– جامعیت اسمای حسنی بر یکدیگر

جامعیت اسمای حسنی بر یکدیگر

جامعیت اسمای حسنی بر یکدیگردر این مصباح امام خمینی(قدس سره) به جامعیت اسمای حسنی بر یکدیگر اشاره می کنند و اینکه تمام اسم های خداوند در بقیه اسم های او حضور دارند.

در مصباح های گذشته دانستیم که هویت غیبیه از دسترس مخلوقات خارج است و شهود عارفان به آن تعلق نمی گیرد.همچنین دانستیم که آن مرتبه غیبیه از وجود اصلا با کثرات و اسماء نسبتی ندارد.پس اگر قرار باشد فیض از آن مرتبه به مخلوقات برسد و آفرینشی در وجود رخ بدهد حتما باید واسطه ای بین آن مرتبه و عالم اسماء و کثرات قرار گیرد تا به عنوان خلیفه فیض را از هویت غیبیه گرفته و به اسمای حسنی برساند.

ضمن اینکه دیدیم که امام راحل(ره)اشاره کردند که ابتدا اسم های جامع تر از آن خلیفه و واسطه هویت غیبیه تجلی را دریافت می کنند و آنگاه نوبت به سایر اسماء می رسد و اولین و جامع ترین اسمی که از فیض وجود سیراب می شد اسم اعظم”الله”بود.

امام خمینی(رضوان الله علیه)در این مصباح به نکته ای اشاره می فرمایند که محیی الدین بن عربی(قدس سره)در کتابهای خود پیرامون آن بسیار سخن گفته است و آن نکته این است که نباید گمان شود که فقط اسم “الله”جامع تمامی اسمای حسناست و بقیه اسماء جزئی تر که زیرمجموعه “الله” هستند، در ذات خود ناقص می باشند بلکه بنا بر قاعده عرفانی جامعیت اسمای حسنی بر یکدیگر ، تمامی اسمای حسنای وجود در ذات خودشان همه اسمای دیگر را هم دارا هستند.

برای شرح مطلب به حدیثی از امام رضا(ع)در اصول کافی اشاره می کنیم:

عن محمد بن سنان قال: سألته عن الاسم ما هو قال صفه لموصوف‏

محمد بن سنان از امام رضا(ع)می پرسد:اسم چیست؟امام رضا(ع)پاسخ می دهند:صفتی است برای موصوف.

یعنی اگر ذات خداوند را با یکی از صفت های او در نظر بگیریم نتیجه آن ظهور یک اسم می شود.مثلا وجود لایتناهی با تجلی در صفت عزت خویش اسم”عزیز”را ظهور می دهد و با تجلی در صفت قدرت اسم”قدیر”را ظاهر می سازد.

بر اساس این استدلال در تمام اسمای حسنای وجود،خود وجود حاضر است هرچند فقط با یک صفت خود ظهور کند و خود را در همان صفت خاص به ما نشان دهد. پس به دلیل همین حضور وجود لایتناهی در همه اسمای حسنی تمام اسم های وجود در همه اسم های غیر از خودشان هم حضور دارند هرچند ظهوری نداشته باشند چون همان وجودی که سایر اسم ها را هم ظاهر می سازد در همه اسماء حضور دارد و این نکته جامعیت اسمای حسنی بر یکدیگر را نشان می دهد.

مثلا بر اساس قاعده جامعیت اسمای حسنی بر یکدیگر اسم هایی که مربوط به غضب خداوند می باشند و از آنها در اصطلاح با عنوان اسمای جلالیه یاد می شود،علاوه بر اسم های مربوط به خودشان دارای اسم هایی هم هستند که مربوط به رحمت خداوند می باشند و از آنها با عنوان اسمای جمالیه یاد می شود و بر عکس.

منتها نکته ای که هست در اسم های جلالیه،اسم های مربوط به رحمت ظهور ندارند و در اسم های جمالیه هم اسم های مربوط به غضب ظهور ندارند ولی دانستیم که تمام اسم ها در اسم های دیگر حضور دارند هرچند ظاهر نشوند.

اما سؤالی که پیش می آید این است که اگر معتقد به قاعده تکوینی جامعیت اسمای حسنی بر یکدیگر شویم دیگر چرا فقط به اسم”الله”لقب جامعیت برای سایر اسمای حسنی را می دهیم؟

جواب بدین صورت است که اسم”الله”دارای یک ویژگی خاص است و آن اینکه تمامی اسم های دیگر به نحو اعتدال در آن ظهور دارند و هیچ کدام بر دیگری غلبه نمی کنند. در واقع درست است که اسم”الله”هم همانند سایر اسماء، جامع همه اسم های دیگر است و از این لحاظ فرقی با آنها نمی کند اما در اسم”الله”ویژگی اعتدال در ظهور هم لحاظ شده است که دیگر اسماء دارای این اعتدال نمی باشند و حتما یکی از صفات وجود را برجسته تر از بقیه ظهور می دهند.

امام خمینی(قدس سره) متذکر می شوند که نکته ای که در این مصباح مبنی بر جامعیت اسمای حسنی بر یکدیگر و حضور هر اسم در اسم دیگر، ذکر شد در حکم گشایش دری به عوالم معرفت است و استفاده گسترده ای از آن می توان کرد.

ما به ذکر یکی از نتیجه ها و فروعاتی که از قاعده جامعیت اسمای حسنی به یکدیگر حاصل می شود، بسنده می کنیم و آن اینکه از آنجایی که مخلوقات مظاهر و سایه های همان اسمای حسنی می باشند و از آن ها هیچ جدایی ندارند و فانی در آنها هستند پس با توجه به حضور اسمای حسنی در یکدیگر، تمامی مخلوقات عالم نیز در مخلوقات دیگر حضور دارند هرچند ظهور نداشته باشند.

روی همین حساب یکی از ویژگی های اولیاءالله این است که قادرند هرکدام از اشیاء عالم را در بقیه اشیاء شهود کنند و ببینند.آنها بر اساس همین قاعده قادر هستند که یک ظهور را در شیئی پنهان کنند و ظهور دیگری را جایگزین آن نمایند.

نکته آخر هم اینکه انسان کامل یگانه مخلوقی است که به دلیل اینکه خلیفه اسم”الله”در عالم می باشد،توان انجام کاری را که ذکر شد برای هر چیزی که اراده آن را کند،دارد.

به بیان دیگر همانگونه که اسم”الله”همه اسم های جزئی را ظهور می دهد انسان کامل هم در هر عصری قطب عالم امکان است و واسطه فیض در ظهور همه اشیاء در جهان می باشد.به خاطر همین هم وی قادر است که یک ظهور را در شیئی خاص پنهان کند و ظهور دیگری را جایگزین آن کند.

همانطور که امام خمینی(رضوان الله علیه)فرمودند این مصباح باب وسیعی در معرفت به روی انسان باز می کند و نکته ذکر شده در آن در فهم بسیاری از آیات و روایات سهم بسزایی خواهد داشت.

نکته آخر هم اینکه از آنجاییکه در مصباح های گذشته دانستیم که هر مرتبه از وجود لایتناهی مندک در مرتبه قبل از خود و سایه و تجلی آن می باشد پس قاعده حضور همه اشیاء و کائنات در یکدیگر سایه و تجلی قاعده حضور اسمای حسنی در یکدیگر است و قاعده حضور اسمای حسنی در یکدیگر نیز سایه و تجلی بساطت وجود در مرتبه احدیت ذاتی است چون اگر پذیرفتیم که احدیت ذاتی یک حقیقت بسیط است پس بساطت آن مرتبه در مرتبه بعدی وجود یعنی عالم اسمای حسنی نیز پدیدار می گردد و اگر پذیدفتیم که هر کدام از اسمای حسنی بسیط هستند پس معنی ندارد که آن ها را بخش و بخش و جزء جزء فرض کنیم در نتیجه همه اسمای حسنی در یکدیگر حضور دارند ولی ظهور ندارند.

در مرتبه بعدی حقیقت تکوینی جامعیت اسمای حسنی بر یکدیگر در عالم خارجی هم متجلی می شود پس همه مخلوقات در یکدیگر حضور دارند ولی ظهور ندارند. البته این که ما حضور بقیه کائنات را در جان خودمان ادراک نمی کنیم برای آنست که کل هویت ادراک ما به همین ظهور ما بر می گردد و چون بقیه مخلوقات در ما ظهور ندارند پس حضور آنها را هم درک نمی کنیم ولی انسان کامل که تمام استعدادهای جانش را بالفعل کرده است حضور همه مخلوقات را در گستره حقیقت قدسی خودش مشاهده می کند چون انسان کامل سایه همان اسم”الله” است که بقیه اسمای حسنی را در خودش دارا می باشد و ظهور می دهد پس انسان کامل هم بقیه مخلوقات را ظهور می دهد چون واسطه فیض رسانی از اسم”الله” به کائنات است‌.

با توضیحات فوق قاعده جامعیت اسمای حسنی بر یکدیگر به طور اجمالی معلوم شد و اینک به مثالی از کاربرد قرآنی این قاعده عرفانی می پردازیم. در سوره غافر می خوانیم:

غافر الذنب و قابل التوب شدید العقاب ذی الطول لا اله الا هو الیه المصیر

در آیه فوق بنا بر قاعده جامعیت اسمای حسنی بر یکدیگر همان “قابل التوب” با اسم “شدید العقاب” هم معرفی شده است که نشانگر این است که چون بساطت وجود در همه اسمای حسنی متجلی می شود پس اسمای حسنی هم بسیط هستند و در یکدیگر حضور دارند هرچند ظهور نداشته باشند مثلا وقتی “قابل التوب” ظهور می کند “شدید العقاب” به خفا می رود و پنهان می شود ولی در کل باید بدانیم که اینها همه مربوط به ظهورات وجود است و در بساطت وجود لایتناهی هیچ ترکیب و تجزیه ای رخ نمی دهد و صد البته دانستیم که همان ظهورات وجود را هم اگر مندک در آن حقیقت مقدس در نظر بگیریم همانند خودِ وجود، بسیط می باشند.

در انتهای آیه هم ذکر شده هم اشاره شده است که تمام صیرورت ها و تحول ها به خودِ وجودِ لایتناهی ختم خواهد شد چون به دلیل بساطت وجود، مخلوقات به هر کدام از اسمای حسنی باز گردند در واقع به خودِ وجود بازگشته اند چرا که وجود در تمام اسمای حسنای خودش حاضر است و همین حضور وجود در تمام اسمای حسنی دلیل پدید آمدن قاعده تکوینی جامعیت اسمای حسنی بر یکدیگر است زیرا که وجودی که تمام اسمای حسنی را ظهور می دهد در همه آنها حضور دارد پس همه اسمای حسنی در بقیه اسمای حسنی هم حضور دارند.

البته در مرتبه بعدی وقتی قاعده تکوینی جامعیت اسمای حسنی بر یکدیگر در عالم خلقت هم متجلی می شود تمام مخلوقات که سایه اسمای حسنی هستند نیز در یکدیگر حضور دارند هر چند ظهور ندارند. منتها همانطور که اسم جامع” الله” می تواند ظهور”قابل التوب” را پنهان کند و در عوض “شدید العقاب” را ظهور دهد انسان کامل هم که خلیفه اسم”الله” است، می تواند با فنای در اسم”الله” ظهور یک مخلوق را پنهان کند و در عوض مخلوق دیگری را به جای آن ظهور دهد همانند آتش که بر حضرت ابراهیم(ع) گلستان شد. در سوره انبیاء می خوانیم:

قلنا یا نار کونی بردا و سلاما علی ابراهیم

در آیه فوق سلامت و خنک بودن جایگزین سوزندگی و حرارت آتش شده است که این کار بر مبنای جامعیت اسمای حسنی بر یکدیگر می باشد وقتی که همین قاعده در عالم خلقت هم متجلی شود.

در واقع بر مبنای قاعده عرفانی جامعیت اسمای حسنی بر یکدیگر چون اسم”نافع” در اسم”ضارّ” حضور داشته پس منفعت خنکی و سلامت بودن گلستان هم در ضرر و زیان آتش حضور دارد هر چند ظهوری ندارد اما انسان کامل می تواند با فنای در اسم”الله” به این حضور، رنگ ظهور هم بدهد یعنی از دل حرارت آتش ، خنکی و سرسبزی گلستان را جلوه گر کند کمااینکه حضرت ابراهیم(ع) این کار کردند.

البته اینکه در آیه ذکر شده از سوره انبیاء تبدیل حرارت آتش به خنکی و سلامتی به خداوند نسبت داده شده است برای این است که حضور تک تک اشیاء در یکدیگر که ممکن است به ظهور برخی از آنها در برخی دیگر هم بیانجامد بر مبنای حضور اسمای حسنی در همدیگر و جامعیت اسمای حسنی بر یکدیگر است و اسمای حسنی نیز همگی تحت اسم اعظم”الله” می باشند در نتیجه آیه فوق با عبارت”قلنا یا نار…” این کار را به خداوند و مبادی عالیه نسبت داده است چون این حقیقت از مراتب بالایی وجود در عالم خلقت متجلی می شود ولی از آنجاییکه از طریق خلیفه اسم”الله” یعنی حضرت ابراهیم(ع) در این عالم ظهور می کند به ایشان هم نسبت داده می شود؛ دانستیم که همانطور که اسم”الله” می تواند اسمی را به خفا برد و اسم دیگری را ظهور دهد بر همین روال انسان کامل هم که سایه و تجلی اسم”الله” است، می تواند مخلوقی را به خفا برد و مخلوقی دیگر را ظهور دهد.

پس اجمال مطلب بدین صورت شد که قاعده جامعیت اسمای حسنی بر یکدیگر وقتی در مرتبه پایین تر وجودی ظهور کند به صورت حضور تک تک مخلوقات در همدیگر متجلی می شود؛ در نتیجه حضور مخلوقات در یکدیگر سایه و تجلی جامعیت اسمای حسنی بر یکدیگر است.

البته اگر علاوه بر حضور یک اسم در اسم دیگر در عالم اسمای حسنی کار به ظهور یک اسم در اسم دیگر هم برسد آنگاه در عالم خلقت هم که سایه عالم اسمای حسنی می باشد علاوه بر حضور یک شیء در شیء دیگر کار به ظهور یک شیء در شیء دیگر هم می رسد همانطور که یک مثال آن را در قضیه حضرت ابراهیم(ع) از قرآن کریم نقل کردیم.

بخوانید ::   - تجلی و حجاب
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *