تشکیک وجود

تشکیک وجود

تشکیک وجود

تشکیک وجود در حکمت متعالیه را با وحدت وجود در عرفان نظری مقایسه می کنیم و با استفاده از روایات اهل بیت(ع) تشکیک وجود را رد می کنیم و وحدت وجود را اثبات می کنیم.

اختلاف فلاسفه حکمت متعالیه با عرفا در تعبیر کردن از حقیقت واحد وجود و چرایی تفاوت روش آنها در این اختلاف تعبیر را تبیین می کنیم.

نکته ای که قبل از بحث متذکر می شویم این است که مقصود ما از فلاسفه فقط فلاسفه حکمت متعالیه هستند که والاترین آنها حکیم صدرالمتالهین شیرازی(رضوان الله تعالی علیه) است. البته ایشان هرچند در بخشهایی از اسفار اربعه بر مبنای قاعده تشکیک وجود مطالب خود را بیان می فرمایند ولی این روش صرفا برای آشناسازی ذهن مخاطب ایشان است و در نهایت نظر ملاصدرا(قدس سره) همان وحدت وجود است.

تفاوت تشکیک وجود با وحدت وجود :

اما به سرّ اختلاف تعبیر فلاسفه و عرفا اشاره می کنیم؛ فلاسفه از آنجاییکه نگاه بیشتری به کثرات و تعینات دارند بر مبنای قاعده تشکیک وجود می گویند که وجود یک حقیقت است که در برخی از مراتب خود حضور بیشتری دارد و در برخی مراتب حضور کمتری دارد، در واقع آنها به یک نحو کثرات و مراتب را دارای درجه ای از اصالت فرض می کنند و سپس حضور وجود را در یکی بیشتر و در دیگری کمتر می دانند؛ آنها بر همین روال درباره فیض واحد صادر شده از حق تعالی هم اینگونه می گویند که این فیض واحد ابتدا در عقل اول حضور بیشتری دارد و سپس با طی مراتب وجودی به عالم نفس کل و پس از آن به دنیای مادی وارد می شود و در هر مرتبه که تنزل می کند حضور آن از مراتب قبلی کمتر می شود.

اما عرفا از آنجاییکه نگاه بیشتری به وحدت دارند می گویند که یک وجود واحد در سرای حقیقت بیشتر نیست که در همه جا یکسان حضور دارد ولی ظهور او هم یکسان نیست پس این مخلوقات و تعینات او هستند که اگر بیشتر به او متصف بشوند ظهور بیشتری را از او نشان می دهند و اگر کمتر به او متصف بشوند ظهور کمتری را از او منعکس می کنند وگرنه حضورِ وجود در همه مراتب یکسان و یک دست است؛ آنها بر همین روال قاعده الواحد را تبین می کنند یعنی درباره فیض واحد صادر شده از خداوند هم می گویند که همه اشیاء اعم از عقل اول و نفس کل و عالم دنیا و تمام مخلوقات درون آنها، همه مندک و فانی در این فیض واحد هستند پس یک وجود واحد و بسیط بیشتر نیست که همه را غرقه در خود کرده است و حضور او در همه مراتب و تعینات و شکن ها یکسان است ولی در برخی از آنها ظهور و تجلی بیشتری از بقیه آنها می کند. پس اصالت را برای آن وجود در نظر می گیرند و تعینات درون آن را اعتباری می دانند.

در واقع فلاسفه چون معتقد به تشکیک وجود هستند فیض واحد صادر شده از خداوند را هم مشکک می دانند و معتقدند که آن فیض در برخی مراتب بیشتر از مراتب دیگر حضور دارد ولی عرفا چون معتقد به وحدت و بساطت محضه وجود هستند در بحث فیض واحد حق تعالی نیز حضور وجود را در همه مراتب یک دست می دانند و اینکه وجود در برخی مخلوقات نمود کمتری دارد را مربوط به خودِ وجود نمی دانند بلکه مربوط به حجاب بودن ماهیت آن مخلوق می دانند که باعث می شود کمالات وجودی در آن مخلوق کمتر ظهور کند.

از نگرش عرفانی چون خداوند اصل گرفته می شود و بر مبنای وجود حق تعالی کثرات تحلیل می شوند وحدت وجود یک اصل تردید ناپذیر است که البته تمام شکن ها و کثرات را خودش متجلی می سازد اما در نگرش فلاسفه کثرات هم در کنار وجود سهمی از اصالت دارند روی همین حساب بر اساس معتقد شدن به تشکیک وجود با اینکه وجود حق تعالی همه جا یکسان حضور دارد آنها ظهور کمتر یا بیشتر او در برخی کثرات را به پای حضور او می گذارند و تشکیک وجود نتیجه همین تفکر است.

ناگفته پیداست که نگرش عرفا مبنی بر وحدت وجود عینا منطبق بر حقیقت خارجی است ولی نگرش فلاسفه مبنی بر تشکیک وجود صرفا برای تعلیم دادن برخی مقدمات استفاده می شود تا همگان بتوانند به تدریج به درک صحیح قاعده وحدت وجود نائل شوند و پس از آن به شهود آن حقیقت بار یابند.

اگر ما قبول کردیم که وجود یک حقیقت بسیط و صرف است دیگر معنا ندارد که بگوییم در یک جا بیشتر از بقیه جاها حضور دارد پس کسی که وحدت وجود را شهود می کند گرفتار مغلطه های تشکیک وجود نخواهد شد.

اجمال مطلب اینکه حضور وجود در همه مکان ها و همه مراتب هستی یکسان می باشد چون وجود یک حقیقت صرف و بسیط و یک دست است منتها ممکن است به دلایلی مثل ظرفیت اندک فلان ماهیت یا بسته بودن چشم قلب ما در برخی مراتب هستی و یا در برخی از مخلوقات ظهور کمتری داشته باشد که البته این ظهور کمتر هم فقط در برداشت ما اینچنین است وگرنه حقیقت خارجی یک وجود صرف و بسیط است که حضور و ظهور او در همه جا یکسان است‌؛ پس تشکیک وجود مطابق حقیقت خارجی نیست چون حقیقت خارجی همان وحدت وجود است.

اثبات وحدت وجود و رد تشکیک وجود با روایات اهل بیت(ع):

ابتدا به حدیثی از مولانا امام جعفر صادق(ع) اشاره می کنیم که در توحید صدوق آمده است:

انما هو واحد متوحد فکیف یوحده من زعم انه عرفه بغیره

همانا خداوند یک وجود واحد و یگانه است پس چگونه آن را یکی می داند کسی که فکر می کند به وسیله غیر او توانسته او را بشناسد؟

طبق بیان امام صادق(ع) اگر کسی فکر کند به وسیله غیر خدا توانسته خدا را بشناسد ابتدا یک وجود دومی را فرض کرده است و سپس اینطور پنداشته که به وسیله آن وجود دوم توانسته است وجود اول را بشناسد. چنین شخصی طبق بیان امام صادق(ع) یگانگی خداوند را انکار کرده است چرا که حق تعالی یک وجود واحد و یگانه است که چیزی در کنار او نیست و همه تعینات از ظهورات خودِ او هستند.ملاحظه می کنید که منطق اهل بیت(ع) در توحید خداوند همان وحدت وجود می باشد اما تشکیک وجود را قبول نمی کنیم به دلیل اینکه طبق حدیث زیر از امام کاظم(ع) که درتوحید صدوق آمده است، تفکری که بر مبنای تشکیک وجود باشد مردود است:

لم یتجزّأ و لم یتناه و لم یتزاید و لم یتناقص

خداوند جزء جزء نمی شود و انتها ندارد و زیاد نمی شود و کاهش نمی یابد.

طبق بیان امام کاظم(ع) وجود یک حقیقت بسیط است پس اینطور نیست که در یک جا بیشتر حضور داشته باشد و در جای دیگر کمتر حضور داشته باشد چون کم شدن و زیاد شدن از صفات مخلوقات است و خداوند از این صفات منزه می باشد پس وحدت وجود را به عنوان یک حقیقت می پذیریم و تشکیک وجود را طبق نظر اهل بیت(ع) مردود می دانیم.

بخوانید ::   وحدت وجود از دیدگاه امام خمینی
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (3 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *