بالآیات معروف بالعلامات ، إن معرفة عین‏ الشاهد قبل صفته و معرفة صفة الغائب قبل عینه قیل و کیف نعرف‏ عین الشاهد قبل صفته قال (ع) تعرفه و تعلم علمه و تعرف نفسک به و لا تعرف نفسک بنفسک من نفسک و تعلم أن ما فیه له‏ و به کما قالوا لیوسف‏ إنک لأنت یوسف قال أنا یوسف و هذا أخی‏ فعرفوه به و لم یعرفوه بغیره و لا أثبتوه من أنفسهم بتوهم القلوب ، همه عالم ز نور اوست پیدا ، کجا او گردد از عالم هویدا ، مکن بر نعمت حق ناسپاسی ، که تو حق را به نور حق شناسی ، لا یدرک‏ مخلوق‏ شیئا إلا بالله و لا تدرک معرفة الله إلا بالله ، به توصف الصفات لا بها یوصف و به تعرف المعارف لا بها یعرف ، الحمد لله المتجلی لخلقه بخلقه ، رَفِیعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ یُلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَىٰ مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِیُنذِرَ یَوْمَ التَّلَاقِ ، لایدرکه بعد الهمم و لایناله غوص الفطن ، لیس شیء غیره ، هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم ، تعرفت الی فی کل شیء ، الظاهر لا یقال مم و الباطن لایقال فیم ، کل ظاهر غیره غیر باطن و کل باطن غیره غیر ظاهر ، و سیرت الجبال فکانت سرابا ، حتی زرتم المقابر ، مراتب وجودی ، کمال الاخلاص نفی الصفات عنه ، لم یخل منه مکان ، الهاکم التکاثر ،
578 بازدید، یکشنبه هشتم اسفند ۹۵
معرفتمعرفت ...         &nbs ...p;           ... &nbs &nbs  در این نوشتار به
ان امر الله کله عجیب الا انه احتج علیکم بما قد عرفکم من نفسه ، معرفت ، شناخت خدا ، الأوصیاء هم أبواب الله عز و جل التی یؤتى منها و لولاهم ما عرف الله عز و جل و بهم احتج الله تبارک‏ و تعالى‏ على‏ خلقه ، نحن الاسماء الحسنی ، اول ما خلق الله نوری ، لولاک لما خلقت الافلاک ، کلنا نور واحد ، الله نور السماوات و الارض ، و تعرف نفسک به و لاتعرف نفسک بنفسک من نفسک و تعلم ان ما فیه له و به ، معرفه عین الشاهد قبل صفته ، لاتدرک مخلوق شیئا الا بالله و لاتدرک معرفه الله الا بالله ، فرأیتک ظاهرا فی کل شیء ، تعرفت الی فی کل شیء ، تشهد له المرایا لابمحاضره ، لا یستره من الله ستر و لا یحجبه عن الله حجاب‏ بل هو الحجاب‏ و الستر ، احتجب‏ بنا عن خلقه ، فآمنوا بالله و رسوله و النور الذی انزلنا ، النور هو الامام ، و یجعل لکم نورا تمشون به ، یعنی اماما تأتمون به ، سر الله المبثوث فی العالم ، ذکرکم فی الذاکرین و أسماؤکم فی الأسماء و أجسادکم فی الأجساد و أرواحکم‏ فی‏ الأرواح‏ و أنفسکم فی النفوس و آثارکم فی الآثار و قبورکم فی القبور ، قلت جعلت فداک فما معرفه الله؟قال تصدیق الله عز و جل و تصدیق رسوله (ص) و موالاة علی (ع) و الائتمام به و بأئمة الهدى (ع) و البراءة إلى الله عز و جل من عدوهم هکذا یعرف الله عز و جل ، موصوف بالآیات معروف بالعلامات ، و ما تغنی الآیات و النذر عن قوم لایومنون ، الآیات هم الائمه و النذر هم الانبیاء ، و علامات و بالنجم هم یهتدون ، رسول الله النجم و العلامات هم الائمه ، السلام على محال معرفة الله ، ما لله آیه هی اکبر منی ، معروف عند کل جاهل ، لا یقبل الله عملا إلا بمعرفة و لا معرفة إلا بعمل فمن عرف دلته المعرفة على العمل و من لم یعمل فلا معرفة له ألا إن الإیمان بعضه من بعض ،
225 بازدید، پنج شنبه یازدهم خرداد ۹۶
مرآة(آینه)مرآة(آینه) ... در این نوشتار به واکاوی اصطلاح &qu ...آة"یا به فارسی همان آینه می پردا ...ot;مرزیم که از اصطلاحات مهم عرفان نظر
تشهد له المرایا لا بمحاضره ، کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لکی اعرف ، لَمْ یَنْأَ عَنْهَا فَیُقَالَ هُوَ مِنْهَا بَائِنٌ ، الذی لاجوف له ، صمد ، فرایتک ظاهرا فی کل شیء ، تعرفت الی فی کل شیء ، مرآه خلق و خالق ، تجلی ،
157 بازدید، شنبه دهم تیر ۹۶
مصباح بیست و هفتممصباح بیست و هفتم ... این حجاب نوری که در مصباح های گذشت ...ه به عنوان خلیفه هویت غیبیه معرفی شد ...در واقع اصل حقیقت پیامبر اکرم(ص)و روح
مصباح الهدایه ، حجاب نوری ، خلیفه خداوند ، هویت غیبیه ، خلیفه هویت غیبیه ، تجلی ، ام ابیها ، ام الخلقه ، لیله القدر ، اسفل سافلین ، آیت الله شاه آبادی ، من یطع الرسول فقد اطاع الله و من تولی فما ارسلناک علیهم حفیظا ، ​ ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله ید الله فوق ایدیهم ، و أشهد أن محمدا عبده و رسوله ، و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین ، لولاک لما خلقت الافلاک ، چرخ با این اختران نغز و خوش و زیباستی ، صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی ، انا انزلناه فی لیله القدر ، أنه قال‏ إنا أنزلناه‏ فی‏ لیلة القدر اللیلة فاطمة و القدر الله ، تعرفت الی فی کل شیء ، لوح ، قلم ، حضرت فاطمه زهرا ، بکم بدأ الله ، شهود خداوند در آینه اهل بیت ، فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد أدرک لیلة القدر و إنما سمیت فاطمة لأن الخلق فطموا عن معرفتها ،
98 بازدید، چهارشنبه چهاردهم تیر ۹۶
فقر وجودیفقر وجودی ... امکان فقری در اصطلاح فلسفی به این ...معناست که یک ماهیت علاوه بر صفات، در ...ذات خودش هم برای اینکه در عالم خارجی
تخلقوا باخلاق الله ، اسمای حسنی ، اسمای غیر حسنی ، و تعلم ان ما فیه له و به ، و تعرف نفسک به و لاتعرف نفسک بنفسک من نفسک ، معرفه عین الشاهد قبل صفته ، تجلی ، الحمد لله المتجلی لخلقه بخلقه ، فقر وجودی ، فرأیتک ظاهرا فی کل شیء ، الغیرک من الظهور ما لیس لک حتی یکون هو المظهر لک ، تعرفت الی فی کل شیء ، فی وجوده مفتقر الیک ، کیف‏ یستدل‏ علیک بما هو فى وجوده مفتقر الیک ، وجود ، ماهیت ، وحدت وجود ، فقر مخلوقات به خداوند ، تجلی و امکان فقری ، امکان فقری و تجلی ،
162 بازدید، جمعه شانزدهم تیر ۹۶
فص شعیبیفص شعیبی ... قلب انسان کامل طبق حدیث قدسی" ...لایسعنی ارضی و لا سمائی و لکن یسعنی ق ...لب عبدی المومن"حق تعالی را در بر
فص شعیبی ، فص حکمه قلبیه فی کلمه شعیبیه ، لایسعنی ارضی و لا سمائی و لکن یسعنی قلب عبدی المومن ، حق مخلوق به ، واسطه فیض ، کل یوم هو فی شأن ، بکم ینزل الغیث ، خلق تقدیر ، خلق تکوین ، اتحاد عاقل و معقول ، فاینما تولوا فثم وجه الله ، تعرفت الی فی کل شیء فرایتک ظاهرا فی کل شیء ، رب زدنی علما ، یسئله من فی السماوات و الارض کل یوم هو فی شان ، من زعم انه یعرف الله بتوهم القلوب فهو مشرک ، و من زعم انه یعرف الله بالاسم دون المعنی فقد اقر بالطعن لان الاسم محدث ، و من زعم انه یعبد الاسم و المعنی فقد جعل لله شریکا ، و من زعم انه یعبد المعنی بالصفه لا بالادراک فقد احال علی غائب ، و من زعم انه یعبد الصفه و الموصوف فقد ابطل التوحید لان الصفه غیر الموصوف ، و من زعم انه یضیف الموصوف الی الصفه فقد صغر بالکبیر ، به توصف الصفات لا بها یوصف ، و ما قدروا الله حق قدره ، معرفه عین الشاهد قبل صفته ، لایدرک مخلوق شیئا الا بالله ، و لاتدرک معرفه الله الا بالله ، هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم ، واحد لا شریک له و لا شیء معه فرد لا ثانی معه ، لیس شیء غیره ، واحد لا بعدد ، شیء بحقیقه الشیئیه ، یا خیر معروف عرف ، معروف عند کل جاهل ، ما عبد به الرحمان و اکتسب به الجنان ، من زعم انه یعرف الله بحجاب او بصوره او بمثال فهو مشرک لان حجابه و مثاله و صورته غیره ، و انما هو واحد متوحد فکیف یوحده من زعم انه عرفه بغیره ، و انما عرف الله من عرفه بالله فمن لم یعرفه به فلیس یعرفه انما یعرف غیره ، لیس بین الخالق و المخلوق شیء ، و الله خالق الاشیاء لا من شیء کان ، و الله یسمی باسمائه و هو غیر اسمائه و الاسماء غیره ، قالوا حرقوه وانصروا آلهتکم ان کنتم فاعلین ، و قال انما اتخذتم من دون الله اوثانا موده بینکم فی الحیاه الدنیا ثم یوم القیامه یکفر بعضکم بعضا و یلعن بعضکم بعضا و ماواکم النار و ما لکم من ناصرین ، و تعرف نفسک به و لاتعرف نفسک بنفسک من نفسک و تعلم ان ما فیه له و به ، ان فی ذلک لذکری لمن کان له قلب او القی السمع و هو شهید ، الاحسان ان تعبد الله کانک تراه ، خلق الله السماوات و الارض بالحق ، فنا و بقا ، انا الحق ، مرا از توست هر دم تازه عشقی ، ترا هر ساعتی حسنی دگر باد ، قلب انسان کامل ،
164 بازدید، پنج شنبه پنجم مرداد ۹۶
فنا و بقافنا و بقا ... به این سه دسته از نصوص دینی که ذ ...کر می شود،توجه کنید. دسته اول: ...عبارت زیر از دعای شریف و آسمانی جوشن
یا من کل شیء موجود به ، فنا و بقا ، فنای فی الله ، بقای بالله ، قرب نوافل ، قرب فرائض ، کیف یستدل بمن هو فی وجوده مفتقر الیک ، فقر وجودی ، و هو العلیم الحکیم ، و هو السمیع البصیر ، و هو العزیز الحکیم ، و هو الغنی الحمید ، و هو القوی العزیز ، له الأسماء الحسنی ، غنی کل فقیر و عز کل ذلیل و قوه کل ضعیف ، اسمای غیر حسنی ، اسمای حسنی ، ان القوه لله جمیعا ، ان العزه لله جمیعا ، یا من له الصفات العلی ، اللَّهُ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَهُوَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ وَکِیلٌ ، لا مؤثر فی الوجود الا الله ، و تعرف نفسک به و لا تعرف نفسک بنفسک من نفسک ، لایدرک مخلوق شیئا الا بالله ، بحول الله و قوته اقوم و اقعد ، لا حول و لا قوه الا بالله ، لا مؤثر فی الوجود الا الله ، ​کل من علیها فان ، و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام ، ملائکه مهیمین ، الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله ، لا نبی بعدی ، نبوت تشریعی ، نبوت انبائی ، نبی و رسول ، نبی ، رسول ، واحد لا بعدد ، تشهد له المرایا لا بمحاضره ، لیس بینه و بین خلقه حجاب غیر خلقه ، الفناء فی المشاهده ، وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخْرَىٰ فَإِذَا هُمْ قِیَامٌ یَنظُرُونَ ، حی لایموت ، الا من شاء الله ، نفخ صور ، نفخه صور اول ، نفخه صور دوم ، هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ، ثبت است بر جریده عالم دوام ما ، لاتحجبه السواتر ، و لله المشرق و المغرب فأینما تولوا فثم وجه الله ان الله واسع علیم ، تعرفت الی فی کل شیء فرأیتک ظاهرا فی کل شیء ، أنا الحق ، حسین منصور حلاج ، عمریست که ما از خم وحدت مستیم ، شیشه کثرت این طایفه را بشکستیم ، اینکه گویند فنا هست غلط می گویند ، تا خدا هست دراین معرکه ما هم هستیم ، وجه الله ، نحن وجه الله الذی یوتی منه ، فاینما تولوا فثم وجه الله ، بکم فتح الله و بکم یختم ، بکم ینزل الغیث ، بکم یمسک السماء ان تقع علی الارض الا باذنه ، ذکرکم فی الذاکرین و أسماؤکم فی الأسماء و أجسادکم فی الأجساد و أرواحکم‏ فی‏ الأرواح‏ و أنفسکم فی النفوس و آثارکم فی الآثار و قبورکم فی القبور ، انا عین الله ، لسانه الصادق ، اذن الله الواعیه ، قرب فرائض ، بالله عرفت الاشیاء ، إنه لیتقرب إلی بالنافلة حتى أحبه فإذا أحببته کنت‏ سمعه‏ الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به و لسانه الذی ینطق به و یده التی یبطش بها ، اولئک الذین خسروا انفسهم و ضل عنهم ما کانوا یفترون ، دی شانه زد آن ماه خم گیسو را ، بر چهره بریخت زلف عنبر بو را ، پوشید بدین حیله رخ نیکو را ، تا هر که نه محرم نشناسد او را ، الغیرک من الظهور ما لیس لک حتی یکون هو المظهر لک ، احتجب بغیر حجاب محجوب و استتر بغیر ستر مستور ، لیس بینه و بین خلقه حجاب غیر خلقه ، هر کجا ویران بود آنجا امید گنج هست ، گنج حق را می نجویی در دل ویران چر ، أنا عند القلوب المنکسره ، هر نفس نو می شود دنیا و ما ، بی خبر از نو شدن اندر بقا ، ای زعشقت عالمی ویران شده ، قصد این ویرانه کردی عاقبت ، من تو را مشغول می کردم دلا ، یاد آن افسانه کردی عاقبت ، آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست ، عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی ، یعلمون ظاهرا من الحیاه الدنیا و هم عن الآخره هم غافلون ، سفر کردم به هر شهری دویدم ، به لطف و حسن تو کس را ندیدم ، ز هجران و غریبی باز گشتم ، دگرباره بدین دولت رسیدم ، هر کسی کو دور ماند از اصل خویش ، بازجوید روزگار وصل خویش ، ز باغ روی تو تا دور گشتم ، نه گل دیدم نه یک میوه بچیدم ، به بدبختی چو دور افتادم از تو ، ز هر بدبخت صد زحمت شنیدم ، چه گویم مرده بودم بی تو مطلق ، خدا از نو دگر بار آفریدم ، انک میت و انهم میتون ، هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق ، بر او نمرده به فتوی من نماز کنید ، مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم ، دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم ، گفت که با بال و پری من پر و بالت ندهم ، در هوس بال و پرش بی پر و پر کنده شدم ، ما به خرمنگاه جان باز آمدیم ، جانب شه همچو شهباز آمدیم ، سیر گشتیم از غریبی و فراق ، سوی اصل و سوی آغاز آمدیم ، ​انا لله و انا الیه راجعون ، ارجعی الی ربک ، وارهیدیم از گدایی و نیاز ، پای کوبان جانب ناز آمدیم ، در کنار محرمان جان پروریم ، چونک اندر پرده راز آمدیم ، او کمند انداخت و ما را برکشید ، ما به دست صانع انگار آمدیم ، الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله ، پیش از آن کین خانه ویران کرد اجل ، حمد لله خانه پرداز آمدیم ، لا حول و لا قوه الا بالله ، نان ما پخته است و بویش می رسد ، تا به بوی نان به خباز آمدیم ، هین خمش کن تا بگوید ترجمان ، کز مذلت سوی اعزاز آمدیم ، غنی کل فقیر و عز کل ذلیل و قوه کل ضعیف ، و لله الحمد رب العالمین ،
319 بازدید، چهارشنبه هجدهم مرداد ۹۶
نص چهاردهمنص چهاردهم ... در"نص سیزدهم"یکی از نشان ...ه های اینکه به آخرین درجه علم نسبت به ... یک مخلوق دست پیدا کرده ایم، اتصال آن
نص چهاردهم نصوص صدرالدین قونوی ، یلی الحقی ، یلی الخلقی ، رب ارنی الاشیاء کما هی ، معروف عند کل جاهل ، تعرفت الی فی کل شیء فرایتک ظاهرا فی کل شیء ،
75 بازدید، پنج شنبه بیست و ششم مرداد ۹۶
احساناحسان ...           ...           & ...nbsp;nbsp;        
هل جزاء الاحسان الا الاحسان ، احسان ، أن تعبد الله کانک تراه فإن لم تکن تراه فإنه یراک ، فرایتک ظاهرا فی کل شیء ، رو مجرد شو مجرد را ببین ، دیدن هر چیز را شرط است این ، معروف عند کل جاهل ، معرفه عین الشاهد قبل صفته ، من زعم انه یعبد المعنی بالصفه لا بالادراک فقد احال علی غایب ، من عبد الله بالتوهم فقد کفر ، نَعَمْ غَیْرَ مَعْقُولٍ وَ لَا مَحْدُودٍ فَمَا وَقَعَ وَهْمُکَ عَلَیْهِ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَهُوَ خِلَافُهُ لَا یُشْبِهُهُ شَیْ‏ءٌ وَ لَا تُدْرِکُهُ الْأَوْهَامُ کَیْفَ تُدْرِکُهُ الْأَوْهَامُ وَ هُوَ خِلَافُ مَا یُعْقَلُ وَ خِلَافُ مَا یُتَصَوَّرُ فِی الْأَوْهَامِ إِنَّمَا یُتَوَهَّمُ شَیْ‏ءٌ غَیْرُ مَعْقُولٍ وَ لَا مَحْدُود ، و تعرف نفسک به و لاتعرف نفسک بنفسک من نفسک و تعلم ان ما فیه له و به ، تعرفت الی فی کل شیء فرایتک ظاهرا فی کل شیء ، وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ، قیمه کل امرئ ما یحسنه ، الاحسان ان تعبد الله کانک تراه ، هل جزاء الاحسان الا الاحسان ، ان الله عز و جل قال ما جزاء من انعمت علیه بالتوحید الا الجنه ، ما رایت شیئا الا رایت الله قبله ،
61 بازدید، چهارشنبه سوم آبان ۹۶
نص بیست و یکمنص بیست و یکم ... حق تعالی وجودی بسیط و یک دست و منز ...ه از هر گونه کثرت ذهنی و خارجی و عقلی ... و وهمی است.به تعبیر مولا علی(ع)در تو
انه لاینقسم فی وجود و لا عقل و لا وهم ، ما لا ثانی له لایدخل فی باب الاعداد ، واحد لا بعدد ، لایدرک مخلوق شیئا الا بالله ، و تعرف نفسک به و لاتعرف نفسک بنفسک من نفسک ، و انما هو واحد متوحد فکیف یوحده من زعم انه عرفه بغیره ، هل کان الله عارفا بنفسه قبل أن يخلق الخلق قال نعم قلت يراها و يسمعها قال ما کان الله محتاجا إلى ذلک لأنه لم يکن يسألها و لا يطلب منها هو نفسه‏ و نفسه‏ هو. ، تعرفت الی فی کل شیء ، ان بطش ربک لشدید ، انه هو یبدی و یعید ، و هو الغفور الودود ، ذو العرش المجید ، فعال لما یرید ،
9 بازدید، چهارشنبه یازدهم بهمن ۹۶
طراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتاب - فروشگاه ساز اینترنتیطراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتاب - فروشگاه ساز اینترنتیساخت سایت بهترین سایت سازطراحی سایت سایت ساز فروشگاه ساز ساخت فروشگاه اینترنتی