– حجاب های نورانی و ظلمانی

حجاب های نورانی و ظلمانی

حجاب های نورانی و ظلمانی

در این بخش به حجاب های نورانی و ظلمانی اشاره می شود. حجاب های نورانی همان اسمای حسنی و مخلوقات مجرد هستند و حجاب های ظلمانی همان مخلوقات مادی هستند.

امام خوبی ها روح الله خمینی(قدس سره)در این مصباح اشاره می فرمایند که احدیت ذاتی وجود ضمن اینکه در مرتبه اسماء و صفات ظهور می کند ولی با همان اسماء و صفات هم پوشیده و پنهان می گردد.

بر مبنای یک قاعده کلی در مبحث حجاب های نورانی و ظلمانی بیان می شود که اسماء و صفات حق تعالی و نیز مخلوقات مجرد همان حجاب های نورانی هستند و مخلوقات مادی که زمان دار و مکان دار هستند در رده حجاب های ظلمانی جای می گیرند.

اما اولین مطلبی که پیرامون آن توضیح داده می شود این است که در تمام حجاب های نورانی و ظلمانی هر حجاب ضمن اینکه با تعین خودش مرتبه ای بالاتر از وجود را می پوشاند ولی از یک نگاه دیگر همان مرتبه بالایی را به اندازه ظرفیت خودش منعکس هم می کند.

در بخش “تجلی و حجاب” از مجموعه اصطلاحات توضیح دادیم که وجود با همان چیزی که خودش را به ما نشان می دهد، با همان چیز هم در حجاب می رود.برای مثال چون ما به ذات غیبیه حق تعالی راه نداریم،خداوند در مخلوقاتش خودش را به ما نشان می دهد.به تعبیر مولا علی(ع)در نهج البلاغه:

الحمد لله المتجلی لخلقه بخلقه:سپاس مخصوص خدایی است که برای خلقش در خلقش تجلی می کند.

اما همین مخلوقات از نگاه دیگر حجابی برای خداوند محسوب می شوند که مراتب بالاتر وجود را می پوشانند.به تعبیر امام موسی کاظم(ع):

لیس بینه و بین خلقه حجاب غیر خلقه:بین او با مخلوقاتش هیچ حجابی نیست جز همان مخلوقاتش.

با در نظر داشتن هر دو روایت به این حقیقت پی می بریم که مخلوقات در عین اینکه خداوند را به ما نشان می دهند در همان حال حجاب بین ما و او هم هستند و این همان قاعده ای است که برای حجاب های نورانی و ظلمانی بیان شد.

توضیح مطلب فوق که از نکات ظریف عرفان نظری می باشد،بدین صورت است که:

وجود از هر چیزی برای ما ظاهرتر است و هیچ کس نسبت به آن جاهل نیست و به تعبیر شیوای امام صادق(ع)در کتاب سرشار از حکمت اصول کافی، خداوند نزد هر جاهلی هم شناخته شده است:

معروف عند کل جاهل

اما هیچ کس هم نمی تواند وجود را آنطور که در ذات مقدس او می باشد به صورت صرف و بسیط و بدون اینکه در یک ماهیت و تعین منعکس شده باشد، شهود کند.پس به ناچار شهود ما نسبت به وجود همیشه در حیطه مخلوقات و در آینه ماهیات رخ می دهد نه در ذات او.

نکته بعدی که ذکر می شود این است که در مبحث حجاب های نورانی و ظلمانی باید توجه داشته باشیم که هیچ حجابی نمی تواند اصل وجود را از ما پنهان کند بلکه حجاب های نورانی و ظلمانی مراتب بالاتر از خودشان را می پوشانند پس اصل وجود هیچ حجابی ندارد و حقیقت حجاب های نورانی و ظلمانی به این بر می گردد که برخی تعینات و مراتب وجودی ما را از شهود برخی دیگر باز می دارد.

طبق روایاتی که در بخش “معرفت” از اصطلاحات ذکر شد، ما وجود را مستقیما با خود آن می شناسیم و ماهیات و مخلوقات و نیز اسماء و صفات، به هیچ وجه واسطه و سبب شناخت ما نسبت به وجود نمی باشند ولی همین شناخت مستقیم ما نسبت به وجود درون گستره مخلوقات او و در آینه اسمای حسنای او به وقوع می پیوندد نه در ذات غیبیه او.

پس اگر ما وجود را در همین حجاب های نورانی و ظلمانی شهود می کنیم نتیجه می گیریم که حجاب های نورانی و ظلمانی به هیچ وجه اصل وجود را پنهان نمی کنند بلکه فقط مانع شهود برخی تعینات و مراتبِ وجودی می شوند.

ضمن اینکه همین حجاب های نورانی و ظلمانی را به طفیلی وجود می شناسیم چون وجود خداوند همان نور فوق مادی و مجرد است که سبب همه شناخت ها و معرفت ها می باشد.

اما برای اینکه مطالب فوق پیرامون حجاب های نورانی و ظلمانی به ذهن نزدیک شود مثالی را ذکر می کنیم که در روایات اهل بیت(ع) بیان شده است:

همانگونه که ضمن ذکر روایتی از امام هشتم علی بن موسی الرضا(ع)در بخش “مرآه(آینه)”و نیز بخش”وحدت وجود از زبان امام رضا(ع)”بیان شد ما نوری که به شکل صورتهای درون آینه برای ما منعکس می شود را مستقیما به وسیله خود همان نور می شناسیم و صورتهایی که از آینه منعکس می شوند سبب شناخت ما نسبت به نور نمی باشند بلکه این نور است که سبب شناخت ما نسبت به آن صورت ها می باشد.

ضمنا ما خود نور را بدون اینکه چیزی را به ما نشان دهد نمی بینیم یا به بیان دیگر، خود آینه را به سبب شفافیت و صیقلی بودن آن نمی بینیم بلکه همواره نور و آینه را در صورت هایی که برایمان منعکس می کنند،مشاهده می کنیم و به اندازه همان صورتها به آینه و نور منعکس شده از آن علم می یابیم.

با یک نگرش باید گفت از آنجاییکه صورتهایی را که در نور منعکس شده از آینه می بینیم، جدای از خود نور و آینه هویتی برای خودشان ندارند پس با این نگاه در واقع خود نور و آینه را مشاهده می کنیم اما نه در ذات آن بلکه در صورتهایی که در آن می بینیم.

درباره وجود هم به همین روال می گوییم که چون ماهیات و مخلوقات منفک و گسیخته از وجود در عالم آفرینش هیچ ظهوری ندارند پس با این نگاه وقتی به آنها می نگریم در واقع وجود را شهود می کنیم اما نه در ذات او بلکه در ماهیت ها و مخلوقاتی که برای ما متجلی می کند‌.  

با نگرش فوق حجاب های نورانی و ظلمانی اصلا حجاب به حساب نمی آیند چون هر کدام به اندازه ظرفیت خودشان وجود را منعکس می کنند درست همانطور که صورت های درون آینه نور را برای ما منعکس می کردند و ما نور را در شکل و صورت آنها مشاهده می کردیم.

اما اینبار از نگاهی دیگر به این مطلب می نگریم:

صورتهایی که در آینه مشاهده می کنیم حجابی بین خود ما با سطح شفاف آینه است به این معنی که دیدن آن صورتها مانع این می شود که سطح صیقلی آینه را ببینیم، یا به بیان دیگر ما هیچ وقت نور را آنگونه که در ذات او هست نمی بینیم بلکه وقتی به اشیاء عالم می تابد انعکاس آن را در شکل و صورت اشیاء مشاهده می کنیم.

بر همین قیاس مخلوقات و اسماء و صفات وجود، همان حجاب های بین ما و خداوند هستند به این معنی که توجه بیش از حد به مخلوقات و ماهیات، ما را از وجودی که آنها را ظهور می دهد غافل می کند.

پس با نگرش فوق بر خلاف نگرش قبلی که ذکر کردیم باید بگوییم که حجاب های نورانی و ظلمانی ما را از شهود آن حقیقتی که آنها را ظهور داده است می پوشانند.

و این همان فرمایش امام موسی کاظم(ع)است که فرمودند:

لیس بینه و بین خلقه حجاب غیر خلقه:بین او با مخلوقاتش هیچ حجابی نیست مگر خود مخلوقاتش‌.

حافظ شیرازی(قدس سره)با متحقق شدن به حقیقت حدیث ذکر شده از امام موسی کاظم(ع) و شهود آن در عالم خارجی، این بیت معروف را سروده اند:

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

درباره مصرع اول بیت بالا به این فرمایش مولانا امام جعفر صادق(ع)اشاره می کنیم:

لیس بین الخالق و المخلوق شیء:بین خالق و خلقش هیچ چیزی حائل نیست.

و درباره مصرع دوم هم حدیث ذکر شده از امام موسی کاظم(ع)به حقانیت آن اشاره می کند؛یعنی اگر خود مخلوق از میان برخیزد چهره معشوق آشکار می گردد چون تعین مخلوق یک حجاب محسوب می شود.

پس بین خداوند و خلق او هیچ چیزی حائل نمی باشد چون مخلوقات او مندک در آن وجود مقدس هستند.به علاوه اگر ما مخلوقی را بین خودمان و خداوند حائل فرض کنیم آنوقت بر اساس همین تفکر باطل بایستی بین خود آن مخلوق هم با خداوند حائلی دیگر فرض کنیم و به تسلسل باطلی گرفتار می شویم که هیچ گاه حل نخواهد شد.

پس از ابتدا همین عقیده صحیح را بر می گزینیم که هیچ چیز میان ما و خداوند حائل نیست چرا که او به نص قرآن از رگ گردن به ما نزدیکتر است و به تصریح روایات مستقیما به خود او شناخته می شود.

اکنون این نکته بیان می شود که دو نگرش ذکر شده درباره حجاب های نورانی و ظلمانی که با مثال های آینه و نور تبیین شد هیچ منافاتی با هم ندارند و جمع هر دوی آنها بدین صورت است که:

اصل وجود هیچ حجابی ندارد چون در همه جا و با همه کس هست و هیچ جا از او خالی نیست اما یک تعین وجودی ما را از شهود تعینی دیگر باز می دارد و یا به بیان دیگر یک مرتبه از وجود، ما از شهود مرتبه بالاتر و نورانی تر باز می دارد پس حجاب های نورانی و ظلمانی مانع شهود اصل وجود نیستند بلکه مانع شهود برخی تعینات و مراتب وجودی می شوند. در واقع چون ما به ذات غیبیه وجود راهی نداریم آن حقیقت مقدس را در حجاب های نورانی و ظلمانی مشاهده می کنیم ولی طبق روایاتی که بارها در همین سایت ذکر شد ما تمام اشیاء و ماهیات و حجاب های نورانی و ظلمانی را هم به طفیلی خودِ وجود می شناسیم پس آنها مانع شناخت اصل وجود نیستند بلکه مانع شناخت برخی از تعینات و مراتب وجودی هستند.

طبق احادیثی که در بخش”معرفت”ذکر کردیم قبل از شناخت همه ماهیات و مخلوقات ابتدا وجود را می شناسیم طوری که حتی خودمان را هم به طفیلی وجود می شناسیم نه از طریق خودمان.

تمام اینها برای این است که همه مخلوقات در گستره وجود لایتناهی او غرقه می باشند و از خود و برای خود هیچ ندارند و در تمام کارهایشان محتاج او می باشند حتی در شناختن خودشان و دیگران.

مطالب فوق همگی بر مبنای آیات و روایات و دلایل عقلی و قواعد عرفانی بیان شد و طبق مطالب گفته شده دانستیم که حجاب های نورانی و ظلمانی به هیچ وجه مانع شناخت اصل وجود نمی باشد اما خدایی که بیشتر مردم دنیا با تقلید از عقیده اشتباه گذشتگان خودشان در ذهن خود ترسیم کرده اند،گسیخته و منفک از مخلوقات می باشد یعنی آنها حتی اصل وجود خداوند را هم در حجاب می دانند و طبعا چون همه انسان ها خداوند را یک چیز مقدس می دانند او را در بالای آسمان ها فرض می کنند و بر این عقیده اند که فقط در قیامت است که می توان به شهود آن وجود مقدس نائل شد، حال باید از آنان پرسید که آیا در قیامت احدیت ذاتیِ خدا را مشاهده می کنند یا در همان قیامت هم خداوند را در تجلیات و آیات او شهود می کنند، مسلما هیچ کس نه در دنیا و نه در آخرت به احدیت ذاتی خداوند راه نخواهد داشت پس در قیامت هم باید خداوند را در آینه تعینات و ظهورات آن حقیقت مقدس شهود کرد حال که چنین است می گوییم اگر چشم قلب کسی در همین دنیا باز شود حتی قبل از قیامت هم خداوند را در حجاب های نورانی و ظلمانی که همان تعینات و رشحات وجودی او هستند شهود کند.

اما بیشتر مردم همانطور که موقع دیدن اشیاء به نوری که باعث دیدن آنها می شود توجه ندارند به هنگام شهود مخلوقات هم به وجودی که آنها را ظهور می دهد توجهی ندارند و در نتیجه خداوند را بالای آسمانها فرض می کنند؛ این نوع مغلطه های ذهنی هرچند با تفکر صحیح بر پایه آیات و روایات قابل حل است اما بیشتر مردم دنیا عادت کرده اند که از پاسخ دادن به این شبهات ذهنی با بی توجهی بگذرند و در واقع در عین اینکه با حقیقت روشن تر از روزی که همیشه همراهاشان است زندگی می کنند ولی هیچ توجه و معرفتی هم نسبت به آن عایدشان نمی شود و فقط بعد از مرگ است که پرده از پیش چشمانشان برداشته می شود و پی به آشکار ترین چیزی که آنها را از هر سو احاطه کرده بود می برند؛یعنی درست در زمانی که دیگر کار از کار گذشته است متوجه حقیقتی می شوند که می بایست در دنیا با توجه به آن زندگی می کرده اند.

اما گفتیم که در مبحث حجاب های نورانی و ظلمانی حجابهایی که به اسم مخلوقات مادی می شناسیم در اصطلاح علم عرفان نظری حجاب های ظلمانی نامیده می شود و در عالم ماده و اشیاء حاضر در دنیا پیش روی ما ظهور می کند.

نکته مهم اینجاست که از آنجاییکه وجود یک حقیقت لایتناهی می باشد شکن های فراوان و حجابهای مختلفی را هم در حیطه قلمرو نامحدود خودش برای ما ظاهر می سازد.
نوع دیگری از حجاب در وجود نامحدود حق تعالی که به آن اشاره می شود حجاب اسماء و صفات و مخلوقات مجرد او می باشد که شهودِ آن مخلوقات مجرد ما را از شهود اسماء و صفات باز می دارد و شهود اسماء و صفات آن وجود لایتناهی نیز ما را از شهود احدیت ذاتی او باز می دارد.

نکته مهم تر اینجاست که هرچند ما بر اثر ریاضت شرعی بر مبنای علم صحیح و عمل صالح می توانیم مخلوقات مادی(=حجاب های ظلمانی)را کنار بزنیم و با کنار زدن آنها به  شهود مخلوقات مجرد بار یابیم و حتی با کنار زدن مخلوقات مجرد به شهود اسماء و صفات وجود لایتناهی ورود پیدا کنیم ولی هرگز نخواهیم توانست که خود اسماء و صفات وجود را به طور کامل کنار بزنیم و احدیت ذاتی را شهود کنیم چون این حجاب های نورانی که همان اسماء و صفات حق تعالی می باشند در واقع همان اصل آفرینش و مبدأ ظهور مخلوقات هستند و طبیعی است که چون هیچ کس در سلوک خودش نمی تواند از اصل آفرینش خود فراتر رود پس هیچ وقت هم اسماء و صفات به طور کامل از پیش روی انسان کنار نمی رود.

پس نهایت درجه ای که می توان برای سلوک یک عارف فرض کرد این است که خودش را مندک و فانی در آینه همان اسمی ببیند که او را در گستره وجود نامحدود ظهور داده است و به بالاتر از آن راهی نخواهد داشت. به بیان دیگر فرد مکاشف اگر در اوج شهود قرار گیرد خودش را مندک در اسمی می بیند که او را ظهور داده است و آن اسم را هم متجلی در خودش می بیند.

پس احدیت ذاتیِ وجود حق تعالی برای همیشه هم در دنیا و هم در آخرت از شهود مخلوقات پوشیده و پنهان خواهد بود و حجاب آن نیز همان اسماء و صفات خداوند می باشد.

دلیلش هم این است که احدیت ذاتیِ وجود، نامحدود است بلکه به عبارت دقیق تر بی نهایت فراتر و والاتر از نامحدود می باشد و ما مخلوقات محدود هرگز نخواهیم توانست که آن مرتبه غیبیه را شهود کنیم و به همین سبب فقط می توانیم تا مرتبه اسماء و صفات حق تعالی سلوک خود را ادامه دهیم چرا که مراتب بالاتر از آن از اصل آفرینش ما فراتر است و در واقع ما از همان مرتبه اسماء و صفات حق تعالی در عالم ظهور کرده ایم؛پس اگر تمام همت و سعی خویش را هم به کار گیریم اصل و مبدا آفرینش خویش یعنی همان اسماء و صفات خداوند را شهود می کنیم و نه بالاتر از آن را.

پس نکته بعدی در بحث حجاب های نورانی و ظلمانی بدین صورت شد که حجاب های نورانی اسماء و صفات الهی به عنوان واسطه فیض حجاب های نورانی دیگری را به نام مخلوقات مجرد ظهور می دهند و مخلوقات مجرد نیز به عنوان واسطه فیض حجاب های ظلمانی یعنی همان مخلوقات مادی را ظهور می دهند. حال اگر کسی از عالن ماده به سمت مراتب بالاتر پیش رود ابتدا جان خودش را مندک در مخلوقات مجرد می بیند و سپس جانش را فانی در آن اسمی از خداوند می بیند که او را ظهور داده است. در واقع جان او و تعین او هیچ گاه از بین نمی رود چون در آن صورت دیگر کسی باقی نمی ماند که بخواهد چیزی را شهود کند بلکه شخص مکاشف ابتدا جان خودش را به عنوان یک حجاب ظلمانی مندک در حجاب نورانی مخلوقات مجرد می بیند و سپس جان خودش را همراه آن مخلوقات مجرد مندک و متلاشی در اسمای حسنی خداوند مشاهده می کند و به هیچ وجه به مرتبه بالاتر از اسمای حسنی یعنی احدیت ذاتی راه نخواهد داشت‌.

امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه)در انتهای این مصباح از کتاب متقن و عرشی خودشان به این حدیث از فخر کائنات و گل سرسبد آفرینش یعنی پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی(ص)درباره حجاب های نورانی و ظلمانی اشاره می فرمایند:

أنّ للّه سبعین ألف حجاب من نور و ظلمه

یعنی همانا برای خداوند هفتاد هزار حجاب از نور و ظلمت می باشد.

تا اینجای حدیث به حجاب های نورانی و همچنین حجابهای ظلمانی اشاره دارد که توضیح داده شد.اما در ادامه حدیث فوق پیامبر اکرم(ص)می فرمایند:

لو کشفت لاحرقت سبحات وجهه دونه

یعنی اگر آن حجابها کنار رود تشعشعات وجه نورانی او هر چه را که در مراتب پایین است، خواهد سوزاند.

می دانیم که در احدیت ذاتی وجود هنوز هیچ شکنی ظهور نکرده است پس نه تنها هیچ مخلوقی در احدیت ذاتی متجلی نشده است بلکه هیچ اسم و صفتی هم در آن مرتبه ظهور نکرده است در نتیجه تمام حجاب های نورانی و ظلمانی بر اساس حکمت خداوند به ترتیب خاصی پایین تر از مرتبه احدیت ذاتی جلوه گر می شوند.

حال اگر فرض کنیم که احدیت ذاتی با همان صرافت و بساطت وجودی به مراتب پایین تر از خودش بیاید نتیجه این می شود که در مراتب پایین تر وجودی هم هیچ شکنی ظهور نخواهد داشت و اصلا هیچ مرتبه ای تحت اشراف احدیت ذاتی شکل نخواهد گرفت و این همان مطلبی است که پیامبر اکرم(ص) در حدیث ذکر شده از آن به عنوان “سوختن” یاد کرده اند چون همه حجاب های نورانی و ظلمانی در احدیت ذاتی خواهد سوخت.

در نتیجه اگر حجاب های نورانی و ظلمانی نباشند اصلا هیچ اسم و صفت و مخلوقی هم نیست چون اسماء و صفات و مخلوقات همان حجاب های نورانی و ظلمانی هستند که به سان شکن هایی تحت اشراف احدیت ذاتی ظهور کرده اند.

وجود حقیقتی است که آنچنان نورانی و قوی می باشد که هیچ کس حتی پیامبران و اولیاء الهی(علیهم السلام)هم قادر نیستند که او را آنچنان که در ذات خودش می باشد، شهود کنند.پس به ناچار اگر بخواهد خود را به ما نشان دهد باید در حجابهای نورانی و ظلمانی خودش را برای ما ظهور می دهد.

نفس خود ما هم که در این عالم حاضر است یکی از آن حجاب ها می باشد و طبعا فقط تجلیاتی را درک می کند که از نظر رتبه وجودی هم تراز خود او می باشند و با او سنخیت داشته باشند.

خب طبیعی است که اگر فرض کنیم که مراتب بالایی وجود در مراتب پایینی خودشان را ظاهر کنند مراتب پایینی با تمام مخلوقاتی که در بر دارد، خواهد سوخت و دیگر هیچ ظهوری از آن باقی نخواهد ماند درست مثل همان موقعی که مرتبه پایینی در مرتبه بالاتر از خودش مندک بود و هیچ ظهوری نداشت.

امام سجاد(ع)در کتاب شریف صحیفه سجادیه اشاره می فرمایند:

ضلت فیک الصفات و تفسخت دونک النعوت

امام زین العابدین(ع)در جمله فوق اشاره می کنند که تمام صفات و اسمای خداوند در مرتبه بالاتر از خودشان مندک و فانی و متلاشی می گردند و هیچ ظهوری ندارند.

حال اگر فرض کنیم احدیت ذاتیِ وجود بخواهد در مراتب پایین تر از خود ظهور کند طبعا تمامی آن مراتب پایینی را نابود خواهد ساخت و نه اسم و صفتی باقی می ماند و نه ماهیت و مخلوقی؛ یعنی در آن صورت، تمام حجابهای نورانی و ظلمانی رخت بر می بندد و در آن فرض دیگر فقط یک وجود صرف و بسیط و یک دست و لایتناهی می ماند که هنوز هیچ تعین و شکنی در قلمرو آن ظهور نکرده است.

پس طبق نکات فوق حتی در قیامت هم احدیت ذاتیِ وجود برای ما مخلوقات ظهور نخواهد کرد چرا که در آن صورت بهشت و جهنم و تمامی مخلوقات عالم از بین خواهند رفت و حساب و کتابی هم انجام نخواهد شد.

از نکته مهم فوق این نتیجه را می گیریم که در قیامت نیز خداوند در حجاب های نورانی و ظلمانی برایمان ظهور می کند یعنی ما اسماء و صفات خداوند را متجلی در مخلوقات او می بینیم و تمام استقلالی را که در اندیشه باطل خودمان برای مخلوقات جدای از حق تعالی قائل بودیم از بین می رود.

البته این حقیقت الان هم ظهور دارد ولی ما انسان ها از شهود آن غافل می باشیم و در قیامت فقط پرده غفلت از پیش چشم قلب ما کنار می رود. در انتهای مبحث حجاب های نورانی و ظلمانی به نوع دیگری از حجاب ظلمانی هم اشاره می کنیم که غیر از مخلوقات مادی است و دلبستگی و تعلق خاطر به کثرات و ماهیات است که بر اثر گناهان و اعمال بد آدمی همچون زنگاری بر قلب او می نشیند و نیروی ادراک او را از کار می اندازد. در سوره مطففین به این نوع از حجاب که نتیجه عملکرد غلط انسان ها می باشد اینگونه اشاره شده است:

کلا بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون

بر اساس قواعد تکوینی هر عملی که توسط انسان انجام می شود یک اثر وضعی بر روح و روان او می گذارد که انباشت این اثرها سرانجام همانند گرد و خاکی بر روی نیروی ادراک آدمی می نشیند و مانع تشخیص صحیح او می شود و این کار تا جایی ادامه پیدا می کند که شخص گناهکار قادر به تشخیص خوب یا بد چیزهایی که از دید دیگران بدیهی می باشد هم نیست.

طبیعی است که شخصی که قصد کنار زدن حجاب های نورانی و ظلمانی را دارد ابتدا باید این زنگار را از روی قلب و قوه ادراک خود بردارد تا پس از آن بتواند حجاب های نورانی و ظلمانی را کنار بزند. در واقع علت اینکه بیشتر انسان ها حجاب های نورانی و ظلمانی را کنار نمی زنند این است که اصلا به فکر کنار زدن حجاب ها نمی افتند و علت اینکه چنین فکری حتی به ذهن آنها هم خطور نمی کند همان حجاب و گرد و غباری است که بر اثر اعمال غلط نیروی ادراک آنها را از کار انداخته است لذا همیشه در حجاب های نفسانی خودشان می مانند و هیچ گاه حجاب های نورانی و ظلمانی بیرون از اندیشه خودشان را کنار نخواهند زد.

امام راحل(رضوان الله علیه)در پایان این مصباح و پس از ذکر حدیث نبوی ذکر شده مبنی بر حجاب های نورانی و ظلمانی اشاره می فرمایند که در این مبحث اسراری می باشد که مجال و یا اجازه بیان آنها نیست.

بخوانید ::   وحدت وجود از زبان امام صادق (ع)
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *