– عماء

عماء

عماء

در این مصباح امام خمینی(ره) به توضیح درباره ” عماء ” می پردازند که یکی از نام های دیگر احدیت ذاتی حق تعالی می باشد و بقیه مراتب وجودی تحت اشراف آن شکل می گیرد.

شخصی از پیامبر اکرم(ص)پرسید:

این کان ربنا قبل ان یخلق الخلق قال:کان فی عماء ما فوقه هواء و ما تحته هواء

عماء در لغت به معنی ابر است.وقتی شخصی از پیامبر اکرم(ص)می پرسد که پرودگارمان قبل از آفرینش مخلوقات کجا بوده است؟پیامبر(ص)پاسخ می دهند که در ابری بوده است که نه بالای آن هوایی بوده و نه پایین آن هوایی بوده است.

اسم”رب”را اگر به معنای پرورش دهنده بگیریم از اسمای فعل خداوند است و اگر آن را به معنی مالک بگیریم از اسمای صفات حق تعالی می شود و اگر آن را به معنای ثابت و نامتغیر بگیریم از اسمای ذات خداوند می باشد.

در پرسشی که از پیامبر اکرم(ص)شده است،به مرتبه ای قبل از آفرینش مخلوقات اشاره شده است پس معنای اولی که برای”رب” کردیم درباره واژه عماء کاربرد ندارد چون آن معنا درباره فعل خداوند بود که مربوط به مخلوقات او می شد در حالی که سوالی که شخص از پیامبر(ص) پرسیده مربوط به مرتبه ای قبل از آفرینش مخلوقات است.

همینطور نمی توان اسم”رب”که در پرسش آن شخص ذکر شده را برای مرتبه واحدیت که همان مقام اسماء و صفات و صورت علمی ماهیات است به کار برد.چون در مرتبه واحدیت هرچند مخلوقات در عالم خارجی ظهور نکرده اند اما در مرتبه علم خداوند ظهور کرده اند در حالی که شخص پرسش کننده از مرتبه ای قبل از ظهور مخلوقات سوال می پرسد.

همچنین نمیتوانیم آن را درباره “هویت غیبیه” به کار بریم چرا که آن مرتبه هیچ اسم و صفتی بلکه هیچ تعینی ندارد و تمام اسم ها و صفت ها در مراتب بعدی وجود ظاهر می شوند،این در حالی است که شخص پرسش کننده از “رب” سوال می کند و “رب”یکی از اسمای حق تعالی می باشد پس قطعا مربوط به”هویت غیبیه”نیست چرا که آن مرتبه از تمام اسماء و صفات فراتر است.

پس بهترین و صحیح ترین فرض این است که اسم”رب”ی که در حدیث ذکر شده است را برای مرتبه “احدیت ذاتی”خداوند در نظر بگیریم که بین”هویت غیبیه” و “واحدیت”قرار گرفته است و یک تعین بسیط و لایتناهی در نظر گرفته ایم که هنوز هیچ اسم و صفتی در آن ظهور نکرده است بلکه یک تعین بحت و صرف و یک دست که با توجه به معنای “ثابت بودن” که برای “رب” ذکر شد اسم”رب” را نام دیگر احدیت ذاتی در نظر می گیریم پس نتیجه می گیریم که عماء همان احدیت ذاتی است. 

البته گفتیم که در مرتبه احدیت ذاتیِ وجود نیز اسماء و صفات هنوز ظهور نکرده اند ولی خود این مرتبه به عنوان اولین تعین هستی لایتناهی و اولین ظهور حق تعالی دارای ثبات و تعینی می باشد، هر چند تقید و تعین آن مرتبه والا همان نامحدود بودن و عدم تقید وی است ولی این اولین مرتبه از وجود لایتناهی است که ما می توانیم درباره اش سخن بگوییم مثلا از آن تعین نامحدود با عنوان احدیت ذاتی یا عماء نام ببریم و یا بگوییم که او هیچ تعین و اسم و صفتی ندارد و یک وجود صرف و یک دست می باشد.البته همین سخن را شاید درباره هویت غیبیه هم بگوییم ولی آن مرتبه از همین سخن ما هم فراتر است و اصلا فرض ندارد که کسی بتواند درباره آن سخنی بگوید و حتی آن را تنزیه کند چون آن مقام والا حتی از تنزیه ما هم منزه و برتر می باشد، پس اولین مرتبه ای را که تنزیه می کنیم همین مرتبه احدیت ذاتی حق تعالی است.

مرتبه احدیت ذاتی که بعد از هویت غیبیه می آید اولین تعین و نخستین ظهور در وجود حق تعالی می باشد که هیچ ویژگی و اسم و صفتی غیر از همین ظهور و ثبوت و لایتناهی بودن ندارد و هیچ حرفی نمی توانیم درباره اش بگوییم جز اینکه فقط برای خود آن تعین نامحدود یک اسم مثل احدیت ذاتی یا عماء بگذاریم وگرنه در گستره آن تعین نامحدود هیچ تعین و تقیدی را نباید فرض کنیم(درباره هویت غیبیه همین مقدار را هم نمی توانستیم بگوییم چون حتی از “تعین نامحدود داشتن” هم فراتر می باشد).

یکی از معانی”رب”در این نوشتار به معنای ثابت و پایدار بودن بیان شد که گفتیم مربوط به ذات خداوند است به بیان دیگر اسم”ذات”می باشد. حال بیان می کنیم که”رب”ی که در حدیث ذکر شده است را به همین معنا می گیریم و آن را مربوط به مرتبه”احدیت ذاتی”خداوند متعال می دانیم؛چون در این مرتبه فقط یک اسم ظهور کرده است و آن اسم”رب”به معنای ثابت و پایدار است و دو معنی دیگر که برای”رب”ذکر شد مربوط به مرتبه خلقت علمی یا خلقت خارجی مخلوقات است.

اما اگر بخواهیم درباره مرتبه احدیت ذاتی خداوند حرفی بزنیم و بر آن اسمی بگذاریم آن اسم همین بی اسم بودن آن می باشد چون هیچ اسمی هنوز ظاهر نشده است پس این مرتبه فقط ظهوری همراه با ثبوت دارد که نام آن را عماء می گذاریم و در قلمرو آن به جز یک اسم کلی مثل عماء که با آن از احدیت ذاتی یاد می کنیم هیچ اسم جزئی دیگری ظاهر نشده است.

عماء را نیز بر همین مرتبه حمل می کنیم چرا که در هویت غیبیه که قبل از احدیت ذاتی است حتی همین اسم “رب”هم ظهور و تعین ندارد و در مرتبه واحدیت و نیز مرتبه خلقت خارجی،مخلوقات یا متصف به وجود علمی اند و یا وجود خارجی که طبق حدیث چون سوال درباره مرتبه قبل از خلقت بود عماء هیچ کدام از آنها نمی باشد چون سوال کننده درباره مرتبه ای قبل از خلقت می پرسد.

دانستیم که رباره هویت غیبیه هم نمیتوان از عماء استفاده کرد چون طبق حدیث ذکر شده سوال درباره “رب”پرسیده شده بود و آن مقام والا حتی از همین اسم رب به معنای ثابت و پایدار هم منزه و برتر است.

پس در یک کلام عماء نام مرتبه احدیت ذاتی می باشد که اولین تعین و اسم و ظهور ِ کلی در حیطه وجود لایتناهی است و تمامی اسمای دیگر در مراتب بعدی و از فروعات عماء یا احدیت ذاتی هستند. اسم ” رب “ی را هم که بر مرتبه احدیت ذاتی حمل می کنیم به معنای ثابت و پایدار در نظر می گیریم و آن “رب”ی که به معنای مالک و پرورش دهنده می باشد در مراتب بعدی وجود جلوه گر می شود.

پس بنابر نگاه امام راحل(ره)در کتاب شریف مصباح الهدایه،هم “احدیت ذاتی” و هم  ” عماء ” و هم “خلیفه هویت غیبیه”  و هم “حجاب نورانی” و هم ” سرچشمه حیات” هر پنج مورد به یک مرتبه از وجود متعلق می باشند و نامهای مختلفی برای یک حقیقت خارجی می باشند.

اما عماء در لغت به معنای ابر می باشد. در واقع احدیت ذاتی همچون یک ابر نور شدید هویت غیبیه را کاسته و به همین سبب مراتب بعدی وجود می توانند ظهور کنند چرا که در غیر این صورت نور شدید هویت غیبیه تمامی مراتب بعدی را می سوزاند.

برای توضیحات بیشتر پیرامون عماء به بخش اصطلاحات از همین سایت رجوع شود.

بخوانید ::   - حقیقت دوم
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *