اسمای حسنی

اسمای حسنی

اسمای حسنی

اسمای حسنی طبق آیه” الله لا اله الا هو له الاسماء الحسنی ” مندک در اسم اعظم” الله ” هستند و اسم”الله” هم مندک در احدیت ذاتی است و احدیت ذاتی هم مندک در هویت غیبیه می باشد.

طبق مباحث عرفان نظری پس از هویت غیبیه وجود و نیز بعد از احدیت ذاتی حق تعالی نوبت به ظهور اسمای حسنی در قلمرو وجود لایتناهی می رسد و اولین اسمی که در این مرتبه متجلی می شود اسم اعظم ” الله ” است که بقیه اسمای حسنی طبق آیه ” و لله الاسماء الحسنی ” همگی برای اوست و مندک در او می باشد.

گفتیم که اولین مرتبه ای که پس ازهویت غیبیه ظاهر شد، همان خلیفه یا حجاب نوری یا به بیان دیگر واسطه ای بود که هویت غیبیه را به عالم اسماء متصل می کرد. همچنین بر آن حجاب نوری نام ” احدیت ذاتی ” هم اطلاق می شد.

اما بعد از آن حجاب نورانی نوبت به مرتبه اسمای حسنی می رسد.اولین اسمی که در سلسله مراتب طولی وجود ظهور میکند”الله”نام دارد که تمام اسمای حسنای دیگر زیر مجموعه آن است و بعد از ظهور آن اسم و به طفیلی آن پدیدار می شوند.

فیض وجود پس از گذر از تعین اسم”الله”با متصف شدن به صفاتی که اسم”الله”در خود دارد، اسم های جزئی را ظهور میدهد که طبق آیه ” و لله الاسماء الحسنی ” تمام این اسم ها همگی متعلق به اسم اعظم ” الله ” هستند و در قلمرو او فانی می شوند.

ذکر این نکته ضروری است که در این مرحله هنوز چیزی در عالم خارج ظهور نکرده است و تمام این مطالب درباره مرتبه اسمای حسناست و حضرت امام خمینی(ره) هنوز مبحث مخلوقات را ذکر نکرده اند.

بعدها خواهیم دید که از آنجاییکه مخلوقات عالم آفرینش سایه همین اسمای حسنی هستند و آن اسماء هم طبق ” و لله الاسماء الحسنی “متعلق به ” الله ” بودند پس خودِ مخلوقات نیز متعلق به اسم”الله” هستند و چون مندک در قلمرو وجودی آن اسم می باشند پس آن اسم از درون و بیرون به آنها احاطه دارد. آیه زیر این حقیقت تکوینی را بیان می کند:

و لله ما فی السماوات و ما فی الارض و کان الله بکل شیء محیطا

اما از آنجاییکه خودِ اسم “الله” هم در احدیت ذاتی مندک می شود و در نهایت در هویت غیبیه مستهلک می گردد پس با این نگرش می توان گفت که تمام مخلوقات متعلق به هویت غیبیه می باشند:

له ما فی السماوات و ما فی الارض و هو العزیز الحکیم

ضمیر”هاء” در “له” اشاره می کند که آنچه در آسمانها و زمین است برای هویت غیبیه وجود است چون در نهایت همه چیز در هویت غیبیه وجود فانی و متلاشی می گردد. البته چون هویت غیبیه وجود هیچ نسبتی با مخلوقات ندارد پس ابتدا به طفیلی هویت غیبیه، احدیت ذاتی در گستره وجود لایتناهی ظهور می کند و سپس اسم”الله” متجلی می شود و پس از آن سایر اسمای حسنی در قلمرو اسم”الله” ظهور می کنند آنگاه نوبت به پدیدار شدن مظاهر اسمای حسنی یعنی صورت علمی ماهیات می رسد و در مرتبه بعدی همان ماهیات به صورت مخلوقات در عالم خارجی هم متجلی می شوند.

اما در مرتبه اسمای حسنی هنوز وارد عالم خارجی نشده ایم بلکه پیرامون مراتب وجودی پیش از خلقت عالم سخن می گوییم. از این مرتبه از وجود یعنی ظهور اسمای حسنی به “واحدیت”هم تعبیر می گردد، چون همانطور که گفتیم هنوز نوبت به مرتبه کثرات و مخلوقات نرسیده است و تمام این حقایقی که ذکر شد در علم خداوندی می باشد که آن هم “واحد” است و مانند مخلوقات خارجی کثرت و گسستگی در آن راه ندارد.

بدیهی است که تمام مراحل وجود حق تعالی از اولین ظهوری که پس از هویت غیبیه آن را در نظر می گیریم یعنی همان احدیت ذاتی و سپس اسماى حسنى و همچنین مراتب بعدی که ذکر خواهد شد، مراتبی زمان بردار نیست که پشت سر هم و به ترتیب زمانی رخ داده باشد، بلکه در این کتاب حضرت امام روح الله(قدس سره) مراتب وجود را از هویت غیبیه تا اسفل سافلین یعنی همین عالم دنیا به صورت طولی بیان می کنند نه در عرض هم و به صورت زمان دار.

البته آخرین مرتبه ظهور وجود یعنی همین دنیایی که در آن به سر میبریم به دلیل اینکه از سرچشمه حیات کمترین بهره را می برد و تجلی اسمای حسنی در آن به کمترین درجه می رسد، دائما در معرض زوال و نیستی قرار دارد و همین بهره کم از حیات سبب پدید آمدن حقیقت ضعیفی به نام زمان می شود که به خاطر همین ضعفش دائما از بین میرود و مجددا ظهور میکند و آرام و قرار ندارد.

غرض از ذکر این نکته اینکه ما نباید زمانی را که در این مرتبه از وجود یعنی دنیا مشاهده می کنیم، برای مراتب بالاتر هم بکار ببریم. روی همین حساب اشتباه، برخی از جاهلان زمانی را که در این دنیا مشاهده کرده اند، حتی برای عالی ترین مرتبه وجود هم به کار می برند و می گویند زمانی بوده است که در کنار خداوند چیزی نبوده، سپس او تصمیم به آفرینش گرفته و در کنار خود مخلوقات را آفریده است. این تصور بچه گانه سبب این می شود که خدای این دسته از افراد در زمان داخل شود و در نتیجه صفت مخلوقات را بگیرد، چرا که زمانى بر او گذشته است که تنها بوده و هم اکنون زمانی است که مخلوقاتى هم در کنار او مى باشند.
لذا اگر در احادیث عبارت”کان الله و لم یکن معه شیء” را مشاهده می کنیم، باید توجه داشت که منظور معصوم(ع) از “کان”فعل ماضی نیست، بلکه مثل قرآن که می فرماید:”و کان الله غفورا رحیما” و طبق آن می دانیم که خداوند همیشه چه در گذشته و چه اکنون و چه در آینده همواره آمرزنده و بخشنده بوده است، از خواندن آن حدیث هم باید این را بدانیم که خداوند چه در گذشته و چه الان و چه در آینده تک و تنهاست و کسی یا چیزی در کنار او نیست و مخلوقات صفات و تجلیات آن ذات مقدس میباشند و وجود مستقل و جدای از او ندارند.

روی همین حساب امام صادق(ع)در حدیثی که در توحید صدوق آمده است،می فرمایند:”لیس شیء غیره” یعنی الان هم چیزی غیر از او نیست و مخلوقات در حکم ظل و سایه وتجلی و صفات فعل او می باشند که همگی مندک در اسمای حسنی هستند و اسمای حسنی هم مندک در اسم “الله” هستند و اسم “الله” نیز در احدیت ذاتی فانی می شود و احدیت ذاتی هم در هویت غیبیه مستهلک و متلاشی می گردد.

پس تمام شکن ها در وجود لایتناهی مندک و متلاشی می گردند و نهایتا هیچ اثری از آنها باقی نمی ماند چون همگی ظهور آن وجود واحد بوده اند پس ما حق نداریم که شمارش و سایر احکام و صفاتی را که درباره آنان به کار می بریم مثل زمان و…را درباره خداوند هم به کار بریم که این عقیده انحرافی آغاز شرک است.لذا امیرالمؤمنین اسدالله الغالب علی بن ابی طالب(علیه السلام)در دعای صباح می فرمایند:

یا من دل علی ذاته بذاته و تنزه عن مجانسه مخلوقاته

یعنی ای کسی که ما را به وسیله خودش به شناخت خودش راهنمایی می کند و در عین حال از همجنس بودن با صفات مخلوقاتش منزه است.

پس روشن شد که تمامی مراتبی که از وجود ذکر می شود از احدیت ذاتی و اسمای حسنی گرفته تا مخلوقات عالم خارجی همه آنها مرتبه هایی است که در طول هم می باشند و زمانبردار نیستند، هرچند به دلیل جا انداختن مطلب، هر کسی مجبور است از واژگان قبل و بعد که درباره زمان به کار می بریم درباره بیان مراتب وجودی هم کمک گیرد. حتی خودِ زمان هم یک شکن در گستره وجود لایتناهی می باشد که در مرتبه عالم دنیا ظهور می کند و خودِ وجود چون به همه شکن ها و ظهورات خود احاطه دارد تحت حکم هیچ کدام از آنها در نمی آید پس خداوند در زمان جای نمی گیرد.

نکته آخر هم اینکه اصل و ریشه همه اختلافها و کثرتهایی که در سرای هستی مشاهده میکنیم، به اختلاف صفات و اسمای حسنی در مرتبه واحدیت بر میگردد که در مراتب بعدی خود را به تدریج نشان میدهد و به طور تفصیلی ظهور می کند.این ظهور در عالم امکان به صورت پراکنده و متفرق است ولی در انسان کامل به شکل جامع پدیدار می شود چون او بر تمام کائنات سیطره و قیومیت دارد. در واقع تجلی اسمای حسنی از طریق حقیقت انسان کامل به بقیه کائنات می رسد.

بخوانید ::   احاطه
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *