– سری نازک

"ادراک ادراک، بنابر غلبۀ بطون از شدت ظهـور مـسما است به ظاهر و حق، و ادراک عـدم ادراک بنـابر غلبـۀ ظهـور از شـدت بطـون مسما است به باطن و خلق. هوالاول و الآخر و الظاهر و الباطن."
شرح:
ادراکِ ادراک یا هشیار شدن و توجه به معرفت عمومی که در جان همه کائنات است یعنی سفر کردن به مرتبه فطرت و اصل ذات خود چرا که در مرتبه فطرت همه ما خدا را می شناسیم.
این مطلب را می توان به گونه ای دیگر بیان کرد و آن اینکه بگوییم معرفت ذاتی و فطری ما به ظاهر ما آمده است و در نتیجه ما به آن هشیار شده ایم.
پس هم می توان گفت که ما از ظاهرنگری خودمان به باطن خویش سفر کرده ایم و هم می توان گفت که باطن ما به ظاهرمان آمده است در هر دو فرض به هر حال ما با باطنمان پیوند خورده ایم و تجلی خداوند را در جان خویش شهود می کنیم و این یعنی معرفت به حق تعالی.
پس باطن ما که سراسر معرفت به خداست آنچنان ظهوری پیدا کرده است که شناخت خداوند ظاهر ما را هم فراگرفته است.
این مربوط به ادراکِ ادراک یا همان هشیار شدن به شناخت اولیه خودمان نسبت به خداوند بود اما ادراکِ عدمِ ادراک و اینکه یقین کنیم که نمی توانیم علمی به خداوند بدست بیاوریم مربوط به هویت غیبیه حق تعالی است که امام رضا(ع)در توحید صدوق می فرمایند:

کنهه تفریق بینه و بین خلقه
کنه او با خلقش جدایی دارد.

منظور از کنه در روایت فوق همان هویت غیبیه وجود است که هیچ شناختی به آن تعلق نمی گیرد.
اما دلیل اینکه هیچ شناختی به هویت غیبیه تعلق نمی گیرد این است که ما همیشه وجود را یا در حجاب های ظلمانی که همان مخلوقات مادی هستند و یا در حجاب های نورانی که همان مخلوقات مجرد و اسمای حسنی هستند شهود می کنیم و اگر کسی بتواند همه حجاب های پیش چشم قلبش را کنار بزند هیچ گاه نخواهد توانست آخرین حجاب یعنی حجاب اسماء و صفات را هم کنار بزند چون اسمای حسنی مبدا ظهور مخلوقات هستند و اگر فرض کنیم کسی توانسته حجاب اسماء را کنار بزند به این معنی است که از اصل آفرینش خودش فراتر رفته است و این محال است.
پس هیچ کس نخواهد توانست از مرتبه اسمای حسنای وجود فراتر رود و به هویت غیبیه علم پیدا کند در نتیجه هویت غیبیه برای همیشه از ما مخلوقات پنهان خواهد بود.
اما پنهان بودن هویت غیبیه به این معنا نیست که آن مرتبه در درون چیزی مخفی شده باشد بلکه به این معناست که ظهورات آن یعنی اسماء و صفات مانع دسترسی به آن می شوند چون دانستیم که ما نمی توانیم اسماء و صفات را کنار بزنیم.
به عبارت دیگر ظهورات هویت غیبیه یعنی اسماء و صفاتی که تحت اشراف آن هستند مانع دسترسی به خودِ هویت غیبیه می شوند پس هویت غیبیه از شدت ظهورش مخفی مانده است و ما نمی توانیم نسبت به آن دسترسی داشته باشیم و به ناچار وقتی که می خواهیم درباره آن صحبت کنیم تصویری ذهنی را در اندیشه خود صورت می دهیم و درباره تصویر ذهنمان صحبت می کنیم حال آنکه تصویر ذهنی ما فقط یک مخلوق است و اصلا ربطی به هویت غیبیه ندارد.
در نگاه کلی وجود لایتناهی هر آنچه که ما شهود می کنیم و یا نمی کنیم را در برگرفته است و این دسته بندی ها فقط نسبت به ما مخلوقات محدود جلوه می کند و خودِ وجود ضمن اینکه همه این مراتب را فراگرفته است ولی در ذات مقدس خودش از تمام رتبه بندی ها منزه و مبراست:
هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم

بخوانید ::   - مصباح پنجاه و سوم
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *