– آیت

"ظهـور ایـن امـور شـامله از ادراک و معرفـت و شـوق و هـدایت و توجه و حرکت و عبادت به حـسب کثـرت وقلـت تعینـات ورتبـت ظهـور وجود بود و از این جهت در بیشتر مواضع تعبیر از نطق عام بـه اعـتراف موجد به تسبیح فرمود،کـه از صـفات سـلبی اسـت: و ان مـن شـییء الا یسبح بحمده".
شیخ شبستری(ره)متذکر می شوند که تمامی مواردی که در بخش های پیشین پیرامون آنها صحبت کردند اعم از ادراک و معرفت و شوق و هدایت و توجه و حرکت و عبادت به حسب مراتب وجودی برای ما مخلوقات پیش می آید.دلیلش هم این است که خداوند در مرتبه ذات احدیت خود یک وجود صرف و بسیط است که طبق بیان مولا(ع)در نهج البلاغه مبنی بر"کمال الاخلاص له نفی الصفات عنه"هیچ اسم و صفتی ندارد و به طریق اولی هیچ مخلوقی هم در آن مرتبه نیست.
این در حالی است که ادراک و معرفت و شوق و هدایت و توجه و حرکت و عبادتی که توسط ما مخلوقات انجام می شود همه در مراتب و ظهورات وجود لایتناهی صورت می گیرد.
برای همین همیشه باید مد نظر داشته باشیم که وجود حق تعالی از آن تعینی که آن را ادراک می کنیم یا به آن شوق می ورزیم یا به سمت آن هدایت می شویم فراتر است و در هیچ کدام از آنها خلاصه نمی شود بلکه هر کدام از آن تعین ها فقط یکی از ظهورات او هستند که در ذهن ما و یا پیش روی ما متجلی شده اند و حقیقت خود خداوند در مرتبه ذات غیبیه اش از تمام مخلوقات و ماهیات و حتی اسماء و صفات او هم فراتر و والاتر می باشد.
این مطلب هر چند ممکن است به دلیل مغلطه های نفس ناطقه مورد غفلت ما انسان ها و یا جنیان واقع شود ولی سایر مخلوقات و کائنات نسبت به آن هوشیار هستند.روی همین حساب هم قرآن کریم وقتی که پرستش مخلوقات عالم و نطق آنان را برای ما بیان می کند علاوه بر اینکه آنها را حمد کننده میداند، تسبیح کننده نیز معرفی می کند.در سوره اسراء می خوانیم:
 تسبح له السماوات السبع و الارض و من فیهن و ان من شیء الا یسبح بحمده و لکن لاتفقهون تسبیحهم انه کان حلیما غفورا
در ابتدای آیه به تسبیح اشاره شده است و در اواسط آیه هم تسبیح همراه حمد ذکر شده است.آیه با عبارت"یسبح بحمده"بیان می کند که هر مخلوقی ضمن اینکه خداوند را حمد می کند او را در همان حال تسبیح هم می کند.
حمد کردن یک معنای اثباتی در خود دارد؛یعنی اعتراف می کنیم که فلان شخص فلان کار را انجام داده است و او را برای انجام دادن آن ستایش و تحسین می کنیم.
اما تسبیح کردن یک معنای سلبی در خود دارد؛مثلا درباره خداوند هر چند که طبق قاعده"حمد کردن"تمامی ظهورات و مخلوقات را کار خود آن وجود مقدس می دانیم و چون از گستره قلمرو او خارج نیست خود او را برای آن تجلیات ستایش می کنیم ولی به هیچ وجه او را در آن ظهورات و مخلوقاتش محدود نمی کنیم بلکه در عین حمد کردن و قبول این نکته که این تجلیات کار خود اوست،این را هم قبول داریم که حقیقت و ذات او از تمامی آن ظهورات فراتر و والاتر و منزه می باشد.
این که ذات حق تعالی را از ظهورات و رشحات و تجلیات او منزه می دانیم به همان معنای سلبی اشاره دارد که از آن با عنوان"تسبیح"یاد می کنیم.
بحث را با کلامی از مولانا امام جعفر صادق(ع)که در توحید صدوق آمده است، ختم می کنیم:

لَمْ یَتَنَاهَ إِلَى غَایَهٍ إِلَّا کَانَتْ غَیْرَهُ لَا یَذِلُّ مَنْ فَهِمَ هَذَا الْحُکْمَ أَبَداً

امام صادق(ع)در حدیث فوق اشاره می فرمایند که وجود لایتناهی خداوند به هیچ غایت و حدی که ما مخلوقات برای او در نظر می گیریم محدود نمی گردد و از آن تعینی و سر حد ذهنی و یا خارجی که برای او فرض کرده ایم فراتر و والاتر است.سپس امام صادق(ع)این مبنای تفکر را به عنوان قاعده ای نعرفی می کنند که هر کس به فهم صحیح آن نائل شود هرگز گمراه نخواهد شد.
پس هر چند ما وجود را برای ظهورات و تجلیات او حمد و ستایش می کنیم ولی طبق بیان امام صادق(ع)آن حقیقت مقدس و نورانی در هیچ کدام از ظهورات و تجلیاتش محدود نمی شود بلکه همواره فراتر از همه آنها می باشد و حتی از چیزی که در ذهنمان به عنوان فراتر بودن او تصور کرده ایم نیز والاتر و منزه می باشد.البته ما همیشه او را در مظاهر او مشاهده می کنیم ولی او در ذات غیبیه خود با همه مظاهر و تجلیاتش فرق دارد و از تمام حد و حدودها و صفات مخلوقاتش منزه و والاتر است.

بخوانید ::   - توحید اختیار
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *