امکان فقری

امکان فقری

امکان فقری

امکان فقری و امکان ماهوی چیست؟ در نوشتار زیر به این پرسش پاسخ می دهیم و احتیاج مخلوقات به خداوند را در ذات و صفات و افعالشان تبیین می کنیم.

امام خوبی ها روح الله خمینی(قدس سره الشریف)در ادامه مصباح پیشین و نقد قاضی سعید قمی(رضوان الله علیه)به ذکر استدلال ایشان درباره اشتراک لفظی صفات خلق با صفات خالق می پردازند که ضمن توضیح بیانات امام خمینی(ره) به توضیح قاعده امکان فقری نیز می پردازیم.

اجمال استدلال قاضی سعید قمی(ره)که در نقد آن به توضیح قاعده امکان فقری نیز خواهیم پرداخت بدین صورت است که اگر ذات با یکی از حالات و صفاتش که در نظر گرفته شود یک اسم را نتیجه می دهد.پس خود ذات اگر بدون آن حالت فرض شود چنین وصفی را ندارد.مثلا انسان با حالت نوشتن دارای وصف نویسندگی می شود، در حالی که خود انسان به عنوان حیوان ناطق در ذات خود این صفت را ندارد.پس هرچند صفت نویسندگی ذاتی قلم می باشد ولی ذاتی انسان نیست چون انسان فقط وقتی با آن قلم بنویسد، نویسنده می شود.همینطور خداوند مثلا وقتی که یک بیمار را با دارویی شفا بدهد به شافی بودن متصف می شود ولی اگر این کار انجام ندهد از این صفات منزه است.

قاضی سعید قمی بر پایه استدلال فوق گویی این نتیجه را می خواهند بگیرند که اگر خداوند در مرتبه واحدیت خود صفاتی دارد آن صفات با صفاتی که در مرتبه خلقت او در مخلوقات مشاهده می شود تفاوت دارد به این معنی که از یک سنخ دیگری می باشد،در حالی که طبق آیات و روایات روشن است که همان صفات خداوند است که در مخلوقاتش متجلی شده است پس بین صفات خالق با صفات کمالی مخلوقات اشتراک معنوی بر قرار است چون بر پایه قاعده تکوینی امکان فقری تمامی ماهیات هم در اصل وجود و در صفات کمالی و هم در انجام کارهایشان محتاج وجود لایتناهی حق تعالی می باشند و از خودشان هیچ استقلالی ندارند پس اگر بر مبنای قاعده عرفانی امکان فقری که در حکمت متعالیه هم تبیین شده است تمام مخلوقات به طفیلی وجودِ خداوند وجود دارند و به طفیلی صفات خداوند دارای صفات کمالی می شوند و همچنین به طفیلی فیض خداوند افعال خودشان را انجام می دهند در واقع باید گفت که آنها مستقل از خداوند نه تنها نمی توانند هیچ فعلی انجام دهند و همچنین دارای هیچ صفت کمالی نیستند بلکه هیچ وجودی هم نخواهند داشت و دفعتا معدوم خواهند شد در نتیجه یک حقیقت نورانی بیشتر نیست که وجود و صفات و افعال خودش را در مخلوقات متجلی می کند پس اشتراک صفات خالق با صفات مخلوقات از نوع اشتراک معنوی است. اما اشتراک لفظی بین صفات خالق و صفات مخلوق که در برخی روایات به آن اشاره شده است به نکته دیگری بر می گردد که در ادامه همین نوشتار توضیح داده می شود.

استدلال قاضی سعید قمی(ره) درباره ظهور ذات با یکی از حالات خود در هر کدام از صفاتش هرچند درست است ولی نتیجه ای که قاضی سعید قمی(قدس سره) مبنی بر اشتراک لفظی بودن صفات خلق با صفات خالق از آن گرفته است، نادرست است چرا که در این نتیجه قاعده امکان فقری نادیده گرفته شده است‌.

امکان فقری یعنی چه؟

هر مخلوقی که در عالم آفرینش پیش رویمان مشاهده می کنیم به دو بخش تقسیم می شود: ماهیت و وجود؛ ماهیتی که در مخلوقات مشاهده می کنیم سراپا فقر و نیاز است و این نیازمندی هم در اصل ذات او و هم در صفات او و هم افعال او جریان دارد. برای اینکه یک ماهیت بتواند از علم خداوند به صورت یک مخلوق در عالم خارجی متجلی شود در تمام مراحل سه گانه ذات و صفات و افعالش به تجلی وجود نیاز دارد و این تجلی از آغاز ظهور یک مخلوق در عالم آفرینش تا آخر عمر او دم به دم و طور مستمر ادامه دارد. پس ماهیت هر مخلوق سرپا نیاز به تجلی وجود و کماللت وجودی است. از این حقیقت تکوینی در حکمت متعالیه اسلامی با عبارت ” امکان فقری ” یاد می شود.

کاربرد قاعده امکان فقری در مبحث اشتراک لفظی و معنوی:

درست است که ذات مقدس وجود وقتی که در مرتبه واحدیت در یک حالت خاصی ظهور و تجلی کند یک صفت و اسم خاص را بر او می نهیم ولی این استدلال دلیل بر این نیست که صفات خالق با صفات مخلوقات فقط اشتراک لفظی دارد و بس؛ چرا که همان صفات از مرتبه واحدیت در مرتبه بعدی وجود یعنی ماهیات و مخلوقات هم متجلی می شود و بنا بر قاعده تکوینی امکان فقری مخلوقات در اصل ذات و نیز صفات و افعالشان دم به دم محتاج تجلی وجود خداوند هستند پس اشتراک بین صفات کمالی مخلوقات با صفات خداوند از نوع اشتراک معنوی است زیرا همان صفات خداوند است که در مخلوقات هم متجلی می شود.

منتها اگر به همین مطلب طوری دیگر نگاه کنیم اشتراک لفظی می شود.دانستیم که طبق قاعده امکان فقری تمامی کمالاتی را که در ماهیات می بینیم برای خداوندِ بی نیاز است که دم به دم در مخلوقاتِ نیازمند متجلی می شود و طبق این نگرش معتقد به اشتراک معنوی صفات مخلوقات با صفات خالق می شویم اما اگر کمالات وجودی خداوند را با کمالات وجودی که در مخلوقات و ماهیات می بینیم مقایسه نکنیم بلکه با خود مخلوقات و ماهیات مقایسه کنیم در اینجا اشتراک لفظی می شود.

به زبان حکمت متعالیه اگر بخواهیم مطلب فوق را تحلیل کنیم باید بگوییم که بر پایه قاعده امکان فقری حتما بایستی یک ماهیت در کار باشد تا تجلی وجودی را از وجود لایتناهی دریافت کند پس کمالات وجودی که در ماهیات می بینیم در واقع برای خودشان نیست بلکه برای وجود لایتناهی است که در ماهیات ظهور کرده است و بر مبنای این نگرش معتقد به اشتراک معنوی صفات مخلوقات با صفات خالقشان می شویم؛ اما طبق قاعده امکان فقری حتما بایستی یک ماهیتِ ممکن الوجود که فقیر محض است در کار باشد تا تجلی وجود حق تعالی در آن ظهور کند حال اگر تجلی وجود که در آن ماهیت ظهور می کند را نادیده بگیریم و خودِ آن ماهیت را با وجود قیاس کنیم در اینجا اگر اشتراکی بین ماهیت و وجود پیدا کنیم اشتراک صفات خالق با صفات مخلوقات از نوع اشتراک لفظی خواهد بود چون ماهیات صفات عدمی دارند ولی خداوند صفات کمالی و وجودی دارد، مثلا شنیدن ما مخلوقات به وسیله گوش انجام می شود ولی “سمیع” بودن خداوند نیاز به ابزاری مثل گوش ندارد پس اشتراک لفظی در کار است.

وجود نامحدود خداوند در مرتبه “هویت غیبیه” خود هیچ صفت و بلکه هیچ تعینی ندارد و همچنین در اولین تعین خود یعنی مرتبه احدیت هم هیچ هنوز صفتی در وجود لایتناهی ظهور نکرده است پس احدیت ذاتی یک تعین نامحدود است که هیچ تعینی در قلمرو خود آن نیست اما در مرتبه واحدیت، صفات وجود در حیطه نامحدود آن حقیقت مقدس ظهور می کند و در مرتبه بعدی یعنی عالم خلقت و آفرینش هم وجودِ حق تعالی صفات خودش را در ماهیاتِ ممکن الوجود متجلی می کند و بنا بر قاعده امکان فقری اگر این تجلی نباشد هیچ ماهیتی در پهنه آفرینش ظاهر نمی شود چون مخلوقات از خود هیچ ندارند.آنها حتی مالک ذات خودشان هم نمی باشند.پس در همه این مراحل خود خداوند در مخلوقاتش تجلی می کند و کسی همراه او نیست.

پس در هویت غیبیه و احدیت ذاتی که هیچ اسمی هم با او نبود و در مرتبه واحدیت اسم های او از خود او جدا نیستند و حتی در مرتبه خلقت هم خلق او وجودی جدای از او ندارند چون بنا بر قاعده امکان فقری آنقدر نیازمند به خداوند می باشند که همگی مندک و فانی در وجودِ او هستند پس در تمام این مراحل یک وجود است و غیر از او هیچ نیست که یک بار در اسماء و صفاتش متجلی می شود و بار دیگر در صورت مخلوقاتش جلوه می کند.

پس اگر در مرتبه خلقت هم تجلی صفات کمالی حق تعالی را در مخلوقات می بینیم هرگز نباید صفات خالق و صفات کمالی مخلوقات را دو نوع صفت بدانیم چرا که بر اساس قاعده امکان فقری همان وجود واحد حق تعالی صفات کمالی خودش را در مخلوقات به نمایش می گذارد وگرنه مخلوقات از خودشان هیچ ندارند. پس خودِ خداوند(=وجود) صفات کمالی خودش را در مخلوقات(=ماهیات) متجلی می کند پس از این نگاه اشتراک بین صفات مخلوقات با صفات خالقشان از نوع اشتراک معنوی است چون یک نوع از صفات بیشتر نداریم و آن هم برای خداست هرچند در مخلوقاتش جلوه گر شود.

اما همان طور که در مصباح پیشین با ذکر حدیثی اشاره کردیم نگاه فوق فقط یکی از دو نگرش نسبت به اشتراک صفات خالق با صفات مخلوقات می باشد که نتیجه اش اشتراک معنوی است.این نگاه فقط به مقایسه صفات کمالی وجود خالقی با صفات همان وجود که در مخلوقات می بینیم، می پردازد و از آنجاییکه بر اساس امکان فقری ماهیات، وجود مخلوقات جدای از خالقشان نیست بلکه تجلی وجود خالقشان در آنهاست پس صفات کمالی مخلوقات با خالقشان هم از یک نوع می باشد و در نتیجه اشتراک معنوی دارد و در روایات ما هم اشتراک معنوی فقط بر اساس همین نگاه است.

اما بنا بر قاعده امکان فقری حتما باید یک ماهیت فقیر در میان باشد تا تجلی کمالات خداوند را دریافت کند؛ پس با نگاهی دیگر به مقایسه صفات کمالی وجود خالق با ماهیتِ مخلوقات می پردازیم نه با وجودی که در ماهیتِ مخلوقات است.از این نظر اگر به مطلب نگاه کنیم صفات خالق(=وجود)با صفات مخلوقات(=ماهیات)اشتراک لفظی دارد، چون صفات حق تعالی چون از وجودِ او سرچشمه می گیرد سراسر کمالات است ولی صفات ماهیات چون به عدم باز می گردد سراسر نقص است پس اگر بین مخلوقات با خالقشان اشتراکی مثل دیدن و شنیدن و… مشاهده می شود تمام اینها فقط در لفظ مشترک است و در حقیقت معنا متفاوت می باشد. در روایات ما هم اشتراک لفظی فقط بر اساس همین نگرش یعنی مقایسه کمالاتِ وجود با ماهیت ها، بیان شده است نه با وجودی که در ماهیات است.

در مصباح پیشین درباره تبیین اشتراک لفظی در روایات اهل بیت(ع) یک نمونه از احادیث را از زبان امام رضا(ع) ذکر کردیم و در این مصباح هم برای تبیین هر چه بیشتر مبحث امکان فقری استدلال دیگری از زبان امام رضا(ع)که در بخش “فرق بین اسمای خالق و مخلوقات” در کتاب شریف توحید صدوق آمده است را نقل به مضمون می کنیم که درباره اشتراک لفظی صفات خالق با صفات مخلوقات است:

امام رضا(ع)اینگونه استدلال می کنند که واحد در انسان به مجموعه بدن و اجزای او اطلاق می شود که روی هم او را تشکیل می دهند و بر مجموع آنها صفت واحد را اطلاق می کنیم اما در خداوند واحد به معنی حقیقی کلمه واحد است و از سر هم کردن چیزهای مختلف ساخته نشده است.

استدلال امام رضا(ع)هر چند روشن است ولی اگر بخواهیم آن را به زبان فلسفی بازگو کنیم تا در تبیین قاعده امکان فقری هم از آن استفاده کنیم بدین صورت می شود که وجود یک حقیقت صرف و بسیط و یک دست است که از هیچ چیزی تشکیل نشده است بلکه به ذات خود واحد و یگانه و یکتاست اما ماهیتی مثل بدن یک انسان از مجموع چندین چیز ساخته شده است که ما آنها را اعضای بدن انسان می نامیم.پس ماهیتها در واقع واحد حقیقی نیستند و از ماهیت های کوچکتری تشکیل شده اند.حتی اگر کوچکترین ماهیت از یک مجموعه را هم فرض کنیم باز هم قابل قسمت کردن به اجزای کوچکتری است و این روند همچنان ادامه پیدا خواهد کرد اما وجود یک حقیقت بسیط و یک دست است که به ذات خودش واحد و یگانه و یکتا می باشد و هیچ گونه ترکیبی در آن راه ندارد چون ترکیب از صفات ماهیات است و دانستیم که صفات وجود با صفات ماهیات تفاوت دارد و با این نگرش، اشتراک بین آنها فقط از نوع اشتراک لفظی می باشد چون واحد بودن ماهیات با واحد بودن وجود تفاوت اساسی دارد.

ملاحظه فرمودید که در این نگرش دومی که با نقل به مضمونِ حدیثی از امام رضا(ع) تبیین شد، وجود(=خداوند)با ماهیات(=مخلوقات)مقایسه شده است و در نتیجه بین صفات خداوند با صفات مخلوقات اشتراک لفظی می باشد؛اما در نگرش نخست که پیش از این توضیح دادیم وجود(=خداوند) با وجودی که در ماهیات(=مخلوقات) می بینیم مقایسه شده است نه با خودِ آن ماهیات و از آنجاییکه همان وجود حق تعالی در ماهیات جلوه گر شده است پس اشتراک بین صفات خالق با صفات مخلوقات از این نظر اشتراک معنوی است.پس در اینباره دو نگرش مورد اشاره قرار گرفت که نتیجه آن دو با هم فرق می کند و در تبیین قاعده امکان فقری ابتدا یک ماهیت فقیر و عاجز و سراسر نقص را در نظر می گیریم که تمام صفات آن از نوع عدمی می باشد چون خودِ آن ماهیت بدون وجود معدوم است اما در مرتبه بعدی وجود را هم لحاظ می کنیم که صفات کمالی خودش را در آینه آن ماهیت منعکس می کند.

پس با توجه به مطالب بالا صفاتی را که در مخلوقات می بینیم به دو دسته تقسیم می کنیم؛ اولین دسته اینکه هر کدام از صفات مخلوقات که بوی نقص می داد و به یک امر عدمی بر می گشت مربوط به مخلوقات(=ماهیات) است و این دست صفات مخلوقات با صفات خالق اگر احیانا در نام و اسمشان اشتراکی پیدا کنند فقط اشتراک لفظی دارند و دومین دسته اینکه هر کدام از صفات که بوی کمال می داد و یک امر وجودی بود هر چند در مخلوقات دیده شود ولی مربوط به خداوند(=وجود) است و این دست صفات با صفات خالق اشتراک معنوی دارند چون از طرف خودِ خداوند در مخلوقات متجلی شده است و اصولا قاعده امکان فقری بر پایه تجلی وجود و صفات کمالی آن در آینه ماهیات و صفات نقص آنها بنا شده است.

پس با واکاوی دقیق قاعده امکان فقری که شناخت آن کمک زیادی به تبیین مبحث اشتراک لفظی و معنوی صفات خالق با صفات مخلوقات می کند بایستی دو طرز نگرشی را که توضیح داده شد از هم تفکیک کرد چون نتیجه مقایسه یکی از آنها با صفات حق تعالی اشتراک لفظی می شود و نتیجه مقایسه مورد دیگر با صفات حق تعالی اشتراک معنوی می شود چون در یکی صفات خودِ مخلوقات و ماهیات را با خدا مقایسه کرده ایم و در دیگری صفات خودِ خداوند را که در مخلوقات بوده است با خدا مقایسه کرده ایم.

پس طبق قاعده امکان فقری تمام کمالاتی را که در ماهیات مشاهده می کنیم همگی مربوط به خداوند است و در اینجا اشتراک معنوی است اما نقص هایی را که در ماهیات می بینیم تماما مربوط به خود آنهاست و همانطور که از زبان امام رضا(ع) نقل کردیم واحد بودن یک ماهیت با واحد بودن وجود لایتناهی خداوند فقط اشتراک لفظی دارد چون واحد بودن یک ماهیت و مخلوق از ترکیب چیزهای جزئی تر تشکیل شده در حالی که واحد بودن خداوند حقیقی است و ترکیب در وجود مقدس او به هیچ وجه راه ندارد پس هرچند واحد بودن وجودی که در ماهیات است چون تجلی واحد بودن وجودِ خداست با واحد بودن خدا اشتراک معنوی دارد ولی واحد بودن خودِ ماهیات(نه وجودی که در آنهاست) با واحد بودن خداوند اشتراک لفظی دارد.

پس این دو نگرش بایستی از هم تفکیک شوند و حکم آنها نباید با هم جابجا شود و شناخت صحیح قاعده امکان فقری کمک شایانی به درک بیشتر این مطلب می کند. متاسفانه بیشتر کسانی که در تبیین مبحث اشتراک لفظی و معنوی نمی توانند بین روایات جمع کنند در تفکیک همین دو نگرشی که ذکر شد مشکل دارند.

اما نکته دیگر اینکه هیچ ماهیت و مخلوقی نیست که ما آن را در عالم ببینیم ولی در عین حال هیچ کمالی را در آن مشاهده نکنیم و از سرتاپای آن نقص و عدم ببارد؛ چرا که بنا بر امکان فقری ماهیات ، تمام مخلوقات به طفیلی وجود لایتناهی در عالم ظاهر شده اند که به اندازه ظرفیت آنها در ماهیتشان تجلی کرده است و از این دید تمام مخلوقات(=ماهیات) حتما بهره ای از کمال را برده اند چرا که هیچ کدام از وجود(=خداوند) تهی نیستند.

به تعبیر پیامبر اکرم(ص)در کتاب شریف معانی الاخبار:

لم‏ یخل‏ منه‏ مکان طرفه عین حاضر غیر محدود و غائب غیر مفقود

یعنی هیچ جایی به اندازه چشم بر هم زدنی از وجود(=خداوند)خالی نیست چون او به دلیل نامحدود بودن در تمام ماهیات حضور دارد و هرچند به دلیل مجرد بودن با چشم دیده نمی شود ولی در هیچ چیزی جایی را که از خودش خالی باشد باقی نگذاشته است.نتیجه اینکه تمام کمالاتی را که در هر کجای عالم می بینیم مربوط به وجود است و بس؛هر چند این کمالات در ماهیات جلوه گر شده باشد. بنا بر قاعده امکان فقری اگر مخلوقات برای چشم بر هم زدنی از وجود جدا شوند همگی معدوم می شوند.

مثال دیگر را از بخشی از حدیث امام صادق(ع)ذکر می کنیم که در کتاب شریف تحف العقول درباره نفس آدمی آمده است:

و تعلم أن ما فیه له و به

یعنی با شهود نفس خودت به طفیلی خداوند و پی بردن به امکان فقری ذات خودت خواهی دانست که هر چه که از کمالات مثل قدرت و دانش و… در آن می بینی همه برای وجود(=خداوند)است و به طفیلی اوست که در ماهیت تو متجلی شده است.پس هر چند نقص های یک انسان مربوط به ماهیت خود اوست که به دلیل ظرفیت اندکش نتوانسته بهره بیشتری از وجود ببرد ولی کمالاتی را که در ماهیت خودش مشاهده می کند همه برای وجود خداوند است که در ماهیت انسان متجلی می شود پس اگر کمالات وجودی که در انسان است با کمالات خداوند قیاس شود در اینجا اشتراک معنوی است.

حدیث فوق از امام صادق(ع)حاوی نکات ارزشمند دیگری هم می باشد که ما آن را در بخش”وجود و ظهور”از زیر مجموعه اصطلاحات شرح دادیم.

پس دانستیم که طبق قاعده امکان فقری تمام مخلوقات عالم حتما یک رو به سوی کمال و وجود دارند و آن همان نگرشی است که طبق آن، خداوند در آنها متجلی شده است و بنا بر این نگرش به اشتراک معنوی صفات خالق با مخلوقات معتقدیم اما تمام مخلوقات حتما یک رو به سوی نقص و عدم هم دارند و این هم بر اساس همان نگرشی است که به ماهیت و حد و حدود و قید و بندهای آن مخلوق بستگی دارد که همه این نقص ها عدمی است و به ماهیتِ آن مخلوق بر می گردد پس به خداوند مربوط نمی شود و طبق این نگرش به اشتراک لفظی صفات خالق با مخلوقات معتقدیم.

نکته بعدی اینکه ما نباید حکم مراتب وجودی را با هم جابجا بگیریم، چرا که هر مرتبه از وجود حکم خاص خود را دارد؛مثلا در هویت غیبیه و همچنین در مرتبه احدیت ذاتی وجود هنوز هیچ صفتی ظهور نکرده است به تعبیر مولا علی(ع):

کمال الاخلاص له نفی الصفات عنه

ولی نباید حکم این مرتبه را به مراتب دیگر سریان بدهیم چرا که در مرتبه واحدیتِ وجود، اسماء و صفات بر خلاف مرتبه قبلی ظهور می کنند و با توضیحاتی که در شرح این مصباح داده شد روشن است که تمام کمالاتی را که در دنیا و آخرت در مخلوقات مشاهده می کنیم از همین مرتبه واحدیت(که جامع تمامی اسماء و صفات است)در آن مخلوقات متجلی گشته است پس قاعده امکان فقری درباره همین مرتبه خلقت و آفرینش بیان شده است که سرتاپا نیاز و فقر به مرتبه واحدیت است. البته با نگاه دقیق می توان گفت که تمام مراتب پایینی وجود نسبت به مراتب بالاتر از خودشان فقیر و محتاج و نیازمند می باشند هرچند ما در این بخش با تبین قاعده امکان فقری فقط نیاز مرتبه خلقت را به مرتبه واحدیت تبیین کردیم.

وجود حق تعالی تمام مراتب وجودی را پر کرده است و هیچ مرتبه و جایی، خالی از آن وجود مقدس نمی باشد.به تعبیر امام باقر(ع)در شرح واژه”صمد”:

الذی لا جوف له

یعنی صمد کسی است که جوف و جای خالی درون خودش ندارد پس هر کمالی را که مشاهده می کنیم مطلقا برای اوست هرچند در دیگران مشاهده شود.

اشتباه قاضی سعید قمی(ره) که امام راحل(قدس سره)به آن نقد فرمودند، در این بود که از ظاهر عبارت ایشان این طور بر می آید که ایشان صفات خداوند را فقط در مرتبه واحدیت او اثبات کرده اند ولی در مرتبه فعل و خلقت او در عالم خلقت،خود مخلوقات را دارای صفاتی جدای از او دانسته اند و آنگاه بین صفات خالق و صفات مخلوقات بر اساس همین دوگانگی که فرض کرده اند به اشتراک لفظی معتقد شده اند.در حالی که بنا بر قاعده امکان فقری دانستیم که مخلوقات و ماهیات از خود هیچ ندارند و تمام کمالات را از وجود حق تعالی دریافت می کنند که از مرتبه واحدیت در کالبد ماهیات سرازیر می شود و نیز طبق “توحید مالکیت”هر وجود و کمالی را که در عالم مشاهده می کنیم تکوینا و حقیقتا برای خداست و تجلی خود اوست که در مخلوقاتش جلوه گر شده است.پس از این دید ما دو نوع صفت نداریم که بین آنها اشتراک لفظی قائل شویم بلکه تمام صفات برای خداوند است و آنچه که در مخلوقات می بینیم با صفات خداوند که در مرتبه واحدیت او ظهور می کند اشتراک معنوی دارد چون از همان مرتبه واحدیت در این مخلوقات متجلی شده است.البته این را هم دانستیم که با نگرشی دیگر یعنی لحاظ کردن جنبه عدمی مخلوقات که به ماهیت آنها بر می گردد،تمام صفاتی که در مخلوقات بوی نقص هم می دهند اگر احیانا در لفظ با صفات خالق اشتراکی داشته باشند این اشتراک فقط اشتراک لفظی می باشد و بس.

نکته مهم این که تمام حرفهای گفته شده در این نوشتار به دلیل همان عدم تناهی وجود حق تعالی است که جا برای غیر از خود نگذاشته است و تمام مراتب وجودی را با فیضان و نورانیت خودش پر کرده است. در نتیجه هر کمالی را در هر مخلوقی و بلکه هر مرتبه ای از وجود در نظر بگیریم در واقع برای خداست که در آن مخلوق یا در آن مرتبه وجودی متجلی شده است. بنا بر این نتیجه می گیریم که علاوه بر اینکه پایین مرتبه وجودی یعنی عالم خلقت نسبت به مرتبه بالاتر از خودش یعنی واحدیت امکان فقری دارد، خودِ مرتبه واحدیت هم نسبت به مرتبه بالاتر از خودش یعنی احدیت فقیر می باشد و در یک نگاه کلی تمامی مراتب وجودی نسبت به حقیقت محضه وجود که همان هویت غیبیه می باشد فقیرِ محض هستند و نهایتا مندک و متلاشی در همان هویت غیبیه می گردند.

بخوانید ::   وحدت وجود از زبان امام صادق (ع)
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *