مشیت الهی

مشیت الهی

مشیت الهی در وحدت وجود حق تعالی از مرتبه علم ذاتی خدا ظهور می کند و به صورت مشیت مطلقه در عالم خارجی هم منعکس می شود و هر چند در ذات خودش هیچ تعین و تقیدی ندارد ولی به صورت اعیان ثابته محدود و مقید در علم خداوند جلوه می کند.

پس مشیت الهی یک فیض بسیط و طلق و رها می باشد که از تمام محدودیت های کثرات و ماهیات منزه است ولی از جهتی دیگر که ابتدا در علم خداوند با ماهیات و اعیان ثابته همراه می شود و سپس به صورت مشیت مطلقه در عالم خارجی با مخلوقات محدود نیز همراهی می کند تمام حد و حدود و صفات و قیود آنها را می پذیرد هر چند هنوز هم در ذات خودش هیچ حد و صفتی ندارد.

 در واقع “مشیت الهی”دو چهره دارد: یک چهره آن رو به عالم غیب یعنی عالم اسماء و صفات است و مخلوقاتی که در حجاب کثرات گرفتار هستند با آن چهره سر و کاری ندارند و آن چهره هم برایشان ظهوری نمی کند. اما چهره دیگر آن رو به سوی کثرات و ماهیات و مخلوقات جزئی دارد که همین چهره نیز به دو مرتبه دسته بندی می شود که مرتبه نخست آن تحت اشراف اسمای حسنی به صورت ماهیات در علم خداوند متجلی می شود و مرتبه دوم آن به صورت مخلوقات در عالم خارجی هم ظهور می کند که البته نام این مرتبه دوم را مشیت مطلقه می گذاریم چون بر تمام کائنات اطلاق دارد بلکه عین تمام مخلوقات است.

کسانی که گرفتار حجاب های گوناگون هستند با این چهره از “مشیت الهی”سر و کار دارند که در عالم خارجی منعکس می شود و نام آن را “مشیت مطلقه” می گذاریم که البته چون ما به حقیقت و کلیت آن راهی نداریم ظهورات آن را در مشیت های جزئیِ مخلوقات و حوادث پیش رویمان شهود می کنیم نه به طور جامع و کامل در تمام کائنات؛ مولانا امام جعفر صادق(ع)در اصول کافی می فرمایند:

ما شاء الله کان و ما لم یشا لم یکن

هر چه خداوند بخواهد می شود و هر آنچه را که نخواهد نمی شود.

بنا بر منطق امام صادق(ع)در حدیث فوق وقتی به پدیده های پیش رویمان در عالم خلقت نگاه می کنیم در واقع به ظهور مشیت الهی در عالم خلقت می نگریم یعنی همه چیزهایی که اتفاق می افتد یا نمی افتد در واقع سایه مشیت خداوند است که از علم او به صورت مشیت مطلقه پیش روی ما متجلی می شود.

البته چون ما انسان های غیر معصوم به حقیقت و کلیتِ مشیت مطلقه راهی نداریم آن را به صورت مشیت های جزئی در مخلوقات مشاهده می کنیم. در واقع هم خود مخلوقات و ذات آنها و هم صفات و اراده آنها و هم کارهای آنها و هم تمام رخدادهای پیش رویمان حتی برگی که از درخت می افتد هر کدام یکی از مشیت های جزئی خداوند می باشند که از رشحات مشیت مطلقه در عالم خارجی هستند و نهایتا در مشیت الهی فانی می شوند چون از همان مرتبه علم خداوند در عالم خارجی منعکس شده اند. پس پدیده های جزئی که در گستره جان خودمان و یا بیرون از آن مشاهده می کنیم همگی همان چهره از “مشیت الهی”است که از علم خداوند به صورت مشیت مطلقه در عالم خارجی ظاهر شده است و به صورت جانِ ما و دیگر مخلوقات و نیز به شکل حوادث پیش رویمان که هر کدام یکی از مشیت های جزئی خداوند هستند، جلوه می کند.

ظهور مشیت الهی به صورت مشیت مطلقه :

در واقع هنگامی که ما به عالم پیش رویمان و حوادث آن می نگریم در حال تماشای مشیت الهی هستیم که از علم خداوند به صورت مشیت مطلقه دائما در آینه عالم خارجی منعکس می شود؛ در این باره به حدیث زیر از امام رضا(علیه السلام)که در اصول کافی آمده است، توجه بفرمایید:

قال لی أبو الحسن الرّضا علیه السّلام یا یونس لا تقل بقول القدریّه-فإنّ‌ القدریّه لم یقولوا بقول أهل الجنّه-و لا بقول أهل النّار و لا بقول إبلیس-فإنّ‌ أهل الجنّه قالوا الحمد للّه الّذی هدانا لهذا-و ما کنّا لنهتدی لو لا أن هدانا اللّه-و قال أهل النّار ربّنا غلبت علینا شقوتنا و کنّا قوما ضالّین-و قال إبلیس ربّ‌ بما أغویتنی-فقلت و اللّه ما أقول بقولهم-و لکنّی أقول لا یکون إلاّ بما شاء الله و اراد و قدر و قضی فقال یا یونس لیس هکذا-لا یکون إلاّ ما شاء اللّه-و أراد و قدّر و قضى.

امام رضا(ع) در حدیث فوق خطاب به یونس می فرمایند که به اعتقاد قدریه یا همان مفوضه گرفتار مشو چون آنها نه به اعتقاد بهشتیان پایبند هستند، نه به اعتقاد جهنمیان و نه حتی به اعتقاد ابلیس؛ چون بهشتیان طبق سوره اعراف میگویند سپاس خدایی را که ما را به بهشت رهنمون ساخت وگرنه خود ما به این مرتبه راه نمی یافتیم و جهنمیان نیز به خدا می گویند بدبختی و شقاوت ما بر ما غلبه کرد و ابلیس هم هنگام اخراج شدن از بهشت به خداوند گفت تو مرا گمراه کردی. یونس می گوید من به عقیده آنان معتقد نیستم بلکه می گویم هیچ چیزی رخ نمی دهد مگر “به مشیت الهی” و اراده و تقدیر و قضای او؛ امام رضا(ع) می فرمایند همین سخن تو نیز اشتباه است بلکه باید بگویی هیچ چیزی رخ نمی دهد مگر “مشیت الهی” و اراده و تقدیر و قضای او. به تفاوت سخن امام رضا(ع) با سخن یونس توجه کنید، طبق سخن یونس هیچ چیزی رخ نمی دهد مگر به مطابق مشیت الهی(=بما شاء الله) اما امام رضا(ع) با حذف حرف”باء” از ابتدای عبارت”بما شاء الله” تاکید می کنند که هیچ چیزی رخ نمی دهد مگر مشیت الهی(=ما شاء الله) یعنی همان مشیت الهی از مرتبه علم خداوند به صورت مشیت مطلقه در عالم خارجی ظاهر می شود نه اینکه چیزی غیر از آن ظاهر شود که صرفا مطابق آن باشد بلکه همان مرتبه بالاتر وجود است که از علم خداوند در عالم خارجی هم منعکس می شود. پس سرنوشت بهشتیان و جهنمیان و ابلیس قبل از عالم خارجی در علم خداوند مشخص بوده است و همان سرنوشت و تقدیری که در علم خداوند برایشان مقدر شده در آینه عالم خارجی هم منعکس می گردد، البته این مطلب به هیچ وجه بیانگر جبر نیست چون اختیار بهشتیان و جهنمیان و ابلیس هرگز انکار نمی شود بلکه همان اختیار هم از مرتبه علم خداوند در آنان ظهور می کند؛ توضیح بیشتر پیرامون حقیقت این مطلب را در بخش”امر بین الامرین” از مجموعه اصطلاحات تبیین کرده ایم که خواننده محترم برای دیدن آیات و روایات ذکر شده درباره این موضوع می تواند به آن بخش رجوع بفرماید. اما به ادامه حدیث می پردازیم:

یا یونس تعلم ما المشیئه-قلت لا قال هی الذّکر الأوّل-فتعلم ما الإراده قلت لا-قال هی العزیمه على ما یشاء فتعلم ما القدر قلت لا-قال هی الهندسه و وضع الحدود من البقاء و الفناء قال ثمّ‌ قال و القضاء هو الإبرام و إقامه العین-قال فاستأذنته أن أقبّل رأسه-و قلت فتحت لی شیئا کنت عنه فی غفله

امام رضا(ع) مشیت الهی را به این صورت برای یونس توضیح می دهند که مشیت همان ذکر اول است و اراده همان عزم بر عملی کردن آن ذکر می باشد که مطابق مشیت رخ می دهد و تقدیر همان اندازه و حد و حدود مخلوقات و حوادث از چگونگی بقا گرفته تا فنای آنها می باشد و قضای جزئی همان پافشاری بر ظهور مراتب قبلی می باشد که در نتیجه آن شیء یا حادثه مورد نظر متجلی می شود. تمام این مراتبی که ذکر شد اصل آن در علم خداوند است که تحت اشراف مشیت الهی شکل می گیرد و سپس سایه آنها در عالم خارجی به صورت مشیت مطلقه هم ظهور می کند که سرتاسر کائنات را فراگرفته است و بلکه عین تمام کائنات ظهور می کند پس هر کدام از مخلوقات و حوادث جزئی پیش رویمان یکی از مشیت های جزئی می باشند که در مشیت مطلقه حق تعالی فانی می باشند و مشیت هر کدام از مخلوقات نیز دقیقا همانند ذات آنها یک رشحه از مشیت مطلقه است که مدام در کالبد آنها متجلی می شود. در واقع مشیت الهی که همه ماهیات و اعیان ثابته را در علم خداوند فراگرفته است ابتدا در تعینی دیگر به نام اراده خودش را در آن ماهیات ظهور می دهد و سپس به صورت تقدیرِ اعمال آنها و در نهایت به صورت قضای جزئی در کالبد تمام ماهیات جلوه گر می شود آنگاه سایه تمام این مراحل از علم خداوند متعال به تحت اشراف مشیت مطلقه در آینه عالم خارجی نیز منعکس می شود که البته چون تا حدی ویژگی ها و شرایط آینه عالم خارجی را هم می پذیرد نوع تجلی و ظهور آن با مرتبه علم خداوند کمی تفاوت دارد هرچند چون سایه همان مشیت الهی می باشد اصل آن دو کاملا یکی است.

طبق مطالب فوق دانستیم که تمام مشیت های جزئی در عالم خارجی از رشحات مشیت مطلقه هستند و خودِ مشیت مطلقه نیز ظهور مشیت الهی می باشد پس نتیجه می گیریم که همین روند در ما مخلوقات جزئی که در واقع هر کداممان یک مشیت جزئی هستیم نیز جریان می یابد پس ما نیز ابتدا در ذهن و اندیشه خودمان ذکر اول و انگیزه نخستین را برای یک کار در نظر می گیریم که مشیت نام دارد و سپس با اراده خودمان عزم آن کار را می کنیم و در مرحله بعدی آن را تقدیر و اندازه گیری می کنیم و سپس با فرض عملی شدن آن قضای جزئی آن را رقم زده ایم پس از طی این مراحل سایه همین روندی را که در اندیشه خودمان ترتیب داده بودیم در عالم خارجی هم ظهور می دهیم همانطور که مشیت الهی از علم خداوند در عالم خارجی به صورت مشیت مطلقه ظهور می کرد.

نکته ای که در این میان ذکر آن لازم می باشد این است که برخی اوقات هرچند مراحل ذکر شده را در ذهن خودمان طی می کنیم ولی موفق به اجرای آنها در عالم خارجی نمی شویم؛ دلیل این عدم موفقیت به این نکته بر می گردد که مشیت الهی در علم خداوند بر عملی شدن فلان اندیشه ما تعلق نگرفته است و از آنجاییکه همان مشیت الهی از علم خداوند به صورت مشیت مطلقه در عالم خارجی متجلی می شود و ما نیز تحت اشراف آن و از رشحات آن می باشیم و غرقه در آن هستیم موفق به عملی کردن اندیشه خودمان در عالم خارجی نمی شویم؛ چرا که طبق حدیثی که در اوایل همین نوشتار از امام صادق(ع) ذکر کردیم فقط آنچه خداوند با مشیت الهی اش در علم خود بخواهد در عالم خارجی تحقق می یابد و هرگز غیر آن اتفاق نخواهد افتاد و از آنجاییکه خود ما نیز فانی در مشیت خداوند هستیم هرگز نمی توانیم خلاف خواست خدا عمل کنیم بلکه همیشه به طفیلی اذن و مشیت خودِ خداوند است که کارهایمان را انجام می دهیم. اما با توجه به حدیث ذکر شده از امام رضا(ع) در واقع هنگامی که به مخلوقات و حوادث عالم آفرینش نگاه می کنیم در حال تماشای مشیت خداوند هستیم نه اینکه رخدادهای پیش رویمان صرفا مطابق مشیت خداوند باشتد بلکه مخلوقات و حوادث عالم آفرینش دقیقا همان مشیت الهی هستند که از علم خداوند به صورت مشیت مطلقه در عالم خارجی ظهور می کنند. البته اگر افراد خاص و مقرب الهی همه حجاب های جزئی مخلوقات را پشت سر بگذارند و بتوانند با درنوردیدن مشیت مطلقه که به صورت مخلوقات و حوادث پیش رویمان در عالم خارجی متجلی می شود به مغز و بطن آن مخلوقات که همان مشیت الهی در علم خداوند است ورود پیدا کنند آنگاه از مرتبه علم خداوند به سایه علم خداوند که در عالم خارجی به صورت مشیت مطلقه منعکس می شود علم پیدا می کنند، در این حالت تمامی وقایع خلقت را از ازل تا به ابد را در صفحه جان خودشان شهود می کنند یعنی به همه اتفاقات عالم آفرینش و مشیت های جزئی حق تعالی درباره مخلوقات زودتر از آنکه اتفاق بیافتد علم پیدا می کنند(البته دست یابی به این مقام قبلا در همان مشیت خداوند برای چنین افرادی در نظر گرفته شده است). در برخی از حالات پیامبر اکرم(ص)در شب معراج این حالت برای ایشان رخ داد که در روایات مربوط به معراج ذکر شده است. مطابق همین قاعده تکوینی، اولیاء الله از مشیت مطلقه عبور کرده و به بطن و مغز آن که همان مشیت الهی است نفوذ می کنند و در نتیجه از مرتبه بالاتر که همان علم خداوند است به مرتبه پایین تر که همان حوادث و مخلوقات عالم آفرینش است می نگرند پس زودتر از آنکه حوادث و مخلوقات ظهور کنند اولیاء الله نسبت به آنها دانا علم و آگاهی دارند و می دانند که در آینده چه خواهد شد؛ قهرمان عرصه کشف و شهود و پدر علم عرفان نظری محیی الدین بن عربی(قدس سره) در کتاب کبیر فتوحات مکیه پیرامون این مطلب اینگونه می فرمایند: “نزد ما کسی از اولیاء الله محسوب نمی شود مگر اینکه تمامی کسانی که تا قیامت وارد عرصه هستی می شوند را شهود کند و باز هم جزء اولیاء الله نیست مگر اینکه عاقبت و سرنوشت هر کدام از آنها را هم ببیند”. شخصی که بدین مقام رسیده باشد مشیت الهی را درباره تک تک مخلوقات شهود می کند، به بیان دیگر با فنای در علم خداوند زودتر از همه افراد خواهد دانست که سایه علم خداوند به صورت چه مخلوقات و حوادثی در مشیت مطلقه که همان عالم خارجی می باشد، ظهور می کند.

مطالب گفته شده در این مصباح هرچند ممکن است احیانا پیچیدگی خاصی داشته باشد ولی درک صحیح و معرفت عمیق به آن زاویه بینش انسان را در زندگی اش بسیار دگرگون خواهد ساخت طوری که اگر بنا بر قواعد تکوینی ذکر شده به عالم خارجی بنگریم پس از چندی معارف عمیق تری را در جان خودمان وجدان می کنیم و از آیات و روایات برداشت عمیق تری خواهیم داشت. البته برای طولانی تر نشدن مطالب در هر بخش از سایت وحدت وجود فقط تعداد اندکی از احادیث را برای تبیین قواعد عرفانی ذکر می کنیم که با واضح شدن هر قاعده عرفانی بقیه احادیثی که در آن باره بدست ما رسیده است نیز به راحتی قابل تحلیل می باشند.]]]]>

]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *