مراتب انسان

مراتب انسان

مراتب انسان

مراتب انسان کامل را به طور مختصر واکاوی می کنیم و توضیح می دهیم که نباید از انسان کامل فقط جسم مادی او را دید بلکه حقیقت او همه خلقت را فرا گرفته است.

در علم عرفان نظری انسان هایی که غرقه در کثرات و مادیات و شهوات دنیایی هستند و حقیقت واحد حق تعالی را شهود نمی کنند خارج از حیطه انسانیت می باشد پس منظور از “انسان” در علم عرفان نظری همان خلیفه الله یا انسان کامل می باشد. با در نظر داشتن این نکته وارد بحث مراتب انسان می شویم. در اصول کافی از قول امام صادق(ع) می خوانیم:

خلق الله الاشیاء بالمشیه و المشیه بنفسها
خداوند اشیاء را با مشیت آفرید ولی مشیت را به خود آن آفرید.

شرح مراتب انسان کامل را با توجه به حدیث فوق از عالم خارجی شروع می کنیم. منظور از مشیت در حدیث فوق همان مشیت مطلقه است که ما بقی اشیاء به طفیلی او در عالم آفرینش خلق می شوند ولی خودِ او به عنوان نخستین تجلی در عالم خارجی بدون واسطه مخلوقی دیگر ظهور می کند. پس مشیت مطلقه اولین مخلوق و جامع ترین تجلی خداوند است که بقیه مخلوقات را در بردارد و مشیتی که در مخلوقات جزئی می بینیم تجلی آن مشیت است. اما نام دیگر مشیت مطلقه همان حقیقت محمدیه است. پیامبر(ص) می فرمایند:

اول ما خلق الله نوری
اولین چیزی که خداوند آفرید نور من بود.

مشیت مطلقه یا همان نورِ حقیقت محمدیه(ص) مربوط به بالاترین مرتبه از مراتب وجودی انسان کامل در عالم خارجی می باشد؛ اما در اصول کافی در روایتی از امام صادق(ع) تنزل مشیت مطلقه و تجلی نور حقیقت محمدیه در سرتاسر مراتب پایین تر آفرینش هم توضیح داده شده است:

إنّ‌ اللّه کان إذ لا کان؛فخلق الکان و المکان؛و خلق الأنوار؛و خلق نور الأنوار الّذی نوّرت منه الأنوار؛و أجرى فیه من نوره الّذی نوّرت منه الأنوار؛و هو النّور الّذی خلق منه محمّدا و علیّا.فلم یزالا نورین أوّلین،إذ لا شیء کوّن قبلهما.فلم یزالا یجریان طاهرین مطهّرین فی الأصلاب الطاهره حتّى افترقا فی أطهر طاهرین فی عبد اللّه و أبی طالب

در اولین جمله آمده است که همانا خدا بود هنگامی هیچ چیز نبود.این بخش از حدیث مربوط به مرتبه پیش از آفرینش مخلوقات است یعنی همان مرتبه ای که اسمای حسنی ظهور کرده اند ولی هنوز نوبت به تجلی مظاهر آن اسماء یعنی مخلوقات نرسیده است و از آنجاییکه تمام اسمای حسنی در اسم اعظم “الله” جمع شده اند امام صادق(ع) می فرمایند:

ان الله کان اذ لا کان

الله بود وقتی که هیچ مخلوقی نبود.

اما در ادامه حدیث مراتب وجودی را به سمت پایین می آییم.امام صادق(ع) اشاره می فرمایند که اولین مخلوقاتی که خداوند آفرید مخلوقاتی نورانی بود یعنی مجرد از ماده بودند به تعبیر فلاسفه عقول مفارقه بودند.حقیقت این نورهای فوق مادی که در بدو آفرینش به صورت حقیقت محمدیه متجلی می شوند بالاترین مرتبه از مراتب انسان کامل می باشد اما در میان آن نورها که همگی در حقیقت محمدیه مندک می باشند نیز طبق حدیث فوق اولین مخلوق نورانی که خداوند آفرید نور محمد(ص)وعلی(ع)بود چرا که آن دو نور در نگاه دقیق یک حقیقت هستند که از جنبه نبوت به حضرت محمد(ص)تعبیر می شود و از جنبه ولایت به حضرت علی(ع)تعبیر می شود کمااینکه در آیه مباهله در سوره آل عمران مولا(ع)نفس و جان پیامبر(ص)معرفی می شود.از این حقیقت نورانی بقیه انوار جبروتی مثل فرشتگان نیز ظهور می کنند پس در واقع همین حقیقت نورانی است که در تمام ملائکه متجلی می شود. پس فرشتگان در نگرش دقیق عرفانی از شئونات انسان کامل هستند که تحت اشراف حقیقت محمدیه و در مرتبه ای از مراتب انسان کامل آفریده می شوند، پس وجود حق تعالی را در آینه انسان کامل شهود می کنند و تحت تعلیم همان انسان کامل تبسیح و حمد خداوند را می آموزند؛ لذا در احادیث اهل بیت(ع) اینگونه وارد شده است:

سبحنا فسبحت الملائکه

هللنا فهللت الملائکه

طبق عبارات فوق ابتدا انسان کامل تسبیح حق تعالی و اقرار به توحید خداوند را انجام می دهد و سپس فرشتگان به طفیلی او و تحت تعلیم او موفق به انجام این کار می شوند.مطالبی که تا اینجا بیان شد به بالاترین مرتبه از مراتب انسان کامل در عالم خارجی اشاره داشت.

اما وقتی مراتب انسان کامل را به سمت پایین تر واکاوی کنیم همان انوار جبروتی که از نور حقیقت محمدیه ساطع شده بودند خودشان  نور خود را در عالم ملکوت که مرتبه ای پایین تر از جبروت است نیز متجلی می شوند در نتیجه انوار ملکوتی هم ظهور می کنند سپس همان انوار ملکوتی در عالم ناسوت و دنیا نیز ظهور می کنند در تمام این مراحل حقیقت محمدیه از ابتدا تا انتها حضور دارد و همراه انوار متکثر به تمامی عالم ها وارد می شود و به بیان دقیق تر همه عوالم به طفیلی نورِ حقیقت محمدیه(ص) ظهور می کنند چون از رشحات آن هستند؛ پس وقتی به عوالم آفرینش نگاه می کنیم در واقع مراتب انسان کامل را مشاهده می کنیم که خودمان نیز به عنوان یکی رشحات و ظهورات حقیقت محمدیه غرقه در آن می باشیم.

در جهان بینی عرفانی هر عالم بالایی در حکم صلب پدر است و هر عالمی که تحت اشراف آن است در حکم رحم مادر است و نتیجه این فرآیند ظهور عوالم وجودی است تا نوبت به ظهور عالم دنیا که اسفل سافلین است می رسد.در همین عالم دنیا نیز نوبت به ظهور انسان می رسد و آدم ابوالبشر آفریده می شود و سپس از آنجاییکه عوالم پایین تر سایه همان عوالم بالاتر هستند طبق همان روند حقیقت فرزند از صلب پدران به رحم مادران سرازیر می شود تا نوبت به ظهور جسم عنصری حضرت محمد(ص)و امام علی(ع)می رسد.پس حقیقت محمدیه از ابتدا تا انتهای این مراتب حضور داشت بلکه این مراحل همام مراتب انسان کامل بودند که به صورت عوالم آفرینش متجلی می شدند و جسم عنصری پیامبر(ص)و مولا علی(ع)که در این دنیا ظهور می کند انتهای فرآیندی است که از اولین مخلوق یعنی مشیت مطلقه یا همان عقل اول به سمت عوالم پایین تر تنزل نموده است. در واقع جسم عنصری پیامبر(ص) و امام علی(ع) به طفیلی همان حقیقت نورانی آنها که در مرتبه عقل اول است ظاهر می شود و در مراتب قبل از این دنیای مادی هرچند جسم آنها نبوده است ولی حقیقت نورانی آنها که همان عقل اول است همواره بوده و خواهد بود.

قاعده ای کلی در اینجا حاکم است و آن اینکه در تمام عوالم جبروتی و ملکوتی و ناسوتی که همان مراتب انسان کامل است با در نظر گرفتن همه جزئیاتشان هر عالم پایین تر سایه عالم بالاتر بوده است و نور حقیقت محمدیه از اصل خودش در تمامی این عوالم که از فروعات او می باشند متجلی گشته است پس عوالم پایینی طبق قواعد عوالم بالایی شکل گرفته اند. بر اساس قاعده مراتب وجودی انسان کامل ، در این دنیا وقتی پیامبر اکرم(ص)و مولا علی(ع) در اوج مراتب وجودی خودشان یعنی عقل اول قرار می گیرند منطق آنها این است که هر چه می خواهید از من بپرسید چرا که من به راههای آسمانی بهتر از راههای زمینی علم دارم:

سلونی قبل ان تفقدونی فانّی بطرق السّماء اعلم منّی بطرق الأرض

دلیلش هم این است که در آن حالت بر همه عوالم اشراف پیدا می کنند چون در مرتبه حقیقت محمدیه قرار گرفته اند.اما حتی اهل بیت(ع)همیشه این حالت را ندارند لذا وقتی که در پایین ترین رتبه وجودی خود قرار می گیرند در برخی امور زندگی روزمره ممکن است از دیگران نیز مطلبی را جویا شوند مثل زمانی که شتر پیامبر(ص)گم شده بود و ایشان دنبال آن می گشتند؛ البته مشرکانی که قاعده تکوینی مراتب انسان کامل را نمی شناختند بر اثر جهل خودشان فکر می کردند که اگر کسی در عالم دنیا دنبال چیزی می گردد پس محال است که از عوالم بالاتر خبر داشته باشد. این تفکر غلط مشرکان ناشی از عدم شناخت قاعده ای بود که بیان کردیم.

نکته اینجاست که ما علاوه بر شناخت مراتب انسان کامل باید بدانیم که حالت انسان کامل همیشه در اوج حقیقت خودش نیست بلکه فراز و فرود دارد هر چند اصل او در عالم خارجی یعنی حقیقت محمدیه یک نور ثابت است و جسم عنصری او هم در دنیا پیش ماست ولی گاهی در آن مرتبه بالا قرار می گیرد و گاهی برای تدبیر امور زندگی شخصی خود به این مرتبه پایین تنزل می کند. 

منکران ظاهر بین چون از مراتب انسان کامل فقط همین جسم مادی او را می دیدند فکر می کردند پیامبر(ص) هم مثل خودشان است لذا نبوت و ولایت او را انکار می کردند طوری که حتی اگر معجزه ای را هم از پیامبران(ع)می دیدند نام آن را سحر و جادو می گذاشتند چون فرضشان این بود که کسی از انسان ها نمی تواند به مراتب عالیه وجودی دست یابد و از آنجا به ما خبر دهد و یا با قدرتی که از آنجا نشئت می گیرد کار خارق عادتی را در این دنیا انجام دهد و این به خاطر دید بسته آنها بود که همه اشخاص را مثل خودشان محصور در چهارچوب دنیا می پنداشتند. در سوره مومنون میخوانیم:

و قال الملا من قومه الذین کفروا و کذبوا بلقاء الآخره و اترفناهم فی الحیاه الدنیا ما هذا الا بشر مثلکم یاکل مما تاکلون منه و یشرب مما تشربون

 

بخوانید ::   - قدریه(مفوضه)

ملاحظه می فرمایید که در آیه فوق چون کافران فقط جسم مادی پیامبران(ع) در نظر می گرفتند و از  سایر مراتب انسان کامل بی اطلاع بودند بر اساس یک استدلال واهی اینطور می گفتند که چون او هم مثل ما غذا می خورد و آب می نوشد پس حتما مثل ما نمی تواند از عوالم بالای وجودی خبر داشته باشد.

نکته بعدی اینکه از آنجاییکه بقیه انسان مثل سایر مخلوقات عالم آفرینش مندک و فانی در حقیقت محمدیه هستند پس اگر به درجات عالیه انسانی دست می یابند به طفیلی انسان کامل این توفیق را پیدا کرده اند؛ به تعبیر دیگر بقیه انسان ها در مراتب انسان کامل سلوک خودشان را انجام می دهند چون خارج از حقیقت انسان کامل نیستند و دم به دم فیض خداوند را از طریق انسان کامل دریافت می کنند.

نکته آخر اینکه عقل اول یا مشیت مطلقه و یا حقیقت محمدیه اولین مرتبه از مراتب انسان کامل در عالم خارجی بود که توضیح اجمالی پیرامون آن داده شد ولی از آنجاییکه عالم خارجی سایه علم خداوند است صورت های علمی مخلوقات در علم خداوند نیز از ظهورات عین ثابت انسان کامل می باشد و باز از آنجاییکه علم خداوند نیز تحت اشراف اسمای حسنای او شکل می گیرد عین ثابت انسان کامل نیز سایه بزرگترین اسم خداوند یعنی اسم اعظم” الله” می باشد.

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *