ایمان به نبوت

ایمان به نبوت

ایمان به نبوت

ایمان به نبوت تکوینی را در سلسله مراتب خلقت شرح می دهیم و پیرامون چگونگی آن کنکاش می کنیم.همچنین پذیرش و عدم پذیرش نبوت تکوینی توسط کائنات توضیح داده می شود.

گفتیم که پس از اینکه در عالم اسماء و صفات کار خبر رسانی را اسم “الله” انجام می دهد در مرتبه بعدی یعنی در عالم علمِ خداوند کار نبوت را عین ثابت انسان کامل انجام می داد و در مرتبه عالم خارجی هم این کار را حقیقت محمدیه(ص)یا همان عقل اول انجام می دهد.

در عالم اسمای حسنی هر کدام از اسم های جزئی فقط به اندازه ظرفیت خودشان خبررسانی وجودی و فیض اسم”الله” را دریافت می کنند پس اسمای حسنی در ایمان به نبوت تکوینی اسم اعظم”الله” دارای رتبه های مختلف می باشند و روی همین حساب هم بر اساس فیض های مختلفی که هر کدام از انها دریافت می کنند به صورت اسمای گوناگون متجلی می شوند؛ سایه همین روند از عالم اسمای حسنی در علم خداوند نیز منعکس می شود یعنی برخی از صورت های علمی زودتر از بقیه نبوت تکوینی عین ثابت انسان کامل را می پذیرند و برخی از صورت های علمی در درجات بعدی قرار می گیرند. باز انعکاس همین حقیقت از علم خداوند در عالم خارجی هم ظهور می کند و هنگامی که حقیقت محمدیه از فیض وجودی حق تعالی خبررسانی می کند ولایت علویه زودتر از بقیه کائنات این فیض را دریافت می کند پس همانطور که در بخش حقیقت محمدیه از محیی الدین بن عربی(قدس سره) نقل کردیم امام علی(ع) در آغاز ظهور کائنات نزدیکترین شخص به پیامبر اکرم(ص) بوده اند و در آخرین مرتبه نبوت یعنی نبوت تشریعی نیز مطابق مرتبه قبلی امام علی(ع) زودتر از بقیه ایمان به نبوت پیامبر(ص) می آورند.

اما اولین کسانی که تحت اشراف عقل اول در ایمان به نبوت حقیقت محمدیه(ص)و ولایت او بر سایر کائنات پیشی می گیرند، پس از حقیقت نورانی مولا علی(ع) که مندک در حقیقت محمدیه است و در واقع از آن جدایی ندارد ساکنان عالم جبروت و فرشتگان و عقول مفارقه هستند که به سان قلم هایی مراتب پایین تر خلقت را می نگارند.

پس ایمان به نبوت حقیقت محمدیه(ص) و ولایت حقیقت علویه(ع) از ساکنان عالم جبروت آغاز شده و پس از آن نوبت به ساکنان عالم ملکوت می رسد و سپس نوبت به ساکنان عالم ناسوت و دنیا می رسد که پایین ترین عوالم است.

از آنجاییکه این ایمان آوردن یک حقیقت تکوینی است در تمام عوالم ذکر شده از اسمای حسنی گرفته تا عالم خارجی این کار بدون سرپیچی انجام می گیرد و حتی فرض عدم پذیرش آن هم نیست چرا که نبوت تکوینی یعنی خبررسانی از وجود خداوند و اگر بپنداریم کسی از قبول نبوت تکوینی سر زده است یعنی از پذیرش تجلی وجود خداوند در ماهیت خودش امتناع کرده است پس معدوم می شود.در نتیجه همه اسمای حسنی به نبوت تکوینی اسم”الله” ایمان دارند و همه اعیان ثابته به نبوت تکوینی عین ثابت انسان کامل ایمان دارند و همه کائنات هم چون فیض خداوند را از حقیقت محمدیه(ص)دریافت می کنند پس به نبوت تکوینی حقیقت محمدیه ایمان دارند پس هیچ سرپیچی در پذیرش نبوت تکوینی فرض ندارد.

روی همین حساب هم تمامی کائنات ایمان به نبوت تکوینی حقیقت محمدیه(ص) دارند و آن را شهود می کنند و به تعبیر امام خمینی(قدس سره)این یکی از معانی عرضه کردن ولایت معصومان(ع)بر همه مخلوقات عالم است.لذا همانطور که در روایات ما وارد شده است حیوانات وحشی و درنده مثل شیر نسبت به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) هیچ آزاری نمی رساندند که این نتیجه همین شناخت عمومی کائنات نسبت به آن ذوات نورانی است چون اهل بیت(ع) در حقیقت محمدیه فانی می باشند و در واقع همه مخلوقات شهود می کنند که فیض وجودی را دم به دم از انسان کامل دریافت می کنند.

نکته ای که هست در انسان به دلیل مغلطه های نفس ناطقه و حجاب های نفسانی آن، هرچند این شناخت عمومی در ذات همه انسان ها هست ولی هشیار شدن به آن با از میان برداشتن حجاب ها و پرده ها رخ می دهد که انبیاء و اولیاء(ع)این کار را با ابزار انذار و بشارت و نیز استدلال منطقی انجام می دهند که برخی از انسان ها آن را پذیرفته و برخی هم از قبول آن سر باز می زنند.اما به هر حال چه بپذیریم و چه نپذیریم این شناخت تکوینی مثل همه کائنات در جان ما انسان ها هم نهادینه شده است هرچند بیشتر ما نسبت به نبوت تکوینی انسان کامل هشیاری نداریم.

اما اگر بخواهیم سلسله مراتب وجودی را به سمت لایه های درونی آن و مراتب بالایی پیش برویم باید گفت که ساکنان عالم ناسوت و دنیا نبوت و ولایت حقیقت محمدیه(ص)را در مرتبه ملکوت مشاهده می کنند و ساکنان ملکوت هم آن حقیقت را در آینه جبروت مشاهده می کنند.پس ایمان به نبوت تکوینی برای ساکنان عالم ناسوت در آینه عالم ملکوت رخ می دهد و برای ساکنان عالم ملکوت در آینه عالم جبروت رخ می دهد و صد البته عقل اول بر همه این عوالم احاطه و اشراف دارد هر چند نبوت تکوینی خودش را برای ساکنان هر مرتبه از وجود در مرتبه بالایی به نمایش می گذارد.

اما خودِ عقل اول یا حقیقت محمدیه(ص) هم مستقلا از خودش کمالی ندارد تا کسی به آن ایمان بیاورد یا نیاورد پس با نگاه دقیق تر می توان گفت از آنجاییکه هر چه که در حقیقت محمدیه(ص)است از تجلی اسم”الله”است پس همه کائنات در حال مشاهده ولایت و نبوت تکوینی اسم ” الله ” هستند که از طریق حقیقت محمدیه(ص)به آنان می رسد چون حقیقت محمدیه(ص)تمامی کائنات را در بر گرفته است.امام خمینی(قدس سره)این توضیح را یکی از معانی این حدیث نبوی می دانند:

آدم و من دونه تحت لوائی

یعنی حضرت آدم(ع)و پس از او همه تحت اشراف من هستند.اما ایمان به نبوت تکوینی یعنی تصدیق فیض رسانی حقیقت محمدیه(ص)که ذکر شد مربوط به اصل وجودی بود که در مخلوقات متجلی شده است که گفتیم اگر این پذیرش را نداشتند اصلا آفریده نمی شدند.البته در برخی روایات هم استنکاف و عدم قبول برخی از مخلوقات نسبت به این حقیقت ذکر شده است.امام خمینی(قدس سره)آن دسته از روایات را مربوط به اصل وجود نمی دانند بلکه مربوط به کمال وجود می دانند که برخی از مخلوقات عالم به دلیل تنگنای ظرفیت ماهیت خود، استعداد پذیرش فیض وجودی بیشتر را نداشته اند مثل اسمای حسنای جزئی که هر کدام فقط به اندازه ظرفیت خودشان فیض اسم اعظم”الله” را پذیرفته اند.پس اصل وجود را همه قبول می کنند ولی کمال وجود را در هر مرتبه از مراتب وجود فقط برخی از شکن های وجودی قبول کرده اند.

برای توضیح بیشتر به آیه ای از سوره رعد اشاره می کنیم:

و لله یسجد من فی السماوات و الارض طوعا و کرها و ظلالهم بالغدو و الآصال

 

بخوانید ::   تفاوت کرات مادی و معنوی

اینکه در آیه فوق سجده(فنای فی الله) توسط برخی از مخلوقات با کراهت دانسته شده است مربوط به اخلاص و صفای آن مخلوق در برابر حق تعالی است که بستگی به استعداد و شفافیت ماهیت او دارد پس منظور کیفیت سجده و نحوه فانی شدن آن مخلوق است وگرنه اصل سجده همگانی است چرا که تمام آسمان ها و زمین طبق نص قرآن لشگریان خداوند هستند و چون از لحاظ تکوینی اینچنین اند پس اصلا فرض ندارد که سجده نکنند و مطیع خداوند نباشند(البته سجده هر کدام از کائنات مخصوص خود اوست و با سجده تشریعی که ما مسلمانان در نماز انجام می دهیم تفاوت دارد).

پس اصل سجده تکوینی مخلوقات برای وجود لایتناهی یک قاعده جهان شمول است ولی کیفیت آن برای هر مخلوقی با مخلوق دیگر فرق دارد و برخی این کار را با طوع و رغبتِ تکوینی و برخی دیگر با کراهتِ تکوینی انجام می دهند. بر همین قیاس اصل ایمان به نبوت و ولایت و خلافت تکوینی حقیقت محمدیه(ص) در همه آسمان ها و زمین و سرتاسر کائنات سریان و جریان دارد و همه مخلوقات اصل آن را پذیرفته اند هرچند کیفیت پذیرش مخلوقات با هم فرق دارد و برخی بهره بیشتری از آن برده اند.

همانطور که درجات ایمان به نبوت تکوینی در مخلوقات مختلف با هم تفاوت می کند درجات ایمان به ولایت تکوینی هم در مخلوقات مختلف ، متفاوت می باشد؛ برای توضیح بیشتر این مطلب حدیثی را از امام رضا(علیه السلام) ذکر می کنیم که در فضیلت روز غدیر فرموده اند.

ایمان آوردن کوه عقیق به ولایت امام علی

امام رضا(ع) می فرمایند: خداوند ولایت امیر مومنان (علیه السلام) را بر ساکنان طبقات هفتگانه آسمان عرضه کرد. پس اول کسانی که به ولایت امیر مومنان (علیه السلام ) ایمان آوردند، ساکنان طبقه هفتم آسمان بودند. خداوند ( به علت این عمل آنان ) آسمان هفتم را به عرش خودش آراست و عرش خود را در آسمان هفتم قرار داد. پس از آن ، ساکنان طبقه چهارم به ولایت امیر مومنان (علیه السلام) اقرار کردند. خداوند آسمان چهارم را هم به بیت المعمور آراست و بیت المعمور را در آنجا قرار داد. سپس ساکنان آسمان دنیا به امامت امیرمومنان (علیه السلام ) اقرار کردند و ایمان آوردند . خداوند آسمان دنیا را به ستارگان مزین کرد و بعد طبقات دیگر آسمانها ایمان آوردند . سپس ولایت امیر مومنان (علیه السلام) را بر زمین (هفت طبقه زمین) عرضه کرد .اول جایی که به ولایت امیر مومنان (علیه السلام) اقرار نمود ، سرزمین مکه بود. پس خداوند آن را به وجود کعبه آراست. سپس سرزمین مدینه ایمان آورد ،‌پس آن سرزمین را به وجود پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آراست . سپس سرزمین کوفه به ولایت امیر مومنان (علیه السلام) اقرار کرد . خداوند آن را به وجود امیر مومنان (علیه السلام ) آراست . سپس خداوند ولایت امیر مومنان (علیه السلام ) را بر کوهها عرضه کرد ، پس اولین کوه‌هایی که به ولایت امیر مومنان شهادت دادند سه کوه عقیق ، فیروزه و یاقوت بودند.اولین کوههایی که اقرار به ولایت حضرت علی (علیه السلام) کردند ، کوههای فیروزه ، عقیق و یاقوت بوده است.

در روایات فوق که فقط ترجمه آن را ذکر کردیم ایمان به ولایت تکوینی توسط برخی از کائنات زودتر از بقیه آنها رخ داده است ولی در نگاه کلی همه آنها ولایت تکوینی را پذیرفته اند چرا که اگر مخلوقی به طور کل ولایت تکوینی را از حقیقت محمدیه دریافت نکند اصلا در عالم خارجی ظهور نخواهد کرد؛ همین روند در ایمان به نبوت تکوینی هم رخ می دهد یعنی همه مخلوقات نبوت تکوینی را از حقیقت عقل اول قبول می کنند و به آن ایمان می آورند منتها درجات ایمان آنها بسته به ظرفیت ماهیتشان متفاوت از هم می باشد.

نکته آخری که در مبحث ایمان به نبوت به آن اشاره می کنیم درباره پذیرش نبوت تشریعی توسط انسان ها می باشد، گفتیم که ایمان آوردن به نبوت تکوینی چون مربوط به قبول اصل وجود می باشد در تمام کائنات یک اصل است هرچند قبول نبوت تکوینی بسته به ظرفیت ماهیت هر یک از مخلوقات دارای درجات و مراتب مختلفی می شود ولی اصل آن را همه پذیرفته اند وگرنه در عالم خارجی ظهور نمی کردند؛ اما درباره نبوت تشریعی برخی از انسان ها مطلقا آن را قبول نمی کنند و به آن ایمان نمی آورند. سرّ و راز این مطلب از نگرش عرفانی به ایمان نیاوردن کامل آن شخص به نبوت تکوینی بر می گردد که سبب شده است نبوت تشریعی را اصلا نپذیرد؛ در این باره به روایتی از امام باقر(ع)  اشاره می کنیم که در تفسیر نور الثقلین ذیل آیات سوره یونس ذکر شده است:

عَنْ‌ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ‌ السَّلاَمُ‌ قَالَ‌: إِنَّ‌ اللَّهَ‌ عَزَّ وَ جَلَّ‌ خَلَقَ‌ الْخَلْقَ‌، فَخَلَقَ‌ مَنْ‌ أَحَبَّ‌ مِمَّا أَحَبَّ‌، فَکَانَ‌ مَا أَحَبَّ‌ أَنْ‌ خَلَقَهُ‌ مِنْ‌ طِینَهِ‌ الْجَنَّهِ‌، وَ خَلَقَ‌ مَنْ‌ أَبْغَضَ‌ مِمَّا أَبْغَضَ‌ فَکَانَ‌ مَا أَبْغَضَ‌ أَنْ‌ خَلَقَهُ‌ مِنْ‌ طِینَهِ‌ النَّارِ، ثُمَّ‌ بَعَثَهُمْ‌ فِی الظِّلاَلِ‌ فَقُلْتُ‌: وَ ایُّ‌ شَیْ‌ءٍ الظِّلاَلُ‌؟ فَقَالَ‌: أَ لَمْ‌ تَرَ إِلَى ظِلِّکَ‌ فِی الشَّمْسِ‌ شَیْئاً وَ لَیْسَ‌ بِشَیْ‌ءٍ ثُمَّ‌ بَعَثَ‌ مِنْهُمُ‌ النَّبِیِّینَ‌ فَدَعَوْهُمْ‌ إِلَى الْإِقْرَارِ بِاللَّهِ‌ عَزَّ وَ جَلَّ‌ وَ هُوَ قَوْلُهُ‌ عَزَّ وَ جَلَّ‌: «وَ لَئِنْ‌ سَأَلْتَهُمْ‌ مَنْ‌ خَلَقَهُمْ‌ لَیَقُولُنَّ‌ اللّهُ‌» ثُمَّ‌ دَعَوْهُمْ‌ إِلَى الْإِقْرَارِ بِالنَّبِیِّینَ‌ فَأَقَرَّ بَعْضُهُمْ‌ ثُمَّ‌ دَعَوْهُمْ‌ إِلَى وَلاَیَتِنَا فَأَقَرَّ بِهَا وَ اللَّهِ‌ مَنْ‌ أَحَبَّ‌ وَ أَنْکَرَهَا مَنْ‌ أَبْغَضَ‌، وَ هُوَ قَوْلُهُ‌: فَما کانُوا لِیُؤْمِنُوا بِما کَذَّبُوا بِهِ‌ مِنْ‌ قَبْلُ‌ ثُمَّ‌ قَالَ‌ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ‌ السَّلاَمُ‌: کَانَ‌ التَّکْذِیبُ‌ ثَمَّ‌.

امام باقر(ع) در حدیث فوق اشاره می فرمایند که هر کسی را که خداوند دوست داشت از طینت بهشت آفرید و هر کسی را که دشمن می داشت از طینت آتش خلق کرد و آنان را در سایه ها بر انگیخت؛ کلمه سایه در کلام امام باقر(ع) اشاره به مرتبه علم خداوند دارد که صورت علمی مخلوقات همان سایه و ظهور اسمای حسنی می باشد، روی همین حساب در جواب به این پرسش که سایه چیست؟ اینگونه پاسخ می دهند که آیا به سایه خودت در نور آفتاب نمی نگری که در عین اینکه چیزی هست هیچ چیزی نیست. در واقع مخلوقاتی که در علم خداوند بوده اند بدون اسمای حسنی معدوم می باشند و به طفیلی نور اسمای حسنی متجلی می شوند. اما گفتیم که برخی از اسمای حسنی در ایمان به نبوت تکوینی اسم اعظم”الله” از بقیه پیشی می گیرند در بین سایه آن اسمای حسنی یعنی صورت علمی مخلوقات نیز همین روند پیش می آید. لذا امام باقر(ع) در ادامه حدیث خاطر نشان می سازند که اعیان ثابته انبیاء الهی در میان صورت علمی مخلوقات مبعوث می شوند و آنها را به خداوند و پذیرش نبوت و همچنین پذیرش ولایت اهل بیت(ع) دعوت می کنند ولی کسانی که خداوند آنها را دوست نمی دارد از ایمان آوردن سرباز می زنند و قرآن کریم در سوره یونس بر پایه همین واقعیت خارجی می فرماید:

فما کانوا لیومنوا بما کذبوا به من قبل

یعنی به آنچه قبلا تکذیب کرده بودند در این دنیا نیز ایمان نیاوردند چرا که در بخش مراتب وجود تبیین کردیم که هر مرتبه پایینی از وجود سایه مرتبه بالاتر از خودش می باشد پس حقایق مرتبه بالایی در مرتبه پایینی هم ظهور می کند در نتیجه اینکه برخی از انسان ایمان به نبوت تشریعی نمی آورند سایه ایمان ضعیف آنها به نبوت تکوینی در علم خداوند می باشد و ایمان ضعیف آنها به نبوت تکوینی در علم خداوند نیز سایه ایمان ضعیف برخی از اسمای حسنی به نبوت تکوینی اسم اعظم” الله” می باشد که سبب شده است تا فیض کمتری از وجود را قبول کنند البته عدم ایمان به نبوت تکوینی  اصلا فرض ندارد ولی ایمان آوردن ضعیف ممکن می باشد چرا که گفتیم اگر کسی مطلقا نبوت تکوینی را نپذیرد اصلا آفریده نمی شود ولی سایه همان ایمان آوردن ضعیف وقتی در عالم دنیا جلوه گر می شود به صورت تکذیب نبوت تشریعی در شخص کافر متجلی می گردد؛ لذا امام باقر(ع) در انتهای حدیث می فرمایند:” کان التکذیب ثَمّ” یعنی ریشه تکذیبی که در این دنیا می بینید در مرتبه علم خداوند رخ داده است و البته دانستیم که ریشه رخدادهای علم خداوند نیز به مرتبه اسمای حسنی باز می گردد اما بالاتر از مرتبه اسمای حسنی همان احدیت ذاتی می باشد که چون هیچ کثرتی در آن ظهور ندارد پس نمی توان از خبررسانی کرد در نتیجه نبوت در آن مرتبه فرض ندارد پس ایمان به نبوت یا ایمان ضعیف به نبوت و یا تکذیب نبوت همه و همه رخدادهایی است که از مرتبه اسمای حسنی به بعد در وجود لایتناهی پدیدار می شود.

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *