– عماء

أین کان ربنا قبل خلق السماوات و الأرض فقال(ص): کان فی عماء ما فوقه هواء و ما تحته هواء
در کتاب عوالی الئالی حدیثی بدین صورت ذکر شده است:
أنه سأله (ص):((أین کان ربنا قبل خلق السماوات و الأرض فقال(ص): کان فی عماء ما فوقه هواء و ما تحته هواء)).
شخصی از پیامبر اکرم(ص)پرسید:پروردگار ما قبل از خلقت آسمانها و زمین در کجا بود؟پیامبر(ص)پاسخ دادند:در پوششی که نه بالای آن هوایی بود و نه پایین آن هوایی بود.
"عماء" در لغت به معنای پوشش و حجابی می باشد که همچون یک ابر چیزی را پوشانده باشد.
در بخش"مرتبه(حضرت)"توضیح داده شد که وجود هرچند در ذات خود یک حقیقت بسیط است ولی نسبت به ما مخلوقات که ظهورات او می باشیم مراتبی پیدا می کند که اولین آنها هویت غیبیه می باشد و پس از آن احدیت ذاتی و بعد از آن هم احدیت اسمائی و سپس نوبت به عوالم خلقت می رسد که به سه دسته کلی جبروت و ملکوت و ناسوت تقسیم می گردد.
"عماء" نام دیگری از همان مرتبه احدیت ذاتی وجود می باشد که همچون حجاب و پوششی برای هویت غیبیه عمل می کند.بنابراین تعریف هیچ مخلوقی نمی تواند از عماء فراتر رود، چون محال است که هیچ مخلوقی و حتی هیچ اسمی از اسمای حسنای خداوند بتوانند به "هویت غیبیه" وجود راه پیدا کنند(البته اسمای مستأثره حق تعالی بحث مربوط به خود را می طلبد).
از آنجاییکه پیامبر اکرم(ص)در پاسخ خودشان از واژه"عماء:ابر"استفاده می کنند برای اینکه در ذهن شنونده شبهه ای پیش نیاید بلافاصله توضیح می دهند که این ابر با ابرهای دنیوی فرق دارد چرا که ابرهایی که در این عالم می بینیم بالا و پایین آنها را هوا فراگرفته است ولی آن مرتبه ای که در پاسخ پیامبر(ص)با نام "عماء"از آن یاد شد، چون از زمان و مکان فراتر است هیچ هوا و فضایی آن را احاطه نکرده است، همانطور که در حدیث ذکر شده پیامبر(ص) به این مطلب اشاره می فرمایند.
البته در مراتب پایین تر وجود هر اسمی که ظهور کند و هر مخلوقی مثل هوا و فضا که متجلی شود همگی زیرمجموعه همین مرتبه"عماء"می باشند و این طور نیست که کنار او فرض شوند چه برسد به اینکه بخواهند او را احاطه کنند.
اما اینکه چرا"عماء:ابر"را بر مراتب پایین تر وجود اطلاق نمی کنیم برای این است که اگر در مرتبه ای که مخلوقات ظهور می کنند آن را بپنداریم، خلاف فرض مطرح شده در سؤالی است که از پیامبر(ص)پرسیده شده است چون در این مرتبه آسمانها و زمین در وجود خارجی ظهور کرده اند در حالی که در سوال پرسیده شده از پیامبر(ص) از مرتبه ای قبل از خلقت آسمان ها و زمین پرسیده شده بود.همچنین اگر آن را بر مرتبه احدیت اسمائی(=واحدیت) اطلاق کنیم در این مرتبه باز هم مخلوقات حضور دارند منتها حضور آنان از نوع خلق تکوینی نیست بلکه از نوع خلق تقدیری است یعنی به طفیلی اسمای حسنی فقط در علم خداوند مقدر شده اند و هر چند هنوز در عالم خارجی ظهور نکرده اند ولی به هر حال در علم خداوندی حضور دارند.به علاوه که خود اسماء هم با یک نگاه خلق خداوند محسوب می گردند.پس اطلاق"عماء"بر مرتبه احدیت اسمائی(=واحدیت)نیز صحیح نمی باشد.
پس نه مخلوقات به این مرتبه از وجود یعنی"عماء"یا همان"احدیت ذاتی"راه دارند و نه اسمای حسنی بدان دسترسی دارند.امام سجاد(ع)درباره همین مرتبه از وجود در کتاب شریف صحیفه سجادیه می فرمایند:
((ضلت فیک الصفات و تفسخت دونک النعوت)).
امام زین العابدین در عبارت فوق اشاره می فرمایند که تمام اسماء و صفات و ویژگی هایی که در وجود لایتناهی ظهور دارند همگی در این مرتبه از وجود مندک و مستهلک و فانی می شوند و هیچ ظهوری نخواهند داشت.به بیان دیگر این مرتبه همچون یک اسم جامع تمامی اسمای جزئی دیگر را در خود مستهلک و فانی می گرداند.پس اسمای جزئی وجود حق تعالی همگی پس از این مرتبه در وجود ظاهر می شوند و این مرتبه که جامع تمامی آنهاست در حکم اسم اعظمی می باشد که"رب"و مالک تمامی اسمای پس از خود است.
اما علت اینکه "عماء" را بر هویت غیبیه هم اطلاق نمی کنیم برای این است که در سؤال از"رب"پرسیده شده است و "رب"یکی از اسمای حسنی و ظهورات وجود خداوندی می باشد در حالی که در "هویت غیبیه" وجود هنوز هیچ اسم و صفتی ظهور نکرده است.
پس فرض صحیح این می شود که"عماء"را بر مرتبه "احدیت ذاتی"اطلاق کنیم یعنی همان مرتبه ای که بین هویت غیبیه و مرتبه احدیت اسمائی قرار گرفته است.در نتیجه همان طور که اشاره شد "عماء"نام دیگری برای مرتبه "احدیت ذاتی"حق تعالی می باشد که همچون یک حجاب نورانی، حقیقت هویت غیبیه را از دسترسی اسماء و صفات و نیز از دسترسی مظاهر آن اسماء یعنی مخلوقات می پوشاند و همچون ابری نور شدید هویت غیبیه را کاهش می دهد تا مراتب پایین تر وجودی سوزانده نشود.
البته که درباره "هویت غیبیه" وجود حق تعالی هیچ سخنی نمی توان گفت چون علاوه بر اینکه آن مرتبه غیبیه از تشبیه ما به طور قطع منزه می باشد حتی از تنزیه ما هم منزه و فراتر است، پس نمی توان هیچ سخنی درباره آن گفت و یا حتی نمی توان به آن اندیشید.از نگاه دقیق فلسفی حتی همین حرفهایی را هم که به زعم خود درباره آن گفتیم در واقع درباره تصور ذهنی خودمان گفته ایم(و نه هویت غیبیه) چون اصلا آن مرتبه نه قابل شهود است و قابل تصور می باشد پس به هیچ وجه نمی توان درباره آن حرفی زد.نهایت درجه علم ما نسبت به "هویت غیبیه"همین است که اصل وجود و هستی آن را می دانیم یعنی فقط اطلاع داریم که چیزی هست و بیش از این هیچ نمی دانیم.
"عماء"یا همان "احدیت ذاتی"همان حجاب نورانی ای می باشد که امام صادق(ع)در روایت زیر از کتاب "اثبات الهداه"به آن اشاره می فرمایند:
((الحمد لله المحتجب بالنور)).
سپاس مخصوص خدایی است که هویت غیبیه او با نور پوشیده شده است.
در اصول کافی هم شبیه همین حدیث نقل شده است.امام خمینی(قدس سره)در کتاب شریف"مصباح الهدایه"از این مرتبه از وجود با عبارت"خلیفه هویت غیبیه"یاد می کنند که فیض را از آن مرتبه غیبیه گرفته و به مرتبه اسماء و صفات می رساند و سپس به وسیله اسمای حسنی آن فیض در مخلوقات عالم جریان می یابد.
طبق نص قرآن خود خداوند هم نور معرفی شده است،پس اینکه "عماء"یا"احدیت ذاتی"را هم به عنوان حجابی از نور معرفی می کنند نشانه این است که خداوند به این معنا حجابی ندارد که فرض کنیم چیزی غیر از او، آن وجود مقدس را از ما بپوشاند بلکه حجاب او هم خود اوست.
به بیان واضح تر، از آنجاییکه آن ذات مقدس که سراسر نور می باشد نسبت به ما مخلوقات در مراتب مختلفی ظهور می کند پس مرتبه ای از او ما را از شهود مرتبه ای بالاتر باز می دارد.
در واقع این حجاب نورانی به دلیل ضعف خود ما است چون اگر فرض کنیم که مخلوقی بتواند به آن مرتبه وارد شود چون از اصل آفرینش خود فراتر رفته است پس معدوم می گردد و هیچ ظهوری نخواهد داشت چرا که ما مخلوقات در مراتب بعدی وجود ظهور می کنیم.پس اگر به فرض محال کسی بتواند وارد آن حجاب نورانی شود همه ذات او از شدت نورانیت آن مرتبه خواهد سوخت و هیچ ظهوری برای او باقی نخواهد ماند.پس اصلا امکان ندارد که کسی بتواند از اصل آفرینش خودش فراتر رود؛چرا که آن مخلوق در این فرض معدوم شده است.
اما وجود نورانی حق تعالی را می توان در مراتب پایین تر او مثل مخلوقات یا اسمای حسنی شهود کرد.در همین مرتبه اگر مخلوقات و ماهیات کثیر را بدون توجه به آن واحد یگانه ای که همه آنها را فراگرفته است، مورد توجه قرار دهیم گرفتار حجاب ظلمانی شده ایم که این نوع حجاب مربوط به مخلوقات مادی است و اگر این حجاب ها را کنار زدیم و وجود خداوند را در مخلوقات مجرد یا اسمای او مشاهده کردیم او را در حجابهای نورانی شهود کرده ایم که این نوع از حجاب ها مربوط به مخلوقات مجرد یا اسمای حسنای او می باشد.
البته بر خلاف حجاب های ظلمانی هیچ وقت حجاب های نورانی به طور کامل از پیش چشم دل انسان برداشته نمی شود هرچند چون همان حجابهای نورانی هم دارای مراتب بسیاری است می توان آنها را یکی پس از دیگری کنار زد ولی هیچ گاه به طور کامل برداشته نخواهد شد.
آخرین حجاب نورانی که همه حجاب های دیگر تحت گستره قلمرو آن شکل می گیرد همان چیزی است که در این نوشتار از آن با عنوان"عماء"یاد شد و در کتاب مصباح الهدایه امام خمینی از آن با عنوان"خلیفه هویت غیبیه"یاد کرده اند که حقیقت و باطن نورانی ائمه اطهار(علیهم السلام) می باشد پس فقط خود آنان به آن مرتبه راه دارند.
البته این را هم متذکر می شویم که حتی اهل بیت(ع)هم به بالاتر از آن حجاب نورانی یعنی"عماء"راهی ندارند چون بالاتر از آن همان هویت غیبیه می باشد که از تمام مخلوقات فراتر و والاتر است.پس این حجاب که آخرین حجاب در گستره تمام عوالم وجودی است برای هیچ کس کنار زده نخواهد شد چون این کار اصلا امکان عقلی ندارد.

بخوانید ::   - حقیقت نبوت
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *