اشتراک لفظی و معنوی

اشتراک لفظی و معنوی

اشتراک لفظی و معنوی

اشتراک لفظی و معنوی چیست؟ آیا صفات مخلوقات با صفات خداوند اشتراک لفظی دارد یا اشتراک معنوی در میان است؟ پاسخ به این پرسش ها را درنوشتار زیر بیان می کنیم.

امام خوبی ها روح الله موسوی خمینی(اعلی الله مقامه)در این مصباح اشتراک لفظی و معنوی صفات خداوند با مخلوقات را واکاوی می کنند.

ایشان ابتدا از گفتار قاضی سعید قمی اظهار تعجب می کنند؛ چرا که او می گوید صفات مخلوقات با صفات خالقشان فقط اشتراک لفظی دارد.همچنین امام خمینی(قدس سره)دلیل این برداشت قاضی سعید قمی را عدم توانایی ایشان در جمع کردن روایات و نصوص دینی حدس می زنند.

اما با توضیح معنای اشتراک لفظی و معنوی به سراغ آیات و روایات می رویم تا ببینیم صفات مخلوقات با صفات خالق کدام یک از این دو نوع اشتراک را دارند:

اشتراک لفظی به این معناست که دو چیز فقط در لفظ شبیه هم باشند و در حقیقت و معنا با هم فرق کنند مثل لفظ شیر که هم برای یک نوشیدنی خاص به کار می رود و هم برای حیوانی در جنگل.

اشتراک معنوی هم به این معناست که دو چیز در حقیقت و مغز مطلب با هم سنخیت داشته باشند.

اشتراک لفظی و معنوی وجود :

ابتدا مبحث اشتراک لفظی و معنوی را درباره حقیقت وجود که همان خداوند است با وجودی که در ماهیات متجلی شده است بررسی می کنیم؛ می دانیم که ماهیات به طفیلی تجلی وجودی خداوند از علم حق تعالی در عالم خارجی به صورت مخلوقات پیش رویمان منعکس می شوند پس وجودی را که در آنها مشاهده می کنیم در واقع برای خداوندی است که همواره از رگ گردن به آنها نزدیکتر است. به بیان دیگر یک وجود واحد در ماهیات کثیر متجلی شده است پس در مبحث اشتراک لفظی و معنوی درباره اصل وجود بدین نکته پی می بریم که وجود حاضر در کالبد مخلوقات با وجود خداوند اشتراک معنوی دارد چون همان وجود خداوند است که در مخلوقات متجلی می شود.

نکته فوق درباره وجودی بود که در ماهیات متجلی می شود اما اگر خود ماهیات و مخلوقات را در نظر بگیریم چون از خودشان هیچ وجودی ندارند و به طفیلی وجود خداوند در عالم امکان ظاهر می شوند پس وجودِ ماهیات مجازی است ولی وجود خداوند حقیقی است چرا که ذاتی اوست، با این نگرش اگر به بحث اشتراک لفظی و معنوی وجود بنگریم وجودِ ماهیات با وجودِ خداوند فقط اشتراک لفظی دارد.

پس اشتراک لفظی و معنوی وجود را به دو صورت تحلیل کردیم که در نگرش اول وجود خداوند را با تجلی وجود او در ماهیات مقایسه کردیم و چون تجلیات او از خود او جدا نیست پس اشتراک معنوی در کار است؛ اما در نگرش دوم وجود را با تجلی وجود در ماهیات را مقایسه نکردیم بلکه وجود را برای خودِ آن ماهیات در نظر گرفتیم و از آنجاییکه ماهیت ها از خودشان وجودی ندارند و به نحو مستمر و پی در پی وجود را از خداوند دریافت می کنند ولی خداوند ذاتا همان وجود است پس اشتراک لفظی در کار است.

تاکید میکنیم که در تبیین اشتراک لفظی و معنوی وجود یک بار خودِ وجود را با تجلیاتش در نظر گرفتیم و بار دیگر اصلِ وجود را جدا فرض کردیم و برای هر کدام از ماهیت ها یک وجود خاص در نظر گرفتیم که بنا بر نگرش نخست به اشتراک معنوی رسیدیم و با نگرش دوم به اشتراک لفظی رسیدیم.

بنا بر قواعد عرفانی و تکوینی عالم آفرینش نگرش اول دقیق تر می باشد و در نگرش دوم نوعی مسامحه به کار رفته است که واکاوی در نگرش دوم سبب می شود که نهایتا به همان نگرش اول برسیم.

اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق و مخلوق:

پس از بررسی اصل وجود اکنون به بررسی اشتراک لفظی و معنوی صفات و اسمای حسنی و کمالات وجودی در خالق و مخلوقات می پردازیم. اسمایی که در قرآن و روایات بر خداوند متعال اطلاق شده است با اسم هایی که با همان الفاظ ولی بر مخلوقات خداوند اطلاق می کنیم از یک جهت تفاوت دارد و از جهتی دیگر سنخیت دارد.

در مبحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق و مخلوق ابتدا این نکته را ذکر می کنیم که همه ما به همان معنی که بر همدیگر واژه سمیع و بصیر و علیم را اطلاق می کنیم، به همان معنا هم این واژگان را درباره خداوند به کار می بریم.ما حتی واژه وجود را همانطوری که بر خداوند حمل می کنیم برای خودمان هم به همان معنی به کار می بریم.نتیجه ای که می گیریم این است که ما در بین خودمان فقط درباره یک سمیع بودن و یک نوع بصیر و علیم بودن و حتی فقط یک نوع وجود صحبت می کنیم که گاهی آن الفاظ را برای خداوند استفاده می کنیم و گاهی برای خودمان.

نکته ای در بحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق با مخلوقات باید در نظر داشته باشیم این است که مخلوقات اسمای غیر حسنی دارند ولی خداوند اسمای حسنی دارد.پس عدم و تمام صفات نقصی که به عدم بازمی گردد(=اسمای غیر حسنی) از آن مخلوقات است و وجود و همه کمالاتی که از آن سرچشمه می گیرد(=اسمای حسنی) برای خداوند است.

در مبحث”خلق”از زیرمجموعه اصطلاحات توضیح دادیم که خداوند در خلقت ،صفات خودش را در مخلوقات به نمایش می گذارد و متجلی می کند.نتیجه ای که از این قاعده در بحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق با مخلوقات می گیریم این است که تمام صفات کمالی را که در مخلوقات مشاهده می کنیم همگی برای خداوند است که آنها را در آینه ماهیات و مخلوقات متجلی کرده است.طبق “توحید مالکیت”که در زیرمجموعه انواع توحید در قرآن بحث شد، مخلوقات حتی مالک ذات خودشان هم نیستند پس همان اصل وجودی را هم که در آنها می بینیم برای خداوند است که در آنها متجلی شده است.

با این نگرش اگر به مبحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق با مخلوقات بنگریم، نتیجه می گیریم که در حقیقت یک وجود بیشتر نیست و بقیه وجود نما هستند و آیات و نشانه های آن وجود می باشند که آن وجود را در خودشان نمایش می دهند و منعکس می کنند؛ همین طور یک سمیع و بصیر حقیقی بیشتر نیست و اگر در دیگران سمیع بودن و بصیر بودن را مشاهده می کنیم برای همان وجود حقیقی می باشند پس دیگران آیات سمیع و بصیر بودن اویند.(در این زمینه خوب است به”توحید اسمای حسنی”از زیر شاخه انواع توحید در قرآن رجوع شود).

اگر با توجه به مطالب فوق به واژه ها و اوصاف کمالی که خداوند در قرآن برای خود و یا سایر مخلوقات به کار برده است،نگاه کنیم در می یابیم که آن صفات اصالتا و به نحوه حقیقت برای حق تعالی هستند و مجازا و به نحوه آیه بودن برای مخلوقات به کار می روند.(پس مخلوقات چه در اصل ذاتشان و چه در صفات ذاتشان عین فقر به خداوند می باشند و از خود و برای خود هیچ ندارند).در نتیجه بین اشتراک لفظی و معنوی بایستی معتقد به اشتراک معنوی شویم.

پس اگر با نگرش فوق یعنی همان اصالت وجود در همه کمالات و تابع بودن و آینه بودن ماهیات در نشان دادن کمالات او، به بحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق و مخلوقات نگاه کنیم از آنجاییکه مخلوقات از خود هیچ صفتی ندارند و سراپا صفات خالقشان که از رگ گردن به آنها نزدیکتر است را منعکس می کنند، پس صفات خالق با صفاتی که در مخلوقات می بینیم، اشتراک معنوی دارند چرا که در واقع دو چیز نیستند بلکه همه، کمالات خداوند است که در خلق او هم ظهور کرده است.به تعبیر امام علی(ع)در نهج البلاغه:

الحمد لله المتجلی لخلقه بخلقه

در واقع چون هیچ کسی به ذات وجود راهی نداشته و نخواهد داشت، پس ما همیشه چه در دنیا و چه در آخرت تجلی وجود و صفات او را در مخلوقاتش شهود می کنیم و باید متوجه این حقیقت باشیم که هیچ مخلوقی از خودش هیچ کمالی ندارد و کمالاتی را که در آنها می بینیم در واقع برای خداوند است که ما حتما باید آنها را در مخلوقات و تجلیات و آیات او ببینیم؛ چون همانطور که گفتیم کسی به ذات وجود راه ندارد پس باید انعکاس او را در ماهیات شهود کنیم بر همین روال به صفات وجود هم راهی نداریم پس باید انعکاس صفات او را در مخلوقات مشاهده می کنیم بنا بر این در بحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق با مخلوقات به اشتراک معنوی معتقد می شویم.به تعبیر امام باقر(ع)در اصول کافی:

موصوف بالآیات

یعنی آیات او صفات او را برای ما وصف می کنند و دلیلش هم این است که او صفات خود را در مخلوقاتش برای ما متجلی کرده است.

با نگرش فوق متوجه می شویم که در سرای هستی دو نوع صفت و دو نوع وجود نیست بلکه یک وجود بیشتر نیست که همه صفات کمالی برای خودِ اوست،منتها چون ما به ذات آن وجود راهی نداریم او صفات خود را در مخلوقاتش برای ما به نمایش می گذارد.پس با این دید اگر به بحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق با مخلوقات بنگریم باید گفت که صفات مخلوقات غیر از صفات خالقشان نیست و در نتیجه اشتراک معنوی بین آنهاست.

اما از نگرشی دیگر نیز باید به بحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خلق با خالق نگاه کرد؛ برخی از صفاتی را که ما درباره مخلوقات به کار می بریم هرچند از یک لحاظ کمال محسوب می شود ولی از لحاظ دیگر بوی نقص می دهد یعنی به یک امر عدمی بر می گردد.پیداست که وجود لایتناهی(=حق تعالی) از این گونه صفات که یک رویشان به عدم و نقص می باشد، کاملا منزه است.پس با این نگاه در مبحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خداوند با مخلوقات چون این دست صفات مخلوقات یک رو به سمت نقص و عدم دارند با صفات خالقشان اشتراک لفظی دارند.

در ادامه با ذکر بخشی از روایتی که از امام رضا(ع) در توحید صدوق آمده است مبحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خداوند با مخلوقات را بیشتر واکاوی می کنیم:

البصر لا بجزء به أبصر کما أنا نبصر بجزء منا لا ننتفع به فی غیره و لکن الله بصیر لا یجهل شخصا منظورا إلیه فقد جمعنا الاسم‏ و اختلف المعنى

امام رضا(ع)در عبارت فوق که در واقع اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق با مخلوقات را توضیح می دهند، اشاره می فرمایند که بصر و دیدن درباره خداوند با ابزار و جزئی مثل چشم نیست و فقط ماییم که برای دیدن محتاج چشم هستیم و با چشممان فقط می توانیم ببینیم و قدرت بر هیچ استفاده دیگری از آن نداریم؛ ولی خداوند چون وجود صرف و بسیط و یک دست است سراپا چشم و گوش است و با همه وجود خود می بیند و با همه وجود خود می شنود و در عین حال در هیچ کدام از این صفات محدود نمی شود و حتی در مرتبه احدیت و نیز هویت غیبیه خود از تمام این صفات فراتر هم هست.

پس با این نگرش اگر به مبحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق و مخلوقات بنگریم، دیدن ما مخلوقات با دیدن خالق فقط در اسم اشتراک دارد و در معنا و حقیقت و مغز مطلب متفاوت می باشد پس از نوع اشتراک لفظی می باشد.

با توجه به مطالب گفته شده درباره اشتراک لفظی و معنوی بنا بر نگرش اولی که ذکر شد صفات مخلوقات با صفات خالق آنها اشتراک معنوی دارد و در این رابطه برای مثال جمله ای را از مولا علی(ع)ذکر کردیم که طبق آن خودِ خداوند است که در خلقش تجلی می کند و با نگرش دوم صفات مخلوقات با صفات خالقشان اشتراک لفظی دارد و در این رابطه هم حدیثی را از امام رضا(ع)ذکر کردیم.

اما در بحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق با مخلوقات چطور این دو دیدگاه را با هم جمع کنیم؟ چرا که با نگاه دقیق در احادیث اهل بیت(ع) هیچ نوع عدم سازگاری و منافاتی نیست.

جواب این است که این دو حدیث یکی ناظر به مقایسه صفات وجود حق تعالی با تجلی همان صفات وجودی است که در ماهیات جلوه گر می شود و چون گفتیم که یک وجود حقیقی بیشتر در عالم نیست، پس اشتراک معنوی بین آنها می باشد، یعنی همان وجود حق تعالی با صفات والای خودش در کالبد ماهیات متجلی می شود.اما حدیث دیگر ناظر به مقایسه وجود حق تعالی با خود ماهیات است نه با آن وجودی که در ماهیات جلوه گر شده است و چون ماهیات صفات نقص دارند ولی وجود صفات کمالی دارد به اشتراک لفظی می رسیم.

پس هر کدام از احادیث ذکر شده از یک دید متفاوت به قضیه اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق با مخلوقات نگاه می کند:

در حدیث اول از مولا علی(ع)روشن است که ما یک وجود بیشتر نداریم و آن وجود در مخلوقاتش متجلی شده است(=المتجلی لخلقه بخلقه)با این حساب صفاتی را که در مخلوقات عالم مشاهده می کنیم در واقع برای خداست و اصلا برای ماهیات نیست.پس اگر با این نگرش به مبحث اشتراک لفظی و معنوی خالق و مخلوقات نظر کنیم بین آنها اشتراک معنوی است چرا که در واقع ما در اینجا دو چیز نداریم بلکه یک حقیقت است که وجودِ خود و صفاتِ خودش را در مخلوقاتش متجلی کرده است.

اما در حدیث دوم امام رضا(ع)صفات خداوند را با وجودی که در ماهیات است مقایسه نمی کند بلکه با خود ماهیات مقایسه می کند.دلیل این حرف هم همان استدلالی است که در عبارت ذکر شده از امام رضا(ع)بیان شد.پیداست که نیاز به یک ابزار و جزئی از بدن مثل چشم برای دیدن،یک صفت از صفات وجود نیست بلکه از صفات مخلوقات و ماهیت ها مثل بدن انسان می باشد وگرنه وجود یک حقیقت بسیط و لایتناهی بیشتر نیست و جا برای غیر از خود نگذاشته است تا بخواهد به عنوان استفاده کردن از یک ابزار نیاز به غیر از خودش پیدا کند چرا که نیاز داشتن چون یک اسم غیر حسنی می باشد از صفات مخلوقات و ماهیات است و خداوند بی نیاز و غنی، از چنین صفاتی منزه است.پس با این نگرش اگر به مبحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق و مخلوقات نظر کنیم، دیدن توسط یک مخلوق با دیدن خداوند فقط اشتراک لفظی دارد.هر چند که بنا بر نگرش اول چون ماهیات از خود هیچ کمالی ندارند، دیدنی هم که به وسیله آنها انجام می شود برای خداست که در آنها متجلی شده است پس اشتراک صفات آنها با صفات خالقشان از نوع اشتراک معنوی بود.

اجمال مطلب اینکه در بحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق با مخلوقات باید متوجه باشیم که اگر وجود لایتناهی خداوند را با وجودی که در ماهیات است مقایسه کنیم در اینجا بین صفات خالق و مخلوقات اشتراک معنوی است چون وجود یک حقیقت بیشتر نیست و همان یک حقیقت است که همراه با صفات و کمالاتش در ماهیات متجلی می شود. اما اگر وجود لایتناهی خداوند را با خودِ ماهیات مقایسه کنیم(و نه آن وجودی که در ماهیات است)اینجا به اشتراک لفظی بین صفات خالق با صفات مخلوقات می رسیم.

در نگرش اول بر مبنای حدیث امام علی(ع) مقایسه بین وجود خداوند و تجلیات آن وجود انجام می گیرد و چون این دو جدای از هم نیستند پس اشتراک بین آنها از نوع اشتراک معنوی است و در نگرش دوم بر مبنای حدیث امام رضا(ع) مقایسه بین وجود خداوند و ماهیات صورت گرفته است و از آنجاییکه بین اسمای غیر حسنای ماهیات که سراسر عجز و نقص و عدم است و اسمای حسنی که سراسر کمالات و وجود است هیچ اشتراکی نیست پس بین صفات خالق و صفات مخلوقات اشتراک لفظی می باشد.

پس با دقت در منظور این دو روایت که در زمینه اشتراک لفظی و معنوی ذکر کردیم مشخص شد که هر کدام درباره یک نگرش خاص که متفاوت از دیگری است بیان شده است بنابراین هیچ منافاتی با هم ندارند.

این همان نکته ای بود که بر مبنای آن امام خمینی(قدس سره)درباره آن اینطور اشاره می فرمایند که به گمان من قاضی سعید قمی نتوانسته است بین روایات و نصوص دینی جمع کند و با اینکه یک جا در کتاب بوارق ملکوتیه پیرامون صفات خلق و خالق حرفش بوی اشتراک معنوی می دهد در جای دیگر حرفش به صراحت اشتراک لفظی را نشان می دهد.

ما در شرح این مصباح از کتاب شریف “مصباح الهدایه”برای هر کدام از دو اشتراک لفظی و معنوی حدیثی را ذکر کردیم و با توضیح آن مشخص شد که این دو حدیث با هم هیچ گونه منافاتی ندارند و ناظر به دو دیدگاه مختلف می باشند.یکی مقایسه وجود با تجلیات همان وجود که اشتراک در اینجا معنوی است و دیگری مقایسه وجود با ماهیات که اشتراک در اینجا لفظی است.

البته در بین آیات و روایات می توان با کنکاش مثال های فراوان دیگری برای اشتراک لفظی و معنوی صفات خلق با خالق پیدا کرد و در اینجا فقط به ذکر دو روایت به عنوان مثال بسنده کردیم.

نکته ای که باید ذکر شود این است که در اشتراک معنوی مشخص شد که جدایی بین صفات خلق با خالق نیست بلکه همان صفات خالق در خلق متجلی شده است.اما باید این را هم بگوییم که در اشتراک لفظی هم هرچند بین صفات خلق با صفات خالق تفاوت و بینونت است ولی این دوگانگی و جدایی فقط در همان صفات است و نه در اصل وجود چرا که ماهیات جدای از وجود معدوم می گردند و خودشان هم هرگز وجود جدایی پیدا نمی کنند.

به تعبیر مولای عارفان علی بن ابی طالب(ع)در احتجاج طبرسی:

حکم التمییز بینونه صفه لابینونه عزله

یعنی در همان نگرش اشتراک لفظی هم که بیان شد، بین خالق که وجود لایتناهی می باشد با ماهیات که مخلوقات او می باشند، جدایی در همان صفات است و بس.

پس بر اساس عرفان اسلامی ما به هیچ وجه حق نداریم به عالم آفرینش طوری نگاه کنیم که آن را دارای اصالت و وجودی جدای از خداوند بپنداریم که این همان بینونت عزلی می شود که نام دیگرش در روایات ما وحدت عددی است و سرآغاز هر گونه شرک خفی و جلی می گردد.

نتیجه اینکه ماهیات جدای از وجود نیستند یعنی هرگز برای خودشان اصالت و وجودی جدای از وجود خداوند ندارند بلکه تفاوت و جدایی آنها از خداوند فقط در صفات است.

به بیان دیگر جدایی بین ماهیات با وجود فقط در این است که ماهیات اسماء و صفات غیر حسنی مثل عجز و فقر و نیاز دارند اما وجود اسماء و صفات حسنی دارد مثل قدرت و غنا و بی نیازی، آنگاه همین وجود اسمای حسنای خود را در آینه اسمای غیر حسنای ماهیات متجلی می کند و در بحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق و مخلوقات باید توجه کنیم که صفات خالق را با تجلیات خود او در ماهیات قیاس می کنیم یا با خودِ ماهیات قیاس می کنیم که در صورت اول اشتراک معنوی حاصل می شود و در صورت دوم اشتراک لفظی حاصل می شود.

مولا علی(ع) در کتاب نهج البلاغه درباره تجلی اسمای حسنای وجود در آینه اسمای غیر حسنای ماهیات می فرمایند:

غنی کل فقیر

طبق عبارت فوق ماهیات فقیر هستند و غنای وجود در آنها متجلی می شود.

عز کل ذلیل

همچنین ماهیات همگی ذلیل هستند و عزت خداوند در آنها متجلی می شود.

قوه کل ضعیف

باز هم بر همان روال، ماهیات همگی ضعیف هستند و نیروی وجود در آنها متجلی می شود.

بخوانید ::   - توحید الوهیت
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *