– حضور کل شیء فی کل شیء

حضور کل شیء فی کل شیء

حضور کل شیء فی کل شیء

امام خوبی ها خمینی کبیر(قدس سره)در این مصباح به عقیده و ایمان خود مبنی بر قاعده حضور همه اسماء در اسمای دیگر اشاره می فرمایند و بنا بر این قاعده به قاعده دیگری مبنی بر ” حضور کل شیء فی کل شیء ” اشاره می کنند.

امام روح الله(ره) برخی از اسم ها را رب حقایق معنویه معرفی می کنند و برخی از اسم ها را رب و پروردگار حقایق ملکوتیه و برخی دیگر را رب حقایق مُلکیه می دانند که در این میان برخی از آن ها بر برخی دیگر با واسطه یا بی واسطه حکمرانی می کنند به این معنی که اسم های تحت اشراف اسم بالاتر چون از ظهورات آن اسم بالایی می باشند برای رساندن مخلوقات تحت سلطه خود به آن اسم بالاتر کار می کنند و یا به عبارت دیگر اسم های جامع تر و بالاتر تاثیرگذاری خود بر مخلوقات را از طریق ظهور در اسم های تحت سلطه خودشان انجام می دهند.

سپس امام خمینی (ره) بر مبنای قاعده حضور همه اسماء در اسمای دیگر و نیز این نکته که مخلوقات مظاهر همان اسمای حسنی هستند این نتیجه را بیان می کنند که تک تک مخلوقات و اشیاء هم در مخلوقات و اشیاء دیگر حاضر می باشند و برای اثبات صدق گفته خودشان به این حدیث نبوی اشاره می فرمایند:

ان الجنه حفت بالمکاره و النار حفت بالشهوات

حدیث فوق بر مبنای قاعده حضور کل شیء فی کل شیء اشاره می کند که در دل سختی ها راحتی بهشت قرار دارد و در دل شهوات و لذت های حرام عذاب و رنج جهنم می باشد.

می دانیم که بهشت و جهنم طبق نص روایات شیعه اثنی عشری همین الان هم حاضر هستند و حتی طبق روایات معراج، پیامبر اکرم(ص) در شب معراج از آنها دیدن کردند. پس بهشت یا جهنم چیزی نیست که صرفا در آینده رخ دهد و هم اکنون معدوم باشد بلکه در دل اعمال ما نهفته است و اگر چشم بصیرت کسی باز باشد در همین دنیا (البته به اندازه ای که ممکن است) حقیقت بهشت و دوزخ را شهود می کند.

در قیامت که پرده از حقیقت اعمال انسان ها برداشته می شود برخی اعمال لذت بخش به صورت آتش جلوه می کند و برخی اعمال سخت و طاقت فرسا به شکل نعمت های بهشتی متمثل می شود که همه اینها مبنی بر قاعده حضور کل شیء فی کل شیء است.

نکته مهم این است که در همین دنیا طبق قاعده حضور کل شیء فی کل شیء بهشت و جهنم در دل اعمال ما حضور دارد ولی ظهور آن بنا بر حکمت وجود لایتناهی در قیامت رخ می دهد.

پس هر چند همه چیز در همه چیز حضور دارد ولی واضح است که همه چیز در همه چیز ظهور ندارد. اگر انسان کاملی را در نظر بگیریم که واقعا نسبت به اسم اعظم”الله” که سراسر جان او را احاطه نموده هشیار می باشد چنین انسانی می تواند این قاعده را شهود کند و حتی به دیگران نیز نشان دهد. در واقع انسان کامل چون در اسم اعظم”الله” فانی است قاعده جامعیت اسمای حسنی بر یکدیگر را شهود می کند و بر اساس این قاعده تک تک اسمای حسنی را در بقیه اسمای حسنی خواهد دید آنگاه در مرحله بعدی سایه و تجلی همین قاعده یعنی حضور کل شیء فی کل شیء را نیز در عالم آفرینش شهود می کند.

برای مثال طبق نص قرآن و روایات آتش نمرود برای بت شکن بزرگ تاریخ حضرت ابراهیم خلیل الرحمان(علیه السلام) تبدیل به گلستان شد. این واقعه و امثال آن بر اساس قاعده تکوینی حضور کل شیء فی کل شیء می باشد که صد البته بر اساس حکمت متقن وجود لایتناهی در میان مخلوقاتش ظاهر می شود پس اینگونه نیست که بپنداریم همه چیز می تواند بیهوده و بدون هیچ حکمتی به ناگاه در چیز دیگری ظهور کند.

طبق حکمت حق تعالی در قیامت از دل اعمال بد انسان ها آتش ظهور می کند و از دل اعمال خوب آنها راحتی و آسایشی وصف ناپذیر جلوه گر می شود و بر اساس حکمت خداوند هیچ گاه در قیامت عکس این مطلب رخ نمی دهد.

البته برای ما انسانهای عادی که در حجاب هستیم این حقیقت در آینه عالم دنیا ظهور ندارد و در آخرت متجلی می گردد که در درون هر کدام از اعمال ما و مخلوقات چه چیزی نهفته بوده است. در واقع چون چشم بصیرت ما بسته است فقط وقتی متوجه قاعده حضور کل شیء فی کل شیء می شویم که مصداق های عینی این قاعده پیش رویمان ظهور هم کرده باشد.

قاعده حضور همه اسمای حسنی در اسمای حسنای دیگر بدین سبب بود که وجودی که با تجلی در یکی از صفاتش یک اسم را ظهور می دهد در همه اسمای دیگر نیز حضور دارد و چون همان وجود همه اسماء را در بردارد پس با حضور او در بین همه اسماء هر اسمی نیز در اسم دیگر حضور دارد هر چند ظهوری نداشته باشد.

خب بر اساس این نکته که مخلوقات عالم آفرینش نیز همان ظهور اسمای حسنای حق تعالی می باشند همین قاعده در بین مخلوقات نیز جریان می یابد یعنی به دلیل حاضر بودن وجود در سرتاپای همه ماهیات، همه مخلوقات نیز در یکدیگر حضور دارند هر چند ظهوری ندارند و این به دلیل آن است که وجودی که همه مخلوقات دیگر را ظهور می دهد در تک تک مخلوقات حاضر است پس هر زمان که اراده کند می تواند یکی از تجلیاتش را به خفا برده و تجلی دیگری را جایگزین آن کند. طبق نص قرآن کریم وجود حق تعالی همه کائنات را فراگرفته است و سر سوزنی از مخلوقات از قلمرو آن وجود مقدس بیرون نیست. پس ما همه در قبضه قدرت او هستیم و مندک و فانی در او می باشیم(چه بدانیم و چه ندانیم). در این رابطه به یکی از آیات قرآنی اشاره می کنیم:

له ما فی السماوات و ما فی الارض و ان الله لهو الغنی الحمید

اما مثال دیگری که شاگرد مکتب علوی یعنی امام روح الله خمینی (قدس سره) برای تبیین قاعده حضور کل شیء فی کل شیء ذکر می کنند همان جمله معروفی است که همه از قول مولا علی (ع) شنیده ایم:

ما رأیت شیئا إلا و رأیت الله قبله و بعده و معه او فیه

امام علی (ع) در این حدیث که مشابه آن از قول امام صادق (ع) هم ذکر شده است می فرمایند که درباره همه چیز قبل از آنکه آن چیز را ببینند خدا را دیده اند و بعد از آن و همراه آن و در خود آن هم خدا را دیده اند.

حدیث فوق نیز مبتنی بر همان قاعده ای است که ذکر شد.چون مولا علی (ع) تاکید می کنند که”الله”را در تمام مظاهر او و مخلوقاتش دیده اند و می دانیم که “الله” جامع تمامی اسم های دیگر وجود می باشد پس تمامی اسم ها را در همه مخلوقات دیده اند و چون گفتیم مخلوقات مظاهر همان اسماء هستند نتیجه می گیریم که مولا (ع) همه مخلوقات را هم در یکدیگر می دیده اند.

البته این حقیقت برای ما انسانهایی که در حجابیم، عجیب می نماید ولی یک واقعیت تکوینی و عرفانی است که اهل معنا می توانند آن را شهود کنند.

کلام آخر اینکه وجود یک حقیقت بسیط است که در ذات خود هیچ اسم و صفتی ندارد. آن حقیقت مقدس ابتدا در احدیت ذاتی و سپس در اسمای حسنای خود ظهور می کند و سپس با آن اسماء در مخلوقاتش متجلی می شود پس او همه جا و در همه زمان ها حضور دارد و تنگناهای زمانی و مکانی فقط نسبت به ما مخلوقات رخ می دهد وگرنه خود او می تواند به صرف اراده و مشیت مطلقه خودش در همه اسماء و مخلوقاتش تصرف کند و یکی را پنهان کند و دیگری را ظهور دهد که صد البته این کارها بر اساس حکمت بی نظیر او صورت می گیرد و بی حساب و کتاب نیست. پس قاعده حضور کل شیء فی کل شیء سایه و تجلی قاعده حضور اسمای حسنی در یکدیگر است و حضور اسمای حسنی در یکدیگر نیز سایه و تجلی بساطت وجود در احدیت ذاتی است که همان احدیت ذاتی هم در هویت غیبیه مندک و متلاشی می گردد.

البته هرچند قاعده ” حضور کل شیء فی کل شیء “یک حقیقت خارجی است ولی ” ظهور کل شیء فی کل شیء ” هیچ وقت اتفاق نخواهد افتاد بلکه بر اساس حکمت وجود لایتناهی فقط در موارد خاصی رخ می دهد؛ حکمت او نیز از مرتبه باطنی وجود در مرتبه ظاهری آن متجلی می شود یعنی همان حکمتی که قادر است در مرتبه باطنی اسمای حسنی یک اسم را به جای اسم دیگر ظاهر سازد وقتی در عالم خلقت متجلی شود به صورت حکمتی جلوه می کند که قادر است که یک مخلوق را به جای مخلوق دیگر ظاهر سازد و البته همین ظاهر بودن و باطن بودن نیز فقط نسبت به مخلوقات است که پیش می آید وگرنه ذات وجود یک حقیقت بسیط و صرف و یک دست و لایتناهی است که هیچ ظهور و بطونی برای خودِ او در هویت غیبیه اش فرض ندارد.  

نکته مهم این است که وقتی ما می خواهیم وجود لایتناهی و مراتب و تعینات آن حقیقت مقدس که نسبت به ما مخلوقات رخ می دهد را تحلیل کنیم بایستی همه صفات وجود را با هم در نظر بگیریم مثلا در همین قاعده حضور کل شیء فی کل شیء که بر پایه صفت بسیط بودن وجود لایتناهی می باشد اگر صفت حکیم بودن وجود لایتناهی را لحاظ نکنیم به غلط دچار این برداشت می شویم که اگر همه چیز در همه چیز حضور دارد پس باید ظهور هم بکند ولی اگر صفت حکمت وجود لایتناهی را هم لحاظ کنیم ضمن تصدیق قاعده حضور کل شیء فی کل شیء میدانیم که ظهور یک چیز در چیز دیگر فقط بر اساس حکمت حق تعالی رخ می دهد.

بخوانید ::   - مراتب اسماء الله
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *