– تنبیه

"آنچه مفهوم این درویش است از این آیت اگر نوشته شـود ظـاهر را زیادت از یک مجلد آید: قل لو کان البحـر مـداد الکلمـات ربـی لنفـد البحر قبل ان تنفد کلمات ربی."
شرح:
شیخ شبستری(قدس سره)در ادامه توضیحات خود پیرامون آیه سوم سوره حدید اشاره می فرمایند که آنچه که من از این آیه برداشت می کنم اگر بنویسم از یک جلد کتاب بیشتر می شود.
توضیحی پیرامون این بیان شیخ داده می شود.آیات قرآن در چهار سبک بیان شده اند که با ذکر مثال شرح داده می شود:
یکی با دید وحدت در وحدت مثل "قل هو الله احد" که از این دست آیات کمتر یافت می شود چون اشاره به هویت محضه وجود داشته و تقریبا از کثرات به طور کامل منزه است.مثال دیگر آن همین آیه سوره حدید است:

هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن

مثال دیگر آن برخی از آیات انتهایی سوره حشر است:

هو الله الذی لا اله الا هو

این سه آیه که اشاره به هویت محضه وجود دارند و اندکی هم راجع به اسماء و صفات آن صحبت می کنند درباره مخلوقاتی مثل زمین و آسمان و کوه و دریا هیچ حرفی نمی زنند و در روایتی از امام سجاد(ع)فهم دقیق سوره توحید و آیات ابتدایی سوره حشر مخصوص اقوام ژرف نگر آخرالزمان دانسته شده است.
اما دسته دوم از آیات قرآن وحدت وجود را در کثرات و مخلوقات معرفی می کنند که تعداد این آیات بسیار زیاد است مثل:

هو الذی خلق السماوات و الارض بالحق

آیه فوق اشاره می کند که هویت محضه وجود در مراتب پایین تر از ذات غیبیه خود آسمانها و زمین را آفرید ولی آنها را همراه حق و در لباسی از حق آفرید پس اگر می خواهیم حق را شهود کنیم چون به ذات غیبیه حق تعالی راهی نداریم در نتیجه بایستی او را در همین آسمان ها و زمین و سایر مخلوقات مشاهده کنیم.اکنون به آیه زیر از سوره رعد توجه بفرمایید:
الله الذی خلق السماوات و الارض بغیر عمد ترونها ثم استوی علی العرش و سخر الشمس و القمر کل یجری لاجل مسمی یدبر الامر یفصل الآیات لعلکم بلقاء ربکم توقنون

"الله"کسی است که آسمانها را بدون ستونی که آن را ببینید برپا داشت سپس بر مقام عرش مستولی شد و خورشید و ماه را رام کرد که هر کدام تا زمانی مشخص جریان دارند امر را تدبیر می کند و نشانه ها را به تفصیل در می آورد تا شما به دیدار پروردگارتان یقین کنید.

می دانیم که اسم"الله"جامع تمامی اسمای حسنی است پس با تجلی آنها در عالم آفرینش به طفیلی آن اسماء، مخلوقات ظهور می کنند همانطور که آیه فوق اسم"الله"را اینگونه شرح می دهد و ما بایستی در آینه این کثرات و مخلوقات و ماهیات به شهود پروردگار موفق شویم همانطور که آخر آیه بدین حقیقت اشاره می کند(البته مصداق بارز "لقاء الله" در قیامت رخ می دهد چون پرده از پیش چشم همه کنار می رود ولی منحصر به قیامت نیست).
پس در این آیه هم اگر کسی می خواهد وحدت حق تعالی را شهود کند بایستی او را در کثرات و مخلوقاتی مثل آسمان ها و زمین ببیند و خلقت آسمان ها و زمین را هم منتسب به او بداند.آیات فروان دیگری را هم می توان راجع به دید دوم یعنی متجلی شدن وحدت در کثرات ذکر نمود.
اما دید سوم نگرش کثرت در وحدت است مثل سیاق آیاتی که مربوط به معاد است که اینگونه بیان می کنند که مخلوقات به آن واحد یگانه که خالقشان است بازگشت می نمایند یعنی با کنار رفتن پرده از پیش چشم قلب انسان ها معلوم می شود که هیچ کدام از کثرات و مخلوقات از خود هیچ نداشته است و تمامی کمالات برای آن واحد یگانه بوده که به همه مخلوقات احاطه داشته است.این نگرش تمامی مخلوقات و کثرات را به طفیلی وجود واحد یگانه می داند و اوج ظهور این حقیقت را در معاد و قیامت کبری بیان می کند چون همه انسان هایی که اکنون گرفتار حجاب هستند هم آن را شهود خواهند کرد هر چند این حقیقت تکوینی قبل از آن هم در عالم جریان دارد:

و الیه یرجع الامر کله
و همه چیز به خداوند بازگشت می کند.

اما دید چهارم دید کثرت در کثرت است منتها نه از آن جهت که منظور کثرت محض باشد چرا که همیشه اگر یک وحدت بر کثرات اشراف نداشته باشد اصلا کثرتی ظهور نمی کند چون هر کثرت و چندگانگی که در عالم می بینیم بالاخره تحت اشراف یک حقیقت بالاتر از خودشان هستند که آنها را ظهور داده است و به آنها احاطه دارد پس در عالم امکان اصلا کثرت محض نیست چون مساوی عدم محض است و عدم محض هم وجود خارجی ندارد و صرفا یک تصور ذهنی است که آن هم به طفیلی وجود در اندیشه ما شکل گرفته است پس با نگاه دقیق نه حقیقت خارجی دارد و نه حتی حقیقت ذهنی دارد.
در نتیجه قرآن که کتاب خداوند است چون خداوند همان وجود لایتناهی است که همه مراتب آفرینش را پر کرده است طبعا درباره عدم حرف نمی زند بلکه سراسر مراتب وجودی را تحلیل و تفسیر می کند.روی همین حساب هم حتی وقتی که می خواهد آیات الاحکام و یا داستان پیامبران(ع)را بیان کند که طبعا کثرات در آنها یک نقش مهم را ایفا می کنند باز هم با دید توحیدی آنها را بیان می کند مثلا پیوسته از نام"الله"استفاده می کند یا در انتهای آیه دو اسم از اسمای حسنای خداوند را ذکر می کند یعنی حتی چیزهایی که در در نگاه ابتدایی ما ممکن است کثرت محض جلوه کند را هم با دید توحیدی توضیح می دهد منتها در این نگرش آخر کثرات هم نقش پر رنگی را ایفا می کنند.
پس با نگاه دقیق قرآن کریم در آیات خود سه نگرش بیشتر ندارد یکی دید وحدت در وحدت که مربوط که به ذات خداوند و اسمای حسنای اوست و یکی دید وحدت در کثرت که مربوط به خلقت عوالم امکانی توسط خداوند است و یکی هم دید کثرت در وحدت که مربوط به بازگشت کثرات به وحدت است که گفتیم ظهور کامل آن در معاد اتفاق می افتد.منتها از آنجاییکه بعضی وقت ها کثرات نقش پر رنگ تری را ایفا می کردند آن را هم به عنوان یک بخش جدا ذکر کردیم ولی باید توجه داشت که دید توحیدی در سرتاسر قرآن کریم حاکم است حتی در همان آیاتی که کثرات نقش پر رنگی را ایفا می کنند پس در قرآن به هیچ وجه نگرش کثرت محض نیست.
حال با توضیحات فوق به مطلب مورد اشاره شیخ شبستری(ره)باز می گردیم و علت آن را بیان می کنیم.دلیل اینکه ایشان فرمودند اگر بخواهم پیرامون"هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن"بنویسم مطالبم از یک جلد کتاب بیشتر می شود این است که این آیه به وحدت محضه و نگرش وحدت در وحدت می پردازد و به کثراتی مثل آسمان ها و زمین و ستارگان و کوهها و دریاها اصلا اشاره ای نمی کند بلکه فقط به اصل وجود یعنی همان"هو" و چهار اسم و صفت آن یعنی"اول و آخر و ظاهر و باطن"اشاره می کند و این دید بالاترین نگرش قرآنی از میان انواع نگرش هایی است که ذکر کردیم و سایر نگرش ها تحت آن شکل می گیرد مثل هویت غیبیه که تمامی مراتب وجودی تحت اشراف آن شکل می گیرد پس حتی یک جلد کتاب که اشاره شد سهل است اگر تمام عالم هم کتاب شود نمی تواند کمالات نهفته در این آیه را بیان کند چون به سرچشمه وجود اشاره کرده است و هر کس بخواهد کمالات سرچشمه وجود را بیان کند خودش از فیوضات مبدا وجود استفاده می کند پس هرگز به خود آن سرچشمه راه نمی یابد تا درباره آن حرفی زده باشد و همیشه از تجلیات و ظهوراتی که پس از هویت غیبیه است سخن می گوید.روی همین حساب شیخ شبستری(ره)به این آیه از سوره اسراء اشاره می کنند:
 قل لو کان البحر مدادا لکمات ربی لنفد البحر قبل ان تنفد کلمات ربی و لو جئنا بمثله مددا

بگو اگر دریاها مرکب شود برای نگارش کلمات تکوینی پروردگارم تمام دریاها پایان می یابد قبل از اینکه کلمات پروردگارم پایان یابد هرچند همسان آن دریاها به کمک آوریم.

خودِ دریاها و نیز تمام مخلوقات ظهور کلمات الهی هستند پس هیچ وقت نمی توانند حقیقت آن کلمات را آنگونه که هست بیان کنند چون در مرتبه ای پایین تر از آن هستند و خودشان در حال استفاده کردن از فیض آن کلمات هستند.بر همین قیاس تمام مخلوقات و نیز حتی تمام کلمات الهی در مراتب پایین تر از هویت غیبیه هستند پس هیچ گاه نمی توانند حقیقت آن مرتبه را آنگونه در ذات آن است بیان کنند پس هیچ کس حقیقت محضه وجود را نخواهد دانست جز خود خداوند.

بخوانید ::   - حق الیقین
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *