خلیفه هویت غیبیه

0
143
خلیفه هویت غیبیه

خلیفه هویت غیبیه

خلیفه هویت غیبیه

خلیفه هویت غیبیه نام دیگری برای احدیت ذاتی وجود است و بقیه خلافت هایی که در گستره وحدت وجود حق تعالی ظهور می کنند سایه همین خلافت می باشند.

پس اولین مرتبه وجود را علاوه بر دو اسم “ذات احدیت” و “حجاب نورانی”، خلیفه هویت غیبیه نیز می نامیم چرا که همانند یک جانشین برای مراتب پایین تر عمل می کند.

امام خمینی(قدس سره)در ادامه همان مبحث مصباح های پیشین ادامه می دهند که به دلیل این که اسم ها و صفات کثیر نمی توانند مستقیما از هویت غیبیه وجود کسب فیض و تجلی کنند پس به ناچار در این میان باید یک تجلی به عنوان خلیفه هویت غیبیه در کار باشد که فیض را از هویت غیبیه گرفته و به مراتب پایین تر برساند و به بیان دیگر جانشین هویت غیبیه بشود چون خودِ هویت غیبیه با مراتب وجودی سر و کار ندارد.

حجاب نورانی ای که بین اسم”الله”و هویت غیبیه وجود می باشد و در مصباح های پیشین به آن اشاره شد همان خلیفه هویت غیبیه و واسطه فیض و تجلی برای مراتب پایین تر وجودی است.

امام(ره)می فرمایند: این حجاب صبح ازل را می شکافد و از آنجا ظهور می کند و اول را به آخر متصل می گرداند.

توضیح مطلب بدین شرح است که هر مرتبه ای از هستی از ابتدا تا انتهای مراتب پایین تر از خود را در برمی گیرد و بر تمام مراتب پایین تر از خود اشراف و سلطه کامل دارد به طوری که هیچ چیزی از مرتبه پایین تر وجود از گستره ذات مرتبه بالاتر بیرون نیست و همگی مندک در مرتبه بالاتر از خودشان می باشند.

حجابی که بین اسم”الله”و هویت غیبیه وجود قرار دارد چون پس از هویت غیبیه در بالاترین مرتبه از هستی لایتناهی قرار دارد، از ابتدا تا انتهای تمامی مراتب پایین تر هستی را در خود دارد و وجودی است که بر تمامی آنها کشیده شده است و همه مندک و متلاشی در آن حقیقت اعظم می باشند.به همین دلیل که آن حجاب نورانی تمامی مراتب پایینی وجود را در بردارد از صبح ازل تا شام ابد با اینکه در ظاهر امر برای ما که در این دنیا هستیم حکم بی نهایت را دارد ولی نسبت به آن مقام والا و حجاب نورانی در حکم یک لحظه و بلکه یک آن است به عبارت دقیق تر اصلا به حساب نمی آید و از ازل تا ابد همگی مندرج در آن حجاب نورانی است.

روی همین حساب امام خمینی(ره)می فرمایند:آن حجاب نورانی که خلیفه هویت غیبیه نامیده شد،اول را به آخر متصل می گرداند چون همه آنها را در بردارد و هیچ چیز از ذات او بیرون نیست. اینکه یکی از اسم های وجود حق تعالی در دعاها اسم شریف ” واصل ” می باشد‌ ریشه در همین حقیقت دارد که او کران تا کران مراتب وجودی را در برگرفته و به هم متصل می کند و اگر دو مخلوق هم بخواهند در یک مکان به هم برسند این کار را به طفیلی وجود خداوند انجام می دهند که یک حقیقت یک پارچه و واحد و بسیط است وگرنه کثرات جدای از وجود هیچ گاه به یکدیگر مربوط نمی شوند.

اما اینکه گفتیم مرتبه بالایی وجود تمام مراتب پایین تر وجودی را دارا می باشد هرچند این نکته را اثبات می کند که مراتب پایین تر قبلا در مراتب بالاتر حضور داشته اند ولی به این معنی نیست که مراتب پایین تر در مراتب بالاتر ظهور هم داشته اند چون اگر ظهور داشتن آنها را لحاظ کنیم آن وقت وارد مرتبه ای پایین تر از وجود شده ایم که مرتبه بالایی در آن مرتبه پایینی به تفصیل در آمده است البته مرتبه پایینی هنوز هم در قلمرو مرتبه بالایی مندک است و تحت اشراف آن می باشد و در حیطه قلمرو آن قرار دارد.

قاعده فوق در تمام مراتب وجودی جریان دارد و مخصوص خلیفه هویت غیببه نمی باشد چون تمام مراتب هستی لایتناهی در مراتب پایین تر از خود به صورت تفصیلی ظهور می کنند هرچند این تفصیل ها در مراتب قبلی هم به طور اندماجی و فشرده حاضر بوده است ولی به طور تفصیلی ظهوری نداشته است.

حال بر اساس همین قاعده ای که امام خمینی(ره)بیان فرمودند به این نتیجه دست پیدا می کنیم که تمام حوادث عالم خلقت و حتی اعمال ما باید در علم خداوند بوده باشند و چون آن مرتبه از وجود یعنی علم خداوند نسبت به مرتبه ای که هم اکنون آن را ادراک می کنیم در رتبه بالاتری می باشد پس تمام عالم خلقت را در برگرفته و همه تحت فیض آن مرتبه کار می کنند. دقیقا بر اساس همین حقیقت تکوینی در روایات اهل بیت(ع) اشاره شده است که اعمال ما قبلا در علم خداوندی گذشته است(البته جبری هم در کار نیست چون اختیار ما هم در مراتب قبلی در نظر گرفته شده است که البته توضیح آن بخشی جداگانه می طلبد).

باز بر اساس همین قاعده صورت علمی ماهیات که در علم خداوند هستند نیز در مرتبه ای بالاتر از وجود مندک می شوند و به طور اجمالی در آن مرتبه بالاتر از خودشان حضور داشته اند و از آن مرتبه بالایی در علم خداوند متجلی شده اند پس آن مرتبه بالایی که همان مرتبه اسماء و صفات است تمام صورت های علمی را فرا گرفته است و حتی هنگامی که صورت علمی مخلوقات در عالم خارجی متجلی می شود باز هم اسماء و صفات خداوند آنان را در برگرفته است، چون همیشه مرتبه بالایی همراه مراتب پایین تر حضور دارد وگرنه مراتب پایینی معدوم می شوند و اصولا مراتب پایینی وجود تحت اشراف مراتب بالایی شکل می گیرد. مولا علی(ع) در دعای کمیل به این حقیقت که اسمای حسنی از مراتب بالایی وجود تمام مخلوقات را که در مراتب پایینی وجود هستند پر کرده است و در سرتاسر کالبد مخلوقات حضور دارد اینگونه اشاره می فرمایند:

و باسمائک التی ملات ارکان کل شیء

اما مرتبه بالاتر از اسمای جزئی یعنی اسم ” الله ” که سر دسته همه اسماء است چون در مرتبه بالاتری از اسم های جزئی قرار دارد همه اسم های دیگر را در بردارد.

باز بر همین روال خود اسم ” الله ” در احدیت ذاتی مندک است پس احدیت ذاتی به اسم ” الله ” و نیز اسمای جزئی که در سیطره اسم ” الله ” هستند و همچنین بر مخلوقاتی که تحت سیطره اسمای حسنی ظهور می کنند احاطه و اشراف دارد.

اما خود احدیت ذاتی که جانشین و خلیفه هویت غیبیه بود نیز در هویت غیبیه مندک است و روی همین حساب هم هرچند همه مراتب وجودی و شکن ها و تعینات نسبت به هویت غیبیه معدوم می باشند ولی به دلیل اندکاک آنها و متلاشی شدن آنها در هویت غیبیه قرآن کریم معیت و همراهی مراتب پایین تر وجودی را به خودِ وجود که همان هویت غیبیه می باشد نیز نسبت می دهد. بر همین مبنا در سوره حدید می خوانیم:

و هو معکم اینما کنتم

واژه ” هو ” اشاره به هویت محضه و حقیقت غیبیه وجود دارد که همه جا و همیشه با ماست ولی ما فقط در حد خودمان با او هستیم یعنی در حد همین مخلوقات و نه بیشتر از آن؛ پس او با ما هست ولی ما با او نیستیم چون از آنجاییکه در مراتب پایینی وجود ظهور کرده ایم به حقیقت وجود یا همان هویت غیبیه راهی نداریم.

پس هیچ کس به حقیقت هویت غیبیه راهی ندارد چون هویت غیبیه از اصل آفرینش و ظهور همه شکن های وجودی فراتر و والاتر است و تمام مراتب پایینی وجود نسبت به هویت غیبیه در حکم عدم هستند چون هیچ ظهوری ندارند بنابراین پس از هویت غیبیه ابتدا احدیت ذاتی که خلیفه هویت غیبیه است ظهور می کند و پس از آن تعینی به اسم”الله” نمایان می شود سپس نوبت به ظهور اسمای جزئیه می رسد و در مرتبه بعدی آن اسمای حسنی، صورت های علمی مخلوقات را در علم خداوند ظهور می دهند و در مرتبه آخر صورت های علمی به صورت مخلوقات در عالم خارجی هم منعکس می شوند؛ اما از آنجاییکه تمام مراتب وجود نهایتا در هویت غیبیه مندک و متلاشی می گردند در قرآن کریم برخی از کارهایی که در مراتب وجودی مثل عالم خلقت رخ می دهد را نیز با ضمیر غایب “هو” به هویت غیبیه نسبت می دهد.

ذات احدیت خداوند چون به عنوان خلیفه هویت غیبیه در مرتبه ای بالاتر از مرتبه اسمای حسنی ظهور کرده است، از ازل تا ابدِ تمام مراتب پایین تر وجودی را در بردارد و همه مراتب پایین تر وجودی در آن مرتبه والا فانی می شوند البته دانستیم که خودِ خلیفه هویت غیبیه هم در هویت غیبیه مستهلک و مندک می گردد.

نکته آخر اینکه هویت غیبیه همان حقیقت وجود است و خلیفه هویت غیبیه اولین مرتبه از مراتب وجود است که به طفیلی حقیقت وجود ظاهر می شود و یک تعین نامحدود است که درون قلمرو او هیچ تعین دیگری نیست بلکه همه شکن ها و ظهورات وجودی در مراتب پایین تر از آن متجلی می شوند.

بخوانید ::   خلیفه

پاسخ ترک

Please enter your comment!
Please enter your name here

*

code