خلیفه هویت غیبیه

خلیفه هویت غیبیه

خلیفه هویت غیبیه

خلیفه هویت غیبیه نام دیگری برای احدیت ذاتی وجود است که بقیه خلافت ها سایه همین خلافت می باشند.پس علاوه بر ذات احدیت و حجاب نورانی آن تعین وجودی را خلیفه هویت غیبیه نیز می نامیم چرا که همانند یک واسطه برای مراتب پایین تر عمل می کند.

امام خمینی(قدس سره)در ادامه همان مبحث مصباح های پیشین ادامه می دهند که به دلیل این که اسم ها و صفات کثیر نمی توانند مستقیما از هویت غیبیه وجود کسب فیض و تجلی کنند پس به ناچار در این میان باید یک تجلی به عنوان خلیفه هویت غیبیه وجود داشته باشد که فیض را از هویت غیبیه گرفته و به مراتب پایین تر برساند و به بیان دیگر واسطه در تجلی بشود.

حجاب نورانی ای که بین اسم”الله”و هویت غیبیه وجود می باشد و در مصباح پیشین به آن اشاره شد همان خلیفه هویت غیبیه و واسطه فیض و تجلی برای مراتب پایین تر وجودی است.

امام(ره)می فرمایند: این حجاب صبح ازل را می شکافد و از آنجا ظهور می کند و اول را به آخر متصل می گرداند.

توضیح مطلب بدین شرح است که هر مرتبه ای از هستی از ابتدا تا انتهای مراتب پایین تر از خود را در برمی گیرد و بر تمام مراتب پایین تر از خود اشراف و سلطه کامل دارد به طوری که هیچ چیزی از مرتبه پایین تر وجود از گستره ذات مرتبه بالاتر بیرون نیست و همگی مندک در مرتبه بالاتر از خود می باشند.

حجابی که بین اسم”الله”و هویت غیبیه وجود قرار دارد چون پس از هویت غیبیه در بالاترین مرتبه از هستی لایتناهی قرار دارد، از ابتدا تا انتهای تمامی مراتب پایین تر هستی را در خود دارد و وجودی است که بر تمامی آنها کشیده شده است و همه مندک و متلاشی در آن حقیقت اعظم می باشند.به همین دلیل که آن حجاب نورانی تمامی مراتب پایینی وجود را در بردارد از صبح ازل تا شام ابد با اینکه در ظاهر امر برای ما که در این دنیا هستیم حکم بی نهایت را دارد ولی نسبت به آن مقام والا و حجاب نورانی در حکم یک لحظه و بلکه یک آن است به عبارت دقیق تر اصلا به حساب نمی آید و از ازل تا ابد همگی مندرج در آن حجاب نورانی است.

روی همین حساب امام خمینی(ره)می فرمایند:آن حجاب نورانی که خلیفه هویت غیبیه نامیده شد،اول را به آخر متصل می گرداند چون همه آنها را در بردارد و هیچ چیز از ذات او بیرون نیست.

اما اینکه گفتیم مرتبه بالایی وجود تمام مراتب پایین تر وجودی را دارا می باشد هرچند این نکته را اثبات می کند که مراتب پایین تر قبلا در مراتب بالاتر حضور داشته اند ولی به این معنی نیست که مراتب پایین تر در مراتب بالاتر ظهور هم داشته اند چون اگر ظهور داشتن آنها را لحاظ کنیم آن وقت وارد مرتبه ای پایین تر از وجود شده ایم که مرتبه بالایی در آن مرتبه پایینی به تفصیل در آمده است البته مرتبه پایینی هنوز هم در قلمرو مرتبه بالایی مندک است و تحت اشراف آن می باشد و در حیطه قلمرو آن قرار دارد.

قاعده فوق در تمام مراتب وجودی جریان دارد و مخصوص خلیفه هویت غیببه نمی باشد چون تمام مراتب هستی لایتناهی در مراتب پایین تر از خود به صورت تفصیلی ظهور می کنند هرچند این تفصیل ها در مراتب قبلی هم به طور اندماجی و فشرده بوده است ولی به طور تفصیلی ظهوری نداشته است.

حال بر اساس همین قاعده ای که امام خمینی(ره)بیان فرمودند به این نتیجه دست پیدا می کنیم که تمام حوادث عالم خلقت و حتی اعمال ما باید در علم خداوند بوده باشند و چون آن مرتبه از وجود یعنی علم خداوند نسبت به مرتبه ای که هم اکنون آن را ادراک می کنیم در رتبه بالاتری می باشد پس تمام عالم خلقت را در برگرفته و همه تحت فیض آن مرتبه کار می کنند. دقیقا بر اساس همین حقیقت تکوینی در روایات اهل بیت(ع) اشاره شده است که اعمال ما قبلا در علم خداوندی گذشته است(البته جبری هم در کار نیست چون اختیار ما هم در مراتب قبلی در نظر گرفته شده است که البته توضیح آن بخشی جداگانه می طلبد).

باز بر اساس همین قاعده صورت علمی ماهیات که در علم خداوند هستند نیز در مرتبه ای بالاتر از وجود مندک می شوند و به طور اجمالی در آن مرتبه بالاتر از خودشان حضور داشته اند و از آن مرتبه بالایی در علم خداوند متجلی شده اند پس آن مرتبه بالایی که همان مرتبه اسماء و صفات است تمام صورت های علمی را فرا گرفته است و حتی هنگامی که صورت علمی مخلوقات در عالم خارجی متجلی می شود باز هم اسماء و صفات خداوند آنان را در برگرفته است، چون همیشه مرتبه بالایی همراه مراتب پایین تر حضور دارد وگرنه مراتب پایینی معدوم می شدند و اصولا مراتب پایینی وجود تحت اشراف مراتب بالایی شکل می گیرد. مولا علی(ع) در دعای کمیل به این حقیقت که اسمای حسنی از مراتب بالایی وجود تمام مخلوقات را که در مراتب پایینی وجود هستند پر کرده است و در سرتاسر کالبد مخلوقات حضور دارد اینگونه اشاره می فرمایند:

و باسمائک التی ملات ارکان کل شیء

اما مرتبه بالاتر از اسمای جزئی یعنی اسم ” الله ” که سر دسته همه اسماء است چون در مرتبه بالاتری از اسم های جزئی قرار دارد همه اسم های دیگر را در بردارد.

باز بر همین روال خود اسم ” الله ” در احدیت ذاتی مندک است پس احدیت ذاتی به اسم ” الله ” و نیز اسمای جزئی که در سیطره اسم ” الله ” هستند و همچنین بر مخلوقاتی که تحت سیطره اسمای حسنی ظهور می کنند احاطه و اشراف دارد.

اما خود احدیت ذاتی که جانشین و خلیفه هویت غیبیه بود نیز در هویت غیبیه مندک است پس هویت غیبیه هم احدیت ذاتی و هم تمام مراتب وجودی پایین تر را در برگرفته است بدون اینکه خودش به صفات آنها متصف شود. روی همین حساب هم قرآن کریم می فرماید:

و هو معکم اینما کنتم

واژه ” هو ” اشاره به هویت محض و غیبیه وجود دارد که همه جا و همیشه با ماست ولی ما فقط در حد خودمان با او هستیم یعنی در حد همین مخلوقات و نه بیشتر از آن؛ پس او با ما هست ولی ما با او نیستیم چون از آنجاییکه در مراتب پایینی وجود ظهور کرده ایم به حقیقت هویت غیبیه راهی نداریم.

پس هیچ کس به حقیقت هویت غیبیه راهی ندارد چون هویت غیبیه از اصل آفرینش و ظهور همه شکن های وجودی فراتر و والاتر است و تمام مراتب پایینی وجود نسبت به هویت غیبیه در حکم عدم هستند چون هیچ ظهوری ندارند بنابراین پس از هویت غیبیه ابتدا احدیت ذاتی که خلیفه هویت غیبیه است ظهور می کند و پس از آن تعینی به اسم”الله” نمایان می شود سپس نوبت به ظهور اسمای جزئیه می رسد و در مرتبه بعدی آن اسمای حسنی، صورت های علمی مخلوقات را در علم خداوند ظهور می دهند و در مرتبه آخر صورت های علمی به صورت مخلوقات در عالم خارجی هم منعکس می شوند.

ذات احدیت خداوند چون به عنوان خلیفه هویت غیبیه در مرتبه ای بالاتر از مرتبه اسمای حسنی ظهور کرده است، از ازل تا ابدِ تمام مراتب پایین تر وجودی را در بردارد و همه مراتب پایین تر وجودی در آن مرتبه والا فانی می شوند البته خودِ خلیفه هویت غیبیه هم در هویت غیبیه مستهلک و مندک می گردد.

بخوانید ::   - دیگر
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *