وحدت وجود یکتایی هستی
جدول محتوا
[Show]

مشیت مطلقهمشیت مطلقه مشیت مطلقه در وحدت وجود حق تعالی از مرتبه عقل اول ظهور می کند و به عنوان جامع ترین مخلوق صبح ازل را می شکافد و تا شام ابد همه مخلوقات عالم آفرینش را در بر می گیرد. مشیت مطلقه از یک دید همان امر واحدی است که ما آن را در بخش”قاعده الواحد“توضیح دادیم.تمامی مخلوقات بعدی از زیر مجموعه های همین مشیت مطلقه می باشند که به طفیلی او ظهور می کنند. در مشکات اول خواندیم که “فیض اقدس“اسمای حسنی و صورت علمی مخلوقات را ظهور می دهد.اکنون می گوییم که “فیض مقدس”که نام دیگر مشیت مطلقه است مخلوقات عالم خارجی را ظهور می دهد. مشیت مطلقه به طور اجمال در عقل اول ظهور می کند و سپس به طور تفصیلی در پهنه خلقت به صورت مشیت های جزئی جلوه گر می شود‌. همانطور که تمامی اسمای حسنی تحت اشراف “فیض اقدس”بودند،تمامی مخلوقات عالم خارجی هم تحت اشراف”فیض مقدس”یا همان “مشیت مطلقه”می باشند.این مشیت از  قید و تعین رهاست و ضمن اینکه با تمامی کائنات همراه است ولی صفات هیچ یک از آنها را نمی گیرد و اطلاق کلی از قید و بند ها دارد؛درست همانگونه که “فیض اقدس”که همه اسماء را ظهور می داد ولی خودش در هیچ کدام از آنها خلاصه و محدود نمی گشت. درباره احدیت ذاتی وجود دانستیم که آن مرتبه هیچ اسم و صفتی ندارد بلکه یک وجود لایتناهی صرف و بسیط است که نه در کنار خودش جا برای غیر می گذارد و نه در قلمرو خودش تعینی دارد. البته ویژگی اول یعنی “جا نگذاشتن برای غیر در کنار خود” مربوط به تمام مراتب وجود می شود ولی “تعین نداشتن در قلمرو خود” فقط مربوط به مرتبه احدیت است؛ درباره ویژگی اول که گفتیم مربوط به تمام مراتب وجود می شود امام رضا(ع)در تحف العقول می فرمایند:

واحد لا شریک له و لا شیء معه فرد لا ثانی معه
یعنی او یگانه و بدون شریک و تک و تنهاست و چیزی با او و در کنار او نیست و دومی ندارد؛چون اگر چیزی را کنار او فرض کنیم او را محدود کرده ایم در حالی که خداوند یک وجود نامحدود است. درباره مرتبه واحدیت یا همان عالم اسماء و صفات که در واقع ظهور کمالات نهفته در مرتبه احدیت است باید این طور گفت که یک “فیض اقدس”بیشتر نمی باشد که همه اسماء و صفات را فرا گرفته است و در کنار آن نمی توان فیض دیگری را فرض کرد که آن فیض هم اسماء و صفاتی را برای خودش و تحت اشراف خودش داشته باشد.پس در عالم اسماء و صفات ما یک فیض بیشتر نداریم و آن هم”فیض اقدس” می باشد که همه اسماء و صفات را خودش ظهور می دهد و جا برای غیر نگذاشته است؛درست مثل احدیت ذاتی که جا برای غیر نگذاشته بود. درباره مرتبه بعدی یعنی عالم خارجی نیز چون سایه همان مرتبه قبلی است باید گفت که یک فیض بیشتر نداریم و آن همان”فیض مقدس”است که به علت عدم تناهی جا برای دومی نگذاشته است و سر تا پای همه مخلوقات را در بر گرفته است. هر چیزی که در عوالم پایین تر وجودی مشاهده می شود سایه حقیقتی است که در عالم بالاتر بوده است.پس وحدت و یگانگی”فیض مقدس”سایه وحدت و یگانگی”فیض اقدس”بوده است و یکی بودن”فیض اقدس”هم سایه یکی بودن “احدیت ذاتی”بوده است. پس حقیقت توحید و یگانگی در تمام مراتب هستی جریان دارد و وجود لایتناهی در هیچ کدام از مراتب خودش جا برای وجود دیگری کنار خودش نمی گذارد بلکه هرچه را که وجود دیگری غیر از او بپنداریم خود او در برگرفته است پس نتیجه می گیریم که از ظهورات خودِ اوست و اصلا وجود دوم به حساب نمی آید. پس همانطور که وحدت حقیقت وجود به تعبیر مولا علی(ع)در نهج البلاغه از نوع عددی نیست:
واحد لا بعدد
دقیقا بر همین قیاس وحدت مراتب وجود هم از نوع عددی نیست که بتوانیم در کنار آنها مرتبه دیگری را فرض کنیم یعنی وحدت احدیت ذاتی عددی نیست همچنین وحدتِ “فیض اقدس”در مرتبه واحدیت هم از نوع عددی نیست و باز بر همین قیاس وحدتِ “فیض مقدس”در مرتبه خلقت هم از نوع عددی نیست بلکه هر چیزی را که ما بیرون از گستره”فیض مقدس”فرض کنیم در نگاه دقیق یکی از ظهورات خود او بوده است پس در حیطه او حضور داشته و نه خارج از آن. “فیض مقدس”یا “مشیت مطلقه”همان امر واحدی است که تمامی کائنات را در برگرفته است و به نحو اجمالی در حقیقت محمدیه یا همان عقل اول حضور دارد و به نحو تفصیلی در مراتب خلقت و وجود خارجی نمایان می شود؛درست همانطور که کمالات “فیض اقدس” در مرتبه”واحدیت”به طور اجمالی در اسم”الله”حضور داشت و به نحو تفصیلی در سایر اسماء و صفات هویدا می شد. مرتبه “واحدیت”بدون واسطه و مستقیما پس از مرتبه”احدیت ذاتی”ظهور می کرد و سایه مرتبه واحدیت یعنی مرتبه خلقت و آفرینش که همان”مشیت مطلقه” نام دارد نیز بدون واسطه و مستقیما پس از مرتبه”واحدیت”ظهور می کند.آنگاه تمام مخلوقات و مراتب وجود خارجی به طفیلی همین”مشیت مطلقه”و با واسطه او ظهور می کنند.روی همین حساب در حدیثی از امام صادق(ع) که در اصول کافی آمده است،می خوانیم:
خلق الله المشیئه بنفسها ثم خلق الاشیاء بالمشیئه خداوند مشیت را مستقیما آفرید سپس بقیه اشیاء را به واسطه آن آفرید.
اما برای “مشیت مطلقه” که جامع ترین مخلوق است اسم های دیگری هم می باشد.یکی از آن اسماء”فیض مقدس”بود که وجه تسمیه آن به این سبب است که آن فیض از متصف شدن به صفات مخلوقات جزئی مقدس و منزه می باشد و در عین اینکه با همه آنها همراه است ولی به محدودیت های هیچ کدام از کثرات متصف نمی شود. نام دیگر آن”نفس رحمانی”است زیرا همچون یک نفخه و دم حیات بخش در صورت ماهیت ها دمیده می شود و آنها را که تا پیش از این در علم خداوند بوده اند،در عالم خلقت تحت اشراف وجود خارجی هم ظهور می دهد. نام دیگر آن”مقام قیّومیّت”است چرا که همان فیض واحدی است که تمام آسمانها و زمین را سر پا نگه داشته است.در دعای جوشن کبیر می خوانیم:
یا من کل شیء قائم به ای کسی که همه چیز قائم به اوست.
در واقع خداوند با مشیت مطلقه ی خود اشیاء و مخلوقات را از معدوم شدن حفظ می کند و سرپا نگه می دارد. نام دیگر آن”حق مخلوق به”است به دلیل اینکه همه مخلوقات به طفیلی آن حقیقت خلق شده اند و جدای از آن حقیقت، سهمی از واقعیت ندارند و همگی معدوم می گردند: خلق السماوات و الارض بالحق آیه فوق اشاره می کند که خداوند آسمانها و زمین را در معیت و پوششی از حق آفرید. منظور از ” حق ” در این آیه همان ” حق مخلوق به ” است یعنی حقی که آسمانها و زمین به طفیلی آن خلق شده اند. ما”حق مخلوق به”را در زیر مجموعه اصطلاحات مفصلا توضیح دادیم. ولایت تکوینی علویه در همین مرتبه از وجود یعنی”مشیت مطلقه”به نحو تمام و کمال برای عرفا ظهور می کند و آنان با چشم جان خودشان چگونگی تسری ولایت تکوینی معصومین(ع)را در تمامی ساختار آفرینش مشاهده می کنند. از نگاه دقیق عرفانی همین مشیت مطلقه است که در مشیت های جزئی مخلوقات جریان پیدا می کند و مخلوقات جزئی تحت سلطه او هستند. به حدیث زیر از امام باقر(ع)که در تفسیر نور الثقلین ذیل آیه ۲۹ و ۳۰  سوره اعراف وارد شده است، توجه بفرمایید:
عَنْ‌ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ‌ السَّلاَمُ‌: قَوْلُهُ‌: «کَما بَدَأَکُمْ‌ تَعُودُونَ‌ فَرِیقاً هَدى‌ وَ فَرِیقاً حَقَّ‌ عَلَیْهِمُ‌ الضَّلالَهُ‌» قَالَ‌: خَلَقَهُمْ‌ حِینَ‌ خَلَقَهُمْ‌ مُؤْمِناً وَ کَافِراً وَ سَعِیداً وَ شَقِیّاً، وَ کَذَلِکَ‌ یَعُودُونَ‌ یَوْمَ‌ الْقِیمَهِ‌ مُهْتَدٍ وَ ضَالٌّ‌
تا اینجای حدیث بیان می کند که عده ای هنگام آفرین مومن و خوشبخت بودند و عده ای دیگر کافر و بدبخت بودند و بر همین حالت هم در روز قیامت به صورت هدایت یافته و گمراه باز می گردند. در ادامه حدیث پیرامون ” قدریه و مفوضه “می خوانیم:
أَنَّهُمْ‌ اتَّخَذُوا الشَّیَاطِینَ‌ أَوْلِیَاءَ مِنْ‌ دُونِ‌ اللَّهِ‌ وَ یَحْسَبُونَ‌ أَنَّهُمْ‌ مُهْتَدُونَ‌ وَ هُمُ‌ الْقَدَرِیَّهُ‌ الَّذِینَ‌ یَقُولُونَ‌: لاَ قَدَرَ، وَ یَزْعُمُونَ‌ أَنَّهُمْ‌ قَادِرُونَ‌ عَلَى الْهُدَى وَ الضَّلاَلِ‌، وَ ذَلِکَ‌ إِلَیْهِمْ‌ إِنْ‌ شَاؤُا اهْتَدَوْا وَ إِنْ‌ شَاؤُا ضَلُّوا وَ هُمْ‌ مَجُوسُ‌ هَذِهِ‌ الْأُمَّهِ‌ وَ کَذَّبَ‌ أَعْدَاءُ اللَّهِ‌،
در این بخش حدیث به اعتقاد قدریه اشاره می شود که می پندارند تقدیری در کار نبوده و اختیار و اراده از طرف خداوند به آنان واگذار شده است در حالی که می دانیم چون هر مرتبه از وجود سایه مرتبه قبلی است پس اراده و مشیت ما نیز ضمن اینکه انکار نمی شود ولی از مراتب قبلی در جان ما متجلی می شود. طبق حدیث ذکر شده گروه ” قدریه ” می پندارند که خودشان مستقل از خداوند و به خواست خودشان قادر به گمراه شدن یا هدایت شدن هستند. امام باقر(ع) آنها را “مجوسِ امت اسلام” می داند چرا که مجوس اعتقاد داشتند که خداوند شر را به اهریمن واگذار کرده است در حالی که خداوند چیزی را به کسی واگذار نمی کند بلکه اسمای خودش را در مخلوقات متجلی می کند. سپس امام باقر(ع) می فرمایند که این دشمنان خدا(=قدریه) دروغ می گویند.
الْمَشِیَّهَ‌ وَ الْقُدْرَهَ‌ لِلَّهِ‌ کَمَا بَدَأَهُمْ‌ یَعُودُونَ‌ مَنْ‌ خَلَقَهُ‌ اللَّهُ‌ شَقِیّاً یَوْمَ‌ خَلَقَهُ‌ کَذَلِکَ‌ یَعُودُ إِلَیْهِ‌ وَ مَنْ‌ خَلَقَهُ‌ سَعِیداً یَوْمَ‌ خَلَقَهُ‌ کَذَلِکَ‌ یَعُودُ إِلَیْهِ‌ سَعِیداً، قَالَ‌ رَسُولُ‌ اللَّهِ‌ صَلَّى اللَّهُ‌ عَلَیْهِ‌ وَ آلِهِ‌: الشَّقِیُّ‌ شَقِیٌّ‌ فِی بَطْنِ‌ أُمِّهِ‌، وَ السَّعِیدُ سَعِیدٍ فِی بَطْنِ‌ أُمِّهِ‌.
در ادامه حدیث می خوانیم که مشیت و قدرت برای خداست و هر کسی در روز آفرینش او شقی یا سعید بودنش مشخص بوده است همانطور که پیامبر اکرم(ص) می فرمایند بدبخت در شکم مادرش بدبخت بوده است و خوشبخت در شکم مادرش خوشبخت بوده است کنایه از اینکه سرنوشت افراد در مراتب پیشین وجودی معلوم و مشخص است. با توجه به حدیث فوق در می یابیم که مشیت های جزئی ما مخلوقات در واقع ظهورات و تجلیات مشیت الهی که تحت اشراف اسم”الله” وضعیت ما را در علم خداوند مشخص شده است و سپس در عالم خارجی به اسم مشیت مطلقه منعکس می شود؛ پس ما در مشیت و خواست خودمان مستقل و جدای از خداوند نیستیم.  البته احادیثی از این دست نباید منجر به اعتقاد به جبر شود چون جبر و عدم اختیار مخلوقات نیز در احادیث دیگری رد شده است بلکه منظور از این احادیث این است که چون هر مرتبه از وجود سایه مرتبه قبلی است پس تمام مشیت و قدرت و کمالاتی را که در خودمان و دیگر مخلوقات مشاهده می کنیم از عوالم بالاتر در جان آنها متجلی می شود پس آنها در مشیت و اراده و قدرت و… مستقل از وجود لایتناهی حق تعالی نیستند و در عین اینکه قدرت و اراده دارند ولی در همان قدرت و اراده خودشان دم به دم محتاج تجلی خداوند می باشند. ما این مبحث را مفصلا در بخش ” امر بین الامرین ” از مجموعه اصطلاحات شرح داده ایم. همچنین امام باقر(ع) در حدیثی ذیل آیه ۳۴ سوره آل عمران در تفسیر نور الثقلین می فرمایند:
مَنْ‌ زَعَمَ‌ أَنَّهُ‌ قَدْ فَرَغَ‌ مِنَ‌ الْأَمْرِ فَقَدْ کَذَبَ‌، لِأَنَّ‌ الْمَشِیَّهَ‌ لِلَّهِ‌ فِی خَلْقِهِ‌
یعنی هر کس بپندارد خداوند از دخل و تصرف در عالم فارغ گشته است دروغ می گوید، چرا که مشیت در واقع برای خداست که میان مخلوقاتش جاری می شود. در واقع خداوند از مرتبه اسمای حسنی مدام فیض خودش را در مراتب پایین تر وجودی جاری می سازد وگرنه همه کائنات معدوم می گردند.این فیض ابتدا به صورت مشیت الهی ماهیات را در علم خداوند ظاهر می سازد و سپس به صورت مشیت مطلقه آنها را در عالم خارجی هم منعکس می کند. پس او مدام در حال تجلی است و بر همین روال مشیت مطلقه او در کالبد تمام عالم آفرینش متجلی می گردد و هر کدام از مخلوقات یکی از مشیت های جزئی او می باشد. مشیت مطلقه که همان فیض مقدس می باشد ابتدا به طور اجمالی در عقل اول یا همان حقیقت محمدیه(ص) جلوه می کند همانطور که اهل بیت(ع) فرموده اند:
نحن مشیه الله ما مشیت خداوندیم.
اما مشیت مطلقه پس از عبور از عقل اول اینبار به صورت مشیت های جزئی در مخلوقاتی که همگی تحت اشراف عقل اول هستند نمایان می شود پس وقتی به عالم خلقت نگاه می کنیم در واقع به مشیت و خواستِ خداوند می نگریم که پیش چشم ما به صورت مخلوقات منعکس می شود؛ در نتیجه هم ذات مخلوقات و هم صفاتشان و هم افعالشان عینا همان مشیت خداوند است و مخلوقات جز این که سرتاپایشان مشیت خداوند باشد هیچ حیثیت دیگری ندارند. پس هر چیزی را که در عالم آفرینش دیدیم یا هر حادثه ای که پیش چشممان رخ داد عینا همان مشیت خداوند است نه اینکه چیزی جدای از مشیت خداوند باشد و صرفا مطابق آن رخ داده باشد بلکه “عالم خلقت” همان “مشیت مطلقه خداوند” است و بین این دو عبارت در معنا و حقیقت امر هیچ تفاوتی نیست. البته در مرتبه واحدیت تحت اشراف اسم اعظم”الله” و سایر اسمای حسنی صورت علمی مخلوقات طبق خواست خدا شکل می گیرد که چون تمام آن صورت های علمی تحت اشراف اسم”الله” می باشند مشیتی که در آن مرتبه ظهور می کند را مشیت الهی می نامیم؛ اما سایه همین حقیقت وقتی که در آینه عالم خارجی منعکس می شود شامل تمامی مخلوقات می گردد و چون بر تمام کائنات اشراف و اطلاق دارد آن را مشیت مطلقه می نامیم. البته چون انسان های غیر معصوم به تمام کائنات و عوالم خلقت احاطه ندارند آن اطلاق را فقط به اندازه مشیت های جزئی پیش رویشان مشاهده می کنند که همین مخلوقات عالم آفرینش می باشد پس هر مخلوق و نیز هر حادثه ای را که می بینیم در واقع مشیت خدا را دیده ایم که از مرتبه علم او در عالم خارجی متجلی می شود و این روند دم به دم و لحظه به لحظه جریان دارد و طبق حدیثی که نقل کردیم خداوند از کار عالم فارغ نشده است و مخلوقات را به خودشان واگذار نکرده است. پس مشیت مطلقه در عالم خارجی سایه مشیت الهی در مرتبه علم خداوند است در نتیجه برای خداوند از قبل مشخص و معلوم است که در عالم خارجی چه اتفاقی رخ خواهد داد، منتها ما انسانهای معمولی در ذهن خودمان نسبت به رخ دادن یک حادثه در آینده تردید میکنیم که آیا چنین چیزی به وقوع می پیوندد یا واقع نمی شود؟ در حالی که مشیت الهی احدی التعلق است یعنی فقط به یکی از دو حالتی که در ذهن ماست تعلق می گیرد پس آن حادثه یا اتفاق می افتد و یا رخ نمی دهد و جمع هر دو حالت محال می باشد و چون وجود لایتناهی خداوند به هیچ وجه در حصار زمان گرفتار نمی شود برای او فقط یک حالت مشخص و معلوم درباره فلان حادثه فرض دارد یعنی او قطعا می داند که فلان کار حتما اتفاق خواهد افتاد و یا اصلا به وقوع نمی پیوندد پس هیچ تردیدی برای خداوند فرض صحیح عقلانی ندارد اما ما چون در حصار زمان گرفتار شده ایم نسبت به آینده فقط می توانیم حدس بزنیم که فلان حادثه پیش می آید یا پیش نمی آید. حال اگر کسی در مشیت الهی فانی شود چون همان مشیت الهی از علم خداوند به صورت مشیت مطلقه در عالم خارجی ظهور می کند چنین شخصی زودتر از بقیه انسان ها شهود می کند که فلان حادثه اتفاق می افتد یا رخ نمی دهد؟ اما اگر کسی به این مرتبه از فنای در مشیت خدا دست نیافت فقط بعد از واقع شدن یا واقع نشدن فلان رخداد خواهد دانست که مشیت الهی بر کدام یک از دو حالت تعلق گرفته بود. متذکر می شویم که فنای در مشیت خداوند هم به اذن و مشیت خودِ خداوند برای بندگانش حاصل می شود چون خودِ ما نیز رشحه ای از مشیت او هستیم پس با مشیت و اراده خود اوست که می توانیم چشم قلبمان را نسبت به مشیت او باز کنیم و از رخدادهای آینده با خبر شویم. در نتیجه فنای در مشیت خداوند هم فقط به طفیلی مشیت خودِ او رخ می دهد. در یک نگاه کلی هر چیزی رخ بدهد عینا همان خواست تکوینی خداوند است(که البته ممکن است با دستورات تشریعی او تعارض داشته باشد)؛ به حدیث زیر از امام صادق(ع) توجه بفرمایید:
ما شاء الله کان و ما لم یشا لم یکن هر چه “الله” بخواهد می شود و هر چه او نخواهد نمی شود.
دانستیم که اسم اعظم“الله” از طریق اسمای جزئیه خودش صورت علمی ماهیات را مطابق خواستِ “الله” در علم خداوند ظهور می دهد که این خواست و مشیت چون تحت اشراف اسم”الله” شکل می گیرد مشیت الهی نام دارد و هنگامی که سایه همین مشیت الهی از مرتبه واحدیت در مرتبه عالم خارجی هم متجلی می شود چون بر تمام کائنات سلطه و اطلاق دارد بلکه با اطلاق خودش عین تمام مخلوقات می باشد مشیت مطلقه نام می گیرد. پس هرچه را که خداوند در علم خودش خواسته باشد در عالم خارجی هم رخ می دهد و هر چه را که در علم خودش نخواسته باشد در عالم خارجی هم رخ نخواهد داد چون عالم خارجی و تمام مخلوقات آن عینا همان مشیت خداوند می باشد که دم به دم به صورت اشیاء پیش چشم ما متجلی می شود. نکته آخر اینکه مشیت الهی که در مرتبه واحدیت رخ می دهد همان علم ذاتی خداوند است و مشیت مطلقه که در عالم خارجی نمایان می شود همان علم فعلی خداوند است که خواننده محترم می تواند پیرامون واکاوی بیشتر این موضوع به بخش “علم ذاتی و فعلی” رجوع بفرماید.]]]]> ]]>

دیدگاهتان را بنویسید

بستن فهرست