– اشتراک لفظی و معنوی

اشتراک لفظی و معنوی

اشتراک لفظی و معنوی

امام خوبی ها روح الله موسوی خمینی(اعلی الله مقامه)در این مصباح اشتراک لفظی و معنوی صفات خداوند با مخلوقات را واکاوی می کنند.

ایشان ابتدا از گفتار قاضی سعید قمی اظهار تعجب می کنند؛ چرا که او می گوید صفات مخلوقات با صفات خالقشان فقط اشتراک لفظی دارد.

همچنین امام خمینی(قدس سره)دلیل این برداشت قاضی سعید قمی را عدم توانایی ایشان در جمع کردن روایات و نصوص دینی حدس می زنند.

اما با توضیح معنای اشتراک لفظی و معنوی به سراغ آیات و روایات می رویم تا ببینیم صفات مخلوقات با صفات خالق کدام یک از این دو نوع اشتراک را دارند:

اشتراک لفظی به این معناست که دو چیز فقط در لفظ شبیه هم باشند و در حقیقت و معنا با هم فرق کنند مثل لفظ شیر که هم برای یک نوشیدنی خاص به کار می رود و هم برای حیوانی در جنگل.

اشتراک معنوی هم به این معناست که دو چیز در حقیقت و مغز مطلب با هم سنخیت داشته باشند.

اسمایی که در قرآن و روایات بر خداوند متعال اطلاق شده است با اسم هایی که با همان الفاظ ولی بر مخلوقات خداوند اطلاق می کنیم از یک جهت تفاوت دارد و از جهتی دیگر سنخیت دارد.

همه ما به همان معنی که بر همدیگر واژه سمیع و بصیر و علیم را اطلاق می کنیم، به همان معنا هم اینها را درباره خداوند به کار می بریم.ما حتی واژه وجود را همانطوری که بر خداوند حمل می کنیم برای خودمان هم به همان معنی به کار می بریم.نتیجه ای که می گیریم این است که ما در بین خودمان فقط درباره یک سمیع بودن و یک نوع بصیر و علیم بودن و حتی فقط یک نوع وجود صحبت می کنیم که گاهی آن الفاظ را برای خداوند استفاده می کنیم و گاهی برای خودمان.

اما در مصباح پیشین گفتیم که مخلوقات اسمای غیر حسنی دارند ولی خداوند اسمای حسنی دارد.پس عدم و تمام صفات نقصی که به عدم بازمی گردد(=اسمای غیر حسنی) از آن مخلوقات است و وجود و همه کمالاتی که از آن سرچشمه می گیرد(=اسمای حسنی) برای خداوند است.

در مبحث”خلق”از زیرمجموعه اصطلاحات توضیح دادیم که خداوند در خلقت ،صفات خودش را در مخلوقات به نمایش می گذارد و متجلی می کند.نتیجه ای که هم اکنون از این قاعده می گیریم این است که تمام صفاتی را که در مخلوقات مشاهده می کنیم همگی برای خداوند است که آن را در آینه ماهیات و مخلوقات متجلی کرده است.طبق “توحید مالکیت”که در زیرمجموعه انواع توحید در قرآن بحث شد، مخلوقات حتی مالک ذات خودشان هم نیستند پس همان وجودی را هم که در آنها می بینیم برای خداوند است که در آنها متجلی شده است.

پس نتیجه می گیریم که یک وجود بیشتر نداریم و بقیه وجود نما هستند و آیات و نشانه های آن وجود می باشند.همین طور ما یک سمیع و بصیر حقیقی داریم و اگر در دیگران سمیع بودن و بصیر بودن را مشاهده می کنیم برای همان وجود حقیقی می باشند و آیات سمیع و بصیر بودن اویند.(در این زمینه خوب است به”توحید اسمای حسنی”از زیر شاخه انواع توحید در قرآن رجوع شود).

اگر با توجه به مطالب فوق به واژه ها و اوصافی که خداوند در قرآن برای خود و یا سایر مخلوقات به کار برده است،نگاه کنیم در می یابیم که آن صفات اصالتا و به نحوه حقیقت برای حق تعالی هستند و مجازا و به نحوه آیه بودن برای مخلوقات به کار می روند.(پس مخلوقات چه در اصل ذاتشان و چه در صفات ذاتشان عین فقر به خداوند می باشند و از خود و برای خود هیچ ندارند).

اگر با نگرش فوق یعنی اصالت وجود در همه کمالات و تابع بودن و آینه بودن ماهیات در نشان دادن کمالات او، به بحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق و مخلوقات نگاه کنیم از آنجاییکه مخلوقات از خود هیچ صفتی ندارند و سراپا صفات خالقشان که از رگ گردن به آنها نزدیکتر است را منعکس می کنند، پس صفات خالق با صفاتی که در مخلوقات می بینیم، اشتراک معنوی دارند چرا که در واقع دو چیز نیستند بلکه همه، کمالات خداوند است که در خلق او ظهور کرده است.به تعبیر امام علی(ع)در نهج البلاغه:

الحمد لله المتجلی لخلقه بخلقه

در واقع هیچ کسی به ذات وجود راهی نداشته و نخواهد داشت، پس ما همیشه چه در دنیا و چه در آخرت تجلی وجود و صفات او را در مخلوقاتش شهود می کنیم و باید متوجه این حقیقت باشیم که هیچ مخلوقی از خودش هیچ کمالی ندارد و کمالاتی را که در آنها می بینیم در واقع برای خداوند است که ما حتما باید آنها را در مخلوقات و تجلیات و آیات او ببینیم؛ چون همانطور که گفتیم کسی به ذات وجود راه ندارد همانگونه هم کسی به صفات ذاتی او، هیچ راهی ندارد چرا که آن صفات مندک در آن ذات مقدس می باشند و از آن ذات، هیچ گونه جدایی ندارند پس حکم همان ذات را دارند.این درباره صفات ذاتی خداوند بود ولی درباره صفات فعل او باید گفت که امکان ندارد که کسی مطلقا نسبت به وجود و ظهورات آن غافل باشد چون او صفات فعل خودش را در همه آیات و مخلوقاتش به نمایش می گذارد.به تعبیر امام باقر(ع)در اصول کافی:

موصوف بالآیات

یعنی آیات او صفات فعل او را برای ما وصف می کنند و دلیلش هم این است که او صفات خود را در مخلوقاتش برای ما متجلی کرده است.

با نگرش فوق متوجه می شویم که در سرای هستی دو نوع صفت و دو نوع وجود نداریم بلکه یک وجود بیشتر نیست که همه صفات برای اوست،منتها چون ما به ذات آن وجود راهی نداریم او صفات خود را در مخلوقاتش برای ما به نمایش می گذارد.پس با این دید اگر به بحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق با مخلوقات بنگریم باید گفت که صفات مخلوقات غیر از صفات خالقشان نیست و اشتراک معنوی بین آنهاست.

اما از نگرشی دیگر نیز باید به بحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خلق با خالق نگاه کرد:

برخی صفاتی را که ما درباره مخلوقات به کار می بریم هرچند از یک لحاظ یک کمال محسوب می شود ولی از لحاظ دیگر بوی نقص می دهد یعنی به یک امر عدمی بر می گردد.پیداست که وجود لایتناهی(=حق تعالی) از این گونه صفات که یک رویشان به عدم و نقص می باشد، کاملا منزه است.پس با این نگاه، این دست صفات مخلوقات از آن حیث که یک رو به سمت نقص و عدم دارند با صفات خالقشان اشتراک لفظی دارند.

با ذکر بخشی از روایتی که از امام رضا(ع) در توحید صدوق آمده است این مبحث را واکاوی می کنیم:

البصر لا بجزء به أبصر کما أنا نبصر بجزء منا لا ننتفع به فی غیره و لکن الله بصیر لا یجهل شخصا منظورا إلیه فقد جمعنا الاسم‏ و اختلف المعنى

امام رضا(ع)در عبارت فوق اشاره می فرمایند که بصر و دیدن درباره خداوند با ابزار و جزئی مثل چشم نیست و فقط ماییم که برای دیدن محتاج چشم هستیم و با چشممان فقط می توانیم ببینیم و قدرت بر هیچ استفاده دیگری از آن نداریم؛ ولی خداوند چون وجود صرف و بسیط و یک دست است سراپا چشم و گوش است و با همه وجود خود می بیند و با همه وجود خود می شنود و در عین حال در هیچ کدام از این صفات محدود نمی شود و در مرتبه احدیت و نیز هویت غیبیه خود از تمام این صفات فراتر هم هست.

با این اگر به مبحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق و مخلوقات بنگریم، دیدن ما مخلوقات با دیدن خالق فقط در اسم اشتراک دارد و در معنا و حقیقت و مغز مطلب متفاوت می باشد(=اشتراک لفظی).

پس با نگرش اول که ذکر شد صفات مخلوقات با صفات خالق آنها اشتراک معنوی دارد و در این رابطه برای مثال جمله ای را از مولا علی(ع)ذکر کردیم که طبق آن خودِ خداوند است که در خلقش تجلی می کند و با نگرش دوم صفات مخلوقات با صفات خالقشان اشتراک لفظی دارد و در این رابطه هم حدیثی را از امام رضا(ع)ذکر کردیم.

اما در بحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق با مخلوقات چطور این دو دیدگاه را با هم جمع کنیم؟ چرا که با نگاه دقیق در احادیث اهل بیت(ع) هیچ نوع عدم سازگاری و منافاتی بین آنها نمی باشد.

جواب این است که این دو حدیث یکی ناظر به مقایسه وجود حق تعالی با وجودی است که در ماهیات جلوه گر شده است و چون گفتیم که یک وجود حقیقی بیشتر در عالم نیست، پس اشتراک معنوی بین آنها می باشد، یعنی همان وجود حق تعالی با صفات والای خود در کالبد ماهیات متجلی می شود.

اما حدیث دیگر ناظر به مقایسه وجود حق تعالی با خود ماهیات است(نه با وجودی که در ماهیات جلوه گر شده است).

پس هر کدام از احادیث ذکر شده از یک دید متفاوت با دیگری به قضیه اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق با مخلوقات نگاه می کند:

در حدیث اول از مولا علی(ع)روشن است که ما یک وجود بیشتر نداریم و آن وجود در مخلوقاتش متجلی شده است(=المتجلی لخلقه بخلقه)با این حساب صفاتی را که در مخلوقات عالم مشاهده می کنیم در واقع برای خداست و اصلا برای ماهیات نیست.پس اگر با این نگرش به مبحث اشتراک لفظی و معنوی خالق و مخلوقات نظر کنیم بین آنها اشتراک معنوی است چرا که در واقع ما در اینجا دو چیز نداریم بلکه یک حقیقت است که خود را در مخلوقاتش متجلی کرده است.

اما در حدیث دوم امام رضا(ع)صفات خداوند را با وجودی که در ماهیات است مقایسه نمی کند بلکه با خود ماهیات مقایسه می کند.دلیل این حرف هم همان استدلالی است که در عبارت ذکر شده از امام رضا(ع)بیان شد.پیداست که نیاز به یک ابزار و جزئی از بدن مثل چشم برای دیدن،یک صفت از صفات وجود نیست بلکه از صفات مخلوقات و ماهیت ها مثل بدن انسان می باشد وگرنه وجود یک حقیقت بسیط و لایتناهی بیشتر نیست و جا برای غیر از خود نگذاشته است تا بخواهد به عنوان استفاده کردن از یک ابزار نیاز به غیر از خودش پیدا کند چرا که نیاز داشتن چون یک اسم غیر حسنی می باشد از صفات مخلوقات و ماهیات است و خداوند بی نیاز و غنی، از چنین صفاتی منزه است.پس با این نگرش اگر به مبحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق و مخلوقات نظر کنیم، دیدن توسط یک مخلوق با دیدن خداوند فقط اشتراک لفظی دارد.هر چند که بنا بر نگرش اول چون ماهیات از خود هیچ کمالی ندارند، دیدنی هم که به وسیله آنها انجام می شود برای خداست که در آنها متجلی شده است پس اشتراک صفات آنها با صفات خالقشان از نوع اشتراک معنوی است.

اجمال مطلب اینکه در بحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق با مخلوقات باید متوجه باشیم که اگر وجود لایتناهی خداوند را با وجودی که در ماهیات است مقایسه کنیم در اینجا اشتراک معنوی بین صفات خالق و مخلوقات است چون وجود یک حقیقت بیشتر نیست و همان یک حقیقت است که در ماهیات متجلی می شود. اما اگر وجود لایتناهی خداوند را با خودِ ماهیات مقایسه کنیم(و نه آن وجودی که در ماهیات است)اینجا به اشتراک لفظی بین صفات خالق با صفات مخلوقات می رسیم.

در نگرش اول بر مبنای حدیث امام علی(ع) مقایسه بین وجود خداوند و تجلیات آن وجود انجام می گیرد و این دو جدای از هم نیستند و اشتراک بین آنها از نوع اشتراک معنوی است و در نگرش دوم بر مبنای حدیث امام رضا(ع) مقایسه بین وجود خداوند و ماهیات صورت گرفته است و از آنجاییکه بین اسمای غیر حسنی که سراسر عجز و نقص و عدم است و اسمای حسنی که سراسر کمالات و وجود است هیچ اشتراکی نیست پس بین صفات خالق و صفات مخلوقات اشتراک لفظی می باشد.

پس با دقت در منظور این دو روایت مشخص شد که هر کدام درباره یک نگرش خاص که متفاوت از دیگری است بیان شده است بنابراین هیچ منافاتی با هم ندارند.

این همان نکته ای بود که بر مبنای آن امام خمینی(قدس سره)درباره آن اینطور اشاره می فرمایند که به گمان من قاضی سعید قمی نتوانسته است بین روایات و نصوص دینی جمع کند و با اینکه یک جا در کتاب بوارق ملکوتیه پیرامون صفات خلق و خالق حرفش بوی اشتراک معنوی می دهد در جای دیگر حرفش به صراحت اشتراک لفظی را نشان می دهد.

ما در شرح این مصباح از کتاب شریف “مصباح الهدایه”برای هر کدام از دو اشتراک لفظی و معنوی حدیثی را ذکر کردیم و با توضیح آن مشخص شد که این دو حدیث با هم هیچ گونه منافاتی ندارند و ناظر به دو دیدگاه مختلف می باشند.یکی مقایسه وجود با تجلیات همان وجود که اشتراک در اینجا معنوی است و دیگری مقایسه وجود با ماهیات که اشتراک در اینجا لفظی است.

البته در بین آیات و روایات ما می توان با کنکاش مثال های فراوان دیگری برای اشتراک لفظی و معنوی صفات خلق با خالق پیدا کرد و در اینجا فقط به ذکر دو روایت به عنوان مثال بسنده کردیم.

نکته ای که باید ذکر شود این است که در اشتراک معنوی مشخص شد که جدایی بین صفات خلق با خالق نیست بلکه همان صفات خالق در خلق متجلی شده است.اما باید این را هم بگوییم که در اشتراک لفظی هم هرچند بین صفات خلق با خالق تفاوت و بینونت است ولی این دوگانگی و جدایی فقط در همان صفات است و نه در اصل وجود چرا که ماهیات جدای از وجود معدوم می گردند.

به تعبیر مولای عارفان علی بن ابی طالب(ع)در احتجاج طبرسی:

حکم التمییز بینونه صفه لابینونه عزله

یعنی در همان نگرش اشتراک لفظی هم که بیان شد، بین خالق که وجود لایتناهی می باشد با ماهیات که مخلوقات او می باشند، جدایی در همان صفات است و بس.

پس بر اساس عرفان اسلامی ما به هیچ وجه حق نداریم به عالم آفرینش طوری نگاه کنیم که آن را دارای اصالت و وجودی جدای از خداوند بپنداریم که این همان بینونت عزلی می شود که نام دیگرش در روایات ما وحدت عددی است و سرآغاز هر گونه شرک خفی و جلی می گردد.

نتیجه اینکه ماهیات جدای از وجود نیستند یعنی هرگز برای خودشان اصالت و وجودی جدای از وجود خداوند ندارند بلکه تفاوت و جدایی آنها از خداوند فقط در صفات است.

به بیان دیگر جدایی بین ماهیات با وجود فقط در این است که ماهیات اسماء و صفات غیر حسنی دارند مثل عجز و فقر و نیاز اما وجود اسماء و صفات حسنی دارد مثل قدرت و غنا و بی نیازی، آنگاه همین وجود اسمای حسنای خود را در اسمای غیر حسنای ماهیات متجلی می کند و در بحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق و مخلوقات باید توجه کنیم که صفات خالق را با تجلیات خود او در ماهیات قیاس می کنیم یا با خودِ ماهیات قیاس می کنیم که در صورت اول اشتراک معنوی حاصل می شود و در صورت دوم اشتراک لفظی حاصل می شود.

بخوانید ::   نور پانزدهم
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *