مراتب وجود

مراتب وجود

مراتب وجود

 

در این بخش که نور اول از مصباح اول از مشکات دوم کتاب مصباح الهدایه است به طور اجمالی مراتب وجود را توضیح می دهیم.

در ابتدای بحث نکته مهمی بیان می شود که در جهان بینی توحیدی باید مد نظر هر انسان موحدی باشد و آن اینکه هویت محضه وجود یا همان هویت غیبیه یک حقیقت صرف و بسیط و بحت است که هیچ مرتبه و شکن و تجلی و تعینی ندارد ولی همین حقیقت صرف که به کنه آن هیچ راهی نداریم برای ما مراتبی را ظهور می دهد که تمام آن مراتب غرقه در هویت غیبیه وجود هستند و هر کدام از آن مرتبه ها ویژگی مخصوصی دارد که در ادامه نوشتار بدان اشاره می کنیم. پس هیچ کس به هویت غیبیه راهی ندارد و همه شکنهای وجودی، وجود را فقط در مراتب وجود شهود می کنند. البته هویت غیبیه که در قرآن کریم با واژه”هو” به آن اشاره می شود همه مراتب و مخلوقات را در برگرفته است چون همه مراتب مندک در آن هستند ولی هیچ کس به خودِ هویت غیبیه راهی ندارد:

هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم

معرفی مراتب وجود :

در بخش مشکات اول دانستیم که درباره هویت غیبیه اصلا نمی توان حرفی زد و یا اندیشید و حتی لفظ مرتبه را هم برای آن استفاده نمی کنیم و اگر گاهی استفاده شود از سر ناچاری و اضطرار است. اما پس از هویت غیبیه نوبت به پیدایش مراتب وجود می رسد که اولین مرتبه ای که به طفیلی هویت غیبیه ظهور می کند مرتبه احدیت ذاتی یا همان احدیت عین می باشد که در این مرتبه از هستی فقط بایستی تنزیه کرد چون در احدیت ذاتی هنوز هیچ اسم و صفتی هویدا نشده است و فقط یک تعین نامحدود در نظر گرفته ایم که نام آن را احدیت ذاتی گذاشته ایم و در خودِ آن تعین هیچ شکن و تعین دیگری نمی باشد.آن مرتبه به تعبیر مولا علی(ع) در نهج البلاغه مرتبه” نفی الصفات عنه” است:

کمال الاخلاص له نفی الصفات عنه

در عبارت فوق، مولا(ع) به اولین مرتبه از مراتب وجود اشاره می فرمایند که خالص ترین تعینی است که میتوان برای وجود در نظر گرفت از این رو با عبارت”کمال الاخلاص” از آن یاد می کنند چرا که طبق عبارت”نفی الصفات عنه” هیچ شکن و اسم و صفتی در قلمرو آن مرتبه ظهور نکرده است و یک وجود صرف و خالص و بسیط و یک دست و بحت و نامحدود می باشد که چون درباره اش حرف می زنیم یک تعین نامحدود برایش در نظر می گیریم. این در حالی است که هویت غیبیه اصلا تعینی ندارد و حتی اگر برای آن از عبارت “عدم تعین” هم استفاده کنیم در نگاه دقیق همین عبارت خودش یک تعین می شود پس اگر هویت غیبیه به طور کل هیچ تعینی ندارد هیچ حرفی هم نمی توانیم درباره اش بزنیم چون حتی اگر آن را تنزیه کنیم ابتدا یک تعین برایش در نظر گرفته ایم و سپس آن را تنزیه کرده ایم در نتیجه هویت غیبیه علاوه بر اینکه از تشبیه ما منزه است حتی از تنزیه ما هم منزه است پس نه آن را تشبیه می کنیم و نه تنزیه می کنیم بلکه هیچ حرفی نمی توانیم درباره اش بزنیم.

اما دانستیم که به طفیلی هویت غیبیه اولین مرتبه از مراتب وجود به نام احدیت ذاتی شکل می گیرد که در این مرتبه فقط یک تعین نامحدود در وجود لایتناهی در نظر می گیریم که هیچ تعینی غیر از خودش در قلمرو آن ظهور نکرده است پس فقط آن را تنزیه می کنیم.

در ادامه مراتب وجود پس از مرتبه احدیت ذاتی نوبت به مرتبه واحدیت می رسد که در آن اسماء و صفات وجود لایتناهی ظهور می کند و سپس به طفیلی اسمای حسنی صورت علمی ماهیات هم در همان مرتبه واحدیت تجلی می کند. به مرتبه واحدیت از آن حیث که همه اسماء و صفات کثیر را در برگرفته است، احدیت اسمائی هم اطلاق می شود و از آن حیث که صورت علمی ماهیات قبل از ظهور در عالم خارجی در مرتبه واحدیت می باشد مرتبه علم خداوند هم اطلاق می شود چون علم ذاتی خداوند به مخلوقات در این مرتبه جای می گیرد پس خداوند قبل از پیدایش حوادث و آفرینش مخلوقات به همه چیز با تمام جزئیاتش علم دارد.

البته همانطور که وجود لایتناهی را در مراتب وجود تحلیل می کنیم هر کدام از مراتب وجود را هم می توانیم به مرتبه هایی که درون خود آن پدیدار می شود دسته بندی کنیم مثلا در عالم اسمای حسنی که در مرتبه واحدیت می باشد اسمای خداوند به ترتیب خاص خودشان ظهور می کنند یعنی ابتدا اسمای جامع تر و سپس اسمای جزئی تری که در حیطه اسمای جامع تر هستند ظهور می کنند.

اولین اسمی که در مرتبه واحدیت ظهور می کند اسم اعظم”الله”است که به عنوان جامع ترین اسم خداوند تمامی اسمای دیگر را در حیطه خود دارا می باشد.به بیان دیگر تمام کمالات و اسمائی که در مرتبه واحدیت به تفصیل عیان می‌گردد همگی به نحو اجمالی در اسم جامع”الله”جمع شده اند.

پس اسم”الله”تمامی کمالات مرتبه واحدیت را در بردارد.تفاوت اسم”الله”که در مرتبه واحدیت ظهور می کند با مرتبه قبلی یعنی احدیت ذاتی در این است که در احدیت ذاتی همه کمالات نهفته بود و هیچ اسمی ظهور نداشت ولی در اسم”الله”که در مرتبه واحدیت می باشد همه آن کمالات نهفته به نحو اجمال ظاهر می شود و در اسمای پس از اسم”الله” به تدریج به صورت اسمای جزئی تر ظهور می کند. در مرتبه واحدیت پس از اسمای حسنی نوبت به ظهور صورت علمی ماهیات می رسد که تجلی همان اسمای حسنی هستند. بر اساس قاعده ای که در آن وجود لایتناهی را بر اساس مراتب وجود تحلیل می کردیم درباره علم خداوند نیز می توانیم همین کار را انجام دهیم بدین صورت که در مرتبه اول از علم خداوند ماهیاتی که ظرفیت بیشتری برای پذیرش فیض خداوند دارند ظهور می کنند و در مراتب بعدی تحت اشراف اولین ماهیتی که ظهور کرده ماهیات جزئی هم به ترتیب خاصی ظهور می کنند. اولین ماهیتی که در علم خداوند ظهور می کند صورت علمی انسان کامل است که سایه اسم اعظم”الله” می باشد سپس ماهیات جزئی ظهور می کنند که هر کدام سایه یکی از اسمای جزئی خداوند هستند.

پس اولین مرتبه از مراتب وجود نامش احدیت ذاتی بود که یک تعین نامحدود می باشد و هیچ تعین دیگری در قلمرو آن ظهور نکرده است و دومین مرتبه از مراتب وجود نامش واحدیت بود که در آن اسمای حسنی و صورت علمی ماهیات به ترتیب خاصی ظهور می کنند اما مرتبه بعدی عالم خارجی می باشد که صورت های علمی ماهیات بر اثر تجلی مضاعف اسمای حسنی در عالم خارجی به شکل مخلوقات منعکس می شوند.

البته همان طور که خودِ وجود را بر اساس مراتب وجود تحلیل کردیم، عالم خارجی را هم که یک مرتبه از وجود می باشد به مراتب مختلفی تقسیم می کنیم که در یک نگاه کلی جبروت و ملکوت و ناسوت نام دارد.

در عالم جبروت که نام دیگرش عالم عقول مفارقه می باشد فرشتگان والا مقام پروردگار حضور دارند و هیچ مکان و زمانی در آن عالم نمی باشد بلکه فقط حقایق وجودی حضور دارد.

اما عالم جبروت در مرتبه پس از خودش به صورت عالم ملکوت متجلی می شود که چون کثرات نهفته در مرتبه قبلی ظهور پیدا می کنند شکل ها و تصاویری پدیدار می شود و زمانی متناسب با همان مرتبه شکل می گیرد که البته با زمانی که در این دنیا می باشد تفاوت دارد. پس حقایق مرتبه جبروت در عالم ملکوت به صورت شکل ها و تصاویری نمود می کنند مثلا حقیقت علم در مرتبه جبروت وقتی که در مرتبه ملکوت متجلی شود به صورت شیر یا یک مایع نوشیدنی جلوه می کند.

عالم ملکوت هم در مرتبه پایین تر از خودش یعنی عالم ناسوت تجلی می کند که ناسوت همین دنیا می باشد. واژه”دنیا” در زبان عربی به معنای پایین ترین و پست ترین می باشد که در سوره تین به عنوان “اسفل سافلین” معرفی شده است و پایین تر از این دنیا دیگر هیچ مرتبه از مراتب وجود نمی باشد بلکه عدم محض است و هیچ چیزی قابل تصور نیست. کثرات در این دنیا به نحو حداکثری جلوه می کند طوری که همه آنها نمی توانند به یکباره ظهور کنند و به همین دلیل پدیده هایی به نام مکان و زمان هم پدیدار می شود. زمان و مکان در واقع جدای از اشیائی که می بینیم نیست بلکه هر شیئ فضایی را به اندازه خودش اشغال می کند که مکان آن شیء است و به هر جای عالم دنیا هم که برود باز هم فضایی را اشغال خواهد کرد همین امر سبب می شود که پهنه گسترده اماکن خلقت شکل بگیرد چرا که همه مخلوقات نمی توانند در یک نقطه عالم جای بگیرند پس مکان ویژگی ذاتی خود اشیاء است که البته بعضی اشیاء در بعضی دیگر از اشیاء هم جای می گیرند و این یعنی یک مکان کوچکتر درون یک مکان بزرگتر قرار گرفته است؛ زمان هم ویژگی ذاتی هر شیء است که از آن جدا نیست چرا که وقتی یک شیء از عوالم بالاتر در این دنیا ظهور می کند، نمی تواند تمام ویژگی ها و حالاتش را یک مرتبه بروز و ظهور دهد بلکه به دلیل تنگنای وجودی این دنیا حالات و ویژگیهای اشیاء به تدریج نمود می کند و این یعنی هر شیئ زماندار است. به علاوه تمامی اشیاء عالم هم نمی توانند یک مرتبه در یک نقطه از عالم ظهور کنند بلکه پشت سر هم و نوبت به نوبت ظهور می کنند و این یعنی پدیده زمان را خود اشیاء ظهور می دهند پس همانطور که مکانمند بودن ذاتی اشیاء است زماندار بودن هم ذاتی اشیاء است به عبارت دیگر زمان بعد چهارم هر شیء است. البته هر چه مراتب وجود را به سمت بالا طی کنیم کثراتی مثل طول و عرض و ارتفاع و زمان به تدریج از بین می روند طوری که پس از پشت سر گذاشتن عالم ملکوت ،وقتی به عالم جبروت وارد شویم حقیقت هر شیء دفعتا برای ما جلوه می کند و تمام زمانها و مکانها را در هم و با هم شهود خواهیم کرد که البته تا در این دنیا هستیم تصور این موضوع هم برای غیرممکن یا بسیار دشوار است.

ظهور مراتب وجود از مرتبه بالایی در مرتبه پایینی :

به طور کلی یک قاعده عرفانی مهم که مبتنی بر حقیقت خارجی می باشد بیان می کند که در مراتب وجود همه چیز سایه و تجلی مرتبه قبل از خودش می باشد و تحت اشراف آن است و به طفیلی آن کار می کند و این یعنی مرتبه بالایی در مرتبه پایینی ظهور می کند.

پس تمامی حقایقی که در عالم آفرینش مشاهده می کنیم سایه صورت علمی ماهیات در علم خداوند است و صورت علمی ماهیات نیز سایه اسمای حسنای خداوند می باشد.

نکته فوق درباره تک تک مخلوقات جزئی بود که در مرتبه عالم خارجی از مراتب وجود مشاهده می کنیم ولی حتی اگر نگاه جزئی به مخلوقات عالم خارجی نداشته باشیم و تمامی آنها را یک جا در نظر بگیریم باز هم سایه مرتبه قبلی می باشد یعنی اگر در عالم خلقت یک وجود متصل و یکپارچه و یک دست مشاهده می کنیم که تمامی آسمانها و زمین را سر پا نگه داشته است و به آن”حق مخلوق به” یا “نفس رحمانی” اطلاق می کنیم این حقیقت سایه وجود یک دستی است که تمام ماهیات را در علم خداوند دربرگرفته بود و آن وجود یک دست در علم خداوند نیز سایه اسم”الرحمان” در عالم اسمای حسنی می باشد که پس از اسم”الله” ظهور می کند و در قرآن کریم هم که مطابق مراتب وجود خارجی نازل شده پس از اسم”الله” به اسم”الرحمان”می رسیم که در عبارت “بسم الله الرحمن الرحیم” این مطلب هویدا و آشکار است.

همچنین بر اساس همان قاعده ای که طبق آن در مراتب وجود هر مرتبه سایه مرتبه قبل از خودش می باشد اگر انسان های نیکوکار پس از این دنیای فانی که در آن همچون دیگر مخلوقات غرقه در “رحمت رحمانیه” می باشند، در عالم آخرت در بهشت جاودان یا همان “رحمت رحیمیه”وارد می شوند این حقیقت سایه صورت علمی آنان است پس خداوند حتی قبل از خلقت خارجی انسان ها با نظر به ماهیت مخلوقات در مرتبه علم خودش می داند که چه کسی به بهشت می رود و چه کسی به دوزخ وارد می شود و البته همان صورت های علمی که سعادتمند هستند نیز سایه اسم”الرحیم”است که در عبارت”بسم الله الرحمن الرحیم”پس از اسم”الرحمان”آمده است.

پس در مراتب وجود انسان های نیکوکار پس از ورود در “رحمت رحمانیه” که بین افراد خوب و بد مشترک است در عالم آخرت به “رحمت رحیمیه”هم وارد می شوند هرچند انسانهای بد کردار در همین مرتبه از وجود یعنی عالم دنیا گرفتار می شوند و از آن رهایی نخواهند یافت و در همین کثرات که باطن آن در قیامت به صورت جهنم پدیدار می شود گرفتار باقی می مانند.

بر همین روال در مرتبه علم خداوند نیز صورت های علمی ماهیاتی که تقدیر آنها بر سعاتمند شدنشان گذشته است ابتدا وارد رحمت رحمانیه می شوند و سپس وارد رحمت رحیمیه می گردند همانطور که در عالم اسمای حسنی نیز پس از اسم ” الله ” ابتدا اسم ” الرحمن ” ظهور می کند و پس از آن نیز اسم ” الرحیم ” ظاهر می شود. پس تمام ترتیب هایی که در مراتب پایینی وجود مشاهده می کنیم سایه ترتیب هایی است که در مراتب بالایی بوده است و با نگاه دقیق تر حتی می توان گفت که جزئیات عالم خلقت هم وقتی در مراتب وجود لحاظ شود سایه جزئیاتی است که در مراتب پیشین به نحو اجمال حضور داشته و در عالم خلقت به نحو تفصیل ظهور کرده است.

در تبیین مراتب وجود در مشکات اول دانستیم که سایه و تجلی اسم اعظم”الله” که همه اسمای حسنی به طفیلی آن اسم ظهور می کنند همان صورت علمی انسان کامل می شود  که بقیه ماهیات به طفیلی آن در علم خداوند ظهور می کنند و در عالم خارجی هم سایه صورت علمی انسان کامل همان عقل اول می باشد که بر تمامی مخلوقات و کائنات احاطه دارد یعنی دنیا و آخرت تحت اشراف آن حقیقت نورانی و به طفیلی آن خلق شده اند.

همانطور که دو اسم ” الرحمن ” و ” الرحیم ” زیر مجموعه اسم ” الله ” هستند، هم دنیا و هم آخرت هر دو زیر مجموعه حقیقت محمدیه یا همان عقل اول هستند. 

همچنین اگر قاعده مراتب وجود را در نظر داشته باشیم خواهیم دید که سایه هر اسمی ابتدا در علم خداوند منعکس می شود و سپس در عوالم خارجی متجلی می گردد مثلا اسم “علیم” پس از انعکاس عوالم عقلیه در علم خداوند آن عوالم عقلیه را در عالم خارجی هم ظهور می دهد که در آن ملائکه و فرشتگان حضور دارند و چون در مرتبه بالاتر از ما می باشند به کارهای ما انسان ها که در عالم پایین تر یعنی دنیا می باشند علم دارند.

اسم”قدیر”هم ابتدا عوالم ملکوت را در علم خداوند و سپس در عالم خارجی ظهور می دهد که آن مرتبه از وجود بر مرتبه ای که هم اکنون در آن هستیم قدرت و استیلا دارد.

بر همین روال طبق حکمت خاصی که در مراتب وجود حاکم است هر کدام از اسمای حسنای وجود حقیقتی را در علم خداوند منعکس می کنند و در مرتبه بعدی آن حقیقت را در عالم خارجی هم ظهور می دهد.پس هر کمالی را که در عوالم گوناگون خلقت مشاهده می کنیم در واقع مربوط به خداوند و اسمای حسنای اوست که در مراتب پایین تر متجلی گشته است.

راه نداشتن مرتبه پایینی به حقیقت مرتبه بالایی از مراتب وجود :

قاعده دیگری که درباره مراتب وجود بیان می شود این است که مرتبه پایینی هیچ گاه به حقیقت مرتبه بالایی راه ندارد اما این بدان معنی نیست که از مرتبه بالایی هیچ خبری نمی تواند داشته باشد بلکه ظهور و تجلی آن را در خودش مشاهده می کند.

بر اساس قاعده ای که بیان شد پی به نکته دیگری هم می بریم و آن اینست که وقتی در مراتب وجود دقت کنیم خواهیم دانست که مرتبه بالایی وجود هم هیچ گاه به طور کامل به مرتبه پایین تر نخواهد آمد بلکه در آن ظهور می کند.

پس در مراتب وجود هر مرتبه پایینی فقط به اندازه ظرفیت خودش مرتبه بالاتر را می شناسد و مرتبه بالایی هم فقط به اندازه ظرفیت مرتبه پایینی در آن ظهور می کند.

نتیجه ای که از قواعد تکوینی فوق می گیریم این است که ما به حقیقت اسمای حسنی راه نداریم چون عالم اسمای حسنی بالاتر از عالم مخلوقات است پس باید تجلی و ظهور آن اسمای حسنی را در مخلوقات شهود کنیم؛مولا علی(ع) در نهج البلاغه بدین حقیقت اینگونه اشاره می فرمایند:

الحمد لله المتجلی لخلقه بخلقه

در عبارت فوق امام علی(ع) اشاره می فرمایند که اسم اعظم”الله” که سایر اسمای حسنی را هم فرا گرفته است در مرتبه پایین تری از وجود یعنی مخلوقات تجلی می کند. پس ما مخلوقات فقط می توانیم تجلی اسمای حسنی را آینه مخلوقات شهود کنیم و به حقیقت آن اسماء راهی نداریم.

اگر یک انسان در سیر صعودی و معراج خودش تمامی حجاب و پرده ها را کنار بزند، می تواند حقیقت خودش را در علم خداوند شهود کند و آن اسمی که مبدا ظهور او بوده است را منعکس در صورت علمی خودش ببیند ولی به حقیقت آن اسم راهی نخواهد داشت چون آن اسم در مرتبه بالاتر از صورت علمی او قرار دارد‌.

منظور از قیامت در هر کدام از مراتب وجود :

در مراتب وجود قاعده تکوینی بدین صورت است که هر مرتبه از وجود قائم به مرتبه بالاتر از خودش می باشد پس قیامت هر مرتبه این است که تجلی مرتبه بالایی را به طور شفاف شهود کند و این حقیقت را دریابد که سرتاپا به مرتبه بالایی محتاج است و قیام خود را از مرتبه بالایی دارد.

از مراتب وجود به عنوان مثال به قیامت پایین ترین مرتبه وجودی یعنی عالمی که هم اکنون در آن هستیم اشاره می شود:

قیامت این دنیا بدین صورت است که مخلوقات تجلی مرتبه بالاتر از خودشان را شهود کنند و این نکته را به عیان دریابند که هیچ هویت مستقلی از اسمای حسنی ندارند و در ذات و صفات و افعالشان به طفیلی اسمای حسنای خداوند در عالم آفرینش ظهور دارند. از آنجاییکه تجلی اسمای حسنی در عالم مخلوقات یک واقعیت تکوینی است و هم اکنون هم این قاعده در جریان است پس ما انسان ها چه آن را شهود بکنیم و چه نکنیم واقعیت خارجی تغییری نخواهد کرد پس در قیامت که این واقعیت عیان می شود در واقع پرده از چشم قلب ما برداشته می شود. به آیه زیر از سوره نور توجه بفرمایید:

یومئذ یوفیهم الله دینهم الحق و یعلمون ان الله هو الحق المبین

اسم”الله”جامع تمامی اسمای حسنی می باشد و اینکه انسانها در قیامت متوجه می شوند که “الله” همان حقیقت آشکار است یعنی خواهند دید که اسمای حسنی از مرتبه بالاتر وجودی به تدبیر مرتبه پایین تر که همین عالم مخلوقات است می پردازند و مخلوقات سرتاپا فقر و نیاز به عالم بالاتر از خودشان یعنی عالم اسمای حسنی بوده اند که همگی در اسم اعظم”الله” جمع می باشد و در انتهای آیه به عنوان حقیقت آشکار معرفی شده است.

اما این حقیقت هم اکنون آشکار است یعنی “الله” ظاهرتر از مخلوقات است ولی علت اینکه ما از شهود این حقیقت محروم هستیم این است که در حجاب های تو در توی نفسانی خودمان غرقه شده ایم و در نتیجه مخلوقات را به طفیلی”الله” می بینیم ولی متوجه شهودمان نسبت به “الله” نیستیم بنابراین مخلوقات برای ما ظاهر شده است و “الله” را باطن و پنهان فرض می کنیم. به آیه زیر از سوره روم توجه بفرمایید:

یعلمون ظاهرا من الحیاه الدنیا و هم عن الآخره هم غافلون

آیه فوق اشاره می کند که کافران ظاهری از زندگی دنیا را می دانند و از آخرت غافل هستند.

اینکه بین ظاهر زندگی دنیا با آخرت مقابله انداخته شده نشان دهنده اینست که آخرت در باطن همین دنیا قرار دارد و اینکه در انتهای آیه به غفلت آنها اشاره شده است برای این است که آخرتی که باطن این دنیا می باشد در واقع ظاهر تر از این دنیاست ولی ما غرقه در حجابهای نفسانی و کثرات مادی هستیم و متوجه آن حقیقت روشن تر از روز نیستیم. البته در قیامت که پرده از پیش چشم قلب ما برداشته شد طبق آیه قبلی که از سوره نور ذکر کردیم غفلت ما از بین می رود و این حقیقت را در می یابیم که “الله” حقیقت آشکار و روشنی بوده است که توجه زیاد ما به مخلوقات مانع توجه ما به “الله” بوده است.

در واقع طبق حدیث امام صادق(ع) ما هر چیزی را که ادراک می کنیم به طفیلی “الله” ادراک می کنیم:

لایدرک مخلوق شیئا الا بالله

اما خود”الله” را چون ظاهرتر از اشیاء است مستقیما با خودِ او می شناسیم، لذا امام صادق(ع) در ادامه حدیث می فرمایند:

و لاتدرک معرفه الله الا بالله

یعنی شناخت “الله” حاصل نمی شود مگر مستقیما به خود او.

از طرفی دانستیم چون “الله” و سایر اسمای حسنی در مراتب وجود بالاتر از مرتبه ما مخلوقات ظهور می کنند ما به حقیقت “الله” راهی نداریم پس انعکاس “الله” را در آینه مخلوقات می بینیم. با نگاه دقیق تر می توان گفت که مخلوقات هیچ هویتی جز تجلیات اسمای حسنی ندارند و در قیامت با برداشته شدن پرده از پیش چشم آنها این حقیقت را شهود خواهند کرد. پس در قیامت فنای خودمان را در اسمای حسنی مشاهده می کنیم.

پس نتیجه ای که از مطلب فوق می گیریم بدین صورت است که در مراتب وجود هر مرتبه پایینی ظهور مرتبه بالایی است و غیر از این هیچ هویت ندارد.

پس در قیامت مرتبه پایینی وجود در می یابد که مندک در مرتبه بالاتر از خود است و این قاعده تکوینی در تمامی مراتب وجود ثابت و لایتغیر است.

در انتهای این نوشتار مجددا تاکید می کنیم که مراتب وجود و ظهورات هر کدام از آن مرتبه ها هیچ خللی به بساطت وجود وارد نمی کند چون تمام این مرتبه ها که از احدیت ذاتی آغاز می شوند نسبت به حقیقت محضه وجود یا همان هویت غیبیه مندک و متلاشی می گردند و هیچ اثری از آنها باقی نمی ماند بلکه همه در حکم عدم می شوند پس هویت غیبیه همچنان بسیط و صرف باقی می ماند.

بخوانید ::   - وحدت وجود از دیدگاه امام خمینی
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *