نص بیست و دوم

جستجو
(0)
(0)
نص بیست و دوم
اعیان ثابته یا همان صورت علمی ماهیات با آفرینش عالم هرگز دارای وجودی برای خودشان نشده اند؛زیرا طبق"توحید مالکیت"هنوز هم مثل مرتبه قبل از آفرینش هم اصل وجود و هم کمالات وجودی متعلق به خداوند است.پس از نگاه دقیق عرفانی هم اصل وجودی که در مخلوقات مشاهده می کنیم و هم کمالات وجودی که در مخلوقات است دم به دم و آن به آن از طرف حق تعالی به آنان افاضه می شود و آنان از ذات گرفته تا صفات و افعالشان عین فقر به خداوند هستند.در بخش"قدریه(مفوضه)"از مجموعه اصطلاحات با ذکر روایاتی توضیح دادیم که از دید اهل بیت(ع) تفویض و واگذاری وجود و کمالات وجودی از طرف حق تعالی به مخلوقات یک اندیشه باطل و تفکر مردود است.

پس در همین عالم آفرینش هم وجود ظاهرترین چیزی است که پیش روی خود و یا در جان خودمان شهود می کنیم و مابقی اشیاء به طفیلی او ظهور می کنند.

پس حقیقت خلقت به این باز می گردد که تجلی وجود ساطع شده از جانب خداوند بر صورت های علمی مخلوقات آنها را از علم خدا در عالم خارجی منعکس کرده است نه اینکه آنها وجودی جدای از خداوند برای خودشان دریافت کرده باشند.

اما اگر از برخی روایات اهل بیت(ع)یا برخی کلمات عرفا اینگونه برداشت می شود که برای مخلوقاتی که درباره آن صحبت می شود یک اصالت و وجود فی نفسه در نظر گرفته شده است برای این است که قصد امام معصوم(ع)و یا شخص عارف که گوینده آن جملات است این است که می خواهد درباره آن مخلوق توضیحی بدهد و حرفی بزند پس به ناچار برای آن وجودی در نظر می گیرد تا بتواند درباره آن مخلوق صحبت کند و به هیچ وجه قصدشان این نیست که برای آن مخلوق وجودی جدای از خداوند اثبات کنند چرا که طبق آیات قرآن و احادیث اهل بیت(ع)و قواعد حکمت متعالیه و نیز شهود عرفانی، مخلوقات از اصل وجود گرفته تا صفات و افعالشان عین فقر به خداوند می باشند.


در زمینه اصل وجودی که در آنان است حضرت امام حسین(ع)در دعای عرفه می فرمایند:


کیف یستدل علیک بمن هو فی وجوده مفتقر الیک

چگونه با کسی که در اصل وجودش محتاج توست می توان به خود تو استدلال کرد؟


درباره صفات کمالی که در ماهیات می بینیم امام باقر(ع)در اصول کافی می فرمایند:

موصوف بالآیات معروف بالعلامات


یعنی این خداوند است که صفاتش را در آیات و مخلوقات به نمایش می گذارد و در نشانه هایش شناخته می شود،ولی ما خیال می کنیم که آن صفات برای خود مخلوقات است.

امام علی(ع)در اصول کافی می فرمایند:


هو حیات کل شیء و نور کل شیء

خداوند زندگانی هر چیزی است و نور تمام اشیاء است. 

در نهج البلاغه مولا(ع)می فرمایند:

کل شیء قائم به

قیام هر چیزی به اوست.

غنی کل فقیر

ثروت هر فقیری است.

عز کل ذلیل

عزت هر ذلیلی است.

قوه کل ضعیف

توان و نیروی هر ضعیفی است.


پس تمام صفات کمالی را که در مخلوقات می بینیم برای خود خداوند است نه متعلق به مخلوقات، نکته مهم اینکه طبق بیان امام صادق(ع)در کتاب تحف العقول ابتدا خود وجود را می شناسیم و سپس در مرتبه بعدی صفات او را در مخلوقات می شناسیم:

معرفه عین الشاهد قبل صفته

شناخت اصل وجود خداوند حاضر قبل از شناخت صفاتش رخ می دهد.


البته اینها مربوط به صفات کمالی بود که همه برای خداوند است اما صفات نقص مربوط به خود ماهیات است که ظرفیت دریافت کمالات بیشتر را نداشته اند.


درباره افعال مخلوقات هم وارد شده است که همه کارهای خودشان را به طفیلی وجود لایتناهی انجام می دهند:

بحول الله و قوته اقوم و اقعد

با نیرو و توان خداوند بر می خیزم و می نشینم.



چرا که کسی از خود نیرو و توانی ندارد مگر به طفیلی خداوند جل و علا:

لا حول و لا قوه الا بالله


پس همه نیروها و توان ها برای خداست.در سوره بقره می خوانیم:

ان القوه لله جمیعا

تمام نیروها برای خداوند است.

حتی معصیت ها و گناهان هم به وسیله نیرو و توان خداوند انجام می شوند و بندگان گنهکار جدای از خداوند نه تنها توان انجام گناه ندارند بلکه اصل ذاتشان هم معدوم می گردد.به حدیث زیر از امام رضا(ع)که در توحید صدوق آمده است، توجه کنید:
 

قال الله تبارک و تعالى يا ابن آدم بمشيتي کنت أنت الذي تشاء لنفسک ما تشاء و بقوتي أديت إلي فرائضي و بنعمتي قويت‏ على‏ معصيتي‏

خداوند می گوید ای فرزند آدم به خواست من تو آنچه که برای خودت می خواستی را برگزیدی و به وسیله توان من واجبات را ادا کردی و با نعمت من توانستی معصیت من را بکنی.


در کتاب توحید صدوق،امام صادق(ع)حدیثی را از پیامبر اکرم(ص)نقل می کنند:

من‏ زعم‏ أن‏ المعاصي‏ بغير قوة الله فقد کذب على الله و من کذب على الله أدخله الله النار.

هر کس بپندارد که گناهان با نیرویی غیر از نیروی خداوند انجام می شود قطعا بر خداوند دروغ بسته است و هر کس هم که بر خداوند دروغ ببندد خداوند او را در آتش وارد می کند.


(البته اختیار و اراده انسان ها به هیچ وجه انکار نمی شود بلکه در نگاه دقیق همان اختیار و اراده هم تجلی خداوند است.برای توضیح بیشتر به مبحث"توحید اختیار"از زیر مجموعه انواع توحید در قرآن رجوع بفرمایید).

پس اگر مخلوقات و ماهیات، هم در اصل وجود و هم در صفات و هم در افعالشان محتاج وجود حق تعالی هستند پس در واقع وجود خداوند از آنها ظاهرتر است ولی ما متوجه نیستیم.امام حسین(ع)در دعای عرفه می فرمایند:

ایکون لغیرک من الظهور ما لیس لک حتی یکون هو المظهر لک

آیا برای غیر تو ظهوری است که تو آن را نداری و در نتیجه غیر تو بخواهد تو را به من نشان دهد؟


امام حسین(ع)با استفهام انکاری در جمله فوق این فرض را رد می کنند که چیزی بتواند از خداوند ظاهرتر باشد؛چرا که دیدیم هم در ذات ماهیات و هم در صفات آنها و هم در افعالشان وجود از خود آنها ظاهرتر است.

قرآن کریم بر پایه همین قاعده تکوینی می فرماید:

                                   هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم

یعنی وجود اول و آخر و ظاهر و باطن است و همه جا را پر کرده است و به تمامی مخلوقات و ماهیات هم علم دارد چون نزد همه آنها حضور دارد پس علم او از نوع علم حضوری است و مستقیما بدست می آید.

پس اجمال مطلب بدین صورت شد که در عالم خلقت فقط یک وجود واحد است که بقیه مخلوقات هم در ذات و هم در صفات و هم در افعالشان محتاج همان وجود واحد هستند.آن وجود واحد همه جا را پر کرده است و وحدت او احدی است یعنی به علت عدم تناهی جا برای وجودی غیر از خود نمی گذارد و طبق روایات اهل بیت(ع)خداوند از وحدت عددی منزه است.

مطالب گفته شده در بالا همان توحید صمدی و جهان بینی ناب اسلامی است که آیات و روایات و عقل و شهود عرفانی آن را تایید می کنند و هدف از انزال کتب آسمانی و پیامبران الهی تبیین همین توحید و جریان یافتن آن در زندگی انسان ها بوده است ولی متاسفانه امروزه اعتقاد اکثر مردم دنیا بر خلاف این توحید می باشد.بیشتر مردم خدایی را قبول دارند که فقط در ذهنشان است اما در پیش روی آنها فقط کثرات و مخلوقات اصالت دارند و فقط جایی که علت یک رخداد را متوجه نمی شوند آن را به خدا نسبت می دهند.آنها از این حقیقت غافل هستند که خداوند حقیقی از خود آنها به آنها نزدیکتر است و تمام کثرات از جمله خود آنها، هم در اصل وجود و هم در صفات و هم در افعالشان محتاج خداوند هستند.در واقع بیشتر مردم دنیا به دلیل غرقه شدن در کثرات و مادیات، خداوندی که ظاهرترین چیز است را پنهان ترین چیز می دانند.در بخش"معرفت"توضیح دادیم که ظهور خداوند به قدری آشکار است که طبق روایات اهل بیت(ع)ما او را مستقیما به خود او می شناسیم ولی چیزی که امروزه در ذهن مردم دنیاست با این حقیقت روشن تر از روز کاملا فرق دارد.(البته کسی نه در دنیا و نه در آخرت به هویت غیبیه حق تعالی راه ندارد).


اما ادامه بحث را پی می گیریم:

ریشه شرک افعالی به این باز می گردد که انسان ها برای خودشان یا مخلوقات پیرامونشان صفات کمالی جدای از خداوند فرض می کنند.مثلا وقتی که قارون علم و قوه و توانی جدای از خداوند برای خودش فرض کرد به این نتیجه باطل رسید که آن ثروت معروف را خودش بدست آورده است.پس ریشه شرک افعالی قارون به شرک در صفات باز می گردد.در سوره قصص می خوانیم:


قال انما اوتیته علی علم عندی

گفت این ثروت بسیار به وسیله علم خود من به من داده شده است.


ریشه شرک صفاتی هم به شرک در ذات و اصل وجود باز می گردد چرا که وقتی خداوند را در جایی مثل بالای آسمان ها فرض کنیم بدین دلیل که او را محدود کرده ایم برای مخلوقات پیش رویمان وجودی مستقل از خداوند قائل شده ایم و همین شرک در وجود باعث می شود که در مرحله بعدی برای آنها صفات کمالی هم جدای از خداوند اثبات کنیم و در مرحله بعد هم افعال آنها را مستقل از خداوند می پنداریم.

این در حالی است که اهل بیت(ع)از همان ابتدا ریشه این تفکر باطل یعنی وحدت عددی خداوند را مردود اعلام می کنند.مثلا امام علی(ع)در نهج البلاغه می فرمایند:


واحد لا بعدد

یعنی خداوند واحد است ولی نه آن واحدی که در کنار او بتوان دومی و سومی و ... را فرض کرد بلکه خداوند واحدی است که همه کثرات را در برگرفته است و خودش در کنار آنها شمرده نمی شود.

این درباره اصل وجود بود که یک وجود حقیقی در عالم خلقت بیشتر نیست.اما اهل بیت(ع)در مراتب بعدی یعنی صفات و افعال هم تحقق صفات و کارهای ما را به طفیلی خداوند می دانند و کسانی که گمان می کنند مستقل از خداوند هستند را به عنوان مجوسیت امت اسلام معرفی می کنند.درباره توضیحات بیشتر پیرامون این موضوع به بخش"قدریه(مفوضه)"از مجموعه اصطلاحات رجوع بفرمایید.

با شرح مطالب این نص شرح کتاب "نصوص"اثر گرانسنگ عارف بزرگ صدر الدین قونوی(قدس سره)که بزرگترین شاگرد محیی الدین بن عربی(رضوان الله تعالی علیه)بوده اند به پایان می رسد.در این کتاب عرشی نکاتی گفته شده که از بطن آیات و روایات استخراج گردیده است و ما نیز در حد وسع ناچیز خودمان به شرح آنها پرداختیم و همانطور که شیوه ما در این سایت تطبیق فلسفه و عرفان با آیات و روایات بوده است سعی کردیم که در شرح این کتاب هم به همین شیوه عمل کرده باشیم.

"
والله یقول الحق و هو یهدی السبیل"
"
و لله الحمد رب العالمین"
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
طراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتاب - فروشگاه ساز اینترنتیطراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتاب - فروشگاه ساز اینترنتی