اولین مخلوق

اولین مخلوق

اولین مخلوق که به طفیلی اولین اسم خداوند یعنی اسم “الله” در مرتبه عالم خارجی از مراتب وحدت وجود متجلی می شود عقل اول یا حقیقت محمدیه نام دارد که بقیه مخلوقات به طفیلی او ظهور می کنند.

در مصباح های پیش از این دانستیم که اولین اسمی که در مرتبه واحدیت ظهور می کند اسم جامع”الله”می باشد که تمامی اسمای حسنای دیگر را در بردارد. اولین مخلوق یا صورت علمی ای هم که در مرتبه واحدیت و علم حق تعالی نقش می بندد عین ثابت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)می باشد که تمامی صورت های علمی دیگر به طفیلی او و در گستره حقیقت فراگیر او آفریده می شوند. در نتیجه اولین مخلوق جامع ترین مخلوق نیز هست همانطور که اولین اسم خداوند یعنی اسم “الله” جامع ترین اسم خداوند هم هست.

پس حقیقت پیامبر اکرم(ص)سایه و تجلی اسم شریف”الله”می باشد که در میان اسمای حسنای خداوند به عنوان اولین اسم که همان اسم اعظم است، شناخته می شود چون با عظمت بیشتر خودش دیگر اسماء را در بردارد؛بر همین قیاس پیامبر اکرم(ص)نیز که تجلی و ظهور آن اسم شریف هستند به عنوان اولین مخلوق یا مخلوق اعظم شناخته می شود که تمامی مخلوقات خرد و کلان عوالم آفرینش را چه در علم خداوند و چه در عالم خارجی در برگرفته است(البته منظور از پیامبر(ص)در اینجا حقیقت نورانی ایشان است نه جسم مادی آن حضرت چرا که همان جسم مادی ایشان هم به طفیلی حقیقت نورانی محمدیه(ص) یا همان عقل اول در عالم خارجی ظهور می کند).

پس اولین مخلوق که همان حقیقت محمدیه(ص) است به معنی واقعی کلمه فانی در اسم اعظم”الله”است و از خود و برای خود هیچ ندارد و هر چه در آن ذات نورانی مشاهده شود در واقع فقط تجلی اسم جامع”الله”است و بس. خب با نگاه فوق به سراغ آیه زیر از سوره نساء می رویم:

من یطع الرسول فقد اطاع الله و من تولی فما ارسلناک علیهم حفیظا

هر کس از پیامبر اطاعت کند از “الله” اطاعت کرده است و کسی که روی بگرداند ما تو را بر وی نگمارده ایم.

طبق نص آیه فوق هر کس از رسول اطاعت کند عینا از “الله” اطاعت کرده است نه اینکه فقط به منزله این باشد که از “الله” اطاعت کرده بلکه حقیقتا از خود خداوند اطاعت نموده است چون هر چه در جان مقدس پیامبر(ص)می بینیم سراپا تجلی اسم”الله”است و آن حضرت(ص) چون از لغزش ها و خطاها کاملا مبرا هستند پس به حقیقت کلمه، فانی در حق تعالی می باشند و هیچ غش و ناخالصی در فنای ایشان راه ندارد.پس اطاعت از ایشان عینا همان اطاعت از خداوند است. به بیان دیگر اسم اعظم”الله” اگر بخواهد از مرتبه واحدیت در عالم ما انسان ها ظهور کند در شخص پیامبر اکرم(ص) متجلی می شود. خب تا اینجا دانستیم که اولین مخلوق فانی در اولین اسم خداوند است، به عبارت دیگر اولین مخلوق سایه و تجلی اولین اسم خداوند است و چون بقیه اسمای حسنی تحت اشراف اولین اسم یعنی اسم “الله” ظهور می کنند تمامی مخلوقات نیز تحت اشراف حقیقت نورانی اولین مخلوق ظهور می کنند. اطاعت از پیامبر(ص) نیز عینا همان اطاعت از خداست چون ذات نورانی حضرت محمد بن عبد الله(ص)سرتاپا تجلی تمام عیار اسم اعظم خداوند متعال در عالم انسان ها می باشد.

از آنجاییکه ما به هویت غیبیه وجود خداوند راهی نداریم پس آن مرتبه را اصلا نمی توانیم عبادت و یا اطاعت کنیم.در مرتبه بعد از آن یعنی احدیت ذاتی یا عماء یا به تعبیر امام خمینی(ره)خلیفه هویت غیبیه نیز غیر از یک تعین نامحدود هنوز هیچ مخلوقی و بلکه هیچ اسم و صفتی در گستره وجود لایتناهی ظهور نکرده است پس اصلا ما در آن مرتبه حاضر نیستیم که بخواهیم خداوند را در آن مرتبه عبادت کنیم.اما در مرتبه ای که خداوند در عوالم خلقت خودش را برای ما متجلی می کند کاملترین و جامع ترین تجلی یعنی اسم اعظم خود را در اولین مخلوق یعنی عقل اول یا همان حقیقت محمدیه به نمایش می گذارد که آن حقیقت در عالم ما انسان ها به صورت حضرت محمد بن عبد الله(صلی الله علیه و آله و سلم) متجلی می گردد. حقیقت پیامبر اعظم(ص)و نیز علی بن ابی طالب(ع)که طبق آیه مباهله همان جان و نفس پیامبر(ص)می باشند و همچنین بقیه اهل بیت عصمت و طهارت(ع) در علم عرفان نظری به عنوان یک نور واحد که اولین مخلوق خداوند است شناخته می شود که فانی در اسم اعظم”الله” است، پس اطاعت از آنها همان اطاعت از تعین اعظم وجود لایتناهی یعنی اسم جامع”الله”می باشد. دقت کنید که آیه ذکر شده از سوره نساء نمی خواهد بگوید که پیامبر(ص)نعوذبالله خود خداوند است بلکه می خواهد بگوید که چون ایشان در اسم”الله”فانی گشته اند پس اطاعت از ایشان عینا همان اطاعت از خداوند است که این با برداشت کوته نظران و کژ اندیشان از آیه زمین تا آسمان فرق دارد و یکی از این دو دیدگاه کفر و شرک مسلم است و دیگری عین توحید و یگانه پرستی می باشد. پس اولین مخلوق به تمام معنا فانی در اسم اعظم”الله” است. اما بقیه مخلوقات هر کدام مظهر یکی از اسمای جزئیه حق تعالی هستند که طبق ویژگی های همان اسم در علم خداوند و نیز در عالم خارجی ظهور می کنند. پس اطاعت از آنان، اطاعت از همان اسم جزئی می باشد و تبعات خاص خودش را برای فرد اطاعت کننده در بردارد.به آیه زیر از سوره یس توجه بفرمایید:

الم اعهد الیکم یا بنی آدم الاتعبدو الشیطان انه لکم عدو مبین

ای فرزندان آدم(ع)آیا از شما پیمان نگرفتم که شیطان را نپرستید چرا که او برای شما دشمنی آشکار است؟

همه می دانیم که در میان انسانها آن دسته از بی دین های مغرضی که به الوهیت و خدایی ابلیس و شیاطین معتقدند کم هستند پس می توان اینطور گفت که منظور اصلی آیه از عبادت و پرستش شیاطین همان اطاعت از آنها می باشد که تجلی اسم”مضل”از اسمای حسنای حق تعالی هستند. آیه زیر از سوره حج به این حقیقت اشاره می فرماید:

کتب علیه انه من تولاه فانه یضله و یهدیه الی عذاب السعیر

آیه فوق به این قانون الهی اشاره می کند که هر کسی از شیطان اطاعت کند و دنباله روی او را بنماید شیطان او را در وادی ضلالت گمراه می کند. دلیلش هم این است که شیطان مظهر و تجلی اسم”مضل”از اسمای حسنای وجود لایتناهی می باشد. پس اطاعت از شیطان همان اطاعت از اسم “مضل” می باشد و نتیجه آن هم ضلالت است و نتیجه ضلالت هم طبق بخش دوم آیه هدایت شدن به سمت آتش جهنم می باشد که طبق قاعده عرفانی تطابق عوالم ، گمراهی انسان در این دنیا وقتی که در آینه عالم آخرت منعکس شود به صورت جهنم ظهور می کند.

پس اجمال این مطلب بدین صورت شد که اطاعت از اولین مخلوق یعنی پیامبر(ص)همان اطاعت از اسم”الله”است و اطاعت از شیطان هم همان اطاعت از اسم”مضل”است چرا که هر مخلوقی در عالم آفرینش سایه و تجلی یکی از اسمای حسنای وجود نامحدود حق تعالی می باشد.

البته با نگاه دقیق عرفانی می توان به این واقعیت دست یافت که در حقیقت خارجی و تکوینی اصلا جز خداوند کسی عبادت و یا اطاعت نمی شود چرا که هر کس را جز او بپرستیم و یا اطاعت کنیم مظهر یکی از اسمای حسنای خود او می باشد و اسم او هم چون ظهور خود اوست پس وجود جدایی از او ندارد. با این نگاه دقیق در تمام حالات فقط خود او عبادت می شود و فقط هم خود اوست که اطاعت می شود و این یک حقیقت تکوینی است که راه گریزی از آن برای هیچ کس نمی باشد.عبارت زیر از دعای شیرین و دل انگیز جوشن کبیر گواه این مطلب است:

یا من لایعبد الا هو(ایاه)

ای کسی که جز او پرستیده نمی شود.

آیه زیر از سوره حمد هم ناظر به همین حقیقت تکوینی می باشد:

ایاک نعبد و ایاک نستعین

فقط تو را می پرستیم و فقط از تو یاری می جوییم.

آیه فوق از یک واقعیت خارجی گزارش می دهد نه اینکه به ما دستور پرستش خداوند یا کمک گرفتن از او را بدهد.پس جمله از نوع خبری است و امری نمی باشد.

در عالم خارجی یک وجود بیشتر نیست که همه مخلوقات لشگریان او هستند و در آن وجود مقدس غرقه می باشند پس اصلا امکان ندارد که غیر او پرستیده شود هرچند مظاهر او بی شمار است و ممکن است که وجود خداوند را در یک تجلیِ باطل برای پرستش، عبادت کنیم. با همین نگاه در ابتدای این سوره تمام حمد و سپاس ها نیز برای خود خداوند دانسته شده است چون خودِ اوست که در همه مخلوقات تجلی می کند و هیچ ماهیتی، هیچ کمالی را از خود و برای خود ندارد. خواننده محترم می تواند برای توضیحات بیشتر پیرامون این مطلب به “توحید حمد”از مجموعه انواع توحید در قرآن رجوع کند و نیز برای شرح بیشتر پیرامون اینکه همه اسمای حسنی و کمالات وجودی برای حق تعالی است به”توحید اسمای حسنی”رجوع بفرماید. نکته ای که باید در نظر داشت این است که همانگونه فیض وجودی از طریق اولین اسم یعنی اسم جامع ” الله” به سایر اسماء می رسد، بر همین قیاس فیض وجودی از طریق اولین مخلوق به بقیه مخلوقات می رسد و اولین مخلوق همان حقیقت نورانی پیامبر اکرم(ص) است:

اول ما خلق الله نوری 

پس اولین مخلوق همان نور حقیقت محمدیه است که بر ظلمت ماهیات خرد و کلانی که در علم خداوند بوده اند، تابیده است و آنها را تحت اشراف خودش در عالم خارجی ظهور داده است؛ پس حتی شیاطین هم تحت اشراف حقیقت محمدیه هستند و به طفیلی آن حقیقت نورانی در عالم آفرینش فعالیت می کنند و به همین دلیل قدرت استیلا یافتن بر انسان های کامل و فریفتن پیامبران الهی(ع) را ندارند چرا که چنین انسان هایی مندک در حقیقت محمدیه هستند پس بر عکس انسان های معمولی که ممکن است فریفته القائات شیاطین جنی بشوند انسانهای کامل خودشان بر شیاطین اشراف و تسلط دارند همانطور که طبق نص قرآن کریم شیاطین تحت فرمان سلیمان نبی(ع) به غواصی و بنایی مشغول بودند. البته این حقیقت برای همه انسان های کامل به اندازه خودشان تحقق می یابد و پیامبر اکرم(ص) به عنوان والاترین انسان کامل که حقیقت اولین مخلوق می باشند برترین مصداق این حقیقت هستند هرچند این واقعیت تکوینی در مورد پیامبر(ص) پیش چشم دیگران به اندازه سلیمان نبی(ع) ظهور نکند ولی در عرفان نظری بر اساس حقیقت تکوینی سخن می گوییم نه ظهور آن حقیقت پیش چشم دیگران؛ پیامبر اکرم(ص) درباره تسلط خودشان بر شیطان می فرمایند:

لکل انسان شیطانا؛ قیل و هل لک یا رسول الله؛ قال نعم و لکن اسلمته بیدی

برای هر انسانی شیطانی است؛ پرسیدند: حتی برای خود شما؟ ایشان فرمودند: آری ولی من او را با دستان خودم تسلیم کردم.

در نگرش کلی وقایعی مثل شق القمر و یا سایر کرامات و معجزات توسط پیامبر اکرم(ص) به دلیل سلطه اولین مخلوق بر تمام پدیده های عالم خلقت می باشد.]]]]>

]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *