– تطابق عوالم

تطابق عوالم

تطابق عوالم

در این مصباح به نکته دقیقی از عرفان نظری اشاره می شود که تطابق عوالم وجود نام دارد. تطابق عوالم وجودی از مرتبه واحدیت تا عالم کنونی و حتی بعد از این عالم نیز ادامه دارد.

در بخش”مرتبه(حضرت)”از مجموعه اصطلاحات گفتیم که در مرتبه واحدیت وجود حق تعالی دو چیز رخ می دهد یکی ظهور اسماء و صفات خداوند و دیگری ظهور صورت علمی مخلوقات؛ حال می گوییم که طبق قاعده تطابق عوالم وجودی صورت علمی مخلوقات مطابق اسمای حسنی شکل می گیرد.

همچنین این را هم دانستیم که فیض حق تعالی در علم عرفان نظری برای تحلیل کردن آن به دو دسته تقسیم می شود؛یکی فیض اقدس که بر اثر تجلی نور آن اسماء و صفات و صورت علمی مخلوقات در مرتبه واحدیت ظاهر می شوند و دیگری فیض مقدس که بر اثر تجلی آن مخلوقات از علم خداوند در عالم خارجی ظاهر می گردند. در اینجا هم طبق قاعده تطابق عوالم وجود ، فیض مقدس مطابق فیض اقدس رقم می خورد یعنی ظهور خارجی کائنات مطابق علم خداوند متعال در جهان هستی رخ می نماید.

با توجه به مصباح های گذشته در می یابیم که پس از هویت غیبیه که اصلا نمی توان درباره اش حرفی زد یا حتی به آن اندیشید چون باطن محض است و نیز بعد از مرتبه احدیت ذاتی(=خلیفه هویت غیبیه)که هیچ اسم و صفتی جز خودش در گستره آن ظاهر نشده است نوبت به مرتبه احدیت اسمائی(=واحدیت) می رسد.در این مرتبه به طفیلی فیض اقدس یا همان تجلی و نوری که از مرتبه احدیت ذاتی(=خلیفه هویت غیبیه)بر مراتب مادون خودش مثل واحدیت، ساطع می گردد نوبت به ظهور اسمای حسنای وجود لایتناهی می رسد.پس از ظهور اسمای حسنای وجود این بار نوبت به ظهور تجلیات آن اسماء و یا مظاهر آنها در علم خداوند می رسد و بر اساس قاعده تطابق عوالم وجود صورت علمی مخلوقات بر اساس ویژگی های اسمای حسنی شکل می گیرد.

هر چیزی هم که در مرحله بعدی وجود یعنی عالم خارجی و تکوینی مشاهده می کنیم سایه صورت علمی مخلوقات می باشد که در علم فلسفه به آن “ماهیت” و در علم عرفان نظری به آن “عین ثابت”گفته می شود. یعنی طبق همان قاعده تطابق عوالم وجود صورت خارجی مخلوقات نیز مطابق همان صورت علمی آنها که در علم خداوند بوده است، شکل می گیرد. البته عوالم خارجی نیز به سه دسته کلی جبروت و ملکوت و ناسوت تقسیم می گردد که باز بر اساس قاعده تطابق عوالم وجود اتفاقات عالم ناسوت در عالم ملکوت مقدر شده است و اتفاقات عالم ملکوت نیز در عالم جبروت وضع شده است. خودِ عالم جبروت نیز سایه و رشحه صورت علمی مخلوقات است و با نگاهی موشکافانه در می یابیم که تمام ماهیات و صورت های علمی یا همان اعیان ثابته هم خودشان سایه و تجلی اسمای حسنی می باشند و طبق آن شکل گرفته اند.

حتی پس از عالم دنیا نیز اعمال کنونی ما به صورت بهشت یا جهنم جلوه می کنند و ما با آنها سر و کار داریم پس عوالم بعدی وجودی نیز مطابق رفتار و حالات ما در همین دنیا شکل می گیرد چون قاعده تطابق عوالم وجود در همه مراتب آفرینش جریان دارد.

اما همانطور که اصول و امهات اسمای حسنی معلوم و معین است ولی با ترکیب و اختلاط حکم آنها، اسمای جزئیه به صورت غیرمتناهی ظهور می کند، بر همین قیاس اصول و امهات عوالم آفرینش و مخلوقات درون آن هم معین و معلوم است ولی با ترکیب آنها مخلوقاتی که در عالم خارجی می بینیم تا بی نهایت متجلی می گردند. ترکیب مخلوقات و عوالم وجودی بر اساس قاعده تطابق عوالم وجود مطابق ترکیب اسمای حسنی رخ می دهد.

در مبحث”خلق”با ذکر حدیثی از امام صادق(ع) که در توحید صدوق آمده است، توضیح دادیم که بر آن مرتبه ای که مخلوقات فقط در علم خداوند بوده اند”خلق تقدیری”اطلاق می شود و بر مرتبه ای که مخلوقات از علم خداوندی در عالم خارجی هم متجلی می شوند “خلق تکوینی”اطلاق می گردد. آن حدیث بدین صورت بود:

أفعال العباد مخلوقه خلق تقدیر لا خلق تکوین

یعنی کارهای بندگان در مرتبه ای پیش از این عالم به صورت خلق تقدیری( و نه خلق تکوینی و خارجی) آفریده شده است.

در این مصباح نیز دانستیم که بر اساس قاعده تطابق عوالم وجود ، “خلق تکوینی”دقیقا مطابق همان”خلق تقدیری”رقم می خورد البته بدون اینکه جبری پیش بیاید چون قاعده”امر بین الامرین”در تمام مراتب خلقت جریان داشته است زیرا همه مراتب خلقت،حقیقت و رقیقت یک واقعیت می باشند؛بنابراین اختیاری که در این دنیا مشاهده می کنیم هم سایه همان اختیاری است که در عوالم پیش از این داشته ایم(البته اختیاری که در عوالم پیشین داشته ایم ضمن شباهت با اختیاری که الان داریم تفاوتی هم با آن دارد چون به مقتضای همان عالم بوده است).

بر اساس قاعده تطابق عوالم وجود تمام چیزهایی را که در این عالم می بینیم از نگاه دقیق عرفانی سایه و رشحات عوالم پیشین می باشد مثل پیامبران(ع)که سایه صورت علمی خودشان در مرتبه “واحدیت”هستند و همان صورت علمی آنها هم سایه اسم”هادی”از اسمای حسنای حق تعالی می باشد.

هم چنین شیاطین و اهریمنان که سایه صورت علمی شان در مرتبه”واحدیت”هستند و همان صورت علمی آنها هم سایه اسم”مضل”از اسمای حسنای حق تعالی می باشند.

لذا خداوند در قرآن کریم هدایت را هم به خودش نسبت می دهد و هم به پیامبران(ع)چرا که پیامبران(ع)این کار را به طفیلی اسم”هادی”از اسمای حسنای خداوند انجام می دهند.

همچنین در قرآن کریم خداوند گمراه کردن را نیز هم به خودش نسبت می دهد و هم به شیاطین چرا که شیاطین به طفیلی اسم”مضل”از اسمای حسنای خداوند این کار را می کنند.

تمام مخلوقات و حتی حالات و احساساتی را که در خود و دیگران مشاهده می کنیم هم طبق قاعده تطابق عوالم وجود ، سایه و رقیقه ای از حقایقی است که در عوالم بالاتر بوده است مثل خشم و کینه و دشمنی و نیز عشق و دوستی و مهرورزی یا حتی همین اختیاری که در خودمان مشاهده می کنیم و دانستیم که همان حقایق عالم بالا نیز از تجلی اسمای حسنای حق تعالی جلوه گر شده است.

همانطوریکه این حالات در عالم دنیا به طفیلی وجود است که در ما ظهور می کند و ما مستقل از وجود نمی توانیم آنها را در خودمان ظهور دهیم بلکه با استفاده از تجلی وجود آنها را به کار می گیریم در عوالم پیش از اینجا نیز کاملا محتاج فیض وجودی حق تعالی بوده ایم.

این اصل درباره حالات و نیز کردار ما مخلوقات صدق می کند که در همه عوالم آن را از تجلی خداوند داشته ایم؛اما درباره همان اصل ذاتمان هم در تمام عوالم گذشته و کنونی و آینده محتاج فیض و تجلی خداوند بوده ایم و هستیم و خواهیم بود وگرنه ماهیت ما در هیچ عالمی ظهور نمی کند.

در پایان بخش تطابق عوالم وجود ، اشاره ای هم به “فنا و بقا”می کنیم که در همه عوالم وجودی بر قرار است:

اگر کسی به این درجه از شهود برسد که در کارهایش محتاج و فقیر محض به درگاه خداوند است به “فنای افعالی” دست یافته است که در این حالت ممکن است خودش را فانی در یک مرتبه قبلی وجودی که بدینجا نزدیک است ببیند مثل اینکه اگر در عالم ناسوت است خودش را فانی در عالم ملکوت یا جبروت ببیند و یا ممکن است خودش را فانی در اسمای حسنی ببیند که نهایت درجه فنا در حق تعالی همین فنای در اسمای خداوند است.

و اگر کسی به این درجه از شهود برسد که در صفات و حالاتش عین فقر الی الله است به “فنای صفاتی” دست یافته است که بر اساس قاعده تطابق عوالم وجود صفات خودش را فانی در عالم ملکوت و جبروت و علم خداوند و در نهایت فانی در اسمای حسنی شهود می کند.

و نیز اگر کسی به این درجه از شهود برسد که در اصل ظهور ذات و وجودی که در خودش مشاهده می کند هم محتاج فیض خداوند و تجلی اوست بلکه اصل وجودی را که خود می بیند تجلی خداوند بداند چنین کسی به “فنای ذاتی” دست یافته است که بر اساس قاعده تطابق عوالم وجود این نوع از فنا نیز دارای مراتب گوناگونی می باشد.

“فنا و بقا”یک حقیقت تکوینی است و چه آن را شهود بکنیم یا از آن غافل باشیم حقیقتی غیر قابل انکار در عالم خارجی می باشد پس فنا و بقایی که در عرفان نظری مطرح است مربوط به این است که شخص عارف و مکاشف به این واقعیت خارجی حقیقت پی می برد و آن را شهود کند وگرنه ما چه متوجه باشیم و چه نباشیم هم در ذاتمان و هم در صفاتمان و هم در افعالمان دائما فانی در وجود لایتناهی هستیم و دائما باقی به آن هستیم.

شهود کامل فنای در حق تعالی بدین صورت است که طبق قاعده تطابق عوالم وجود فرد مکاشف خودش را در تمام مراتب قبلی وجود مندک و فانی مشاهده می کند تا نهایتا به اسمی از اسمای حق تعالی می رسد که آن اسم، او را در سرای هستی متجلی کرده است آنگاه او مشاهده می کند که آن اسم ابتدا صورت علمی او را در علم خداوند ظهور داده است و سپس از علم خداوند او را در عوالم خارجی وجودی مثل جبروت و ملکوت و ناسوت متجلی کرده است.البته اینها مربوط به مراتب قبلی وجودی است. اما اگر شخص آینده خود را نیز ببیند بر اساس قاعده تطابق عوالم وجود صورت و وضعیت خودش را در مراتب آینده خلقت یعنی عالم آخرت نیز مشاهده می کند.

عرفای بزرگ اسلامی با ریاضت شرعی و فنای در حق تعالی گذشته و آینده خود و دیگران را شهود می کنند.

فنای ما در وجود لایتناهی و بقای ما به وجود لایتناهی حقیقتی است که در همه عوالم جریان داشته و خواهد داشت. یعنی در همه عوالم وجودی گذشته و کنونی و نیز پیش رویمان ما هم اصل ذاتمان را از تجلی مدام حق تعالی داریم و صفاتمان را از ظهور او در جانمان داریم و هم کارهایمان را به طفیلی فیض او انجام می دهیم.

پس ضمن اینکه خودمان هستیم و نیز کارهای خودمان را خودمان انجام می دهیم ولی پیوسته نیازمند تجلی خداوند می باشیم وگرنه معدوم می شویم. به بیان دیگر هم مخلوق در کار است و هم تجلی خالق همیشه در میان است و این یعنی همان قاعده ” امر بین الامرین ” که در روایات شیعی بدان اشاره شده است و بر اساس تطابق عوالم وجود در همه مراتب آفرینش قاعده  “امر بین الامرین” بر قرار است منتها این قاعده در هر عالمی به سبک همان عالم ظهور می کند. اجمال مطلب اینکه در تمام عوالم وجودی شکن ها و ظهورات وجود محتاج تجلی خودِ وجود هستند وگرنه هم ذاتشان و هم صفاتشان و هم افعالشان معدوم می شود پس هم فیض خداوند در میان است و هم شکن ها و ظهورات وجودی که آن فیض را دریافت می کنند؛ و این یعنی قاعده “امر بین الامرین” در تمام عوالم وجودی یک حقیقت ثابت و تغییر ناپذیر است.

درباره فنا و بقا با ذکر روایاتی از اهل بیت(ع)هر سه مرتبه فنای افعالی و صفاتی و ذاتی را در بخش”فنا و بقا”از اصطلاحات توضیح دادیم.

بخوانید ::   - مطلع هفتم
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *