– علم ذاتی و فعلی

علم ذاتی و فعلی

علم ذاتی و فعلی

در شرح این بخش از کتاب به توضیح علم ذاتی و فعلی وجود لایتناهی می پردازیم و یادآور می شویم که علم فعلی خداوند درست مطابق همان علم ذاتی شکل می گیرد.

امام خوبی ها خمینی کبیر(قدس الله نفسه الزکیه)در این مصباح اشاره می فرمایند که با توجه به مطالبی که تا اینجا دانستیم باید قادر باشیم مفهوم این حدیث امام صادق(ع)که در اصول کافی آمده است را متوجه شویم:

إنّ‌ للّه علمین : علم مکنون مخزون لایعلمه إلاّ هو ؛ من ذلک یکون البداء و علم علّمه ملائکته و رسله و أنبیائه فنحن نعلمه

امام صادق(ع)می فرمایند:همانا برای خدا دو نوع علم می باشد: علم پنهان و ذخیره شده که کسی جز خودش آن را نمی داند و “بدا”از آن مرتبه ظهور می کند.؛و علم دیگری که آن را به ملائکه و پیغمبران(ع)و انبیاء آموخته است پس ما هم آن را می دانیم.

در بخش “کتاب”از اصطلاحات توضیح دادیم که در مرتبه ام الکتاب که قضای کلی حق تعالی در آن مرتبه صورت می گیرد تمامی جزئیات عوالم خلقت که در مراتب بعدی ظهور می کند حاضر می باشد ولی ظهوری ندارد و در مراتب بعدی یعنی لوح محفوظ و لوح قدر و مرتبه محو و اثبات، یکی پس از دیگری ظاهر می شود. در مصباح پیشین نیز توضیح دادیم که در قضای الهی همه حوادث با جزئیات کاملشان حضور دادند ولی ظهوری ندارند که اگر ظهور آنها را در نظر بگیریم وارد مراتب بعدی وجودی شده ایم و به مراتب پایین تر نظر انداخته ایم.

اکنون درباره علم ذاتی و فعلی خداوند می گوییم که اگر کسی بتواند به آن مراتب والای وجودی احاطه پیدا کند در علم ذاتی خداوند فانی می شود آنگاه اگر به مراتب پایین تر وجودی بنگرد خواهد دید که علم فعلیِ وجود لایتناهی دقیقا مطابق علم ذاتی او متجلی می گیرد.

اگر پذیرفتیم که در مرتبه ام الکتاب یا همان قضای الهی علاوه بر قواعد کلی تمامی حوادث جزئی هم حاضر هستند هر چند ظهوری ندارند پس تمامی دگرگونی ها و تغییرات غیر منتظره ای که بر خلاف انتظار و پیش بینی ما در عالم دنیا رخ می دهد و ما از آنها تحت عنوان”بدا”یاد می کنیم هم بایستی قبلا در آن مرتبه یعنی ام الکتاب و قضای الهی حضور داشته باشند و از آنجا در مراتب پایین تر به صورت حوادث غیر منتظره و ” بدا ” جلوه گر شوند.پس خود مرتبه ام الکتاب یا همان قضای الهی به هیچ وجه قابل تغییر نیست چون هر چیزی که بنا بر تغییر کردن داشته است آن تغییر و دگرگونی قبلا در آنجا ثبت و ضبط شده است و در نتیجه خود آن مرتبه تغییری نخواهد کرد.

درباره علم ذاتی و فعلی خداوند هم قضیه از همین قرار است یعنی علم ذاتی به هیچ وجه تغییر نمی کند ولی علم فعلی خداوند از آنجاییکه به واسطه تجلی آن وجود مقدس در کالبد مخلوقات بدست می آید حالت منتظره دارد هرچند در مرتبه علم ذاتی مشخص است که علم فعلی چگونه رقم خواهد خورد ولی هنگامی که از درون خودِ علم فعلی به آینده نگاه کنیم باید منتظر بمانیم تا ببینیم چه حادثه ای پیش می آید و به آن علم پیدا کنیم.

در مبحث علم ذاتی و فعلی مبرهن است که علم ذاتی مربوط به مرتبه قبل از آفرینش مخلوقات می باشد و اشراف کامل داشتن بر آن مرتبه بالایی از وجود مختص حق تعالی می باشد و هر چند اولیای بزرگ خداوند مثل ائمه اطهار(ع)هم در برخی حالاتشان که در اوج مراتب ذات مطهر خویش قرار داشته باشند می توانند نسبت به آن مرتبه از وجود دسترسی پیدا کنند ولی اولا این کار را به طفیلی حق تعالی و ثانیا فقط در برخی مواقع خاص انجام می دهند مثلا پیامبر اکرم(ص)در برخی حالات شب معراج این کار را به طفیلی خداوند انجام دادند.روی همین حساب هم در حدیث ذکر شده علم آن مختص خود خداوند دانسته شده است.

اما برای اولیاء الله دسترسی به مراتب پایین تر از ام الکتاب و قضای الهی یعنی هنگامی که قدر ربوبی در عالم هستی ظهور می کند کار دشواری نیست.

پس درباره علم ذاتی و فعلی خداوند باید بدانیم که فنای در علم ذاتی او کاری دشوار است ولی در آخرین مرتبه ظهور قدر ربوبی یعنی همین عالم ناسوت و دنیایی که هم اکنون در آن می باشیم این کار برای همگان نیز میسور است چون در نگاه دقیق عرفانی وقتی که به خلقت خداوند نگاه می کنیم در واقع در حال تماشای علم فعلی خداوند می باشیم که خودمان هم به عنوان یک رشحه از آن، غرقه در آن می باشیم.

به طور خلاصه باید گفت که علم ذاتی و فعلی خداوند از مراتب بالا تا پایین وجود را پر کرده است و هر کس در مراتب بالاتر فانی شود بیش از بقیه علم ذاتی را شهود خواهد کرد و هر کس در مرتبه پایین تر باشد علم فعلی را بیشتر شهود می کند.

بر طبق همین قاعده علم ذاتی و فعلی نکته ای را درباره برخی روایات نقل می کنیم و آن اینکه اگر در حدیثی از امام معصوم(ع)وقوع حادثه ای پیش گویی شده است که در زمان خاص خودش با کمی تغییر رخ می دهد یا اصلا طور دیگری اتفاق می افتد برای این است که وقتی امام معصوم(ع)آن واقعه را پیش گویی می کرده اند از روی ام الکتاب آن را نگفته اند بلکه از مراتب پایین تر مثل لوح قدر آن را شهود کرده اند و برای ما بیان نموده اند.در نتیجه امکان این هست که حادثه ذکر شده دستخوش تغییر شده باشد و در آن” بدا “رخ داده باشد؛اما اگر معصوم(ع)چیزی را با نظر به ام الکتاب یا همان مرتبه قضای الهی که علم ذاتی خداوند است پیش بینی کنند عینا همان حادثه ای که در کلام امام معصوم(ع)ذکر شده است با تک تک جزئیاتش و بدون هیچ تغییری اتفاق خواهد افتاد.

پس نکته بعدی که در بحث علم ذاتی و فعلی خداوند بیان می کنیم این است که منشا و سرچشمه ” بدا ” یا حوادث غیر قابل پیش بینی همان مرتبه علم ذاتی خداوند قبل از آفرینش مخلوقات در عالم خارجی می باشد یعنی هنگامی که مخلوقات فقط در علم خداوند حاضر هستند، هر چند ظهور ” بدا ” در مراتب بعدی خلقت مثل عالمی که هم اکنون در آن هستیم، آشکار می شود.

در اواخر سوره جن می خوانیم:

عالم الغیب فلایظهر علی غیبه احدا
الا من ارتضی من رسول فانه یسلک من بین یدیه و من خلفه رصدا
لیعلم ان قد ابلغوا رسالات ربهم و احاط بما لدیهم و احصی کل شیء عددا

((او دانای به غیب است.پس کسی را از غیبش آگاه نمی کند مگر اینکه از فرستادگان مورد رضایت او باشد.پس خداوند از پیش رو و از پشت سر او نگهبانانی می گمارد تا بداند که آن فرستاده، رسالت پروردگارش را ابلاغ کرده است و به سراسر ذات فرستاده اش احاطه دارد و خداوند هر چیزی را به عددی مشخص به شمارش در آورده است)).

آیات فوق به سبکی ویژه علم ذاتی و فعلی وجود لایتناهی را بیان می کند:

در آیه نخست عبارت”عالم الغیب”به مرتبه ای از علم خداوند اشاره دارد که نسبت به ما پنهان می باشد و خداوند هیچ کس را جز آن کسی که از او راضی باشد به آن مرتبه آگاه نمی کند، آنچه ما در عالم پیش رویمان به اسم حوادث غیر قابل پیش بینی یا ” بدا ” می شناسیم همه و همه با تمام جزئیاتشان در آن مرتبه غیبی گذشته است پس خودِ آن مرتبه تغییری نمی کند چون همه تغییرها در آن لحاظ شده و اگر بنا باشد خودِ آن مرتبه هم تغییری کند بایستی آن را زیرمجموعه مرتبه ای بالاتر از علم فرض کنیم که این نگرش باطل است.

امام باقر(ع)در اصول کافی ذیل این آیه می فرمایند:

و کان والله محمد ممن ارتضاه

یعنی به خدا سوگند که محمد(ص)از کسانی است که مورد رضایت است و خداوند علم غیبی خود را به او آموخته است.

این جمله امام باقر(ع) اشاره به همان نکته ای دارد که اشاره شد مبنی بر اینکه انسان کامل اگر در اوج درجات وجودی خودش قرار گیرد می تواند آن مرتبه غیبی را با همه جزئیاتش مثل ” بدا ” و حوادث دیگر شهود کند. پس اگر انسان کامل در اوج درجات وجودی خود قرار گیرد به علم ذاتی خداوند آگاه می شود و سراسر مکانها و زمانهای پهنه خلقت را در جان خودش شهود می کند همانطور که پیامبر(ص) در روایات معراج می فرمایند:

فعلمت علم الاولین و الآخرین

یعنی علم اولین و آخرین را دانستم. اما در ادامه آیات سوره جن پیرامون علم ذاتی و فعلی خداوند پس از این علم غیبی که ویژه خداوند بود و فقط خواص درگاه او به طفیلی او می توانستند بدان دسترسی یابند، به علم فعلی خداوند هم اشاره می شود که همراه وجود او در مرتبه خلقت و فعل(و نه علم غیبیه اش)در تمامی مخلوقات سریان و جریان پیدا می کند و در این مرتبه از علم، خداوند از طریق خود مخلوقاتش به مخلوقاتش علم پیدا می کند کما اینکه آیات هم اشاره می کند که خداوند با فرستادن نگهبانانی علم بدست می آورد. یعنی همان وجود غیبی که ما انسان های معمولی به علم ذاتی او راهی نداشتیم اینبار با تجلی در کائنات و ماهیات جهان آفرینش از طریق چشم و گوش ما مخلوقات علم فعلی خود را بدست می آورد هرچند در ذات خودش از قبل به همه چیز دانا بوده است. طبیعی است که علم فعلی خداوند دقیقا مطابق علم ذاتی او رقم می خورد، چون همان وجود مقدس است که در ماهیات و مخلوقات متجلی می شود.به تعبیر مولا علی(ع) در نهج البلاغه:

المتجلی لخلقه بخلقه

یعنی برای خلقش در خلقش متجلی می شود.

البته همانطور که گفتیم این علم که از طریق سریان وجود خداوند در ماهیات بدست می آید علم فعلی خداوند است و او در مرتبه ذاتش از ازل به همه چیز آگاه و دانا می باشد و در نهایت کار همین علم فعلی نیز درست مطابق علم ذاتی خداوند در می آید.

نکته مهمی که درباره علم ذاتی و فعلی بیان شد این بود که علم فعلی سایه و تجلی علم ذاتی است پس دقیقا مطابق همان علم ذاتی ظهور می کند. در واقع هرچند در علم ذاتی خداوند همه چیز معلوم است و حضور دارد ولی به تفصیل در نیامده است و ظهور ندارد و اگر ظهور آن را لحاظ کنیم از علم ذاتی خداوند وارد مرتبه ای دیگر از وجود لایتناهی یعنی عالم مخلوقات شده ایم که نام دیگر آن علم فعلی خداوند است.

نکته کلیدی در مبحث علم ذاتی و فعلی حق تعالی این است که وجود همان علم است و سراسر ادراک و هشیاری است پس اگر کسی در مرتبه واحدیت از وجود لایتناهی فانی شود چون در آن مرتبه صورت علمی مخلوقات شکل می گیرد در علم ذاتی خداوند فانی شده است و نیز از آنجاییکه خودِ خداوند در تمام مراتب آفرینش حاضر است اگر از چشم یک مخلوق به عالم بنگرد علم فعلی خود را ظهور داده است که بر خلاف علم ذاتی حالت منتظره دارد. به آیه زیر از سوره محمد(ص) توجه بفرمایید:

و لنبلونکم حتی نعلم المجاهدین منکم و الصابرین و نبلو اخبارکم

اگر در آیه فوق علم خداوند مشروط به آزمایش و امتحان انسان ها شده است منظور همان علم فعلی خداوند است که در بین کائنات و از نگاه مخلوقات شکل می گیرد چون خداوند همان وجود لایتناهی است که سرتاپای همه ماهیات را پر کرده است و طبق حدیث قرب نوافل با چشم آنان می بیند و با گوش آنان می شنود؛ البته خداوند در علم ذاتی خودش از قبل به همه چیز علم دارد.

اجمال مطلب درباره علم ذاتی و فعلی خداوند بدین صورت است که علم خداوند نسبت به مخلوقات از اولین مرتبه ظهور مخلوقات در وجود لایتناهی یعنی همان مرتبه واحدیت آغاز می شود که در آن مرتبه علاوه بر صورت علمی مخلوقات حتی جزئیات سرنوشت آنها نیز حضور دارد ولی اگر آن حضور به صورت تفصیلی ظهور کند در مرتبه ای دیگر از وجود لایتناهی به نام عالم خلقت متجلی می شود و در این مرتبه علم فعلی خداوند شکل می گیرد.

نکته مهم در بحث علم ذاتی و فعلی خداوند این است که از آنجاییکه تمام مراتب پایین تر وجودی در مراتب بالاتر فانی می شوند و در واقع از رشحات و ظهورات مراتب بالاتر هستند پس مطابق حقیقت خودشان در عوالم بالاتر در این دنیا متجلی می شوند، بر همین روال چون علم فعلی خداوند فانی در علم ذاتی اوست و از ظهورات علم ذاتی او می باشد پس دقیقا مطابق علم ذاتی ظهور می کند.

بخوانید ::   - تبصره
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *