حضور خدا

0
106
حضور همه جایی خداوند

حضور خدا

حضور خدا

حضور خدا در همه مراتب وحدت وجود از نگرش عرفانی چگونه تحلیل می شود؟ پاسخ این پرسش را در نوشتار زیر تبیین می کنیم و در ضمن توضیحاتمان از نصوص دینی کمک خواهیم گرفت.

در این مصباح توضیح داده می شود که هر مرتبه از وجود احکام خاص خودش را دارد و خداوند با اینکه در تمام مراتب حاضر است ولی از صفات و احکام آن مراتب منزه و مبراست‌. پس حضور خدا به هیچ وجه به معنای محدود شدن او در چیزی که در آن حاضر است، نمی باشد.

تبیین حضور خدا در هویت غیبیه و احدیت ذاتی:

درباره مبحث حضور خدا در همه عوالم وجودی ابتدا یادآور می شویم که هرگاه در نصوص دینی و احادیث معصومین(ع) دیدیم که خداوند از داشتن صفات و موصوف شدن به ویژگی ها مبرا و منزه دانسته شده است،باید بدانیم که یا مربوط به مرتبه هویت غیبیه وجود است که از تمام مراتب وجودی فراتر است و یا مربوط به اولین مرتبه از وجود یعنی احدیت ذاتی است که هنوز هیچ اسم و صفتی در آن ظهور نکرده است و صرفا یک تعین وجودی صرف و بسیط و یک دست و لایتناهی و خالی از هرگونه شکن و وصفی را در نظر گرفته ایم؛ پس حضور خدا در هویت غیبیه عین همان وجود اوست در واقع چون هویت غیبیه همان حقیقت وجود است ، حقیقت حضور هم می باش  اما وقتی این حضور به صورت یک تعین برای وجود لحاظ شود یعنی وجود لایتناهی را با تعین نامحدودی به نام حضور برای خودش لحاظ کنیم احدیت ذاتی پیش می آید که نخستین مرتبه وجودی می باشد؛ پس در هویت غیبیه هم هرچند خود وجود عین حضور است ولی حضور وجود برای خودش را لحاظ نمی کردیم اما در احدیت ذاتی حضور وجود را برای خودش در نظر گرفتیم که به صورت یک تعین لایتناهی می باشد که نزد خودش حاضر است اما در این تعین لایتناهی که همان احدیت ذاتی می باشد هنوز هیچ شکنی ظهور نکرده است که خداوند در آن حاضر باشد پس حضور او فقط برای خودش می باشد.امام رضا(ع)در کتاب عیون اخبار الرضا از مرتبه احدیت ذاتی اینگونه یاد می فرمایند:

نظام التوحید نفی الصفات عنه

یعنی قاعده و اساس شکل گیری توحید خداوند نفی هر گونه صفت از آن ذات مقدس می باشد.پس چون هیچ صفت و شکنی در آن مرتبه از وجود ظاهر نشده است حضور خدا فقط برای خودش می باشد که همان حضور ذات برای ذات است.مولای عارفان امام علی(ع)نیز در کتاب شریف نهج البلاغه مرتبه احدیت ذاتی وجود را با این عبارت  معرفی می کنند:

کمال الاخلاص له نفی الصفات عنه

نکته مهم اینجاست که حضور خدا در هویت غیبیه وجود در واقع همان وجود است، به بیان دیگر وجود همان حضور می باشد ولی هنگامی که این حضور بخواهد در یک مصداق جلوه گر شود یعنی حضور وجود برای خودش را در نظر بگیریم در یک تعین نامحدود به نام احدیت ذاتی نمود پیدا می کند که در قلمرو این تعین نامحدود هیچ تعین دیگری نیست؛ این در حالی است که هویت غیبیه همین تعین را هم نداشت و چون هیچ تعینی ندارد با تعینات و مراتب وجودی هیچ نسبتی ندارد و تمام شکن های وجودی نسبت به هویت غیبیه معدوم می گردند اما احدیت ذاتی به عنوان نخستین مرتبه از مراتب وجود به عنوان سرچشمه حضور شناخته می شود چون در قلمرو تمامی مراتب پایین تر از خودش حاضر است و آنها را غرقه در خود کرده است.

تبیین حضور خدا در مرتبه واحدیت:

اما هر گاه در قرآن و نصوص دینی و روایات اهل بیت(ع) مشاهده کردیم که خداوند به اوصاف و ویژگی هایی یاد شده است و دارای اسمای حسنایی می باشد مربوط به مرتبه واحدیت وجود حق تعالی می باشد که صفات و اسماء در آن مرتبه ظهور می کنند. طبق قاعده حضور خدا در همه جا ، در مرتبه واحدیت یا همان مرتبه اسماء و صفات، احدیت ذاتی حق تعالی در بین تمامی اسمای حسنی و صفات علیا حضور دارد و از درون و بیرون تمامی اسمای حسنی را فرا گرفته و به همه آنها احاطه قیومی دارد پس تمامی اسمای حسنی مندک در حضور احدیت ذاتی می باشند و از ظهورات آن حقیقت نورانی هستند و غرقه در او شده اند پس احدیت خداوند در تمامی اسمای حسنایش حاضر است هرچند در هر کدام از اسمای حسنی فقط تعداد محدودی از صفات نهفته خودش را ظهور می دهد و آشکار می سازد.

در انتهای بسیاری از آیات قرآن کریم که عباراتی مثل “غفور رحیم”و”علیم حکیم”و…ذکر می شود تماما مربوط به مرتبه واحدیت است چون اسمای حسنی در همین مرتبه از وجود لایتناهی ظهور می کند اما عبارات “هو الغفور الرحیم” و “هو العلیم الحکیم” بیان می کند که اسمای حسنای خداوند مثل غفور و رحیم و علیم و حکیم همگی در مرتبه بالاتر از واحدیت یعنی احدیت که سرچشمه حضور است، فانی می شوند و نهایتا در هویت غیبیه وجود که همان حقیقت حضور است و در عبارات قرآنی ذکر شده از آن با واژه”هو” یاد شده بود مندک و متلاشی می گردند؛ اما از آنجاییکه هویت غیبیه نسبتی با مراتب وجودی ندارد حضور خدا در تک تک اسمای حسنایش از سرچشمه حضور یعنی احدیت ذاتی نشئت می گیرد(نه از هویت غیبیه).

نکته بعد اینکه صورت علمی مخلوقات نیز تحت اشراف اسمای حسنی در همان مرتبه واحدیت ظهور می کند پس صورت علمی مخلوقات نزد اسمای حسنی حاضر است و از آنجاییکه اسمای حسنی نیز در سرچشمه حضور یعنی احدیت ذاتی فانی می باشد صورت علمی مخلوقات هم در احدیت خداوند فانی می شوند و این یعنی حضور خدا در صورت علمی مخلوقات هم مسلم و قطعی می باشد.

اجمال مطالبی که تا اینجا درباره حضور خدا گفته شد بدین صورت شد که هویت غیبیه همان حقیقت حضور و حقیقت وجود است اما در احدیت ذاتی این حضور را برای خود وجود در نظر می گیریم که به صورت یک تعین لایتناهی و نامحدود جلوه می کند که هیچ تعینی در قلمرو خودِ او نیست و نام آن را حضور ذات برای ذات می گذاریم،سپس در مرتبه واحدیت اسمای حسنی و صورت علمی مخلوقات ظهور می کند که از آنجاییکه همه آنها فانی در احدیت ذاتی می باشند نام این مرتبه را حضور ذات در اسمای حسنی و نیز حضور ذات در صورت های علمی مخلوقات می گذاریم.

تبیین حضور خدا در عالم خلقت:

پس از واحدیت در مراتب پهناور و نامحدودِ تحت اشراف احدیت ذاتی نوبت به ظهور مخلوقات و اشیایی می رسد که در عالم خارجی مشاهده می کنیم.روشن است که مخلوقات دارای اسمای حسنی نیستند بلکه اسمای غیر حسنی مخصوص آنهاست که سراپا نقص است مثل عاجز که به قدرت پروردگار خود محتاجند و مثل فقیر که به غنای خداوند محتاجند و در یک کلام تمام ماهیات برای حضور در عالم خارجی به وجود نیاز دارند پس حضور خدا که همان وجود لایتناهی است در تک تک مخلوقات عالم خارجی هم اثبات می شود. در واقع حضور مخلوقات در پهنه آفرینش به طفیلی حضور خدا رخ می دهد چون جدای از حقیقت وجود همه شکن ها و مخلوقات معدوم می شوند.

نکته اینجاست که همان اسمای غیر حسنای مخلوقات که سراسر عجز و فقر و نقائص عدمی است به طفیلی تجلی اسمای حسنی و کمالات وجودی خداوند در کالبد ماهیات ظهور می کند لذا در دعای کمیل می خوانیم که اسمای حسنای خدا سراسر مخلوقات را پر کرده است پس اگر اسمای حسنی و کمالات وجودی در مخلوقات تجلی نکنند حتی همان نقص ها و اسم های غیر حسنای ماهیات نیز برای ما نمودی نمی کند و در یک کلام هیچ مخلوقی در عالم خارجی ظهور نمی کند پس حضور خدا سبب حضور مخلوقات در عالم خارجی می شود و خداوند با تمام اسمای حسنایش در تک تک مخلوقاتش حضور دارد هرچند فقط برخی از اسمای حسنای خود را در یک مخلوق به نمایش می گذارد:

و باسمائک التی ملات ارکان کل شیء

پس نقص هایی که در مخلوقات می بینیم هرچند به طفیلی وجود برایمان ظاهر می شود ولی مربوط به وجود نیست بلکه مربوط به ماهیت خود آنهاست اما هر کمالی را که در مخلوقات مشاهده می کنیم مربوط به وجود و اسمای حسنای آن است چرا که هیچ مخلوقی از خود هیچ کمالی ندارد. پس باز هم طبق قاعده حضور خدا در همه جا ، حق تعالی در سرتاسر کالبد مخلوقاتش حاضر و ناظر است و از خود آنها به آنها نزدیکتر است و شاهد و مراقب آنهاست چون همه مخلوقات مندک در آن وجود قیومی هستند و اوست که دم به دم آنها را ظهور می دهد. در واقع حضور خدا از درون و بیرون تمام ماهیات و مخلوقات را فرا گرفته است و همه آنها غرقه در وجود مقدس خداوند هستند، البته بیشتر انسان ها به دلیل گرفتار شدن در حجاب های نفسانی و مشغول شدن به حدیث نفس متوجه حضور خدا نیستند و چه بسا برخی از آنها حتی حضور خدا را انکار هم بکنند در حالی که آن حقیقت مقدس تمام کائنات را فرا گرفته است و از خودِ ما به ما نزدیکتر است.

نکته قابل ذکر این است که در همین مرتبه مخلوقات مشاهده می شود که گاهی خداوند حتی خودش را به همین اسمای غیر حسنی که مخصوص مخلوقات است نیز وصف می کند مثل قرض گرفتن و یاری خواستن خداوند از بندگان که در قرآن به آن اشاره شده است که اینها همه از شدت حضور خدا در سرتاسر کالبد مخلوقات نشئت می گیرد که در برخی موارد صفات نقص آنها را به نحو مجازی به خودش نسبت می دهد.

روشن است که خداوند در مرتبه ذات احدیت خود هیچ کدام از این صفات نقص را ندارد و پس از ذات احدیت یعنی در مرتبه واحدیت نیز ابتدا کمالات وجودی یعنی اسمای حسنی ظهور می کنند اما وقتی نوبت به مراتب بعدی یعنی ظهور مخلوقات در عالم خارجی می رسد تمامی اشیای عالم مثل مراتب قبلی مندک در حضور خدا در مرتبه قبل از خودشان می باشند و از خود و برای خود هیچ ندارند و در واقع این خداوند است که وجود و صفات و کمالاتش را در آنها به نمایش می گذارد و مخلوقات سر تا پا غرقه در حضور آن وجود مقدس می باشند پس حضور خدا سرتاپای مخلوقاتش را پر کرده است و بر اثر شدت این حضور گاهی حتی صفات نقص مخلوقاتش را هم به نحو مجازی به خودش نسبت می دهد چون بر اساس قاعده حضور خدا ، وجود حق تعالی سرتاپای تمام ماهیات را پر کرده است و همه مخلوقات مندک و فانی در او می باشند.

پس اینها همه از حقیقت حضور خدا در همه جا نشئت می گیرد چون حقیقت لایتناهی وجود آنقدر گسترده است که تمام مراتبی را که ما در عالم امکان می بینیم و نیز چیزهایی که فراتر از آن می باشد و ما علمی به آنها نداریم، همه و همه را در برگرفته است و با این حال به هیچ کدام از آنها محدود نمی شود و باز از تمامی آنها هم فراتر است.

البته با توضیحاتی که در بالا بیان شد دانستیم که منظورمان از عبارت “حضور خدا در همه جا” فقط این نیست که خداوند فقط همه مکان ها را پر کرده است بلکه منظور این است که خداوند همه مراتب وجودی را هم پر کرده است به بیان دیگر وجود لایتناهی حق تعالی از هویت غیبیه که همان حقیقت حضور است و ذات احدیت که همان سرچشمه حضور است تا مرتبه واحدیت و نیز تمامی مراتب عالم خلقت را پر کرده است و هیچ جا از وجود او خالی نیست بلکه تمامی چیزها به طفیلی حضورِ وجود او سرپا هستند وگرنه هیچ اسم و صفتی و نیز هیچ مخلوقی ظهور نمی کرد چون همه اینها از تجلیات او هستند و قیام شان به خداوند است و در حضور او غرقه می باشند. در دعای عرشی جوشن کبیر می خوانیم:

یا من کل شیء قائم به

یعنی ای کسی که هر چیزی با تکیه بر او ایستاده است که این عبارت از دعا نشان می دهد که حضور و قیام مخلوقات در عالم امکان به طفیلی حضور خدا رخ می دهد و نیز در سوره فاطر می خوانیم که فقط خداوند است که آسمانها و زمین را سرپا نگه داشته است و غیر او هیچ کسی نمی تواند این کار را انجام دهد:

ان الله یمسک السماوات و الارض ان تزولا و لئن زالتا ان امسکهما من احد من بعده انه کان حلیما غفورا

پس حضور خدا در عالم آفرینش سبب حضور مخلوقات و کائنات در جای جای عالم خلقت می باشد چرا که اگر جایی را از حضورِ وجود خالی فرض کنیم دیگر هیچ ماهیتی در آنجا ظهور نخواهد کرد.

پس حضور خدا در همه جا باعث ظهور مخلوقات است در نتیجه هر جا مخلوقی باشد حضور خدا هم هست و به بیان دقیق تر هر جا شکنی باشد حضور خدا هم هست چون واژه”شکن” هم شامل مخلوقات و ماهیات می شود و هم اسمای حسنی را شامل می شود و البته از آنجاییکه تمام مراتب پایینی وجود به طفیلی حضور مرتبه بالاتر از خودشان ظهور می کنند و نهایتا تمام مراتب وجودی به طفیلی حضور خدا برای خودش در مرتبه احدیت ذاتی ظهور می کنند پس حضور خدا در کنار ما مخلوقات نهایتا در حضور خدا برای خودش در احدیت ذاتی فانی می شود پس نتیجه می گیریم که احدیت ذاتی سرچشمه حضور در مراتب پایین تر است،البته از آنجاییکه احدیت ذاتی نیز در حقیقت حضور یعنی هویت غیبیه مستهلک و متلاشی می گردد قرآن کریم حضور خدا در کنار ما مخلوقات را با واژه”هو” به هویت غیبیه یعنی همان حقیقت حضور هم نسبت می دهد:

و هو معکم اینما کنتم

البته ناگفته نماند که هر چند به دلیل مندک شدن همه مخلوقات و تمام شکن های وجودی در هویت غیبیه طبق عبارت قرآنی ذکر شده هویت غیبیه در کنار همه ما حاضر است ولی ما در کنار او حاضر نیستیم چون حضور حقیقت وجود را فقط در مراتب وجودی یا شکن های درون آن مراتب شهود می کنیم پس به حقیقت هویت غیبیه هیچ راهی نداریم و در نتیجه هیچ گاه حضور آن را هم ادراک نخواهیم کرد اما وقتی پس از هویت غیبیه، حضور خدا برای خودش در مرتبه احدیت ذاتی به صورت یک تعین نامحدود جلوه می کند و سپس حضور خدا در کمالات وجودی و معلومات خودش در مرتبه واحدیت به صورت اسمای حسنی و صورت علمی مخلوقات تبلور می یابد در مراتب بعدی وقتی نوبت به ظهور مخلوقات در عالم خارجی می رسد ما حضور وجود را در کائنات و ماهیات شهود می کنیم پس در همین مرتبه خلقت است که ما حضور خدا را در می یابیم.

البته در همین عالم خلقت هم هر کسی فقط به اندازه گستره جانش حضور خدا را شهود می کند و نه بیشتر.

نکته آخر اینکه حضور خدا در جای جای خلقت سبب می شود که او قدرت خودش را در مخلوقات که همان تجلیات او هستند به نمایش بگذارد و نیز به تمام رخدادهای عالم آفرینش علم حضوری داشته باشد؛ به آیه زیر از سوره انعام توجه بفرمایید:

و هو الله فی السماوات و فی الارض یعلم سرکم و جهرکم و یعلم ما تکسبون

آیه فوق حضور خدا را ابتدا با واژه”هو” توضیح می دهد چرا که دانستیم حضور خدا در تمام مراتب وجودی نهایتا در هویت غیبیه که همان حقیقت حضور و ثبات است فانی می شود اما پس از گذر از اولین مرتبه وجودی که تحت اشراف هویت غیبیه به نام احدیت ذاتی جلوه می کند نوبت به عالم اسمای حسنی می رسد که نخستین اسمی که در این عالم متجلی می شود اسم اعظم”الله” است؛ از آنجاییکه اسم اعظم”الله” بقیه اسمای حسنی را در قلمرو خودش ظهور می دهد پس در تمام اسمای حسنی حضور دارد و نیز از آنجاییکه عوالم آفرینش و مخلوقات هم تحت اشراف همان اسمای حسنی پدیدار می شوند پس اسم”الله” در تمامی مخلوقات مثل آسمانها و زمین حاضر است کمااینکه آیه ذکر شده از سوره انعام به حضور خدا در بین مخلوقات اشاره می کند. در واقع مخلوقات مندک در خداوند هستند پس به طفیلی حضور اسم اعظم”الله” در عالم حضور می یابند و از نتایج حضور خدا در سرتاپای مخلوقات این است که خداوند علاوه بر اعمال آشکار آنها تمام پنهان کاری های آنها را نیز با علم حضوری می داند چون همه کارها در قلمرو حضور خداوند و به طفیلی حضور خدا انجام می گیرد که این نکته مهم نیز در ادامه آیه ذکر شده از سوره انعام بیان شده است.

حضور خدا آنچنان همه جا را پر کرده است و آنچنان مخلوقات در حضور خدا فانی می باشند که خداوند متعال به خطورات ذهنی ما بهتر و بیشتر از خودِ ما علم دارد. در واقع علم ما به جان خودمان به طفیلی غرقه بودن در علم خداوند صورت می گیرد. پس حضور خدا در بین مخلوقات نه تنها منجر به علم حضوری او نسبت ما می شود بلکه سبب می شود که خودِ ما نیز به خودمان علم حضوری پیدا کنیم. امام صادق(ع) در کتاب تحف العقول این نکته را بدین صورت بیان می فرمایند:

و تعرف نفسک به و لاتعرف نفسک بنفسک من نفسک

مولانا امام جعفر صادق(ع) در عبارت فوق تصریح می فرمایند که ما حتی جان خودمان را به طفیلی حضور خدا می شناسیم و به وسیله خودمان و از طریق خودمان نمی شناسیم.

در واقع اگر مخلوقات را از حضور خدا جدا فرض کنیم نه تنها به خودشان علم و آگاهی پیدا نمی کنند بلکه معدوم می شوند چون ظهور تمام ماهیات در پهنه خلقت به طفیلی حضور وجود لایتناهی رخ می دهد و هیچ کس در هیچ کاری به اندازه سر سوزنی مستقل از خداوند نیست و چه بداند یا نداند همیشه در ذات و صفات و افعالش محتاج خداوند است.

نکته آخر اینکه از نگرش دقیق قرآنی و عرفانی چون مخلوقات و اشیاء غرقه در حضور خدا هستند پس حضور آنها در گستره عالم آفرینش عینا همان حضور حق تعالی می باشد که دائما در مخلوقات متجلی می شود؛ به بیان دیگر یک حضور واحد و لایتناهی به نام خداوند، به صورت حضورهای کثیری به نام مخلوقات جلوه می کند کمااینکه در عالم اسمای حسنی نیز یک حضور واحد به صورت حضور کمالات خودش یعنی اسمای حسنی ظهور می کند. پس حاضرین در پیشگاه خداوند جدای از حضور خودِ خداوند نیستند بلکه مندک در حضور خدا هستند و اینطور نیست که مثل ما انسانها که نزد شخصی دیگر حاضر می شویم و یک واقعیت جدای از آن شخص هستیم حضور مخلوقات نزد خداوند نیز اینگونه باشد بلکه طبق قاعده وضع الفاظ برای ارواح معانی هرچند حضور ما مخلوقات سایه حضور خداوند است ولی در مبحث حضور خدا بایستی خداوند را از نقص های حضور خودمان در کنار کسی دیگر تنزیه کنیم چرا که هرچند ممکن است ما نزد شخصی دیگر حضور یابیم ولی این حضور یک حضور اعتباری است چون ذات نزد جان آن شخص حضور ندارد و صرفا جسم ما در مکانی نزدیک به او قرار گرفته است در حالی که حضور خدا در عالم خلقت یک حضور تکوینی(و نه اعتباری) می باشد و بر پایه احاطه حقیقی شکل می گیرد.

از حضور خدا و همراهی او با مخلوقات در علم عرفان نظری با عبارت “معیت قیومیه” یاد می شود که در شرح همین کتاب مصباح الهدایه در بخشی با همین عنوان توضیح داده شد. معیت قیومیه یعنی حضور خدا در عالم خلقت سبب می شود که ماهیات و مخلوقات هم سراپا بمانند و قیام داشته باشند چون بدون حضور خدا همه چیز از بین خواهد رفت. در واقع همان طور که حضور واحد خداوند به صورت حضور مخلوقات کثیر تجلی می کند، قیام واحد خداوند هم به صورت قیام و ایستادگی مخلوقات کثیر جلوه می کند. پس هنگامی که عالم خلقت را تماشا می کنیم در واقع حضور حق تعالی و قیام او در مرتبه عالم خارجی را شهود می کنیم که دم به دم به صورت مخلوقات پیش رویمان منعکس می شود.

بخوانید ::   استجابت دعا

پاسخ ترک

Please enter your comment!
Please enter your name here

*

code