حضور خدا

حضور خدا

حضور خدا

حضور خدا در همه جا از نگرش عرفانی چگونه تحلیل می شود؟ پاسخ این پرسش را در نوشتار زیر تبیین می کنیم و در ضمن توضیحاتمان از نصوص دینی کمک خواهیم گرفت.

در این مصباح توضیح داده می شود که هر مرتبه از وجود احکام خاص خودش را دارد و خداوند با اینکه در تمام مراتب حاضر است ولی از صفات آنها مبراست‌. پس حضور خدا به هیچ وجه به معنای محدود شدن او در چیزی که در آن حاضر است، نمی باشد.

حضور خدا در هویت غیبیه و احدیت ذاتی:

درباره مبحث حضور خدا در همه عوالم وجودی ابتدا یادآور می شویم که هرگاه در نصوص دینی و احادیث معصومین(ع) دیدیم که خداوند از داشتن صفات و موصوف شدن به ویژگی ها مبرا و منزه دانسته شده است،باید بدانیم که یا مربوط به مرتبه هویت غیبیه وجود است که از عوالم امکانی فراتر است و یا مربوط به مرتبه احدیت ذاتی است که هنوز هیچ اسم و صفتی در آن ظهور نکرده است و صرفا یک تعین وجودی صرف و بسیط و یک دست و خالی از هرگونه شکن و وصفی را در نظر گرفته ایم؛ پس حضور خدا در هویت غیبیه و نیز در مرتبه احدیت ذاتی همان وجود اوست چون هنوز هیچ شکنی ظهور نکرده است که خداوند در آن حاضر باشد.امام رضا(ع)در کتاب عیون اخبار الرضا از مرتبه احدیت ذاتی اینگونه یاد می فرمایند:

نظام التوحید نفی الصفات عنه

یعنی قاعده و اساس شکل گیری توحید خداوند نفی هر گونه صفت از آن ذات مقدس می باشد.پس چون هیچ صفت و شکنی در آن مرتبه از وجود ظاهر نشده است حضور خدا عین همان وجود او می باشد که نزد خودش حاضر است بلکه بین خدا و حضور خدا هیچ دوگانگی و تمایزی نیست و عینیت کامل برقرار است.مولای عارفان علی(ع)نیز در کتاب شریف نهج البلاغه مرتبه احدیت ذاتی وجود را با این عبارت  معرفی می کنند:

کمال الاخلاص له نفی الصفات عنه

نکته مهم اینجاست که حضور خدا در هویت غیبیه وجود در واقع همان وجود است، به بیان دیگر وجود همان حضور نزد خودش می باشد ولی هنگامی که این حضور بخواهد در یک مصداق جلوه گر شود ابتدا در یک تعین نامحدود به نام احدیت ذاتی نمود پیدا می کند که در قلمرو این تعین نامحدود هیچ تعین دیگری نیست؛ این در حالی است که هویت غیبیه همین تعین را هم نداشت.

حضور خدا در عالم اسمای حسنی:

اما هر گاه در قرآن و نصوص دینی و روایات اهل بیت(ع) مشاهده کردیم که خداوند به اوصاف و ویژگی هایی یاد شده است و دارای اسمای حسنایی می باشد مربوط به مرتبه واحدیت وجود حق تعالی می باشد که صفات و اسماء در آن مرتبه ظهور می کنند. طبق قاعده حضور خدا در همه جا ، در مرتبه واحدیت یا همان مرتبه اسماء و صفات، وجود حق تعالی در بین تمام اسمای حسنی و صفات علیا حضور دارد و از درون و بیرون تمامی اسمای حسنی را فرا گرفته و به همه آنها احاطه دارد و تمامی اسمای حسنی مندک در آن وجود مقدس می باشند و از ظهورات آن حقیقت نورانی هستند پس او در تمامی اسمای حسنایش حاضر است هرچند در هر کدام از اسمای حسنی فقط بخشی از صفات خودش را ظهور می دهد.

در انتهای بسیاری از آیات قرآن کریم که عباراتی مثل “غفور رحیم”و”علیم حکیم”و…ذکر می شود تماما مربوط به همین مرتبه یعنی واحدیت است و عبارات “هو الغفور الرحیم” و “هو العلیم الحکیم” بیان می کند که اسمای حسنای مثل غفور و رحیم و علیم و حکیم همگی نهایتا مندک در هویت غیبیه(=هو) می شوند پس حقیقت محضه وجود سراپای آنها را فرا گرفته است و حضور خدا در تک تک اسمای حسنایش قطعی و مسلم است. البته صورت علمی مخلوقات نیز تحت اشراف اسمای حسنی در همان مرتبه واحدیت ظهور می کند و بر همین مبنایی که درباره اسمای حسنی توضیح داده شد حضور خدا در صورت علمی مخلوقات هم مسلم و قطعی می باشد.

حضور خدا در بین مخلوقات:

اما در مرتبه پس از واحدیت درحیطه پهناور و نامحدود وجود لایتناهی نوبت به ظهور مخلوقات و اشیایی می رسد که در عالم خارجی مشاهده می کنیم.روشن است که مخلوقات دارای اسمای حسنی نیستند بلکه اسمای غیر حسنی مخصوص آنهاست که سراپا نقص است مثل عاجز که به قدرت پروردگار خود محتاجند و مثل فقیر که به غنای خداوند محتاجند و در یک کلام تمام ماهیات برای حضور در عالم خارجی به وجود نیاز دارند پس حضور خدا که همان وجود لایتناهی است در تک تک مخلوقات عالم خارجی هم اثبات می شود. در واقع حضور مخلوقات در پهنه آفرینش به طفیلی حضور خدا رخ می دهد چون جدای از حقیقت وجود همه شکن ها و مخلوقات معدوم می شوند.

نکته اینجاست که همان اسمای غیر حسنای مخلوقات که سراسر عجز و فقر و نقائص عدمی است به طفیلی تجلی اسمای حسنای وجود در کالبد ماهیات ظهور می کند لذا در دعای کمیل می خوانیم که اسمای حسنای خدا سراسر مخلوقات را پر کرده است پس اگر اسمای حسنی در مخلوقات تجلی نکنند حتی همان نقص ها و اسم های غیر حسنای ماهیات نیز برای ما نمودی نمی کند و در یک کلام حضور خدا سبب حضور مخلوقات در عالم خارجی می شود و خداوند با تمام اسمای حسنایش در تک تک مخلوقات حضور دارد هرچند فقط برخی از اسمای حسنای خود را در یک مخلوق به نمایش می گذارد:

و باسمائک التی ملات ارکان کل شیء

پس نقص هایی که در مخلوقات می بینیم هرچند به طفیلی وجود برایمان ظاهر می شود ولی مربوط به ماهیات خود آنهاست اما هر کمالی را که در مخلوقات مشاهده می کنیم مربوط به وجود و اسمای حسنای آن است چرا که هیچ مخلوقی از خود هیچ کمالی ندارد. پس باز هم طبق قاعده حضور خدا در همه جا ، حق تعالی در سرتاسر کالبد مخلوقاتش حاضر و ناظر است و از خود آنها به آنها نزدیکتر است و شاهد و مراقب آنهاست چون همه مخلوقات مندک در آن وجود قیومی هستند و اوست که دم به دم آنها را ظهور می دهد. در واقع حضور خدا از درون و بیرون تمام ماهیات و مخلوقات را فرا گرفته است و همه آنها غرقه در وجود مقدس خداوند هستند، البته بیشتر انسان ها به دلیل گرفتار شدن در حجاب های نفسانی و مشغول شدن به حدیث نفس متوجه حضور خدا نیستند و چه بسا برخی از آنها حتی حضور خدا را انکار کنند در حالی که آن حقیقت مقدس تمام کائنات را فرا گرفته است و از خودِ ما به ما نزدیکتر است.

نکته قابل ذکر این است که در همین مرتبه مخلوقات مشاهده می شود که گاهی خداوند حتی خودش را به همین اسمای غیر حسنی که مخصوص مخلوقات است نیز وصف می کند مثل قرض گرفتن و یاری خواستن خداوند از بندگان که در قرآن به آن اشاره شده است که اینها همه از شدت حضور خدا در سرتاسر کالبد مخلوقات نشئت می گیرد.

روشن است که خداوند در مرتبه ذات خود هیچ کدام از این صفات نقص را ندارد ولی از آنجاییکه در مرتبه پس از هویت غیبیه و ذات احدیت و همچنین واحدیت یعنی وقتی نوبت به مرتبه ظهور مخلوقات در عالم خارجی می رسد تمامی اشیای عالم مثل مراتب قبلی مندک در حضور خدا که همان وجود لایتناهی است، می باشند و از خود و برای خود هیچ ندارند و در واقع این خداوند است که وجود و صفات و کمالاتش را در آنها به نمایش میگذارد، پس چون سرتاپای مخلوقاتش را پر کرده است حتی صفات نقص آنها را هم گاهی به نحو مجازی به خودش نسبت می دهد چون بر اساس قاعده حضور خدا ، وجود حق تعالی سرتاپای تمام ماهیات را پر کرده است و همه مخلوقات مندک و فانی در او می باشند.

پس اینها همه از حقیقت حضور خدا در همه جا نشئت می گیرد چون حقیقت لایتناهی وجود آنقدر گسترده است که تمام مراتبی را که ما در عالم امکان می بینیم و چیزهایی که فراتر از آن می باشد و ما علمی به آنها نداریم، همه و همه را در برگرفته است و با این حال به هیچ کدام از آنها محدود نمی شود و باز از تمامی آنها هم فراتر است.

البته با توضیحاتی که در بالا بیان شد دانستیم که منظورمان از عبارت “حضور خدا در همه جا” فقط این نیست که خداوند فقط همه مکان ها را پر کرده است بلکه منظور این است که خداوند همه مراتب وجودی را هم پر کرده است به بیان دیگر وجود لایتناهی حق تعالی از هویت غیبیه و ذات احدیت تا مرتبه واحدیت و نیز تمامی مراتب عالم خلقت را پر کرده است و هیچ جا از وجود او خالی نیست بلکه تمامی چیزها به طفیلی تکیه بر وجود او سرپا هستند وگرنه هیچ اسم و صفتی و نیز هیچ مخلوقی ظهور نمی کرد چون همه اینها از تجلیات او هستند و قیام شان به خداوند است. در دعای عرشی جوشن کبیر می خوانیم:

یا من کل شیء قائم به

یعنی ای کسی که هر چیزی با تکیه بر او ایستاده است که این عبارت از دعا نشان می دهد که حضور و قیام مخلوقات در عالم امکان به طفیلی حضور خدا رخ می دهد و نیز در سوره فاطر می خوانیم که فقط خداوند است که آسمانها و زمین را سرپا نگه داشته است و غیر او هیچ کسی نمی تواند این کار را انجام دهد:

ان الله یمسک السماوات و الارض ان تزولا و لئن زالتا ان امسکهما من احد من بعده انه کان حلیما غفورا

حضور خدا در همه جا سبب ظهور ماهیات و کائنات در جای جای عالم خلقت می باشد چرا که اگر جایی را از حضورِ وجود خالی فرض کنیم دیگر هیچ ماهیتی در آنجا ظهور نخواهد کرد.

پس حضور خدا در همه جا باعث ظهور مخلوقات است در نتیجه هر جا مخلوقی باشد حضور خدا هم هست و به بیان دقیق تر هر جا شکنی باشد حضور خدا هم هست چون واژه”شکن” هم شامل مخلوقات و ماهیات می شود و هم اسمای حسنی را شامل می شود و البته از آنجاییکه تمام مراتب پایینی وجود به طفیلی حضور مرتبه بالاتر از خودشان ظهور می کنند و نهایتا تمام مراتب وجودی به طفیلی حضور حقیقت وجود یا همان هویت غیبیه ظهور می کنند پس حضور خدا در کنار ما مخلوقات نهایتا در حضور خدا برای خودش در ذات غیبیه وجود فانی می شود،روی همین حساب قرآن کریم با واژه”هو” به حضور هویت غیبیه در کنار ما مخلوقات اشاره می کند:

و هو معکم اینما کنتم

البته ناگفته نماند که هر چند به دلیل مندک شدن همه مخلوقات و تمام شکن های وجودی در هویت غیبیه طبق عبارت قرآنی ذکر شده هویت غیبیه در کنار همه ما حاضر است ولی ما در کنار او حاضر نیستیم چون حضور حقیقت وجود را فقط در مراتب وجودی یا شکن های درون آن مراتب شهود می کنیم پس به حقیقت هویت غیبیه هیچ راهی نداریم و در نتیجه هیچ گاه حضور آن را هم ادراک نخواهیم کرد اما وقتی پس از هویت غیبیه، حضور خدا در مرتبه احدیت ذاتی به صورت یک تعین نامحدود جلوه می کند و سپس در مرتبه واحدیت به صورت حضور خدا در بین اسمای حسنی تبلور می یابد در مراتب بعدی وقتی نوبت به ظهور مخلوقات در عالم خارجی می رسد ما حضور وجود را در کائنات و ماهیات شهود می کنیم پس در همین مرتبه خلقت است که ما حضور خدا را در می یابیم.

البته در همین عالم خلقت هم هر کسی فقط به اندازه گستره جانش حضور خدا را شهود می کند و نه بیشتر.

نکته آخر اینکه حضور خدا در جای جای خلقت سبب می شود که او قدرت خودش را در مخلوقات که همان تجلیات او هستند به نمایش بگذارد و نیز به تمام رخدادهای عالم آفرینش علم حضوری داشته باشد؛ به آیه زیر از سوره انعام توجه بفرمایید:

و هو الله فی السماوات و فی الارض یعلم سرکم و جهرکم و یعلم ما تکسبون

آیه فوق حضور خدا را ابتدا با واژه”هو” توضیح می دهد چرا که دانستیم حضور خدا در تمام مراتب وجودی نهایتا در هویت غیبیه که عین حضور و ثبات است فانی می شود اما پس از گذر از اولین مرتبه وجودی که تحت اشراف هویت غیبیه به نام احدیت ذاتی جلوه می کند نوبت به عالم اسمای حسنی می رسد که نخستین اسمی که در این عالم متجلی می شود اسم اعظم”الله” است؛ از آنجاییکه اسم اعظم”الله” بقیه اسمای حسنی را در قلمرو خودش ظهور می دهد پس در تمام اسمای حسنی حضور دارد و نیز از آنجاییکه عوالم آفرینش و مخلوقات هم تحت اشراف همان اسمای حسنی پدیدار می شوند پس اسم”الله” در تمامی مخلوقات مثل آسمانها و زمین حاضر است کمااینکه آیه ذکر شده از سوره انعام به حضور خدا در بین مخلوقات اشاره می کند. در واقع مخلوقات مندک در خداوند هستند پس به طفیلی حضور خدا در عالم حاضر می شوند و از نتایج حضور خدا در سرتاپای مخلوقات این است که خداوند علاوه بر اعمال آشکار آنها تمام پنهان کاری های آنها را نیز با علم حضوری می داند چون همه کارها در قلمرو وجودی خداوند و به طفیلی حضور خدا انجام می گیرد که این نکته مهم نیز در ادامه آیه ذکر شده از سوره انعام بیان شده است.

حضور خدا آنچنان همه جا را پر کرده است و آنچنان مخلوقات در حضور خدا فانی می باشند که خداوند متعال به خطورات ذهنی ما بهتر و بیشتر از خودِ ما علم دارد. در واقع علم ما به جان خودمان به طفیلی غرقه بودن در علم خداوند صورت می گیرد. پس حضور خدا در بین مخلوقات نه تنها منجر به علم حضوری او نسبت ما می شود بلکه سبب می شود که خودِ ما نیز به خودمان علم حضوری پیدا کنیم. امام صادق(ع) در کتاب تحف العقول این نکته را بدین صورت بیان می فرمایند:

و تعرف نفسک به و لاتعرف نفسک بنفسک من نفسک

مولانا امام جعفر صادق(ع) در عبارت فوق تصریح می فرمایند که ما حتی جان خودمان را به طفیلی حضور خدا می شناسیم و به وسیله خودمان و از طریق خودمان نمی شناسیم.

در واقع اگر مخلوقات را از حضور خدا جدا فرض کنیم نه تنها به خودشان علم و آگاهی پیدا نمی کنند بلکه معدوم می شوند چون ظهور تمام ماهیات در پهنه خلقت به طفیلی حضور وجود لایتناهی رخ می دهد و هیچ کس در هیچ کاری به اندازه سر سوزنی مستقل از خداوند نیست و چه بداند یا نداند همیشه در ذات و صفات و افعالش محتاج خداوند است.

از حضور خدا و همراهی او با مخلوقات در علم عرفان نظری با عبارت “معیت قیومیه” یاد می شود که در شرح همین کتاب مصباح الهدایه در بخشی با همین عنوان توضیح داده شد. معیت قیومیه یعنی حضور خدا در عالم خلقت سبب می شود که ماهیات و مخلوقات هم سراپا بمانند و قیام داشته باشند چون بدون حضور خدا همه چیز از بین خواهد رفت.

بخوانید ::   فیض اقدس
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *