– توحید اسمای حسنی

و لله الاسماء الحسنی فادعوه بها
اسمای حسنی که مخصوص خداوند است،همگی به وجود بر می گردد و تمام آنها امر وجودی است و بر کمال و فضیلت دلالت می کند ولی اسمای غیر حسنی همگی به عدم باز می گردد و تمامی آنها از نقص های عدمی سرچشمه می گیرد که وجود حق تعالی از همه آنها منزه می باشد.مثلا فقر و نیاز که همان نبود غنا و بی نیازی می باشد مربوط به مخلوقات است و وجود لایتناهی حق تعالی که همه کمالات وجودی را در بر دارد بلکه همانند سرچشمه ای همه آنها را ظهور می دهد از اسمای غیر حسنی که سراسر نقص و عدم می باشند،منزه است.
در قرآن کریم از توحید اسمای حسنی معمولا در انتهای آیات و به شیوه حصر با"ال"بر سر خبر یاد می شود. در دستور زبان عربی اگر بر سر خبر"ال"بیاید،حصر در مبتدا را می رساند؛ یعنی این خبر مخصوص همان مبتدا می باشد و کسی دیگر در آن شریک نیست. به عنوان نمونه به انتهای آیه زیر از سوره یونس(ع)، توجه بفرمایید:
وَإِن یَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا کَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِن یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ یُصِیبُ بِهِ مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ
عبارت((و هو الغفور الرحیم))در انتهای آیه فوق از سوره یونس(ع) حصر "غفور" را برای مبتدای این خبر یعنی:"هو"یا همان خداوند بیان می کند.
عبارات((و هو العلیم الحکیم))و ((هو السمیع البصیر))هم به همین شیوه حصر اسمای حسنی را برای خداوند نشان می دهد.
گاهی اوقات در قرآن برای بیان توحید اسمای حسنی از ضمیر فصل"هو"یا"انت" نیز استفاده می شود که علاوه بر تاکید همان معنای حصر خیر در مبتدا را هم می رساند، مثل آیه زیر از سوره یوسف(ع):
قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ
و یا آیه زیر از سوره ذاریات:
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّهِ الْمَتِینُ
و یا آیه زیر از سوره هود(ع):
فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّیْنَا صَالِحًا وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَهٍ مِّنَّا وَمِنْ خِزْیِ یَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ الْقَوِیُّ الْعَزِیزُ
سه آیه فوق با ضمیر فصل"هو"صفات "غفور" و "رزاق"و "قوی" را ویژه خداوند می داند و بس.
آیه های زیر نیز با ضمیر فصل"انت"خظاب به خداوند، بخشایش و عظای بدون عوض و نیز دانا بودن نسبت به امور پنهانی را ویژه خداوند می داند:
رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَهً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ
یَوْمَ یَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَیَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُوا لَا عِلْمَ لَنَا إِنَّکَ أَنتَ عَلَّامُ الْغُیُوبِ
تمامی اسم هایی که در آیات بالا ذکر شد مربوط به کمالاتی بود که همگی به وجود بر می گردند و امر وجودی هستند و ظهورات وجود حق تعالی می باشند که ما آنها را در مخلوقات مشاهده می کنیم(نه در ذات خداوند که کسی به آن راه ندارد).مثلا رزاق بودن که در یکی از مثال های باال گفته شد را همیشه در خلق خدا مشاهده می کنیم یعنی هیچ وقت هیچ کسی رزق خود را مستقیما از ذات و یا هویت غیبیه وجود حق تعالی نمی گیرد بلکه از دست یک مخلوق دیگر رزق او به او می رسد ولی از آنجایی که طبق توحید اسمای حسنی فقط خداوند است که رزاق است،پس آن شخص و مخلوقی هم که روزی خود را از دست او می گیریم غیر از خداوند نیست و تجلی خود او می باشد و در وجود لایتناهی او غرق و مندک است و از خود و برای خودش هیچ ندارد و به اذن خداوند و با نیرو و توان خدا بوده است که روزی و رزق ما را به ما رسانده است.
اگر توحید اسمای حسنی در جان انسان پیاده شود او متوجه خواهد شد که هر چند همیشه همه صفات خداوند متعال را در مخلوقات ملاحظه می کند نه در ذات غیبیه حق تعالی ولی از آنجایی که هیچ مخلوقی مالک هیچ چیزی حتی ذات خود نمی باشد پس در واقع خداوند است که اسمای حسنای خود را در مخلوقاتش به نمایش گذاشته است.به تعبیر مولا علی(ع)در دعای کمیل اسمای حسنای خداوند پایه ها و ارکان تمام اشیاء را پر کرده است:((و باسمائک التی ملات ارکان کل شیء)).چنین شخصی در همه چیز خدا را می بیند و هیچ کمالی را برای هیچ مخلوقی نمی داند بلکه همه کمالات و اسمای حسنی را برای خداوند می داند که در مخلوقات عالم به نمایش درآمده است و متجلی شده است.نگرش چنین شخصی به عالم خلقت همانند سرور آزادگان جهان امام حسین(ع)می باشد که در دعای عرفه می فرمایند:((فرایتک ظاهرا فی کل شیء))یعنی من تو را در هر چیزی ظاهر دیدم و پیش من، اشیاء از خود هیچ ندارند. به بیان فلسفی وجود کمالات خود را در ماهیت ها ظهور می دهد وگرنه ماهیت ها از خود هیچ ندارند و اگر وجود نباشد آنها حتی اصل ذاتشان هم در عالم ظاهر نمی شود چه برسد به کمالاتی که در ذات آنها مشاهده می کنیم.
پس اسمای حسنی همگی برای وجود لایتناهی حق تعالی می باشند هرچند ما مخلوقات به دلیل اینکه به ذات او راه نداریم همیشه آن اسم های حسنی را در مخلوقات خداوند مشاهده می کنیم. نکته فوق درباره اسمای حسنی بود؛اما درباره اسمای غیر حسنی باید گفت که همه آنها مربوط به مخلوقات و ماهیت ها می باشد چون سراسر به نقص و عدم بر می گردد مثل یاری خواستن و در خواست رزق و روزی و فقر و نیاز و… . پیداست که وجود لایتناهی حق تعالی که همه کمالات وجودی را در بر دارد از اینگونه اسم های عدمی که سراسر نقص می باشد منزه است و این اسم های غیر حسنی فقط مخصوص مخلوقات هست وبس.
اما دانستیم کمالاتی را که در مخلوقات مشاهده می کنیم مربوط به اسمای حسنای خداوند است که در آنها به نمایش درآمده است هرچند مخلوقات را در زبان محاوره و گفتگو بین خودمان به آنها متصف می کنیم مثلا می گوییم من دیدم و یا تو شنیدی ولی روشن شد که طبق توحید اسمای حسنی شنیدن و دیدن چون یک کمال وجودی می باشد مربوط به حق تعالی است و بس:((و هو السمیع البصیر)).پس دیدن و شنیدنی را هم که در خودمان می بینیم مربوط به خداوندی است که از رگ گردن به ما نزدیکتر است و ما از خودمان هیچ نداریم و هر چه در خود می بینیم از او و برای اوست که در ما متجلی شده و به نمایش درآمده است.
همین ظهور و تجلی حق تعالی در مخلوقات که به آن اشاره شد سبب پدید آمدن دو نتیجه می شود:
نتیجه اول این که گاهی اوقات به نحوه مجاز و نه حقیقت صفات خداوند برای مخلوقات استفاده می شود.مثال آنها را شنوا و بینا و …می دانیم در حالی که طبق توحید اسمای حسنی و آیه ((و هو السمیع البصیر))با توجه به "ال"که بر سر "سمیع" و "بصیر" آمده است،شنوایی و بینایی مخصوص خداوند است و بس.
و نتیجه دوم اینکه گاهی اوقات هم بر عکس دفعه قبل صفات مخلوقات را برای خداوند به کار می بریم مثلا طبق آیه سوره محمد(ص)خداوند از ما طلب کمک و یاری می کند :
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ
و یا در آیه دیگر از ما طلب قرض می کند:
مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا کَثِیرَهً وَاللَّهُ یَقْبِضُ وَیَبْسُطُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ
با اینکه دانستیم اسمای غیر حسنی که همگی نقص و عدم را بیان می کنند مثل یاری خواستن و قرض گرفتن همگی مخصوص ماهیت ها و مخلوقات است ولی در آیات فوق خداوند به دلیل اینکه در مخلوقاتش ظهور و تجلی می کند این صفات را به خودش هم نسبت داده است که به نحوه مجاز است و نه حقیقت.
نتیجه کلی از مطالب گفته شده این می شود که تمام اسمای حسنی که همگی مربوط به وجود است مخصوص حق تعالی است هرچند در مخلوقاتش به نمایش در بیاید و همچنین تمام اسمای غیر حسنی که همگی مربوط به عدم و نقص می باشد مربوط به مخلوقات است هرچند خداوند به دلیل تجلی در مخلوقاتش آنها را به خود هم نسبت دهد.

بخوانید ::   - مرآة(آینه)
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *