وحدت وجود به زبان ساده

جستجو
۱۳۹۵/۶/۱۷ چهارشنبه
(24)
(0)
وحدت وجود به زبان ساده
وحدت وجود به زبان ساده
در این نوشتار اجمالا به شرح ابتدایی وحدت وجود که یک نظر قرآنی و روایی است و عرفا و فلاسفه اسلامی از آن بهره گرفته اند میپردازیم.
همانطور که از نام ((وحدت وجود))بر می آید این مفهوم به ما میگوید که ما در عالم بیش از یک وجود نداریم.طبیعتا اولین پرسشی که به ذهن انسان میرسد این است که پس آسمان و زمین و من و شمایی که در این دنیا زندگی میکنیم چه میشود؟آیا همه خداییم و یا خداوند تمام ماست؟

با ذکر مقدمه ای جواب میدهیم و آن اینکه:
 
معانی ای را که ما در ذهن خود داریم و با الفاظ از آن به یکدیگر خبر میدهیم و حرف میزنیم تماما از واقعیات دنیای خارج انتزاع کرده ایم.یکی از آن واژگان کلمه((وجود))است.ما این واژه را به یک معنی و مفهوم بر خود و تمامی موجودات حتی خداوند به کار می بریم.اولین برداشت از این مقدمه اینکه:حتما با هم در اصل خارجی و حقیقت این کلمه یک حد مشترک داریم زیرا به همان معنایی که میگوییم من وجود دارم میگوییم آسمان وجود دارد و به همان معنا هم میگوییم خدا وجود دارد و این یک اصل بدیهی است که هر فرد منصفی ناگزیر از پذیرش آن میباشد.پس یک وجود است که هم اول است و هم آخر و هم ظاهر و هم باطن و تمامی مخلوقات در آن سهیم می باشند(در نگاه دقیق تر آیات و نشانه های آن میباشند) و هر ماهیت و مفهومی که بخواهد در عالم خارج تحقق پیدا کند لاجرم به طفیلی آن مجال بروز و ظهور می یابد.به طفیلی همان چیزی که در فارسی به آن((هستی))میگوییم. یعنی باید از((هستی))بهره ای ببرد(به عبارت دقیق تر باید هستی به آن ظهور بدهد) خب این هم مقدمه دوم بود.

مطلب دیگر آنکه آن ((وجود))یا ((هستی))به ذات خود موجود است و در تحقق خود محتاج هیچ وجود دیگری نیست چون معنا ندارد که بگوییم:وجود به طفیلی خودش و یا وجود دیگری موجود است یا بگوییم وجود وجود دارد.پس آن وجود در ذات خود از همه چیز غنی و بی نیاز است و بلکه همه به آن محتاجند و او از همه بی نیاز.هر کس به هر اندازه که از آن بهره دارد آن را درک میکند و او همه را دربر دارد و از همه فراتر هم هست و هیچ کس به کنه و حقیقت آن راه ندارد و فقط به اندازه خودش آن را میفهمد.این هم مقدمه سوم.حالا برمیگردیم به حرف عرفا.آنها میگویند:آن وجودی که  هست و همه به آن محتاجند و در آن غرقند و در ید قدرت او میباشند همان خداوند جل و علاست.مثالی هم که برای حرف آنها میتوان آورد از خود انسان می آوریم.یعنی شما در صفحه نفس خود و در اندیشه خود یک عالم خلق کنید میبینید که آن عالم از شما جدا نیست و بلکه در شما غرق است و جدای از شما وجودی ندارد و در ید قدرت شماست و در عین حال شما در آن خلاصه نمی شوید چون ذات شما فراتر از آن هم هست و اگر تمام آن را از بین ببرید و معدوم سازید به شما هیچ زیانی نمیرسد و نفس شما در جای خویش ثابت است.منطق عرفا این است که: به همین معنا قرآن میگوید((ان الله لغنی عن العالمین)).تمام عالم هم که از بین برود به خداوند هیچ ضرر و زیانی نمیرسد چون ذات او و اصل هستی حق تعالی فراتر از عالم است و خلق او تنها یک تجلی درون قلمرو خود او بوده است.


همه مندک و متلاشی در او می باشند:((هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم)):(سوره حدید)
هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم


او همان وجودی است که به دلیل عدم تناهی و نامحدود بودن، وجود دومی در کنار او نیست و همواره تک و تنهاست:((واحد لا شریک له و لا شی‏ء معه‏ فرد لا ثانی معه‏)):(امام رضا(ع)در کتاب تحف العقول)

مالکیت تمامی ماهیات فقط برای اوست و هیچ ماهیتی حتی مالک وجودی که در خود می بیند هم نیست چون همه چیز تجلی اوست:((و لم یکن له شریک فی الملک)):(سوره فرقان)
 الذی له ملک السماوات و الارض و لم یتخذ ولدا و لم یکن له شریک فی الملک و خلق کل شیء فقدره تقدیرا


چیزی تولید نکرده است:((لم یلد))(سوره توحید)
لم یلد و لم یولد


چیزی از او خارج نشده است بلکه مخلوقات ظهورات او هستند:((لم یخرج منه شیء)):(امام حسین(ع))

((ما لا ثانی له)):دومی ندارد.((واحد لا بعدد)):یکی است ولی نه آن یکی که در مقوله اعداد وارد شود و در کنار او بتوان دومی فرض کرد:(امام علی(ع))

وجود مطلق و قیومی و صمدی به همه  احاطه دارد :((انه بکل شیء محیط))(سوره فصلت)
الا انهم فی مریه من لقاء ربهم الا انه بکل شیء محیط


در همه تجلی کرده است:((الحمد لله المتجلی لخلقه بخلقه))(نهج البلاغه)

با همه هست:((و هو معکم اینما کنتم)):(سوره حدید)

مخلوقات هر کدام یکی از چهره های او می باشند:((فاینما تولوا فثم وجه الله)):(سوره بقره)
و لله المشرق و المغرب اینما تولوا فثم وجه الله ان الله واسع علیم


چیزی غیر از او نیست:((لیس شیء غیره)):(امام صادق(ع)):(توحید صدوق)

در همه چیز خود اوست که خود را به ما می شناساند:((ان تتعرف الی فی کل شیء)).((تعرفت الی فی کل شیء)):امام حسین(ع)در(دعای عرفه)

از همه چیز ظاهرتر است:((الغیرک من الظهور ما لیس لک حتی یکون هو المظهر لک))(امام حسین((ع))دعای عرفه)

او را مستقیما با خود او باید شناخت:((لا تدرک معرفه الله الا بالله))(امام صادق(ع))

تجلیاتش را هم با خود او باید شناخت:((لا یدرک مخلوق شیئا الا بالله)): (امام صادق(ع)) 

ما حتی خودمان را با او می شناسیم و به وسیله خودمان و از طریق خویشتن نمی شناسیم:((و تعرف نفسک به و لاتعرف نفسک بنفسک من نفسک))(امام صادق(ع)در تحف العقول)

تمامی مخلوقات در چنگ قدرت او هستند:((و الارض جمیعا قبضته یوم القیامه و السماوات مطویات بیمینه)):(سوره زمر)

هیچ شریکی ندارد:((وحده لا شریک له))

خالق همه تجلیات است:((الله خالق کل شیء))(سوره زمر)
الله خالق کل شیء و هو علی کل شیء وکیل


در عین اینکه اختیارمان محفوظ است او حتی خالق اعمال ما هم هست البته به وسیله وجودی که در کارهایمان متجلی می کند.به بیان دیگر ما کارهایمان را به طفیلی او انجام می دهیم:((والله خلقکم و ماتعملون))(سوره صافات)
والله خلقکم و ما تعملون


تمامی اسمای حسنی فقط برای اوست:((له الاسماء الحسنی)):(سوره طه)
الله لا اله الا هو له الاسماء الحسنی


در حقیقت و باطن امر جز او کسی پرستش نمی شود:((یا من لایعبد الا هو)):(جوشن کبیر)

از گستره فرمانروایی او نمی توان گریخت و از قلمرو وجود او نمی توان بیرون رفت:((و لایمکن الفرار من حکومتک)):(دعای کمیل)

او را فقط می توان در مخلوقات و تجلیاتش شهود کرد و نه در ذات غیبیه اش:((فرایتک ظاهرا فی کل شیء)):(امام حسین(ع)دعای عرفه)

همه مندک و فانی در او هستند:((کل من علیها فان)):(سوره الرحمان)
 کل من علیها فان


حتی طغیان ها و سرکشی ها هم با فیض وجودی او انجام می گیرد:((و یمدهم فی طغیانهم یعمهون)):(سوره بقره)
و یمدهم فی طغیانهم یعمهون


همه چه در اصل ذاتشان و چه در صفاتشان عین فقر به او می باشند:((انتم الفقراء الی الله)):(سوره فاطر)
یایها الناس انتم الفقراء الی الله والله هو الغنی الحمید


هیچ مخلوقی قادر نیست کنه ذات او را بشناسد:((و ما قدروا الله حق قدره))(سوره انعام)

حتی پیامبر(ص) هم کنه ذات او را نشناخت:((ما عرفناک حق معرفتک)):(پیامبر اکرم(ص))

اما در مرتبه فعل و ظهور او به هیچ وجه نمی توان از شناخت او محروم شد چون هر عالمی با هر درجه ای از علم و دانش و یا هر جاهلی به هر اندازه هم که نادان باشد او را می شناسد:((معروف عند کل جاهل)):(امام صادق(ع))

تمام تحولات به او ختم می شود:((و الی الله المصیر)):(سوره آل عمران)

تمام قدرت ها و نیروها برای خود اوست هر چند در مخلوقاتش آن را به نمایش بگذارد:((ان القوه لله جمیعا)):(سوره بقره) 

تمام عزت ها برای اوست:((ان العزه لله جمیعا)):(سوره یونس)

تمام آسمان ها و زمین و مخلوقاتی که در آنهاست همه تکوینا برای اوست و مندک در آن وجود لایتناهی می باشد و وجودی برای خود به دست نیاورده است تا از او جدا باشد:((له ما فی السماوات و ما فی الارض و ان الله لهو الغنی الحمید)):(سوره حج)
له ما فی السماوات و ما فی الارض و ان الله لهو الغنی الحمید


همه از او ظهور کرده اند و به خود او هم باز می گردند و هم اکنون هم از قلمرو او بیرون نیستند و مندک در او می باشند چه بدانند و چه ندانند:((انا لله و انا الیه راجعون)):(سوره بقره)

نگاه توحیدی فوق در تمام قرآن کریم جریان دارد و پایه و اساس معارف قرآنی و روایی می باشد و ما به حول و قوه الهی در این سایت به شرح این اصل متقن و رکن رکین معارف الهی یعنی((وحدت وجود))می پردازیم و در شرح تمام معارفی که نتیجه اعتقاد به((وحدت وجود))است از آیات قرآنی و روایات نورانی اهل بیت(ع) و کلمات عرفای بزرگ اسلامی کمک می گیریم.
 
خواننده محترم می تواند جهت توضیحات بیشتر پیرامون حقیقت وجود حق تعالی از زبان اهل بیت(ع)به پست"وجود و ظهور"از زیرمجموعه اصطلاحات در همین سایت رجوع بفرماید.
وحدت وجود به زبان ساده ، هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن ، وحدت وجود ، ان الله لغنی عن العالمین ، واحد لا شریک له و لا شی‏ء معه‏ فرد لا ثانی معه ، و لم یکن له شریک فی الملک ، الذی له ملک السماوات و الارض و لم یتخذ ولدا و لم یکن له شریک فی الملک و خلق کل شیء فقدره تقدیرا ، لم یلد و لم یولد ، لم یخرج منه شیء ، واحد لا بعدد ، ما لا ثانی له ، انه بکل شیء محیط ، الا انهم فی مریه من لقاء ربهم الا انه بکل شیء محیط ، الحمد لله المتجلی لخلقه بخلقه ، و هو معکم اینما کنتم ، فاینما تولوا فثم وجه الله ، و لله المشرق و المغرب اینما تولوا فثم وجه الله ان الله واسع علیم ، لیس شیء غیره ، ان تتعرف الی فی کل شیء ، تعرفت الی فی کل شیء ، الغیرک من الظهور ما لیس لک حتی یکون هو المظهر لک ، لا تدرک معرفه الله الا بالله ، لا یدرک مخلوق شیئا الا بالله ، و تعرف نفسک به و لاتعرف نفسک بنفسک من نفسک ، و الارض جمیعا قبضته یوم القیامه و السماوات مطویات بیمینه ، الله خالق کل شیء و هو علی کل شیء وکیل ، والله خلقکم و ما تعملون ، الله لا اله الا هو له الاسماء الحسنی ، یا من لایعبد الا هو ، و لایمکن الفرار من حکومتک ، فرایتک ظاهرا فی کل شیء ، کل من علیها فان ، و یمدهم فی طغیانهم یعمهون ، یایها الناس انتم الفقراء الی الله والله هو الغنی الحمید ، و ما قدروا الله حق قدره ، ما عرفناک حق معرفتک ، معروف عند کل جاهل ، و الی الله المصیر ، ان القوه لله جمیعا ، ان العزه لله جمیعا ، له ما فی السماوات و ما فی الارض و ان الله لهو الغنی الحمید ، انا لله و انا الیه راجعون ،
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

3 نظر
Noorparvaz
دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۹۶
پاسخ
Noorparvaz
با سلام. خوانندگان این صفحه رو به آثار بی نظیر دکتر علی اکبر خانجانی توصیه میکنم.https://sites.google.com/site/aliakbarkhanjany/https://drive.google.com/file/d/0BzzhoJFu-VlhbUVfNkp2LUdqSEk/view
پاسخ مدیر سایت
خدمت شما و همه مخاطبین سایت"وحدت وجود"سلام عرض میکنم.از آنجاییکه بنده آشنایی با کتب فرد مورد اشاره ندارم لذا محتوای آنها را نه تایید و نه رد می کنم.ملاک برای ما تطبیق با قرآن و احادیث است و در این سایت هم به همین شیوه عمل می کنیم.پس فارغ از تایید نظر یا رد آن ما در این بخش فقط نظر کاربران محترم سایت را منتشر می کنیم.
پاسخ مدیر سایت
شهنازگوهری
یکشنبه دهم اردیبهشت ۹۶
پاسخ
شهنازگوهری
تشکرفراوان
فلاح اربابون
پنج شنبه نوزدهم اسفند ۹۵
پاسخ
فلاح اربابون
احسنت آجرکم الله اجرا جمیلا
طراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتاب - فروشگاه ساز اینترنتیطراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتاب - فروشگاه ساز اینترنتیساخت سایت بهترین سایت سازطراحی سایت سایت ساز فروشگاه ساز ساخت فروشگاه اینترنتی