– قاعده

"حقیقـت صـفا اعنـی نیـستی و تقابـل اگرچـه نماینـدگی را بـه نسبت با مظهر کافی آمد، لیکن به نسبت با ظاهر،که ادراک ثـانی اسـت مر حقیقت خودش را، از مظهر به واسطۀ تعاکس کدورت میان با پـشت آئینه، مثلا همچنان شرط است تا عکس دوم صورت نه بندد، و در ایـن مشهد اسرار ناگفتنی بسیار است: انی خالق بشرا مـن طـین، فـاذا سـویته ونفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین."
شرح:
در بخش های پیشین دانستیم که علاوه بر تقابل برای دریافت فیض یک شرط دیگر آیه بودن این است که صفات مخلوقی را بزداییم تا بیشتر از پیش تجلی وجودی را در خودمان نشان دهیم چرا که صفات مخلوقی به منزله حجاب هستند.
در این بخش می گوییم که هرگز نمی توان صفات مخلوق بودن را به طور کامل محو کرد چرا که در آن فرض دیگر مخلوق نمی مانیم و این محال است.
با ذکر یک مثال مطلب را توضیح می دهیم:
آینه برای اینکه صورت ما را نشان دهد بایستی علاوه بر تقابل با چهره ما دارای شفافیت هم باشد و غباری روی آن نباشد تا بتواند در خودش چهره ما را منعکس کند اما این غبارروبی و زنگار زدایی از آینه هرگز به این معنا نیست که جیوه پشت آینه را هم پاک کنیم چرا که در آن فرض دیگر آینه ای باقی نمی ماند تا چیزی را نشان دهد.
همینطور تزکیه جان و تطهیر نفس ناطقه انسان که مقدمه ظهور خداوند در انسان است باید منجر به عدم دلبستگی به دنیا و دوری از شهوات حرام شود نه اینکه ما بخواهیم اصل ظهورمان در این عالم را هم از بین ببریم چرا که در آن فرض دیگر کسی نمی ماند که آیه خدا باشد و حق تعالی را نشان دهد.
درست همانطور که تطهیر آینه به منزله غبارروبی از آن بود نه اینکه جیوه پشت آن را بزداییم بر همین قیاس تزکیه نفس به معنای عدم دلبستگی انسان است نه اینکه شخص خود را از بین ببرد.
پس همیشه ویژگی های ذاتی مخلوقات همراه آنان است و از بین نمی رود و در واقع خداوند صفات کمالی خودش را در کالبد همان ویژگی های ذاتی مخلوقات متجلی می کند درست همانطور که جیوه پشت آینه همیشه همراه آن است و ما چهره خودمان را به واسطه آن می بینیم.بر همین قیاس تجلی خداوند را هم به واسطه ماهیت مخلوقات می بینیم چرا که اگر ماهیت مخلوقات را از بین ببریم دیگر مکانی برای تجلی فیض خداوند باقی نمی ماند.
اما شیخ شبستری(قدس سره)در انتها به آیه زیر از سوره حجر اشاره می کند:

و اذ قال ربک للملائکه انی خالق بشرا مـن طـین، فـاذا سـویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین
و هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت من بشری از گل می آفرینم.پس هنگامی که او را متعادل ساختم و از روح خودم در او دمیدم برای او سجده کنید.

صورت جسمانی انسان که از گل و خاک است به منزله جیوه پشت آینه است یعنی همانطور که آینه به وسیله جیوه پشت خود چهره ما را منعکس می کند روح خداوند هم در آینه جسم مادی ما متجلی می شود.
خلاصه بحث اینکه همیشه باید یک قابلیت و استعدادی باشد تا چیز دیگری در او منعکس شود حال این استعداد یا ویژگی های ذاتی ماهیت در علم خداست که وجود در آن متجلی می شود و یا جیوه پشت آینه است که به وسیله آن چهره ما در آینه منعکس می گردد و یا جسم مادی ماست که روح الهی در آن دمیده می شود.

بخوانید ::   - مصباح شانزدهم
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *