حقیقت اشیاء

حقیقت اشیا

حقیقت اشیا

حقیقت اشیا چیست؟ در نوشتار زیر به واکاوی این مطلب می پردازیم و توضیح می دهیم که چگونه هر شیئی در شیء دیگر حضور دارد ولی ظهور ندارد.

امام خوبی ها خمینی کبیر(قدس سره)در این مصباح به عقیده و ایمان خود مبنی بر قاعده حضور همه اسماء در اسمای دیگر اشاره می فرمایند و بنا بر این قاعده به قاعده دیگری مبنی بر ” حضور کل شیء فی کل شیء ” اشاره می کنند که مبنای آن را با توضیحی پیرامون حقیقت اشیا توضیح می دهیم.

اصولا حقیقت هر مرتبه از وجود لایتناهی به مرتبه قبلی باز می گردد چون از مرتبه قبل از خودش متجلی شده است پس حقیقت اشیا و مخلوقات همان اسمای حسنی می باشند که در مرتبه قبلی وجود بوده اند. امام روح الله(ره) برخی از اسمای حسنی را رب حقایق معنویه معرفی می کنند و برخی از اسمای حسنی را رب و پروردگار حقایق ملکوتیه و برخی دیگر را رب حقایق مُلکیه می دانند که در این میان برخی از آن ها بر برخی دیگر با واسطه یا بی واسطه حکمرانی می کنند به این معنی که اسم های تحت اشراف اسم بالاتر چون از ظهورات آن اسم بالایی می باشند برای رساندن مخلوقات تحت سلطه خود به آن اسم بالاتر کار می کنند و یا به عبارت دیگر اسم های جامع تر و بالاتر تاثیرگذاری خود بر مخلوقات را از طریق ظهور در اسم های جزئی تحت سلطه خودشان انجام می دهند.

بر پایه این واقعیت تکوینی که حقیقت اشیا همان اسمای حسنی می باشد که سایه آن اسماء دم به دم به صورت مخلوقات پیش روی ما متجلی می شود، امام خمینی (ره) نتیجه می گیرند که طبق قاعده حضور همه اسماء در اسمای دیگر و نیز این نکته که مخلوقات مظاهر همان اسمای حسنی هستند پس تک تک مخلوقات و اشیاء هم در مخلوقات و اشیاء دیگر حاضر می باشند هرچند ظهور ندارند. امام خمینی(قدس سره) برای اثبات صدق گفته خودشان به این حدیث نبوی اشاره می فرمایند:

ان الجنه حفت بالمکاره و النار حفت بالشهوات

حدیث فوق بر مبنای قاعده حضور کل شیء فی کل شیء اشاره می کند که در دل سختی ها راحتی بهشت قرار دارد و در دل شهوات و لذت های حرام عذاب و رنج جهنم می باشد؛ در واقع چون حقیقت اشیا همان اسمای حسنی می باشد پس وقتی تمام اسمای حسنی به دلیل بساطت وجود در بقیه اسمای حسنی نیز حضور دارند نتیجه می گیریم که تمام اشیاء نیز در اشیاء دیگر حضور دارند، البته واضح است که این حضور داشتن الزاما به معنای ظهور داشتن آنها در یکدیگر نیست.

می دانیم که بهشت و جهنم طبق نص روایات شیعه اثنی عشری همین الان هم حاضر هستند و حتی طبق روایات معراج، پیامبر اکرم(ص) در شب معراج از آنها دیدن کردند. پس بهشت یا جهنم چیزی نیست که صرفا در آینده رخ دهد و هم اکنون معدوم باشد بلکه در دل اعمال ما نهفته است و اگر چشم بصیرت کسی باز باشد در همین دنیا (البته به اندازه ای که ممکن است) بهشت و دوزخ را شهود می کند که همان حقیقت اعمال ماست و همینطور حقیقت اشیا عالم را هم در عوالم بالاتر می بیند که حقیقت همان عوالم بالایی نیز به مراتب بالاتر وجودی باز می گردد تا اینکه به اسمای حسنی برسد. پس حقیقت اشیا از تجلی اسمای حسنی در مراتب پایین تر ساطع شده است یعنی ابتدا در علم خداوند و سپس در عالم خارجی که به سه طبقه جبروت و ملکوت و ناسوت آن را دسته بندی می کنیم، ظهور می کنند. از نگاه دقیق عرفانی حتی هر کدام از اعمال ما هم در حکم یک شیء می باشند که حقیقت آنها به اسمای حسنی باز می گردد.

در قیامت که پرده از حقیقت اشیا و همچنین حقیقت اعمال انسان ها برداشته می شود برخی اعمال لذت بخش به صورت آتش جلوه می کند و برخی اعمال سخت و طاقت فرسا به شکل نعمت های بهشتی متمثل می شود که همه اینها مبنی بر قاعده حضور کل شیء فی کل شیء است یعنی همه اشیاء و پدیده ها در اشیاء دیگر هم حضور داشته اند ولی ما متوجه حضور آنها نبوده ایم ولی هنگامی که پرده از پیش چشمانمان برداشته می شود، بدین حقیقت پی می بریم که مثلا در بطن فلان عمل لذت بخش آتشی سوزاننده و دردناک پنهان بوده است.

پس اگر کسی حقیقت اشیا و حقیقت اعمال انسان ها را شهود کند خواهد دانست که در همین دنیا طبق قاعده حضور کل شیء فی کل شیء ، بهشت و جهنم در دل اعمال ما حضور دارد ولی ظهور آن بنا بر حکمت وجود لایتناهی در قیامت رخ می دهد.

پس هر چند همه چیز در همه چیز حضور دارد ولی واضح است که همه چیز در همه چیز ظهور ندارد. البته دانستیم که حضور همه اشیاء در اشیاء دیگر سایه حضور همه اسمای حسنی در اسمای حسنای دیگر است پس اگر انسان کاملی را در نظر بگیریم که به حقیقت اشیا پی برده باشد یعنی به شهود عالم اسمای حسنی بار یافته باشد و واقعا نسبت به اسم اعظم”الله” که سراسر جان او را احاطه نموده هشیار شده باشد چنین انسانی می تواند قاعده حضور کل شیء فی کل شیء را نیز شهود کند و حتی به دیگران نیز نشان دهد چرا که پیش از آن موفق به شهود حضور همه اسمای حسنی در اسمای حسنای دیگر شده است. در واقع انسان کامل چون در اسم اعظم”الله” فانی است قاعده جامعیت اسمای حسنی بر یکدیگر را شهود می کند و بر اساس این قاعده تک تک اسمای حسنی را در بقیه اسمای حسنی خواهد دید آنگاه در مرحله بعدی سایه و تجلی همین قاعده یعنی حضور کل شیء فی کل شیء را نیز در عالم آفرینش شهود می کند چون حقیقت اشیاء به همان اسمای حسنی بر می گردد پس اگر تمام اسمای حسنی در یکدیگر حضور دارند نتیجه می گیریم که تمام اشیاء هم بایستی در یکدیگر حضور داشته باشند(هر چند ظهور ندارند).

برای مثال طبق نص قرآن و روایات آتش نمرود برای بت شکن بزرگ تاریخ حضرت ابراهیم خلیل الرحمان(علیه السلام) تبدیل به گلستان شد. این واقعه و امثال آن بر اساس قاعده تکوینی حضور کل شیء فی کل شیء می باشد  که طبق مطالب ذکر شده درباره حقیقت اشیا این قاعده سایه حضور اسمای حسنی در یکدیگر می باشد که صد البته بر اساس حکمت متقن وجود لایتناهی در میان مخلوقاتش ظاهر می شود پس اینگونه نیست که بپنداریم همه چیز می تواند بیهوده و بدون هیچ حکمتی به ناگاه در چیز دیگری ظهور کند.

طبق حکمت حق تعالی در قیامت از دل اعمال بد انسان ها آتش ظهور می کند و از دل اعمال خوب آنها راحتی و آسایشی وصف ناپذیر جلوه گر می شود و بر اساس حکمت خداوند هیچ گاه در قیامت عکس این مطلب رخ نمی دهد. پس حقیقت اشیا و اعمال ما به اسمای حسنی باز می گردد و حقیقت اسمای حسنی نیز به احدیت ذاتی بر می گردد اما از آنجاییکه بساطت وجود از مرتبه احدیت ذاتی در اسمای حسنی هم سریان می یابد پس تمام اسمای حسنی بسیط می باشند و جزء جزء نیستند پس در یکدیگر حضور دارند هرچند ظهور ندارند. همین قاعده در مرتبه پایین تر وجود یعنی عالم خلقت نیز متجلی می شود پس نتیجه می گیریم که تمام اشیاء نیز در دل اشیاء دیگر حضور دارند ولی ظهور ندارند. بر همین روال تمام اعمال ما نیز در دل اعمال دیگر حضور دارند ولی ظهور ندارند مثلا اگر در نصوص دینی ذکر شده است که غیبت کردن پشت سر برادر دینی معادل خوردن گوشت برادر مومن است این مطلب صرفا یک تشبیه نیست بلکه عین واقعیت است چون در دل این عمل یک عمل دیگری حضور دارد که برای ما ظهور نکرده است ولی انسان کامل می تواند آن را ظهور بدهد تا دیگران هم آن عمل پنهانی را که در دل عمل دیگر نهفته بود ببیند. در این مورد می توان به روایتی اشاره کرد که طبق آن روایت، پیامبر(ص) به کسانی که غیبت کرده بودند، فرمودند بر سر فلان تشت بنشینید تا اینکه به چشم خودشان دیدند که چطور گوشت های جویده شده از دهانشان بیرون می ریزد.

البته برای ما انسانهای عادی که در حجاب هستیم حقیقت اشیا و حقیقت اعمال، در آینه عالم دنیا ظهور ندارد ولی در آخرت برای همه متجلی می گردد که در درون هر کدام از اعمال ما و مخلوقات چه چیزی نهفته بوده است. در واقع چون چشم بصیرت ما بسته است فقط وقتی متوجه قاعده حضور کل شیء فی کل شیء می شویم که مصداق های عینی این قاعده پیش رویمان ظهور هم کرده باشد.

قاعده حضور همه اسمای حسنی در اسمای حسنای دیگر بدین سبب بود که وجودی که با تجلی در یکی از صفاتش یک اسم را ظهور می دهد در همه اسمای دیگر نیز حضور دارد و چون همان وجود همه اسماء را در بردارد پس با حضور او در بین همه اسماء هر اسمی نیز در اسم دیگر حضور دارد هر چند ظهوری نداشته باشد. اسمای حسنی که این قاعده در بین آنها جریان دارد در واقع حقیقت اشیا هستند یعنی اشیاء به طفیلی اسمای حسنی ظهور می کنند.

دانستیم که هر کدام از اعمال ما نیز چون در نگاه دقیق عرفانی یک شیء می باشد پس بایستی در دل اعمال دیگر حضور داشته باشد و روی همین حساب خداوند در سوره فرقان می فرمایند:

الا من تاب و آمن و عمل عملا صالحا فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات و کان الله غفورا رحیما

در واقع چون حقیقت اشیا و حقیقت اعمال انسان ها به اسمای حسنی باز می گردد وقتی که ظهور اسمای غضبیه خداوند طبق انتهای آیه به ظهور اسمای غفور و رحیم که اسمای جمالیه است بیانجامد در اعمال انسان ها نیز که سایه همان اسمای حسنی است تمام اعمال دیگر حضور دارد پس اگر در عالم اسمای حسنی که همان حقیقت اشیا و حقیقت اعمال می باشد اسمی از دل اسم دیگر ظهور کند در عالم دنیا هم سایه آن متجلی می شود. در آیه ذکر شده وقتی از دل اسمای جلالیه و غضبیه خداوند ، اسمای جمالیه و مهربانی او ظهور می کند اعمال بد انسان ها تبدیل به اعمال خوب می شود.

البته گفتیم که حضور همه اسماء در یکدیگر و نیز حضور همه اشیاء و اعمال در یکدیگر فقط بر اساس حکمت خاص الهی به ظهور می انجامد و بی حساب و کتاب نیست؛ در آیه ذکر شده از سوره از سوره فرقان هم حکمت این کار به توبه و ایمان و عمل صالح شخص بر می گردد پس ظهور اشیاء و اعمال در یکدیگر به هیچ وجه به هرج و مرج در عالم خلقت منجر نمی شود چون وجود لایتناهی حکیم است و بر اساس مصلحتی خاص کارهایش را انجام می دهد.

خب بر اساس مطلب گفته شده پیرامون حقیقت اشیا که طبق آن مخلوقات عالم آفرینش نیز همان ظهور اسمای حسنای حق تعالی می باشند همین قاعده ای که درباره اسمای حسنی ذکر شد در بین مخلوقات نیز جریان یافت یعنی به دلیل حاضر بودن وجود در سرتاپای همه ماهیات، تمامی مخلوقات نیز در یکدیگر حضور دارند هر چند ظهوری ندارند و این به دلیل آن است که وجودی که همه مخلوقات دیگر را ظهور می دهد در تک تک مخلوقات حاضر است پس هر زمان که اراده کند می تواند یکی از تجلیاتش را به خفا برده و تجلی دیگری را جایگزین آن کند. طبق نص قرآن کریم وجود حق تعالی همه کائنات را فراگرفته است و سر سوزنی از مخلوقات از قلمرو آن وجود مقدس بیرون نیست. پس ما همه در قبضه قدرت او هستیم و مندک و فانی در او می باشیم(چه بدانیم و چه ندانیم). در این رابطه به یکی از آیات قرآنی اشاره می کنیم:

له ما فی السماوات و ما فی الارض و ان الله لهو الغنی الحمید

اما مثال دیگری که شاگرد مکتب علوی یعنی امام روح الله خمینی (قدس سره) برای تبیین قاعده حضور کل شیء فی کل شیء ذکر می کنند همان جمله معروفی است که همه از قول مولا علی (ع) شنیده ایم:

ما رأیت شیئا إلا و رأیت الله قبله و بعده و معه او فیه

امام علی (ع) در این حدیث که مشابه آن از قول امام صادق (ع) هم ذکر شده است می فرمایند که درباره همه چیز قبل از آنکه آن چیز را ببینند خدا را دیده اند و بعد از آن و همراه آن و در خود آن هم خدا را دیده اند. این بدین دلیل است که مولا(ع) حقیقت اشیا را شهود می کرده اند که به همان مرتبه اسمای حسنی باز می گردد و تمام اسمای حسنی نیز غرقه در اسم”الله” است پس امام علی(ع) همانطور که اسم”الله” را در تمامی اسمای حسنی شهود می کرده اند اشیاء را نیز در یکدیگر می دیده اند.

در واقع نکته فوق نیز مبتنی بر همان قاعده ای است که ذکر شد.چون مولا علی (ع) تاکید می کنند که”الله”را در تمام مظاهر او و مخلوقاتش دیده اند و می دانیم که “الله” جامع تمامی اسم های دیگر وجود می باشد پس تمامی اسم ها را در همه مخلوقات دیده اند و چون گفتیم که اسمای حسنی همان حقیقت اشیاء می باشند و مخلوقات هم مظاهر همان اسمای حسنی هستند طبق قاعده حضور اسمای حسنی در یکدیگر ، نتیجه می گیریم که مولا (ع) همه مخلوقات را هم در یکدیگر می دیده اند.

البته این حقیقت برای ما انسانهایی که در حجابیم، عجیب می نماید ولی یک واقعیت تکوینی و عرفانی است که اهل معنا می توانند آن را شهود کنند و سرّ این قاعده این است که چون حقیقت هر مرتبه از وجود به مرتبه قبلی باز می گردد پس حقیقت اشیا و مخلوقات نیز به مرتبه قبلی یعنی اسمای حسنی باز می گردد و چون مرتبه قبلی در مرتبه بعد از خودش تجلی می کند، حضور اسمای حسنی در یکدیگر به صورت حضور اشیاء در یکدیگر جلوه می کند.

کلام آخر اینکه وجود در هویت غیبیه اش یک حقیقت بسیط است که هیچ اسم و صفتی ندارد. آن حقیقت مقدس ابتدا احدیت ذاتی را ظهور می دهد که حقیقت اسمای حسنی می باشد و سپس در اسمای حسنای خود ظهور می کند که این اسمای حسنی حقیقت اشیا و مخلوقات می باشد، سپس با آن اسمای حسنی در مخلوقاتش هم متجلی می شود پس او با بساطت خودش در همه جا و در همه زمان ها حضور دارد و تنگناهای زمانی و مکانی فقط نسبت به ما مخلوقات رخ می دهد وگرنه خود او می تواند به صرف اراده و مشیت مطلقه خودش در همه اسماء و مخلوقاتش تصرف کند و یکی را پنهان کند و دیگری را ظهور دهد که صد البته این کارها بر اساس حکمت بی نظیر او صورت می گیرد و بی حساب و کتاب نیست. پس قاعده حضور کل شیء فی کل شیء سایه و تجلی قاعده حضور اسمای حسنی در یکدیگر است و حضور اسمای حسنی در یکدیگر نیز سایه و تجلی بساطت وجود در احدیت ذاتی است که همان احدیت ذاتی هم در هویت غیبیه مندک و متلاشی می گردد.

البته هرچند قاعده ” حضور کل شیء فی کل شیء “یک حقیقت خارجی است ولی ” ظهور کل شیء فی کل شیء ” هیچ وقت اتفاق نخواهد افتاد بلکه بر اساس حکمت وجود لایتناهی فقط در موارد خاصی رخ می دهد؛ حکمت او نیز از مرتبه باطنی وجود در مرتبه ظاهری آن متجلی می شود یعنی همان حکمتی که قادر است در مرتبه اسمای حسنی که همان حقیقت اشیا می باشد یک اسم را به جای اسم دیگر ظاهر سازد وقتی در عالم خلقت متجلی شود به صورت حکمتی جلوه می کند که قادر است که یک مخلوق را به جای مخلوق دیگر ظاهر سازد و البته همین ظاهر بودن و باطن بودن نیز فقط نسبت به مخلوقات است که پیش می آید وگرنه ذات وجود یک حقیقت بسیط و صرف و یک دست و لایتناهی است که هیچ ظهور و بطونی برای خودِ او در هویت غیبیه اش فرض ندارد.  

نکته مهم این است که وقتی ما می خواهیم وجود لایتناهی و مراتب و تعینات آن حقیقت مقدس که نسبت به ما مخلوقات رخ می دهد را تحلیل کنیم بایستی همه صفات وجود را با هم در نظر بگیریم مثلا در همین قاعده حضور کل شیء فی کل شیء که بر پایه صفت بسیط بودن وجود لایتناهی می باشد و ریشه آن به مرتبه اسمای حسنی که همان حقیقت اشیا است باز می گردد اگر صفت حکیم بودن وجود لایتناهی را لحاظ نکنیم به غلط دچار این برداشت می شویم که اگر همه چیز در همه چیز حضور دارد پس باید ظهور هم بکند ولی اگر صفت حکمت وجود لایتناهی را هم لحاظ کنیم ضمن تصدیق قاعده حضور کل شیء فی کل شیء میدانیم که ظهور یک چیز در چیز دیگر فقط بر اساس حکمت حق تعالی رخ می دهد.

نکته آخر اینکه در تحلیل آیات و روایات همواره باید مد نظر داشته باشیم که حقیقت هر مرتبه از وجود به مرتبه قبلی باز می گردد و البته هر کدام از مرتبه ها را می توان به مراتبی که درون خودِ آن مرتبه می باشد تقسیم بندی کرد؛ مثلا در عالم خارجی می توانیم آفرینش را به سه مرتبه جبروت و ملکوت و ناسوت دسته بندی کنیم که حقیقت اشیا و اعمال مخلوقات در مرتبه ناسوت به ملکوت باز می گردد و حقیقت اشیا در عالم ملکوت نیز به جبروت باز می گردد و اگر از مرتبه خلقت فراتر رویم و بخواهیم مرتبه واحدیت را هم دسته بندی کنیم آن را به دو مرتبه تقسیم می کنیم که یکی صورت علمی اشیاء و مخلوقات است و دیگری اسمای حسنای خداوند که بر آن صورت های علمی سیطره و اشراف دارند.

با نگرش فوق اینطور می گوییم که حقیقت اشیا و مخلوقات در علم خداوند به اسمای حسنی باز می گردد و وقتی وارد مرتبه بعدی یعنی عالم خلقت شویم حقیقت جبروت به مرتبه قبلی یعنی علم خداوند باز می گردد و حقیقت ملکوت به مرتبه قبل از خودش یعنی جبروت بر می گردد و حقیقت اشیاء و مخلوقات عالم ناسوت نیز به عالم ملکوت باز می گردد.

حال وقتی در عالم اسمای حسنی که در واقع همان حقیقت اشیا و مخلوقات است به دلیل بساطت وجود اسمی از دل اسم دیگر ظهور می کند این فرآیند در تمام عوالم پایین تر هم منعکس می شود یعنی همین روند در صورت علمی مخلوقات و نیز در عالم جبروت و ملکوت و ناسوت هم متجلی می شود که البته در هر عالمی مطابق آینه همان عالم انعکاس می یابد.

پس اگر در قرآن کریم و روایات ظهور پدیده ای را از دل پدیده دیگر مشاهده کردیم ابتدا بایستی بدانیم که این روند در کدام یک از مراتب وجودی رخ داده است هرچند حقیقت اعمال و حقیقت اشیا نهایتا به همان مرتبه اسمای حسنی می رسد. برای مثال به آیه زیر از سوره نساء توجه بفرمایید:

ان الذین یاکلون اموال الیتامی ظلما انما یاکلون فی بطونهم نارا و سیصلون سعیرا

آیه فوق طبق قاعده حقیقت اشیا و حقیقت اعمال که به مراتب قبلی وجود باز می گرد، بیان می کند که خوردن مال یتیم به ناحق و به طور ظالمانه در واقع فقط خوردن آتش است. واژه “انما” در آیه نشان دهنده این است که شخص مورد اشاره فقط آتش می خورد و نه هیچ چیز دیگر؛ این در حالی است که پیش چشم ما در این دنیا او آتش نمی خورد بلکه مال یتیم را به ناحق می خورد پس نتیجه می گیریم که این آیه مربوط به عالم ملکوت و صورت برزخی اعمال می باشد نه عالم دنیا؛ البته اگر یک انسان کامل اراده کند ، می تواند حقیقت اشیا و حقیقت اعمال را از عوالم بالاتر در همین دنیا هم برای دیگران آشکار سازد.

اما در نگاه نهایتا حقیقت اشیا و حقیقت اعمال مخلوقات به همان اسمای حسنی باز می گردد که در عوالم پایین تر وجودی منعکس می گردد.

بر اساس نکات گفته شده در این نوشتار عرفای بزرگ اسلامی هر مرتبه پایینی از وجود را نسبت به مرتبه بالایی آن در حکم خواب و خیال می دانند چون حقیقت اشیا و اعمالی که در مرتبه پایینی مشاهده می کنیم به مرتبه بالاتر باز می گردد. بر اساس همین قاعده تکوینی، فخر کائنات حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا

مردم خوابند پس هنگامی که بمیرند بیدار می شوند.

با مرگ طبیعی از خواب عالم دنیا بیدار می شویم و با ورود به بیداری عالم برزخ یا ملکوت حقیقت اشیا و اعمال را در آن مرتبه شهود می کنیم باز همان مرتبه برزخ یا ملکوت هم نسبت به عوالم بالاتر از خودش در حکم یک خواب می باشد که حقیقت آن را باید در مراتب بالاتر یافت.

عرفای بزرگ اسلامی همین نگرش عرفانی را علاوه بر تک تک مراتب وجودی نسبت به مراتب بالاتر به کل مراتب وجودی نسبت به حقیقت وجود هم تعمیم می دهند و نتیجه می گیرند که تمام عوالم وجودی نسبت به خودِ خداوند که حقیقتِ وجود است در حکم خواب و خیال می باشد. امام خمینی(قدس سره) این سخن را گفتار احرار و آزادگان می دانند که از کثرات و شکن ها رها شده اند و فقط حقیقت را تماشا می کنند. عرفا این قاعده تکوینی را اینگونه بیان می کنند:

العالم کله خیال فی خیال

تمام عوالم وجودی خیال در خیال است.

قرآن کریم در سوره حج این قاعده تکوینی را بدین صورت بیان می فرماید:

ذلک بان الله هو الحق و ان ما یدعون من دونه هو الباطل و ان الله هوالعلی الکبیر

آیه فوق با عبارتی که نشانگر حصر است فقط و فقط خداوند را به عنوان حقیقت معرفی می کند و با عبارت “من دونه” تمام چیزهایی را که جدای از خداوند لحاظ کنیم همه را باطل و پوچ می داند چون جدای از حقیقت وجود همه چیز معدوم می شود.

با توجه به نکات فوق دانستیم که حقیقت اشیا و اعمال مخلوقات پیوسته به مرتبه بالایی وجود بر می گردد تا اینکه به اسمای حسنی برسد اما در نگرش کلی حقیقت تمام عوالم وجودی به خودِ وجود بر می گردد چون بدون وجود هیچ مرتبه وجودی ظهور نمی کند و صد البته وقتی مراتب وجودی نباشد هیچ شیء و رخدادی هم متجلی نمی شود.

اجمال مطالب گفته شده در این نوشتار بدین صورت شد که حقیقت اشیا و اعمال مخلوقات پیوسته به مرتبه بالاتر وجود باز می گردد تا اینکه به اسمای حسنی برسد و همچنین حقیقت تمام مراتب وجودی هم به خودِ وجود باز می گردد پس نتیجه می گیریم که تمام مراتب وجودی و تمام شکن های درون آن مراتب و تمام فعل و انفعالات عوالم امکان همه و همه به طفیلی وجود رخ می دهد و این نگرش بر مبنای رکن رکین و اصل اصیل وحدت وجود می باشد که معرفت صحیح به این قاعده تکوینی راه ورود به بطن آیات و روایات می باشد. البته وحدت وجود حق تعالی همان حقیقت صرف و بسیط و یک دست است که هیچ شکن و مرتبه ای ندارد و تمام تحلیل هایی را که پیرامون مراتب وجودی و شکن های حاضر در آن مرتبه ها بیان می کنیم مربوط به ظهورات وجود لایتناهی است وگرنه حقیقت وجود همچنان صرف و بسیط است و هیچ شکنی ندارد و ترکیب و مرتبه بندی در آن راه ندارد.

بخوانید ::   - رمزی نازک
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *