– حیرت

دو نوع حیرت داریم:
حیرت پیش از علم و ایمان که مذموم و ناپسند است.
و
حیرت پس از علم و ایمان که محمود و پسندیده است.
درباره حیرت پیش از علم در سوره انعام می خوانیم:
 قل اندعوا من دون الله ما لاینفعنا و لایضرنا و نرد علی اعقابنا بعد اذ هدانا الله کالذی استهوته الشیاطین فی الارض حیران له اصحاب یدعونه الی الهدی ائتنا قل ان هدی الله هو الهدی و امرنا لنسلم لرب العالمین

بگو آیا ما را به چیزی غیر خداوند که نه به ما نفع می رساند و نه ضرر می زند دعوت می کنید پس از اینکه خدا ما را هدایت کرده؟مثل کسی که اهریمنان او را در زمین با حالتی که سرگردان شده است هوس زده کرده و برای او همنشیانی است که به او می گویند به سمت هدایت ما بیا.بگو هدایت خدا تنها هدایت حقیقی است و ما امر شده ایم که برای پروردگار جهانیان تسلیم شویم.

در این آیه مومنان خطاب به کافران می گویند که آیا ما هم مثل شما به سمت غیر خدا برویم و به پیش از زمان هدایت شدنمان باز گردیم مثل کسی که شیطان ها او را حیرت زده کردند؟
از این جمله می توان دریافت که حیرت ذکر شده در آیه اشاره به حیرت قبل از علم و ایمان و هدایت اشاره می کند که گفتیم این حیرت مذموم و ناپسند است.
اما در آخر آیه به هدایت واقعی که همان هدایت خداوند است اشاره شده است و تسلیم مومنان را برای پروردگار جهانیان متذکر می شود.
محیی الدین بن عربی در فصوص الحکم می فرماید:

فالهدى:هو أن یهتدی الإنسان إلى الحیره،فیعلم أن الأمر حیره،والحیره قلق وحرکه،والحرکه حیاه،فلا سکون،فلا موت،و وجود فلا عدم
هدایت یعنی انسان به سمت حیرت راهنمایی شود و پس بداند که امر موقوف بر حیرت است و حیرت نگرانی و حرکت را در پی دارد و حرکت حیات و زندگانی است و سکون نمی باشد پس مرگ نیست؛ و وجود است پس عدم نیست.

نگرانی ذکر شده در کلام ابن عربی(قدس سره)مثل حیرت در کلام ایشان از نوع محمود و پسندیده است.تمام شعرهای پرشور عرفایی مثل حافظ و مولانا از همین عشق و نگرانی و علاقه آنها به خداوند سرچشمه می گیرد.پس این نگرانی با نگرانی قبلاز هدایت فرق دارد چرا که اولیاء الله از آن اضطراب های پیش از هدایت مصون و ایمن هستند:
 الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون

آگاه باشید که دوستان خداوند نه خوفی دارند و نه اندوهگین می شوند.

پیامبر اکرم(ص)درباره حیرت پس از هدایت می فرمایند:

رب زدنی فیک تحیرا
خداوندا بر حیرت من در خود بیفزا

اما معنی دقیق حدیث این نیست بلکه بنا بر قواعد دستور زبان عربی واژه"تحیرا"در حدیث نقش تمیز را دارد و معنی حدیث بدین صورت است خداوندا بر جان من از لحاظ حیرت در خودت بیفزا.
پس معلوم می شود که این حیرت که همان حیرت پس از علم است یک نوع حرکت جوهری و اشتداد در گوهر ذات انسان را در پی دارد که انسان پیوسته از یک تجلی به تجلی دیگر می رسد و مدام بر علم لدنی او افزوده می شود و این حرکت معنوی حقیقی است.مثل آیه ای که در سوره طه می فرماید:

رب زدنی علما

یعنی پروردگارا بر جان من از لحاظ علمی بیفزا.
انسان تا قبل از رسیدن به مقام حیرت هم حرکت می کند ولی حرکت او نسبت به مقامات معنوی در حکم سکون است چرا که گرچه به سمت اشیاء حرکت می کند ولی اشیاء عالم را منفک و گسیخته از منبع حیات یعنی خداوند در نظر می گیرد پس به سمت خدا گام بر نمی دارد چون حرکت او به سمت اشیاء عالم فاقد روح است و نگرش او نسبت به اشیاء هم بر خلاف نگرش قرآن است.همچنین انسان قبل از رسیدن به مقام حیرت زندگی می کند ولی زندگی او نسبت به مقامات عالیه قرآنی در حکم مرگ است چون سرچشمه حیات را غایب فرض کرده و خود را از سرچشمه نور جدا می پندارد پس زندگی او سراسر ظلمت و تاریکی است.به آیه زیر از سوره انعام توجه بفرمایید:
 اومن کان میتا فاحییناه و جعلنا له نورا یمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات لیس بخارج منها کذلک زین للکافرین ما کانوا یعملون

آیا کسی که مرده بود پس او زنده کردیم و برایش نوری قرار دادیم که با آن میان مردم راه می رود همانند کسی است که در ظلمات است و راهی به خروج از آن ندارد؟اینگونه اعمال کافران را برایشان زینت می دهیم.

شخصی که در پوششی از نور خداوند و علم به حق تعالی قرار گرفته به سمت همان اشیاء قبلی حرکت می کند ولی اینبار با نگرش توحیدی به آنها می نگرد و نگاهی نورانی دارد که همه چیز و همه کس را در قبضه قدرت و سلطنت خداوند جل و علا می بیند.
با توضیحات فوق معنای کلامی که از محیی الدین بن عربی(رضوان الله علیه)نقل کردیم هم روشن می شود که در آن حرکت پس از حیرت را حرکت واقعی دانسته بودند و نیز آن را وجود حقیقی دانسته بودند؛چرا که شخصی که به مقام حیرت رسیده است شهود می کند که طبق"توحید افعالی" تمام حرکات و سکنات خودش را به طفیلی خداوند انجام می دهد چون خودش را غرقه در آن وجود حقیقی می داند در حالی که پیش از ورود به مقام حیرت برای خودش وجودی مستقل از خداوند لحاظ می کرد و در نتیجه طبق تفکر"وحدت عددی"خداوند را محدود فرض می کرد و زندگی او سراسر شرک خفی یا جلی بود اما با ورود به این مقام همه را به طفیلی حق تعالی می داند و در ید قدرت او می بیند.
چنین شخصی با چشم جانش شهود می کند که حق تعالی به همه کثرات احاطه قیومی دارد و همه ماسوی الله محتاج خداوند هستند.در پهنه ملک و ملکوت عجایب و غرائبی پیش روی این شخص ظاهر می شود که ضمن اینکه با هم اختلاف و تفاوت دارند ولی همه را یک حقیقت به نام"الله"ظهور می دهد و همان حقیقت هم به همه آنها احاطه دارد و همان حقیقت نیز آنها را از پیش روی عارف محو می کند.شخص وارد شده به این مقام تجلیات مدام و پی در پی وجودی را در جان خودش هم شهود می کند و سلطه وجود لایتناهی بر جانش را هم با چشم دل می بیند.به تعبیر خواجه حافظ شیرازی:

حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد این همه نقش در آیینه اوهام افتاد

یعنی تمام کثراتی را که پیش روی خودم می بینم همه از جلوه تو است.این مربوط به عالم پیش روی حافظ بود.اما در ادامه همین غزل می خوانیم:

هر دمش با من دلسوخته لطفی دگر است این گدا بین که چه شایسته انعام افتاد

این بیت یعنی هر کمالی را هم که در جان خودم می بینم نیز همه از تجلی لطف تو به من است و من سراپا عین فقر به تو هستم:
 یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو العنی الحمید
در "فص شعیبی"توضیح دادیم که قلب انسان یا همان نیروی ادراک او در دریافت هر تجلی به شکل و اندازه همان تجلی در می آید.قلب انسان یک لحظه هم آرام و قرار ندارد و هر دم یا درگیر حدیث نفس و تخیلات شیطانی است و یا مشغول الهامات ربانی و القائات ملکی است.در یک کلام قلب و نیروی ادراک انسان یک دم بیکار نیست و ذات او اینچنین سرشته شده است که پیوسته مشغول چیزی باشد.به آیه زیر از سوره فصلت توجه بفرمایید:
 و قالوا قلوبنا فی اکنه مما تدعونا الیه و فی آذاننا وقر و من بیننا و بینک حجاب فاعمل اننا عاملون

و گفتند دلهای ما در پرده ای نسبت به آنچه که ما را بدان دعوت می کنی می باشد و در گوش های ما سنگینی است و میان ما و تو حجابی است پس تو کار خودت را انجام بده و ما هم کار خود را می کنیم.

در این آیه اشاره شده که میان دلهای کافران با معارف الهی که پیامبر(ص)برایشان بیان می کرد حجاب بوده است اما گفتیم که قلب انسان به طور مطلق در حجاب نمی رود و همیشه مشغول چیزی است پس قلب کافرانی که از پذیرش معارف آسمانی سرباز می زند بایستی مشغول چیز دیگری باشد.آیه زیر از سوره مومنون به این مطلب اشاره می کند:
 بل قلوبهم فی غمره من هذا و لهم اعمال من دون ذلک هم لها عاملون

بلکه دلهایشان غوطه ور در چیزی غیر از اینهاست و برایشان اعمالی غیر از این است که آن را انجام می دهند.

پس حتی قلب کافران هم بیکار نیست و مشغول چیزی است منتها چون آنها به حقیقت عالم که همه را احاطه کرده است توجه ندارند مشغول کثرات هستند به طوری که آنها را مستقل از حق تعالی فرض می کنند پس گرفتار شرک ذاتی و صفاتی و افعالی می شوند و این سرگردانی و حیرت ناپسند است اما کسی که به شناخت خداوند رسیده است با اینکه به همان کثرات و ماهیات نگاه می کند ولی آنها را مندک در وجود لایتناهی و به عنوان ظهورات خداوند می بینند پس نه گرفتار شرک خفی می شود و نه گرفتار شرک جلی است.چنین شخصی خود را غرقه در دریای بی پایان فضل الهی و تجلیات لایتناهی او می بیند و این حیرت محمود و پسندیده است.
در سوره احقاف می خوانیم:
 قُلْ‌ ما کُنْتُ‌ بِدْعاً مِنَ‌ الرُّسُلِ‌ وَ ما أَدْرِی ما یُفْعَلُ‌ بِی وَ لا بِکُمْ‌ ان اتبع الا ما یوحی الی و ما انا الا نذیر مبین

بگو من نسل تازه ای از پیامبران نیستم(بلکه روشم همان روش است)و نمی دانم که با من و شما چه خواهد شد من تبعیت نمی کنم جز آنچه را که به من وحی می شود و من نیستم جز انذار دهنده ای آشکارا.

اینکه در آیه بیان می شود که من نمی دانم که سرنوشت من و شما چه خواهد شد مربوط به حیرت بعد از وصول به خداوند و پس از معرفت به اوست که طبق آن پیامبر(ص)از برای خودش هیچ علمی ندارد و هر چه را که از عوالم بالاتر وجودی به مردم می گوید از جانب خداست لذا در ادامه آیه می گوید که من فقط از وحی تبعیت می کنم.پس حیرتی که در این مقام است حیرت محمود و پسندیده است زیرا در عین حالی که عبد متحیر در کار حق تعالی است و علم خود را از آینده نفی می کند و حوادث آینده را در ید قدرت خداوند می داند ولی چون خود را فانی در خداوند کرده است با علم او سخن می گوید.
اما حیرت قبل از علم یعنی شخص سر خود است و اصلا کاری به معارف آسمانی ندارد لذا مطلقا خبری از قیامت و عوالم بعدی آفرینش ندارد و در یک کلام ایمانی به ادیان آسمانی نمی آورد و در لذت های مادی دست و پا می زند و در میان کثرات و مخلوقات سرگردان و حیران شده است.

بخوانید ::   - قاعده الواحد
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *