حقیقت پنجم

جستجو
(0)
(0)
حقیقت پنجم
"ادراک هستی حقیقی حق که اعرف و اظهر است مقدم است بر ادراک نفس، که او از عالم امر است:((والله غالب علی امره)) و از این جهت نسیان حق را مستلزم نسیان نفس فرمود که نسیان بعد از معرفت بود:((نسوا الله فانساهم انفسهم))."

 

شرح:

طبق حدیثی که از کتاب تحف العقول در بخش قبلی هم ذکر کردیم‌ حتی قبل از شناخت خودمان خداوند را می شناسیم.در آن حدیث امام صادق(ع) می فرمایند:

((و تعرف نفسک به و لاتعرف نفسک بنفسک من نفسک:خودت را به طفیلی او می شناسی و به وسیله خودت و از طریق خودت نمی شناسی)).

پس دانستیم که وجود روشن ترین و ظاهرترین چیزهاست به اندازه ای که حتی از جان خودمان هم برای ما روشن تر و شناخته شده تر می باشد.دلیل ظاهر تر بودن خداوند حتی از به جان خودمان به این حقیقت باز می گردد که او بر همه چیز از جمله جان ما احاطه و غلبه تکوینی دارد.

پس او بر هر چیز چیره و مسلط است که از احاطه همه جانبه او بر اشیاء عالم امکان نشئت می گیرد و طبق قواعد عرفان نظری اگر بخواهیم چیزی که مغلوب و محاط یک چیز غالب شده است را بشناسیم ابتدا بایستی شیء غالب و محیط را بشناسیم و سپس به طفیلی آن است که شیء مغلوب و احاطه شده را خواهیم شناخت(البته این قاعده و امثال آن ناظر به حقیقت تکوینی و خارجی عالم می باشد پس منظور از آن غلبه حقیقی و تکوینی است و با غلبه اعتباری که در زندگی روزمره با آن سر و کار داریم،فرقی اساسی دارد).

پس اگر کسی خداوند و وجودی را که به او احاطه دارد نشناسد خودش را هم که یکی از ظهورات آن وجود است به درستی نخواهد شناخت و همان شناخت ناقصی را هم که نسبت به خودش دارد به طفیلی وجود خداوندی دارد که از رگ گردن به او نزدیک تر است ولی آن شخص متوجه این حقیقت نیست.این آیه معروف از سوره حشر به این حقیقت اشاره دارد:((نسوا الله فانساهم انفسهم))آیه بیان می کند که آنها خداوند را فراموش کردند پس خداوند هم جان خود آنان را از آنان پوشانید و کاری کرد تا حقیقت خویشتن را فراموش کنند.
 

البته محال است که کسی نسبت به وجود کاملا بی اطلاع باشد چرا که ذات همه مخلوقات غرقه در دریای بیکران وجود حق تعالی است و به تعبیر امام صادق(ع)در اصول کافی خداوند نزد هر جاهلی هم شناخته شده است:((معروف عند کل جاهل))در نتیجه محال است که کسی نسبت به ذات خودش هم به طور کامل جاهل باشد چون به طفیلی همان شناخت ناقصی که نسبت به وجود دارد جان خودش را هم حتما خواهد شناخت:((بل الانسان علی نفسه بصیره))هر چند ممکن است این شناخت ناقص باشد.پس فراموشی و نسیانی که در آیه ذکر شده از سوره حشر آمده است مربوط به غفلت ما نسبت به شناخت وجود قبل از شناخت هر چیز دیگری می باشد که نتیجه این غفلت،غفلت دیگری این بار نسبت به جان خودمان می باشد.پس آیات و روایات در اینگونه مسائل معرفت شناختی هیچ ناسازگاری و تناقضی با همدیگر ندارند.
 

همه ما خداوند را می شناسیم بلکه سایر اشیاء عالم را هم به نص روایات اهل بیت(ع) به طفیلی خداوند می شناسیم ولی بیشتر ما انسان ها نسبت به این شناخت خود غافل و بی توجه هستیم و همین نکته سبب سردرگمی ها و مغلطه های ذهنی ای می شود که بر تمام شناخت های دیگر ما در زندگی تاثیر می گذارد و از آنجاییکه اعمال ما هم طبق شناخت ما انجام می گیرد اگر شناخت صحیحی نداشته باشیم علاوه بر جهان بینی نادرست حتی اعمالمان هم بویی از حقیقت نبرده است و تطابق صحیحی با حقیقتی که در عالم خارجی متجلی شده است، نخواهد داشت.
 

پس تمام مشکلات انسان ها چه در نگرش به عالم خلقت و چه در اعمالی که انجام می دهند، از همین عدم توجه به شناخت وجودی است که آنها را احاطه کرده است.وقتی وجود لایتناهی که معرفت آن بدیهی ترین چیز می باشد مورد غفلت واقع شد آنگاه قواعدی را هم که در سرای آفرینش جریان دارد مورد غفلت واقع می شود و خلاف قوانین تکوینی عالم خلقت عمل کردن تبعات فاجعه باری را در زندگی انسان ها به جا می گذارد در حالی که خودشان متوجه نیستند که مشکلات آنها از کجا نشئت می گیرد.لذا امیر المومنین علی بن ابی طالب(ع)در کتاب متقن نهج البلاغه نخستین گام دینداری را شناخت و معرفت خداوند معرفی می کنند:((اول الدین معرفته))ولی از آنجاییکه طبق کلام امام صادق(ع)در اصول کافی این معرفت را همه انسان ها حتی جاهل ترین آنها دارند:((معروف عند کل جاهل))،مولا علی(ع)در ادامه کلام خودشان توجه و تصدیق انسان به این معرفت را یادآور می شوند:((و کمال معرفته التصدیق به)).با این توضیحات روشن می شود که بر خلاف اصل معرفت که یک چیز عمومی است، تصدیق نسبت به آن معرفت را همه کس ندارد.
 
انسان موحد و یگانه پرست در همه حالات و شئونات زندگی اش وجود حق تعالی را شهود می کند و با توجه به حضور خداوند جل و علا کارهایش را انجام می دهد.چنین شخص وارسته ای همواره متوجه این حقیقت می باشد که تمام جزئیات حتی نفس خودش را به طفیلی وجود گسترده ای که بر آنها کشیده شده است،می شناسد.به بیان شیوای شیخ محمود شبستری در کتاب یگانه گلشن راز:

دل عارف شناسای وجود است        وجود مطلق او را در شهود است
دلی کز معرفت نور و صفا دید          ز هر چیزی که دید اول خدا دید


 پیداست که افعال چنین شخصی چون همیشه مطابق دستورات خداوند و با توجه به آن ذات مقدس انجام می گیرد همگی مطابق قواعد تکوینی عالم خارجی می باشد و ثمرات شیرین دنیوی و پاداش جزیل اخروی را برای شخص در پی خواهد داشت.

با توجه به نکات گفته شده اکنون معنی دقیقی از این حدیث معروف برایمان روشن می گردد:((من عرف نفسه فقد عرف ربه)).
با مد نظر قرار دادن قواعد ذکر شده معنی دقیق حدیث بدین صورت می شود که هر کس خودش را بشناسد چون این کار را به طفیلی وجود حق تعالی انجام داده است پس حتما خداوند را هم قبل از معرفت نسبت به خودش شناخته است.

حرف"قد"در عبارت "قد عرف ربه"از آنجایی که معنای فعل"عرف"را ماضی نقلی می کند،بر صحت این برداشت از حدیث گواهی می دهد، به علاوه حدیثی را که در اول بحث از امام صادق(ع)مبنی بر شناخت خداوند قبل از شناخت نفس خودمان ذکر کردیم هم به خوبی این برداشت را تایید می کند.

نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
طراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتاب - فروشگاه ساز اینترنتیطراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتاب - فروشگاه ساز اینترنتی