مصباح اول

هویت غیبیه و احدیت ذاتی

قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد

امام خمینی(ره)با جملاتی چند درباره عدم شناخت هویت غیبیه و احدیت ذاتی وجود حق تعالی  کتاب نورانی و کلام عرفانی خویش را آغاز می کنند.

در قرآن کریم از هویت غیبیه با عبارت ” هو ” یاد می شود که از آنجاییکه تمامی مراتب اسمای حسنی و نیز عوالم آفرینش تحت سیطره آن مرتبه غیبی ظهور می کنند روال قرآن بر این است که کارهای جزئی که در عوالم خلقت رخ می دهد را نیز به ” هو ” که همان هویت غیبیه می باشد نسبت می دهد.

ایشان می فرمایند:ای مهاجر الی الله بدان که هویت غیبیه وجود که به عنقای مغرب معروف است پشت پرده های نورانی و حجاب ظلمانی پوشیده و پنهان است و نه اسمی دارد و نه وصفی برای آن موجود می باشد.
در شرح فرمایش امام راحل(رضوان الله علیه)اشاره می شود که همانطوریکه در نص اول از کتاب شریف نصوص صدرالدین قونوی بیان شد وجود مطلق و نامحدود خداوند از دسترس مخلوقات محدود خارج است و هیچ کس به آن مقام که در تعبیر عرفا یکی از نام هایش “عننقای مغرب” است راه ندارد.آن مقام همیشه برای مخلوقات غیب بوده و هست و خواهد بود و نه در دنیا و  نه در آخرت هیچ کسی به آن دسترسی ندارد و به تعبیر امام خمینی(ره)آرزوی عارفان برای رسیدن به آن منقطع می باشد و به تعبیر مولا(ع) در نهج البلاغه:

لا یدرکه بعد الهمم و لایناله غوص الفطن

یعنی نه همت عارفان آن را درک می کند و نه ذکاوت تیزهوشان آن را در می یابد.

پرده های نورانی حجاب هایی هستند از جنس عالم ملکوت و پرده های ظلمانی حجاب هایی هستند از جنس عالم ملک که الان در آن هستیم.امام(ره)می فرمایند:هویت غیبیه از تمام اینها بالاتر است و پشت همه پرده ها پنهان شده است.

پس درباره هویت غیبیه وجود حق تعالی هیچ حرفی نمی توانیم بزنیم. پس از هویت غیبیه نوبت به مرتبه احدیت ذاتی می رسد و پس از آن نیز احدیت اسمائی پیش می آید.

پس درباره هویت غیبیه وجود هیچ حرفی نمیتوانیم بزنیم چون حتی از تنزیه ما هم فراتر است چرا که ما آن چیزی را تنزیه می کنیم که ابتدا در ذهن خودمان و یا شهود پیش رویمان از آن اطلاعی داشته باشیم و سپس آن را منزه از بقیه چیزها بدانیم. این در حالی است که دانستیم هیچ کس به جز خود خداوند به هویت غیبیه وجود علم ندارد. پس مخلوقات فقط باید درباره آن سکوت کنند.

اما پس از هویت غیبیه وجود نوبت به شکل گیری اولین تعین در وجود لایتناهی می رسد که نام آن را احدیت ذاتی می گذاریم.

در ادامه توضیحی پیرامون احدیت ارائه می شود:

در زبان عرفا ما دو نوع احدیت داریم.اول “احدیت اسمائی” که به این معنی است که تمامی اسمای حسنای وجود در یک پوشش جامع لحاظ شوند که همگی آن کثرات در آن مندک می شوند و وحدت وجود حق تعالی بر همه آنها چیره می شود.سایه احدیت اسمائی وقتی در پهنه خلقت حق تعالی متجلی می شود به صورت احدیت کثرت جلوه می کند یعنی وحدت وجود حق تعالی این بار مخلوقات کثیر را در بر میگیرد همانطور که در احدیت اسمائی، اسمای حسنای خود را فرا می گرفت.

برای نمونه به آیه زیر از سوره یوسف(ع)اشاره می کنیم:

ای هم زندانی های من آیا خدایان گوناگون بهتر است یا خدایی که در عین اینکه یکی است تمام آنها را در بر دارد و بر بقیه کثرات چیره و قهار است؟

عبارت “الواحد القهار” که در انتهای آیه آمده است نام دیگرش “احد” است که منظور از آن “احدیت کثرت” است یعنی آن واحدی که تمام مخلوقات دیگر را فرا می گیرد زیرا دانستیم که سایه همان احدیتی است که همه اسمای دیگر را در بر می گرفت و مخلوقات هم از آنجاییکه سایه اسمای حسنی هستند همگی در آن واحد جمع می باشند و او بر آنها چیرگی و اشراف دارد بلکه همه از ظهورات آن واحد یگانه می باشند.

پیداست که وقتی یوسف صدیق(ع)این حقیقت را به هم بندی های خویش در زندان معرفی می کند و آن دو زندانی را به آن واحد یگانه دعوت می نماید حتما باید قابل دسترسی باشد پس در آیه ذکر شده “احدیت کثرت” منظور است یعنی همان وجودی که همه ماهیات و مخلوقات را در خود غرقه کرده است و ما در پست وحدت وجود از زبان امام صادق (ع) با ذکر روایتی از ایشان تبیین کردیم که هر کسی مستقیما و بدون واسطه به آن وجود معرفت پیدا می کند.

البته عرفای بزرگ اسلامی این توانایی را دارند که به بالاتر از مرتبه احدیت کثرت یعنی احدیت اسمائی هم دسترسی پیدا کنند ولی به بالاتر از احدیت اسمائی راهی ندارند چون آن مرتبه از اصل آفرینش مخلوقات فراتر است و محال است که کسی در مراتب وجودی بتواند به بالاتر از منشا ظهور خودش در عوالم امکانی راه پیدا می کند.

با توجه به توضیحات فوق می گوییم:

احدیتی که حضرت امام(ره)آمال و آرزوی عارفین را از آن منقطع می داند و آن را برای هیچ کس قابل دسترسی نمی داند نامش “احدیت عین” یا “احدیت ذات” است که وحدت صرف می باشد و هیچ مخلوقی در آنجا ظهوری ندارد چون آن مقام از اصل آفرینش تمام عوالم امکانی فراتر است و در نتیجه مخلوقات هیچ دسترسی به آن ندارند چون از مرتبه ای از وجود مطلق ظهور کرده اند که از آن مقام غیبی پایین تر بوده است و اگر تمام تلاششان را به کار گیرند حداکثر تا همان جایی که از آن ظهور کرده اند می توانند در مراتب وجودی سلوک و ترقی کنند و نه بالاتر از اصل آفرینششان.

پس “احدیت عین” صرفا یک وجود بسیط و یک دست می باشد که هیچ مخلوقی و هیچ اسمی در آن ظهوری ندارد و متجلی نشده است.

در نتیجه از عالم آفرینش بالاتر است و مخلوقات به آن شناختی ندارند.بر خلاف ” احدیت اسمائی “که همه اسماء در آن مندک بودند و تجلیات آن بودند.یعنی همان واحدی که تمام اسمای حسنا و مظاهر آنها یعنی مخلوقات را در خود جمع کرده است و بر آنها چیره و قاهر است.به تعبیر آیه قرآن نامش” الواحد القهار “است که دانستیم اگر این عبارت را برای عالم اسماء در نظر بگیریم در عرفان نظری بر آن نام ” احدیت اسمائی ” اطلاق می شود و اگر آن واحد را برای مظاهر آن اسماء یعنی مخلوقات در نظر بگیریم بر آن نام ” احدیت کثرت ” را اطلاق می کنیم.

پس کلام امام(ره)در مصباح اول کتابشان ناظر به مقام ” احدیت عین ” و یا ” احدیت ذات “است و نه ” احدیت اسمائی ” یا ” احدیت کثرت “.

امام خمینی(ره)اشاره می فرمایند که آن مقام را هیچ پیامبری نشناخته است و هیچ عبدی نپرستیده است و هیچ عارفی حتی نتوانسته است قصد رسیدن به آن را کند. دلیلش هم این است که چیزی که از اصل ذات ما مخلوقات فراتر است اصلا به ذهن ما نمی آید تا بخواهیم قصد آن را کنیم و نیز به هیچ در شهود ما در نمی آید که بخواهیم آن را بپرستیم. اصولا در آن مرتبه از وجود هنوز هیچ مخلوقی ظاهر نشده است بلکه هیچ اسمی هم ظهور ندارد.

پیامبر اکرم(ص)در این باره می فرمایند:

ما عرفناک حق معرفتک و ما عبدناک حق عبادتک

 

بخوانید ::   - مصباح ششم

و امام باقر(ع)در اشاره به آن مرتبه می فرمایند:

فی کماله فارق الاشیاء

یعنی وجود در کمال خود(=احدیت عین)با اشیاء بینونت و جدایی دارد.

و حافظ شیرازی درباره آن این طور سروده است:

عنقا شکار کس نشود دام باز گیر           کانجا همیشه باد به دست است دام را

سپس امام(ره)اشاره می فرمایند که غایت معرفت اهل کشف و شهود این است که به این باور می رسند که به آن مرتبه راهی ندارند و نسبت به شناخت آن عاجز و ناتوان می باشند.

پس در یک کلام می توان گفت کسی به ذات غیبیه وجود راهی ندارد و او به هیچ وجه من الوجوه قابل شناسایی و حتی تصورش برای ما ممکن نیست.

آن مقام اصلا هیچ اسمی هم ندارد.چون اسم به تعبیر امام رضا(ع) در عیون اخبار الرضا صفتی است برای یک موصوف.این در حالی است که آن مرتبه اصلا وصفی ندارد و یک وجود صرف و بسیط است و متصف به هیچ صفتی نیست و در نتیجه اسمی هم برای آن تشکیل نمی شود.

در انتها به تفاوت دقیقی که میان هویت غیبیه و احدیت ذاتی می باشد اشاره می کنیم:

درباره هویت غیبیه هیچ حرفی نمی توان زد چون حتی از احدیت ذاتی هم فراتر است ولی احدیت ذاتی اولین تعین در گستره وجود لایتناهی است که می توانیم درباره آن صحبت کنیم منتها تمام سخن ما درباره آن پیرامون تنزیه است و اینکه هیچ اسم و صفت و مخلوقی در آن مرتبه ظهور نکرده است بلکه یک وجود صرف و بسیط و یک دست است که آن را از همه چیز تنزیه می کنیم. این در حالی بود که درباره هویت غیبیه همین تنزیه را هم به کار نمی بردیم چون هویت غیبیه حتی از تنزیه ما نیز منزه است.

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *