و ما امرنا الا واحده

و ما امرنا الا واحده

و ما امرنا الا واحده، آیه ای در سوره قمر می باشد که بیانگر وحدت امر خداوند است؛ صد البته وحدت امر خداوند سایه وحدت وجود خداوند می باشد که در کثرات تجلی می کند.

ضمن توضیح پیرامون این مطلب بیان می کنیم که در قاعده الواحد عبارت ” ظاهر اول ” دقیق تر از ” صادر اول ” است. قاعده الواحد با عبارت ” الواحد لا یصدر عنه الا الواحد ” بیان می کند که از وجود واحد و بسیط فقط یک فیض واحد و بسیط صادر می شود.

اما امام خمینی(ره)در این مطلع به کلام شیخ قونوی(قدس سره) ایراد می گیرند که چرا در آن از واژه صدور استفاده شده است در حالی که صدور به دو عامل صادر کننده و صادر شونده نیاز دارد در حالی که در نگاه دقیق عرفانی یک وجود بیشتر نیست پس چه چیزی را صادر می کند؟ پس مشیت مطلقه یا همان فیض واحد از خداوند صادر نشده است بلکه معنای ” و ما امرنا الا واحده ” اینست که از وجود لایتناهی فقط یک فیض واحد ظهور می کند پس فیض خدا هنوز هم مندک در وحدت وجودِ خدا می باشد و از او گسیخته و جدا نشده است چرا که اگر از خدا جدا شده بود دیگر فیض و مشیت خدا نبود. امام صادق(ع)در توحید صدوق می فرمایند:

انما هو واحد متوحد او یگانه و یکتا و بسیط است.

و به تعبیر قرآن :

هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن

پس اگر یک وجود بیشتر نیست نمی توان فرض کرد که وجود دیگری را صادر کند پس تمام ماهیات و مخلوقات همان ظهورات جزئی هستند که در فیض واحد حق تعالی فانی می شوند و خود فیض واحد هم ظهور جامع تری از حق تعالی است که در وجود لایتناهی خداوند فانی می گردد.در سوره قمر می خوانیم:

و ما امرنا الا واحده کلمح بالبصر
]]>
آیه اشاره می کند که امر خداوند فقط یک چیز است درست مثل چشم بر هم زدنی. طبق قاعده ” و ما امرنا الا واحده ” اصلا نمی توان چیز دیگری در کنار آن امر واحد فرض کرد چون آن امر واحد خودش همه چیز را در برگرفته است.

البته سایه حقیقت ” و ما امرنا الا واحده کلمح بالبصر ” در قلمرو خود آن امر واحد نیز متجلی می شود، یعنی کارهای خداوند در نظام خلقت هم که تحت احاطه همان فیض واحد است به صورت یک مرتبه انجام می شود هر چند در عالم دنیا که کثرات به وفور مشاهده می شوند پیش چشم ما تدریجی جلوه می کند ولی در عوالم بالاتر دفعتا صورت می گیرد. البته در همین عالم دنیا هم اگر حوادث و وقایع را به صورت جزئیات واکاوی کنیم همه آنها دفعتا صورت گرفته است ولی اگر سر جمع به آنها نظر کنیم به صورت تدریجی رخ داده است. با توجه به اینکه در عوالم بالاتر چیزی به نام ” زمان ” به این مفهومی که در دنیا سراغ داریم، نمی باشد تمام کارها دفعتا صورت می گیرد(البته تا در این دنیا می باشیم تصور این حقیقت برای ما سخت و چه بسا غیر ممکن است).

پس اجمال مطلب اینکه وقایع جزئی همین عالم دنیا اگر سرجمع در نظر گرفته نشود بلکه یک حادثه خاص در یک “آنِ” مشخص را لحاظ کنیم همگی دفعتا رخ می دهد چون سایه حقیقت ” و ما امرنا الا واحده ” است که بر همه این وقایع جزئی اشراف دارد. در حیطه فیض واحد حق تعالی هر عالم پایینی در عالم بالایی مندک است و بالاترین عالم نیز در خودِ خداوند مندک و فانی است و تمام مراتب وجودی هم در فیض واحد خداوند مندک می باشند پس سایه و تجلیِ قاعده ” و ما امرنا الا واحده ” در مراتب وجودی و شکن های درون آن مراتب نیز منعکس می گردد. اما از انجاییکه فیض واحد حق تعالی مندک در آن وجود مقدس می باشد پس قاعده الواحد نیز درون هر مرتبه ای از مراتب آن فیض واحد که منعکس شود مندک در خداوند می باشد چون تمام حوادث و رخدادها و پدیده های خلقت با نگاه جزئی نگر و دقیق بر پایه قاعده ” و ما امرنا الا واحده ” که همان فیض واحد خداوند است ظهور می کنند و آن فیض واحد هم صادر نشده است بلکه ظاهر شده و هنوز مندک در وجود حق تعالی می باشد پس نتیجه می گیریم که همه کائنات و حوادث و رخدادها و مخلوقات حاضر در آن فیض واحد نیز مندک در وجود لایتناهی خداوند هستند در نتیجه وقتی به عالم آفرینش نظر می کنیم در واقع خودِ وجود را شهود می کنیم منتها این شهود ما در آینه فیض واحد واحد او رخ می دهد و شهود فیض واحد او نیز در ظهورات آن فیض مثل ماهیات رخ می دهد که همه آن ماهیات دم به دم بر اساس تجلی قاعده الواحد پیش چشم ما پدیدار می شوند. پس خودِ وجود اصل است و فیض واحد به طفیلی او ظهور می کند و مخلوقات عالم نیز به طفیلی آن فیض واحد متجلی می شوند. پس مخلوقات همگی در فیض واحد فانی می شوند و فیض واحد در خودِ وجود فانی می گردد، در نتیجه خودِ وجود ظاهر تر از همه آنها می باشد چون در واقع ما خودِ وجود را در آینه فیض واحد او و مخلوقات او شهود می کنیم؛ به تعبیر امام حسین(ع)در دعای عرفه:

الغیرک من الظهور ما لیس لک؟

آیا برای غیر تو ظهوری است که تو آن را نداری؟

در نتیجه تمام این کثرات و تحلیل هایی که درباره آنها انجام می دهیم مربوط به خود ما مخلوقات است و وجود یک حقیقت بسیط و صرف است و فیض واحد او هم چون سایه اوست به طفیلی او یک حقیقت بسیط و صرف است که زمان بردار و قسمت پذیر و جزء جزء نمی شود هرچند وقتی فیض واحد خداوند بر مبنای ” و ما امرنا الا واحده ” بخواهد رشحات وجودی خودش را در عالم دنیا ظهور دهد به دلیل تنگنای وجودی این مرتبه از هستی ظهورات آن به نحو تدریجی و زمان مند برای ما منعکس می شود هرچند اگر باتحلیل دقیق و عمیق به وقایع تدریجی بنگریم تمام آنها تکرار همان قاعده الواحد است که به طور مستمر و پیوسته و دم به دم، در عالم دنیا ظهور می کند.]]]]>

]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *