– توحید حمد

الحمد لله رب العالمین
در ابتدای سوره فاتحه الکتاب"ال"که بر سر "حمد"آمده است،در اصطلاح ادبیات عرب "ال"استغراق یا"ال"جنس است.یعنی تمام حمدها برای خداست و هیچ کس دیگر در این مورد شریک او نیست:
الحمد لله رب العالمین
دو معنا می توان برای آیه فوق از سوره حمد بیان کرد:
اول این که تمام حمد شدن ها برای خداست و بس.
دوم اینکه تمام حمد کردن ها برای خداست و بس.
و در هر دو مورد برای آن ذات مقدس هیچ شریکی نیست.
اما ابتدا به توضیح معنای اول می پردازیم و آن اینکه تمام حمد شدن ها برای خداست:
مشرکان سرزمین حجاز در زمان پیامبر قبول داشتند که خداوند خالق آسمانها و زمین است منتها او را در سر سلسله حلقات عالم خلاصه می کردند و این طور می گفتند که الان در این دنیایی که در آن زندگی می کنیم خداوند تدبیر امور را به فلان بت یا فلان ستاره واگذار نموده است هر چند همان ستاره را هم اول خداوند آفریده است ولی هم اکنون تدبیر امور را به خود آن سپرده است و ما باید در زندگی از او کمک بگیریم و به خود خداوند دسترسی نداریم چون او از عالمی که ما در آن هستیم منزه است و مخلوقات باید با پرستش این مظاهر به او نزدیک شوند:((ما نعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفی:ما آنها را نمی پرستیم مگر برای اینکه آنها ما را به خداوند نزدیک کنند)).
اما قرآن می فرماید همان کسی که بار اول عالم و مخلوقات آن را خلق کرد همان کس هم اکنون فاعل و خالق تمام کارها می باشد و اینطور نیست که او ابتدا عالم را آفریده باشد و هم اکنون خود را کنار کشیده و امور را به فلان بت و فلان ستاره واگذار کرده باشد.بلکه ربوبیت مثل خالقیت مخصوص اوست و همان کسی که اول آفرید همان کس هم اکنون پرورش می دهد و فیض رسانی او پس از خلق نخستین مخلوقات، از عالم دریغ نشده است و نمی شود.در واقع در منطق قرآن ربوبیت همان خلق پی در پی است.یعنی همان طور که خداوند ابتدا مخلوقات را می آفریند پس از آن نیز خلق او منقطع نمی شود بلکه ادامه دارد و به دفعه اول خلاصه نمی گردد و او پیوسته فیض خود را در مخلوقاتش متجلی می کند و مخلوقات همان طور که در ابتدای آفرینش محتاج تجلی وجود او در صورت علمی شان نزد خداوند بودند تا در عالم خارج ظهور کنند هم اکنون هم چه در اصل ذات و چه در کمالاتی که از ذاتشان ظهور می کند محتاج تجلی خداوند هستند و الان هم از خود هیچ ندارند و سراپا فقر به او هستند.پس اگر اینطور است همین الان هم هر کمالی که در مخلوقات عالم می بینیم در واقع مخصوص خداوند است که در مخلوقاتش برای ما به نمایش می گذارد و کسی از خود چیزی ندارد و نتیجه ای که از این استدلال گرفته می شود این است که تمام حمد و سپاس ها مخصوص خداوند است و هرگز کسی در حمد شدن شریک او نیست چون هیچ کس از خودش چیزی ندارد که به واسطه آن حمد بشود.
از این دید توحید حمد از نتایج توحید ربوبیت است.لذا در آیه اول سوره حمد،تمام حمد و سپاس ها برای کسی دانسته شده است که عالمیان را ربوبیت می کند و گفتیم که ربوبیت همان خلق پی در پی است و مخلوقات به همان اندازه که بار اول برای اینکه از کتم عدم به عرصه وجود پا بگذارند به خداوند محتاج بوده اند هم اکنون هم به همان اندازه و نه کمتر به او محتاجند وگرنه همگی معدوم می شوند.در واقع آنان هیچ استقلالی پیدا نکرده اند.
به آیه زیر از سوره لقمان توجه بفرمایید:
و لئن سالتهم من خلق السماوات و الارض لیقولن الله قل الحمد لله بل اکثرهم لایعلمون
آیه بیان می کند که اگر از آنان بپرسی که چه کسی آسمان ها و زمین را آفرید می گویند خداوند آفریده است(و حمد و سپاس برای همان بار اول مخصوص خداست).بگو تمام حمد و سپاس ها(هم اکنون هم)برای اوست(چون چیزی را به بتها واگذار نکرده است).ولی بیشتر آنان(این توحید را) نمی دانند.
در واقع بیشتر مردم آفرینش و خلق را یک نوع تولید می دانند که خداوند چیزی را به یک باره از درون خود بیرون ریخته است و هم اکنون فقط نظاره گر چیزهایی که بار اول تولید کرده است،می باشد.در حالی که از نگاه دقیق قرآنی و روایی خلق خداوند همان تجلی اوست و او هرگز چیزی را به کسی واگذار نکرده است بلکه همین الان هم طبق توحید مالکیت تمام مخلوقات و کمالاتی را که ما در عالم امکان در آنها مشاهده می کنیم منحصرا برای خداست.
فرزند هنگامی چیزی را از پدر و مادر به ارث می برد که آنها در قید حیات نباشند و آن موقع است که فرزند دارایی آنان را مالک شده است.امام علی(ع)می فرمایند:((لم یلد فیکون موروثا هالکا))یعنی خداوند چیزی را تولید نکرده است تا خودش در محدوده وجود آن شیء تولیده شده، هالک و مرده باشد.بلکه هم اکنون هم تمام دارایی ها برای خودش است و با آفرینش مخلوقات وجودی را به آنان واگذار نکرده است بلکه وجود و کمالات خود را در آنها به نمایش گذاشته است و یا به عبارتی دیگر تجلی کرده است.
مولا علی(ع)در نهج البلاغه از همین قضیه نتیجه می گیرند که همه حمد و سپاس ها الان هم برای خد است و می فرمایند:((الحمد لله المتجلی لخلقه بخلقه:همه حمد ها مخصوص خدایی است که خودش را در خلقش به نمایش گذاشته است)) و در آنها تجلی کرده است.منطق مولا(ع)این است که چون هم اکنون هم همه چیز تجلی اوست و هیچ کس از خود هیچ ندارد پس تمام حمد و سپاس ها هم مخصوص خود اوست.پس خداوند چیزی را تولید نکرده است و مثل پدر که پس از مگر خود دارایی اش را به فرزندش واگذار می کند خداوند هرگز چیزی را به کسی واگذار و تفویض ننموده است که اگر این کار را کرده بود آن وقت می بایست به همان مقدار که غیر او در وجود شریک اوست و وجود خداوند به او واگذار شده است به همان مقدار او را هم در کنار خداوند پرستید و از او هم کمک و یاری خواست.خداوند در سوره زخرف به پیامبر اکرم(ص)می فرماید:((بگو اگر برای خداوند فرزندی بود(واو چیزی تولید کرده بود)من اولین پرستش کننده آن بودم)).
قل ان کان للرحمن ولد فنا اول العابدین
چون یک انسان مسلمان و آزاده حق محور است و اگر واقعا وجود لایتناهی خداوند به ماهیات و مخلوقاتش وجودی را واگذار و تفویض نموده باشد به همان مقدار باید توسط یک انسان حق بین به آن ماهیت و مخلوق اصالت داده شود و پرستیده هم بشود ولی هرگز چنین چیزی رخ نداده است و نخواهد داد پس حمد و پرستش مخصوص خداست و در آخرین آیه سوره اسراء می خوانیم:
وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فِی الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبیرا
این آیه حمد را فقط مخصوص خداوند می داند زیرا که او هیچ وجودی را به کسی نبخشیده است تا او مثل فرزندی چیزی را از خداوند به ارث برده باشد پس او هیچ شریکی در مالکیت ندارد و مالکیت وجود و تمام شؤون آن فقط مخصوص خداست و به همین دلیل تمام حمدها در آیه فوق که آخرین آیه از سوره اسراء است،برای خداوند دانسته شده است.
با توضیحات بالا مشخص شد که خلق همان تجلی خداوند است و نه وجودی جدای از آن ذات مقدس که از او به ارث برده شده باشد و اکنون مخلوقات صاحب وجودی جدای از او شده باشند پس اگر این طور است تمام حمد ها و سپاس ها هم مخصوص اوست چون اوست که کمالاتش را در مخلوقاتش متجلی می کند و به نمایش می گذارد و هیچ کس در این کار شریک او نیست پس هیچ کس هم در حمد و سپاس شریک آن ذات مقدس نیست.
همچنین از نکات بالا روشن شد که حمد رابطه مستقیمی با مالکیت وجود لایتناهی خداوندی بر مخلوقات خویش دارد چون قرآن به این اعتبار حمد را مخصوص خداوند می داند که هیچ کدام از مخلوقات از وجود او خارج نیستند و صاحب وجود جدایی نشده اند و به تعبیر عرفا و همچنین روایات شیعه تجلی او می باشند و از خود هیچ ندارند و ملک طلق خداوند هستند.
به عنوان مثال در سوره سبأ می خوانیم:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ لَهُ الْحَمْدُ فِی الْآخِرَهِ وَ هُوَ الْحَکیمُ الْخَبیر
ملاحظه می کنید که آیه فوق دلیل تخصیص حمد به خداوند را مالکیت او بر آنچه که در آسمان ها و زمین است قرار داده است.چون وقتی که او خود مالک آنهاست طبعا خود او هم در آنها می تواند کاری را انجام دهد پس حمد و ستایشی که در برابر کارها انجام می گیرد هم مخصوص خود اوست و بس.
روشن است که درباره هویت غیبیه وجود نه تنزیه می کنیم و نه تشبیه چون آن مقام هم از تشبیه ما و هم از تنزیه مان فراتر است و از هر دوی آنها منزه است و اصلا نمی توان درباره آن چیزی گفت.اما پس از ذات درباره مرتبه احدیت فقط تنزیه می کنیم چون مخلوقات در آن مقام هیچ ظهوری ندارند.اما در مراتب پایین تر وجود ،هم باید تشبیه کرد و هم تنزیه بلکه باید تشبیه را در عین تنزیه انجام داد و تنزیه را در عین تشبیه انجام داد و این دو از هم جدایی ندارند.واژه"حمد "در کلام قرآن کریم سنخیتی تمام و کمال با تشبیه و مرتبه فعل و تجلی خداوند دارد(چون می گوید که خداوند چه کار کرد و در چه صورتی تجلی کرد)و واژه"سبحان"در کتاب خدا سنخیتی تمام و کمال با تنزیه دارد(چون می گوید که خداوند از تمام تجلیاتی که می کند فراتر است).پس در مرتبه فعل و تجلی خداوند هر دوی این واژگان مورد استفاده قرار می گیرد و باید با هم لحاظ شود.
مفهوم "حمد"در قرآن کریم برای ما بیان می کند که ستایش مخصوص خداست چون او خالق همه چیزهاست:
الله خالق کل شیء و هو علی کل شیء وکیل
گفتیم که آفرینش از منظر دقیق قرآنی و روایی به تجلی بر می گردد پس هر جا که بیان می شود خداوند در فلان مخلوق تجلی کرده است در اول سوره و یا در آیه ای دیگر از آن خداوند تسبیح هم می شود تا این فکر از ذهن انسان بیرون رود که خداوند فقط در همان تجلی خویش خلاصه می شود بنابراین هر جا تشبیه استفاده می شود و یا صحبت از حمد خداست در کنار آن تنزیه هم مورد اشاره واقع شده است و هر دوی اینها در کنار هم لحاظ می گردند تا خداوند نه در خلقش محصور شود و نه در بیرون از عالم خلقت محدود شود.
به عنوان مثال آیه اول از سوره اسراء می فرماید:
سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا انه هو السمیع العلیم
آیه بیان می کند که خداوند به پیغمبرش در سیر شبانه ایشان(ص)آیات خود را نشان داد ولی چون او در آیاتی که پیغمبر اکرم(ص)شهود کردند و یا در تجلی ای که با آن حضرت محمد(ص)را با طی الارض از مکه به فلسطین بردند خلاصه نمی شود در اول آیه از واژه"سبحان"استفاده کرد.
و یا در ابتدای سوره حدید می فرماید:
سبح لله ما فی السماوات و ما فی الارض و هو العزیز الحکیم
له ملک السماوات و الارض یحیی و یمیت و هو علی کل شیء قدیر
هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم
چون آیه سوم تجلی خداوند در مظاهرش را بیان می کند و این یعنی همان تشبیه برای همین در ابتدای سوره از واژه"سبح"استفاده کرد یعنی خداوند در اول و آخر و ظاهر و باطن خلاصه نمی شود و ضمن اینکه همه آنها را در بردارد و هیچ کدام از تجلیاتش از وجود او بیرون نیست ولی خود او باز هم از تمام آنها فراتر و ولاتر است.
در سوره انعام که با اختصاص حمد به خداوند به دلیل خلق آسمان ها و زمین یا به بیان دیگر تجلی در صورت علمی آنها شروع می شود چون حمد در ابتدای سوره بویی از تشبیه و تجلی او می دهد در آیات میانی آن سوره چندبار خداوند تنزیه شده است و از شریک پنداشتن مخلوقاتش با آن ذات یگانه اعلام برائت گردیده است و یا اعلام منزه بودن وی شده است.
در برخی از ایات دیگر با نگاهی عمیق تر به مسئله هردو مفهوم حمد و تسبیح با هم و در کنار هم عنوان می شود مثل این آیه از سوره حجر:
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ کُنْ مِنَ السَّاجِدین‏
پس از ابتدای بحث تا کنون دانسته شد که تمام حمدها و ستایش ها برای خداست چون خود اوست که در مخلوقاتش تجلی کرده است پس همه ستایش ها مخصوص خود او می باشد.اما این فقط یک معنی از آیه اول سوره حمد بود که بیان می کرد تمام حمد شدن ها برای خداست.معنی دومی که می توان از آیه اول سوره حمد استفاده کرد بیان می دارد که علاوه برتمام حمد شدن ها،تمام حمد کردن ها هم برای خداست و بس.
از توضیحاتی که درباره تجلی خداوند در مخلوقاتش داده شد به خوبی برداشت می شود که چرا همه حمد کردن ها هم مخصوص خود او می شود و جوابش هم این است که از این دید خود اوست که در مخلوقاتش تجلی کرده است و مخلوقات ظهور خود او البته در مرتبه فعل و خلق او(و نه ذات غیبیه اش) می باشند و به همین دلیل تمام حمد کردن ها هم در واقع توسط خود او انجام می شود هر چند این کار در مظاهر و تجلیات ان وجود لایتناهی روی دهد،همان گونه که تمام حمد شدن ها هم مخصوص اوست هر چند تجلیات او ستوده و حمد شوند ولی می دانیم که تجلیاتش وجود جدایی از او ندارند.
الحمد لله رب العالمین

بخوانید ::   - مصباح چهلم
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *