– حقیقت پنجم

"مبداء این نوع از کثرت، عبادت و بعد عدمی است که تعظـیم امر نسبی است،که کثرت متحقق نگردد الّا بدین و این نـسبت بـه یقـین، که مقام وحدت است و کشف حقیقـی، سـاقط مـی گـردد: و اعبـد ربـک حتی یاتیک الیقین."
شرح:
سبب پیدایش کثرات دو چیز است:
یکی ابعاد عدمی مخلوقات که به شکل صورت علمی ماهیات در علم خداوند بوده اند و وجود لایتناهی با تجلی در آنها به آن ماهیات عدمی در عالم خارجی ظهور بخشیده است.مخلوقات پس از ظهور در عالم خارجی محدودیت ظرفیت خویش و بیکران بودن وجودی که در آن غرقه هستند را شهود می کنند و به این حقیقت پی می برند که او سزاوار عبادت است.از همینجا وارد توضیح سبب دوم پیدایش کثرات می شویم.
سبب دوم از لحاظ علت غایی این کار می باشد که وجود لایتناهی برای عبادت شدن خداوند توسط مخلوقات آنها را در عالم خارجی منعکس کرده است.
عبادت تا وقتی ممکن می باشد که پای کثرت در میان باشد و مخلوقات در خود اراده و اختیار و توان و نیرویی ببینند و با آن به عبادت خداوند بپردازند.اما وقتی که واحد حقیقی به صورت کامل ظهور کند و برای همگان روشن شود که هر چه در جان آنها بوده است اعم از اختیار و اراده و توان و نیرو همه و همه از تجلی همان واحد قیومی بوده است دیگر کسی از خود و برای خود چیزی نمی بیند که با آن به عبادت بپردازد.امام صادق(ع)در تحف العقول می فرمایند:

و تعلم ان ما فیه له و به
و خواهی دانست که آنچه که در جان توست برای خداست و به طفیلی او در جان تو ظهور دارد.

وقتی این مقام که همان تجلی کامل وحدت حق تعالی بر همه کائنات است ظهور می کند یا به عبارت دیگر قیامت کبری بر پا می شود دیگر کسی در خودش هیچ نمی بیند تا با آن به عبادت خداوند بپردازد و طبعا در این حالت یقین کامل برای همه مخلوقات حاصل می شود که حاکم و مالک حقیقی فقط خداوند است و بس.
علاوه بر اینکه کسی برای خودش هیچ کمالی نمی بیند برای دیگر مخلوقات هم هیچ کمالی را شهود نمی کند تا آنها را شریک خداوند قرار دهد.در سوره بقره می خوانیم:
و من الناس من یتخذ من دون الله اندادا یحبونهم کحب الله و الذین آمنوا اشد حبا لله و لو یری الذین کفروا اذ یرون العذاب ان القوه لله جمیعا و ان الله شدید العقاب

و برخی از مردم غیر از خدا را به عنوان شریک بر می گزینند طوری که همانند دوستی شان نسبت به خداوند به آن شریکان هم عشق می ورزند در حالی که کسانی که ایمان آورده اند نسبت به خداوند عشق و دوستی بیشتری دارند؛ و ایکاش کسانی که کافر شدند هم اکنون شهود می کردند هنگامی را که عذاب را می بینند و پی می برند که تمام نیروها برای خداوند بوده است و خداوند دارای عقابی سخت است.

تا اینجای آیات اشاره به این نکته دارد که برخی از مردم نادان کمالاتی را که در مخلوقات مشاهده می کنند برای خود آن مخلوقات می پندارند و به همین سبب هم نسبت به آنها مثل خداوند عشق می ورزند.در واقع آنها برای مخلوقات در کنار خداوند وجود و کمالات وجودی جداگانه ای قائل شده اند و روی همین حساب هم حب و دوستی خودشان را هم برای آن مخلوق و هم برای خداوند قرار می دهند.این در حالی است که کسانی که حقیقت وجود را باور کرده اند می دانند که همه کمالات برای خداوند است هر چند در مخلوقات متجلی شده باشد روی همین حساب هم حب و دوستی آنها در درجه اول مخصوص خداوند است و در درجات بعدی به طفیلی خداوند به مخلوقات او هم تعلق می گیرد.در انتهای آیه هم اشاره می شود که در قیامت با کنار رفتن پرده غفلت از چشم انسان ها و ظهور وجود واحد حق تعالی همه خواهند دانست که همه کمالات برای خداوند بوده است و مخلوقات به هیچ وجه شریک او نبوده اند.آیه بعدی یکی از نتایج ظهور حقیقت واحد و قیومی وجود حق تعالی در قیامت را بیان می کند که اعلام برائت مشرکان از یکدیگر است:
اذ تبرا الذین اتبعوا من الذین اتبعوا و راوو العذاب و تقطعت بهم الاسباب

هنگامی که آنانی که پیروی می شدند از آنانی که پیروی می کردند برائت می جویند و همگان عذاب را می بینند و سبب ها و پیوندهای میان آنان قطع می شود.

در واقع هم کسانی که مستکبر بوده اند با ظهور هیمنه وجود واحد حق تعالی در قیامت خواهند دید که از خود هیچ ندارند و هم کسانی که از آنان پیروی می کرده اند خواهند دید که هر کمالی را که در آنان مشاهده می کردند برای خداوند بوده است نه برای آن مستکبران.سبب روی آوردن یک گروه به گروهی دیگر در این دنیا همین کمالاتی است که با طرز فکری اشتباه آن را متعلق به اشخاصی خاص می دانند ولی با ظهور وحدت حق تعالی در قیامت معلوم می شود که همه کمالات برای خودِ خداوند بوده است هر چند در مخلوقاتش متجلی شده بود و وقتی این حقیقت روشن شد کسانی که دنباله روی مستکبرین بودند آرزو می کنند که ایکاش بار دیگر به دنیا باز می گشتند و اینبار از مستکبرین پیروی نمی کردند.آیه بعد به این حقیقت اشاره می کند:
 و قال الذین اتبعوا لو ان لنا کره فنتبرا منهم کما تبروا منا کذلک یریهم الله اعمالهم حسرات علیهم و ما هم بخارجین من النار

و کسانی که از مستکبرین تبعیت می کردند می گویند که ایکاش بار دیگر به دنیا باز می گشتیم تا از آنان اعلام برائت می کردیم همانطور که(امروز با ظهور حقیقت)آنان از ما اعلام برائت می کنند.اینگونه خداوند حقیقت اعمالشان را به صورت حسرت ها و افسوس هایی بر آنان نمایان می کند و آنان از آتش خارج نخواهند شد.

غرض از ذکر این آیات نورانی اینکه با طلوع حقیقت واحد و علم یقینی همه مخلوقات به اینکه تمامی کمالات وجودی فقط برای خداوند بوده است دیگر بساط تکلیف برچیده خواهد شد و کسی برای خودش اختیاری نمی بیند که به وسیله آن خداوند را عبادت کند و برای دیگران هم کمالی نمی بیند که فریفته مخلوقات شود بلکه همه چیز و همه کس مندک در وجود واحد قیومی حق تعالی می شود و وجه خداوند ظهور می کند.ظپس تکلیفی که در ادیان آسمانی وضع شده است همه مربوط به قبل از بر پا شدن قیامت کبری و ظهور وحدت حق تعالی است لذا در آخرین آیه ای که ذکر شد پیروان مستکبرین آرزو می کنند که ایکاش به مرتبه قبل از قیامت یعنی عالم دنیا باز گردند تا در همین دنیا از مستکبرین اعلام برائت کنند.
در نتیجه عبادت انسان ها فقط موقعی قابل قبول است که هنوز کثرات ظهور دارند و در هنگام ظهور این کثرات است که انسان باید سلطه آن واحد قیومی را تشخیص بدهد و فقط او را عبادت کند اما در هنگام طلوع قیامت کبری و یا هنگامی که انسان می میرد و به عالم برزخ وارد می شود دیگر به ناچار حقیقت روشن شده است و جای هیچ شک و شبهه ای نمی ماند و معنی ندارد که کسی خلاف خداوند سخنی بگوید و یا کاری بکند پس تکلیف ساقط می شود و یقین واقعی نسبت به حقیقت تکوینی حاصل می شود.
بر اساس همین مطالب در برخی از تفاسیر کلمه "یقین" در آیه زیر از سوره حجر به مرگ تفسیر شده است:
 و اعبد ربک حتی یاتیک الیقین

و پروردگارت را بپرست تا موقعی که یقین تو را دریابد.

البته مطالب بالا همه درباره یقین اجباری بود که پس از مرگ برای همه انسان ها چه بخواهند و چه نخواهند حاصل می شود اما در بین عرفای بزرگ اسلامی مقامی با عنوان یقین اختیاری هم داریم که عرفا آن را در همین دنیا با دل کندن از کثرات و شهود وجود واحد خداوند یگانه بدست می آورند.بر خلاف یقین اجباری که در قیامت سبب ساقط شدن تکلیف می گردد یقین اختیاری عرفا که در این دنیا حاصل می شود سبب از بین رفتن تکلیف نخواهد شد بلکه سبب فنای هر چه بیشتر آنان در حق تعالی و بقای آنها به خداوند می شود و نتیجه آن این است که عرفا در مرتبه"قرب نوافل"طبق حدیث نبوی با چشم خداوند می بینند و با گوش خداوند می شنوند و با دست خداوند کار می کنند.حتی مرتبه ای بالاتر از این مقام هم هست که به"قرب فرائض"شهرت دارد و ما هر دو نوع قرب را با ذکر روایاتی در بخش"فنا و بقا"از مجموعه اصطلاحات توضیح دادیم که خواننده محترم می تواند برای مطالب بیشتر پیرامون این موضوع بدانجا رجوع کند.

بخوانید ::   - بینونت صفتی
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *