– جواب سوال مقدر

"انکـار منکـر عارضـی اسـت و از ایـن جهـت بـه اندک اشـارتی زایـل مـی گـردد و بـر اعـتراف فطـری بـاز مـی آیـد: ولـئن سالتهم من خلق السماوات و الارض لیقولن الله."

شرح:

با مطالعه بخش پیشین ممکن است در ذهن مخاطب پرسشی پیش بیاید که اگر ذات انسان و جان او به توحید و ربوبیت پروردگار متعال گواهی می دهد پس چرا برخی انسان ها گرفتار شرک هستند و یا نسبت به خداوند کفر می ورزند؟

شیخ محمود شبستری(ره)در این بخش به این سوال فرضی که ممکن است در ذهن مخاطب تداعی شود پاسخ می دهند.

انکار ربوبیت حق تعالی و شرک ورزیدن به آن وجود مقدس یک امر عارضی است که به سبب حجابهای مادی و پرده های ظلمانی برای انسان پیش می آید؛هر چند با نگاه دقیق تر می توان گفت که همان حجاب ها و ظلمت ها نیز بر اثر مغلطه های ذهنی و اعمال ناشایست خود انسان مانع شهود او نسبت به حقیقتی می گردد که از روز روشن تر است.

پس نتیجه بدین صورت می شود که حقیقت وجود در همه جا و همه کس ظهور دارد و طبق آیه ای که در بخش قبل، از سوره اعراف ذکر کردیم هر کسی آن را در جان خودش شهود می کند منتها ممکن است به دلیل علوم نادرست و اعمال ناصحیح، انسان به وضعیتی دچار شود که نسبت به همین حقیقت روشن تر از روز در حجاب برود و غافل بماند.

پس این غفلت نه مربوط به حقیقت وجود است و نه مربوط به حقیقت جان انسان ها می باشد بلکه به سبب اعمال و افکاری می باشد که هشیاری جان انسان را نسبت به وجود واحدی که او و دیگر مخلوقات را در برگرفته است، سلب می کند و همین سلب هشیاری و غفلت نسبت به حق تعالی آغاز گرفتار شدن انسان در دام کثرات و شروع دلبستگی به مخلوقات متنوع می باشد که نتیجه ای جز شقاوت و بدبختی و غم و اندوه برای او نخواهد داشت.چرا که قلب و جان انسان فقط با انس به آن واحد یگانه آرام می گیرد و دلبستگی به کثرات مخلوقات قلب آدمی را پژمرده و افسرده می سازد:

بخوانید ::   - نتیجه سوم

الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب

جان و نهاد هر انسانی همچون آینه ای می ماند که به اندازه ظرفیت و شفافیت خودش،مرتبه فعل و خلقت از وجود لایتناهی حق تعالی را در خودش منعکس می کند و آرامش او در همین انس با وحدت و حقیقت می باشد؛ منتها اگر کسی با افکار مغلطه آمیز و اعمال ناصالح بر آینه جانش زنگار نشاند و آن را تیره و کدر ساخت از شهود وحدت وجود حق تعالی غافل می شود و به دام کثرات و در نتیجه غم و غصه و اندوه گرفتار می گردد.

حال این زنگاری که بر آینه قلب شخص نشسته است در این عالم به دو طریق پاک می شود و در نتیجه شخص به فطرت اصلی خود باز می گردد.

یکی از آن دو طریق آن است که شخص با کسب علم صحیح و انجام عمل صالح رفته رفته گرد و غبار را از چهره قلب خود بزداید و در نتیجه به شهود فیض حق تعالی در جان خودش راه یابد و از شرک و گرفتاری در دام کثرات رهایی یابد و در زمره بندگان صالح خداوند در آید.فروع دین و احکام شرعی و توصیه های اخلاقی در این راستا کمک کار انسانند.پیداست که این روش با همت و اراده خود شخص به ثمر می نشیند.

اما روش دوم این است که در مواقع خطر و شرایط خاصی که به اجبار دست آدمی از کثرات منقطع می شود نسبت به وجود واحد هشیاری می یابد.در مثال معروف کشتی در حال غرق که بسیار شنیده ایم این حالت برای شخص رخ می دهد زیرا در آن موقعیت انسان از تمامی کثراتی که پیرامون خود مشاهده می کند ناامید گشته و به ناچار ملتمسانه رو به وجود واحدی می آورد که بر آن کثرات سلطنت می کند؛ولی این حالت چون از سر ناچاری برای شخص پیش آمده است وقتی دوباره حالت عادی آغاز شود و مثلا کشتی به یک ساحل امن برسد معمولا شخص مورد اشاره که تا پیش از این فقط به خداوند توجه داشت ‌دوباره گرفتار کثرات و دلبستگی به مخلوقات می شود.

بخوانید ::   - حقیقت چهارم

البته در حالت عادی هم می توان با استدلال ذهنی و برهان عقلی و دلایل نقلی، وحدت وجود حق تعالی و سلطنت آن حقیقت یگانه بر تمامی کثرات را اثبات کرد ولی این حقیقت فقط در ذهن آدمی مورد پذیرش واقع می شود و تا زمانی که قلب او به مرتبه یقین نرسیده است امکان خطا و لغزش انسان همچنان باقی است.خداوند در جاهای متعددی از کتاب خویش بدین نکته اشاره می کند که حتی اگر از مشرکین بپرسی که چه کسی خالق آسمان ها و زمین است در جواب خداوند را خالق آنها معرفی می کنند.برای مثال به آیه زیر از سوره لقمان توجه بفرمایید:
 ولـئن سالتهم من خلق السماوات و الارض لیقولن الله قل الحمد لله بل اکثرهم لایعلمون

ولی از برهانی که در ذهن آدمی است تا شهود و یقینی که در قلب او نهادینه شود راهی بسیار می باشد.
پس اجمال مطلب این نوشتار بدین صورت شد که حتی مشرکان هم با نهاد جانشان یگانگی خداوند را قبول دارند ولی بر اثر افکار و اعمال غلط لایه ها و حجاب هایی را بر روی ضمیر خداجوی خود کشیده اند که مانع پی بردنشان به این حقیقت می گردد.با توجه به این نکته روشن می شود که عدم شهود توحید حق تعالی نه به دلیل حجابی از سوی خود خداوند است و نه به دلیل ماهیت خود انسان ها؛ بلکه به دلیل حجاب هایی است که در این میانه عارض چشم قلب انسان ها می شود.

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *