واحدیت

واحدیت

واحدیت بر مرتبه ای از مراتب وحدت وجود خداوند اطلاق می شود که در آن ابتدا اسمای حسنای خداوند ظهور می کند و سپس به طفیلی آن اسمای حسنی صورت علمی مخلوقات هم پدیدار می شود.

خداوند با فیض اقدس اسماء و صفات خود را در مرتبه واحدیت ظهور می دهد و در همان مرتبه واحدیت تحت اشراف آن اسماء و صفات، صورت های علمی مخلوقات را هم خلق می کند. هرچند هویت غیبیه وجود عین علم و هشیاری است ولی اگر بخواهیم علم خداوند به خودش را به عنوان یک تعین لحاظ کنیم در مرتبه احدیت ذاتی، علمِ وجود به خودش به صورت یک تعین لایتناهی ظهور می کند و سپس در مرتبه واحدیت علم ذاتی خداوند به کمالات خودش یعنی اسمای حسنی ظهور کند و همچنین از طریق آن اسمای حسنی علم او به مخلوقاتش هم ظهور می کند که این علم همان علم ذاتی خداوند به مخلوقات نامیده می شود که به صورت ماهیاتی که تحت اشراف اسمای حسنی هستند، ظهور می کند؛ پس به دلیل اینکه ذات احدیت با تجلی در اسمای حسنی صورت علمی مخلوقات را در مرتبه واحدیت متجلی می کند پس به تمام آنها قبل از ظهور در عالم خارجی علم دارد.

همچنین خداوند در مرتبه بعد از واحدیت یعنی وقتی که نوبت به عالم آفرینش می رسد با ظهور دادن فیض مقدس در کالبد صورت های علمی مخلوقات، آنها را از علم خداوند در عالم خارجی هم متجلی می کند و با آفریده شدن مخلوقات در عالم خارجی آنها برای خودشان و نیز برای دیگران شناخته می شوند پس عالم خارجی مندک در مرتبه واحدیت است چون سایه و تجلی همان مرتبه است و البته خودِ مرتبه واحدیت هم مندک در مرتبه احدیت می شود و در نهایت همان مرتبه احدیت نیز در هویت غیبیه وجود متلاشی و فانی می گردد.

پس دانستیم که فیض اقدس در مرتبه واحدیت دو کار می کند؛ یکی اینکه اسماء و صفات را بروز و ظهور می دهد و دیگری اینکه از طریق همان اسماء و صفات صورت علمی مخلوقات را هم متجلی می کند. اما پس از فیض اقدس که در مرتبه واحدیت متجلی می شود، در مراتب بعدی وجود نوبت به فیض مقدس می رسد که همان مخلوقاتی را که در علم خداوند بوده اند این بار در عالم خارجی هم متجلی می کند. البته همین عالم خارجی نیز خودش به مراتبی تقسیم می شود که به طور خلاصه از آنها با عناوین جبروت و ملکوت و ناسوت یاد می شود که هر کدام ویژگی های خاص خودش را دارد.

امام خمینی (ره)اشاره می فرمایند فیض اقدس در مرتبه واحدیت که همه اسماء را با هم به نحو تعادل دربرگرفته است اولین کثرتی را که در حیطه وجود لایتناهی رخ می دهد، متجلی می کند و آن کثرت همین اسماء و صفات حق تعالی است. چرا که اگر به قبل از مرتبه واحدیت یعنی احدیت ذاتی برگردیم هیچ کثرتی در کار نیست چون آن مرتبه یک وجود صرف و بسیط است که هیچ اسم و صفتی در آن ظهور نکرده است و مولا علی(ع) در نهج البلاغه از آن مرتبه با عبارت “کمال الاخلاص له نفی الصفات عنه” یاد می کنند؛ به بیان دیگر احدیت ذاتی یک تعین نامحدود است که هیچ تعینی در قلمرو آن جلوه گر نشده است. البته درباره هویت غیبیه باید بگوییم که به طور کل هیچ تعینی ندارد چون حقیقت وجود است و اصلا به عنوان یک مرتبه از مراتب وجودی به شمار نمی آید.

سپس امام راحل(قدس سره)به این حقیقت اشاره می فرمایند که هر کدام از این اسماء و صفاتی که در مرتبه واحدیت هستند، یک وجه به سمت خودشان دارند و از این نگاه چون خصوصیات و تعین آنها مورد لحاظ قرار می گیرد کثرت و تعدد ظهورات خداوند پیش می آید و از طرف دیگر همین اسماء و صفات یک وجه به سمت احدیت و ذات حق تعالی دارند که از آن لحاظ تعین و ویژگی آنها مورد لحاظ قرار نمی گیرد چون همگی آن اسمای حسنی که در مرتبه واحدیت ظهور کرده اند در ذات احدیتِ وجود لایتناهی مندک و فانی می گردند و ویژگی و خصوصیتی ممتاز و جدای از وجود صرف و بسیط برای آنان باقی نمی ماند. امام سجاد(ع)در زبور آل محمد(ص)یعنی صحیفه سجادیه با مد نظر قرار دادن نگرش دوم که فنای مرتبه واحدیت در احدیت را بیان می کند، خطاب به حق تعالی می فرمایند:

ضلت فیک الصفات و تفسخت دونک النعوت

همه صفات در تو گم و متلاشی می گردند و تمام ویژگی ها در تو فانی و مندک می شوند.

از آنجاییکه در مرتبه احدیت خداوند هنوز هیچ اسم و صفتی ظهور نکرده است و به تعبیر امام علی(ع)در نهج البلاغه ((نفی الصفات عنه))می باشد،نتیجه می گیریم که بیان زیبای امام سید الساجدین و زین العابدین سجاد(ع) در عبارت فوق مبنی بر گم گشتن و مندک شدن و فانی گشتن صفات وجود، درباره فانی شدن مرتبه واحدیت در مرتبه احدیت خداوند می باشد که هیچ اسم و صفتی در آن نیست و به بیان دیگر حضرت امام سجاد(ع)ربط بین مرتبه اسماء و صفات(=واحدیت) با مرتبه نفی اسماء و صفات(=احدیت) را به این شکل بیان می کنند که مرتبه واحدیت در مرتبه احدیت فانی و مندک می گردد بدین صورت که اسماء و صفات مرتبه واحدیت در مرتبه احدیت متلاشی می گردند و هیچ ظهوری از آنها باقی نمی ماند و البته همان مرتبه احدیت هم در هویت غیبیه وجود متلاشی و مندک می گردد. به بیان دیگر ربط واحدیت و احدیت را می توان اینگونه توضیح داد که مرتبه واحدیت با همه اسماء و صفاتش در مرتبه احدیت مندک و مستهلک می گردد و یا به بیان دیگر می توان گفت که مرتبه احدیت اگر بخواهد جلوه کند و کمالات نهفته خودش را بروز و ظهور دهد، به صورت اسماء و صفاتی متجلی می شود که نام مجموع آنها را مرتبه واحدیت می گذاریم.  

البته دانستیم که در مرتبه واحدیت دو چیز رخ می دهد: یکی ظهور اسماء و صفات وجود لایتناهی و دیگری ظهور سایه و تجلی آن اسماء و صفات که همان صورت علمی مخلوقات است؛ همچنین بیان شد که هرچند هویت غیبیه سراسر علم و ادراک است ولی اگر علم خداوند نسبت به خودش را در یک تعین نامحدود لحاظ کنیم چون بحث تعین پیش آمده است دیگر درباره هویت غیبیه حرف نمی زنیم بلکه علم ذاتی خداوند به خودش در تعینی نامحدود به نام احدیت ذاتی جلوه می کند و نیز اگر علم ذاتی خداوند نسبت به کمالاتش را لحاظ کنیم اسمای حسنی ظهور می کند و نیز اگر علم ذاتی او به مخلوقاتش را لحاظ کنیم این علم ذاتی به مخلوقات به صورت ماهیاتی تحت اشراف اسمای حسنی ظهور می کند که هم اسمای حسنای خداوند و هم ماهیاتی که تحت اشراف آنها هستند همگی در مرتبه واحدیت متجلی می شوند پس ذات احدیت با ظهور در اسمای حسنی، صورت علمی ماهیات را که سایه همان اسمای حسناست در علم ذاتی خداوند ظهور می دهد.

البته در مراتب بعدی وجود علم فعلی خداوند هم در عالم خارجی ظهور می کند که این علم فعلی دقیقا مطابق علم ذاتی رقم می خورد چون علم فعلی خداوند در واقع تجلی همان علم ذاتی اوست چون همان ماهیاتی که در مرتبه واحدیت بوده اند به صورت مخلوقات در عالم خارجی منعکس می شوند. پس در واقع هنگامی که به عالم آفرینش نگاه می کنیم علم فعلی خداوند را شهود می کنیم که اگر با کنار زدن حجاب مخلوقات به باطن آنها ورود پیدا کنیم آنها را به صورت ماهیاتی در مرتبه علم خداوند شهود خواهیم کرد که همان مرتبه واحدیت نام دارد اما از آنجاییکه بیشتر ما در حجاب کثرات و حدیث نفس گرفتار هستیم فقط سایه مرتبه واحدیت یعنی همین مخلوقات پیش رویمان را شهود می کنیم در حالی که اگر به بطن مخلوقات پیش رویمان که همان علم فعلی خداوند هستند نفوذ کنیم آنها را به صورت ماهیاتی در علم ذاتی خداوند شهود خواهیم کرد که خودمان نیز به عنوان یکی از آنها غرقه در آن مرتبه هستیم. محیی الدین بن عربی(قدس سره) با شهود این حقیقت، در فتوحات مکیه می فرمایند که مخلوقات هنوز هم در علم خداوند هستند؛ در نتیجه اینکه ما آنها را دارای وجودی جدای از خداوند در قلمرو آسمانها و زمین در نظر می گیریم به دلیل حجاب های فراوانی می باشد که ما را از شهود مرتبه واحدیت محروم کرده است و در نتیجه هشیاری ما فقط به سایه آن مرتبه یعنی مخلوقاتِ عالم خارجی تعلق می گیرد که در واقع مندک در مرتبه قبلی که همان مرتبه علم خداوند است، می باشند و خودِ ما هم از نگرش دقیق عرفانی گرچه مانند سایر مخلوقات هنوز در همان مرتبه علم خداوند هستیم ولی بر اثر توجه بیش از اندازه به کثرات و فرو رفتن در حجاب های نفسانی فقط به سایه خودمان و دیگر مخلوقات علم داریم که نام آن سایه ها را عالم آفرینش می گذاریم و توجهی به حقیقت خودمان و دیگر مخلوقات در مرتبه علم خداوند نداریم.]]]]>

]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *