– مصباح بیست و چهارم

اشتراک لفظی

اشتراک لفظی

امام خوبی ها روح الله خمینی(قدس سره الشریف)در ادامه مصباح پیشین و نقد قاضی سعید قمی(رضوان الله علیه)به ذکر استدلال ایشان درباره اشتراک لفظی صفات خلق با صفات خالق می پردازد.
اجمال استدلال قاضی سعید قمی(ره)بدین صورت است:
ذات با یکی از حالاتش که در نظر گرفته شود یک اسم را نتیجه می دهد.پس خود ذات اگر بدون آن حالت فرض شود چنین وصفی را ندارد.مثلا انسان با حالت نوشتن دارای وصف نویسندگی می شود.در حالی که خود انسان به عنوان حیوان ناطق در ذات خود این صفت را ندارد.پس هرچند صفت نویسندگی ذاتی قلم می باشد ولی ذاتی انسان نیست چون انسان فقط وقتی با آن قلم بنویسد، نویسنده می شود.همینطور خداوند مثلا وقتی که یک بیمار را با دارویی شفا بدهد به شافی بودن متصف می شود ولی در ذات خود از این صفات منزه است.
قاضی سعید قمی بر پایه استدلال فوق گویی این نتیجه را می خواهند بگیرند که اگر خداوند در مرتبه واحدیت خود صفاتی دارد آن صفات با صفاتی که در مرتبه خلقت او در مخلوقات مشاهده می شود تفاوت دارد به این معنی که از یک سنخ دیگری می باشد،در حالی که طبق آیات و روایات روشن است که همان صفات خداوند است که در مخلوقاتش متجلی شده است و اشتراک لفظی بین صفات خالق و صفات مخلوق که در برخی روایات به آن اشاره شده است به نکته دیگری بر می گردد که در ادامه همین نوشتار توضیح داده می شود.
استدلال ایشان درباره ظهور ذات با یکی از حالات خود در هر کدام از صفاتش هرچند درست است ولی نتیجه ای که قاضی سعید قمی(قدس سره) مبنی بر اشتراک لفظی بودن صفات خلق با صفات خالق از آن گرفته است، نادرست است.توضیح اینکه:
درست است که ذات خداوند وقتی که در مرتبه فعل و خلقت خود در یک حالت خاصی ظهور و تجلی کند یک صفت خاص را بر او می نهیم ولی این استدلال دلیل بر این نیست که صفات خالق با صفات مخلوقات فقط اشتراک لفظی دارد و بس؛ بلکه چون آن حالت خاص جدای از خود خداوند نیست و در مرتبه فعل و خلق خود او ظهور کرده است و یکی از صفات خود آن وجود مقدس می باشد اشتراک بین آن صفت و صفات خداوند از نوع اشتراک معنوی است.

منتها اگر به همین مطلب طوری دیگر نگاه کنیم اشتراک لفظی می شود.یعنی اگر وجود خداوند را با حالت و تجلی همان وجود که در مخلوقات و ماهیات می بینیم مقایسه نکنیم بلکه با خود مخلوقات و ماهیات مقایسه کنیم آن وقت بله، در اینجا اشتراک لفظی می شود ولی اگر وجود خداوند را با تجلیات خود او مقایسه کنیم اینجا اشتراک بین صفات خلق و صفات خالق معنوی خواهد شد.

خداوند(=وجود نامحدود) در مرتبه “هویت غیبیه” خود هیچ صفت و بلکه هیچ تعینی ندارد و همچنین در اولین تعین خود یعنی مرتبه احدیت هم هیچ هنوز صفتی در وجود لایتناهی ظهور نکرده است و در مرتبه واحدیت، صفات وجود در حیطه نامحدود آن ظهور می کند و در مرتبه بعدی یعنی عالم خلقت و آفرینش هم صفات خودش را در مخلوقاتش به نمایش می گذارد وگرنه مخلوقات از خود هیچ ندارند.آنها حتی مالک ذات خودشان هم نمی باشند.پس در همه این مراحل خود خداوند حضور داشت و کسی همراه او نبود.

در هویت غیبیه و احدیت که هیچ اسمی هم با او نبود و در مرتبه واحدیت اسم های او از خود او جدا نیستند و حتی در مرتبه خلقت هم خلق او وجودی جدای از او ندارند پس در تمام این مراحل یک وجود است و غیر از او هیچ نیست که یک بار در اسماء و صفاتش متجلی می شود و بار دیگر در مخلوقاتش جلوه می کند.

پس اگر در مرتبه خلقت هم تجلی صفات حق تعالی را می بینیم هرگز نباید صفات خالق و صفات مخلوقات را دو نوع صفت بدانیم و به اشتراک لفظی بین آنها معتقد شویم.چرا که در وجود واحد و یگانه فقط صفات اوست که حضور دارد و کسی از مخلوقات در صفات او شریک او نمی باشد و چون خود خداوند(=وجود) صفات خودش را در مخلوقات(=ماهیات) متجلی می کند پس از این نگاه اشتراک بین صفات مخلوقات با صفات خالقشان از نوع اشتراک معنوی است چون یک نوع از صفات بیشتر نداریم و آن هم برای خداست هرچند در مخلوقاتش جلوه گر شود.

اما همان طور که در مصباح پیشین با ذکر حدیثی اشاره کردیم نگاه فوق فقط یکی از دو نگرش نسبت به اشتراک صفات خالق با صفات مخلوقات می باشد که نتیجه اش اشتراک معنوی است.این نگاه فقط به مقایسه صفات وجود خالقی با صفات همان وجود که در مخلوقات می بینیم، می پردازد و از آنجاییکه وجود مخلوقات جدای از خالقشان نیست بلکه تجلی وجود خالقشان در آنهاست پس صفات خلق با خالقشان هم از یک نوع می باشد و اشتراک معنوی دارد و در روایات ما هم اشتراک معنوی فقط بر اساس همین نگاه است.

اما نگاه دیگر بر مقایسه وجود خالق با ماهیت مخلوقات می باشد نه با وجودی که در ماهیت مخلوقات می بینیم.از این نظر اگر به مطلب نگاه کنیم صفات خالق(=وجود)با صفات مخلوقات(=ماهیات)اشتراک لفظی دارد.در روایات ما هم اشتراک لفظی هم فقط بر اساس همین نگرش یعنی مقایسه وجود با ماهیت، بیان شده است.در مصباح پیش یک نمونه از روایات را ذکر کردیم و در این مصباح هم استدلال دیگری را از زبان امام رضا(ع)که در بخش “فرق بین اسمای خالق و مخلوقات” از کتاب شریف توحید صدوق آمده است را برای تایید حرفمان نقل به مضمون می کنیم که درباره اشتراک لفظی صفات خالق با صفات مخلوقات است:

امام رضا(ع)اینگونه استدلال می کنند که واحد در انسان به مجموعه بدن و اجزای او اطلاق می شود که روی هم او را تشکیل می دهند و بر مجموع آنها صفت واحد را اطلاق می کنیم اما در خداوند واحد به معنی حقیقی کلمه واحد است و از سر هم کردن چیز های مختلف ساخته نشده است.
استدلال امام رضا(ع)هر چند روشن است ولی اگر بخواهیم آن را به زبان فلسفی بازگو کنیم بدین صورت می شود که:
وجود یک حقیقت صرف و بسیط و یک دست است که از هیچ چیزی تشکیل نشده است بلکه به ذات خود واحد و یگانه و یکتاست اما ماهیتی مثل بدن یک فرد از مجموع چندین چیز ساخته شده است که ما آنها را اعضای آن بدن می نامیم.پس ماهیتها در واقع واحد حقیقی نیستند و از ماهیت های کوچکتری تشکیل شده اند.حتی اگر کوچکترین ماهیت از یک مجموعه را هم فرض کنیم باز قابل قسمت کردن است ولی وجود یک حقیقت بسیط و یک دست است که به ذات خودش واحد و یگانه و یکتا می باشد و هیچ گونه ترکیبی در آن راه ندارد چون ترکیب از صفات ماهیات است و دانستیم که صفات وجود با صفات ماهیات تفاوت دارد و با این نگرش، اشتراک بین آنها فقط از نوع اشتراک لفظی می باشد.

ملاحظه فرمودید که در نگاه دوم وجود(=خداوند)با ماهیات(=مخلوقات)مقایسه شده است و در نتیجه بین صفات خداوند با صفات مخلوقات اشتراک لفظی می باشد؛اما در نگاه نخست وجود(=خداوند) با وجودی که در ماهیات(=مخلوقات)می بینیم مقایسه شده است نه با خودِ آن ماهیات و از آنجاییکه همان وجود حق تعالی در ماهیات جلوه گر شده است پس اشتراک بین صفات خالق با صفات مخلوقات از این نظر اشتراک معنوی است.دانستیم که در اینباره دو نگرش مورد اشاره قرار گرفت که نتیجه آن دو با هم فرق می کند.

پس با توجه به مطالب بالا صفاتی را که در مخلوقات می بینیم به دو دسته تقسیم می کنیم:
اول اینکه هر کدام از صفات که بوی نقص می داد و یک امر عدمی بود مربوط به مخلوقات(=ماهیات) است و این دست صفات مخلوقات با صفات خالق فقط اشتراک لفظی دارد.
و دوم اینکه هر کدام از صفات که بوی کمال می داد و یک امر وجودی بود هر چند در مخلوقات دیده شود ولی مربوط به خداوند(=وجود) است و این دست صفات با صفات خالق اشتراک معنوی دارند چون از طرف خودِ خداوند در مخلوقات متجلی شده است.
نتیجه اینکه در همان ماهیات و مخلوقات هر چند سراپا نقص و عدم کمال می باشند ولی با نگاه عمیق می توان دریافت که این وجود خداوند و کمالات آن است که در ماهیات و مخلوقات جلوه گر شده است.

پس این دو طرز دید را باید از هم تفکیک کرد چون نتیجه مقایسه یکی از آنها با صفات حق تعالی اشتراک لفظی می شود و نتیجه مقایسه مورد دیگر با صفات حق تعالی اشتراک معنوی می شود چون در یکی صفات خودِ مخلوقات را با خدا مقایسه کرده ایم و در دیگری صفات وجودی را که در مخلوقات بوده است با خدا مقایسه کرده ایم.
پس کمالاتی را که در ماهیات مشاهده می کنیم همگی مربوط به خداوند است و در اینجا اشتراک معنوی است اما نقص هایی را که در ماهیات می بینیم تماما مربوط به خود آنهاست و همانطور که از زبان امام رضا(ع) نقل کردیم واحد بودن یک ماهیت با واحد بودن وجود لایتناهی خداوند اشتراک لفظی دارد چون واحد بودن یک ماهیت و مخلوق از ترکیب چیزهای جزئی تر تشکیل شده در حالی که واحد بودن خداوند حقیقی است و در ترکیب در وجود مقدس او به هیچ وجه راه ندارد.

پس این دو نگرش بایستی از هم تفکیک شوند و حکم آنها نباید با هم جابجا شود.

نکته دیگر اینکه هیچ ماهیت و مخلوقی نیست که ما آن را در عالم ببینیم ولی در عین حال هیچ کمالی را در آن مشاهده نکنیم و از سرتاپای آن نقص و عدم ببارد؛ چرا که همه مخلوقات به طفیلی وجود لایتناهی در عالم ظاهر شده اند که به اندازه ظرفیت آنها در ماهیتشان تجلی کرده است و از این دید تمام مخلوقات(=ماهیات) حتما بهره ای از کمال را برده اند چرا که هیچ کدام از وجود(=خداوند) تهی نیستند.

به تعبیر پیامبر اکرم(ص)در کتاب شریف معانی الاخبار:

لم‏ یخل‏ منه‏ مکان طرفه عین حاضر غیر محدود و غائب غیر مفقود

یعنی هیچ جایی از وجود(=خداوند)خالی نیست چون او به دلیل نامحدود بودن در تمام ماهیات حضور دارد و هرچند به دلیل مجرد بودن با چشم دیده نمی شود ولی در هیچ چیزی جایی را که از خودش خالی باشد باقی نگذاشته است.نتیجه اینکه تمام کمالاتی را که در هر کجای عالم می بینیم مربوط به اوست و بس؛هر چند این کمالات در ماهیات جلوه گر شود.

مثال دیگر را از بخشی از حدیث امام صادق(ع)ذکر می کنیم که در کتاب شریف تحف العقول درباره نفس آدمی آمده است:

و تعلم أن ما فیه له و به

یعنی با شهود نفس خودت خواهی دانست که هر چه که از کمالات مثل قدرت و دانش و… در آن می بینی همه برای وجود(=خداوند)است و به طفیلی اوست که در جان تو متجلی شده است.پس هر چند نقص های یک انسان مربوط به ماهیت خود اوست که به دلیل ظرفیت اندکش نتوانسته بهره بیشتری از وجود ببرد ولی کمالاتی را که در ماهیت خودش مشاهده می کند همه برای وجود خداوند است که در انسان متجلی می شود.

حدیث فوق از امام صادق(ع)حاوی نکات ارزشمند دیگری هم می باشد که ما تمام آن را در بخش”وجود و ظهور“از زیر مجموعه اصطلاحات شرح دادیم.
پس دانستیم که تمام مخلوقات عالم حتما یک رو به سوی کمال و وجود دارند و آن همان نگرشی است که طبق آن خداوند در آنها متجلی شده است و طبق این نگرش به اشتراک معنوی صفات خالق با مخلوقات معتقدیم و همچنین تمام مخلوقات حتما یک رو به سوی نقص دارد و این هم بر اساس همان نگرشی است که به ماهیت و حد و حدود و قید و بندهای آن مخلوق بستگی دارد و به خداوند مربوط نمی شود و طبق این نگرش به اشتراک لفظی صفات خالق با مخلوقات معتقدیم.

با یکی از دو نگرش بالا صفاتی را که در مخلوقات مشاهده می کنیم با صفات خالقشان اشتراک معنوی دارند و با نگرش دیگر صفات مخلوقات با صفات خالقشان فقط اشتراک لفظی دارد.

نکته بعدی اینکه ما نباید حکم مراتب وجودی را با هم جابجا بگیریم، چرا که هر مرتبه از وجود حکم خاص خود را دارد؛مثلا در هویت غیبیه و همچنین در مرتبه احدیت ذات وجود هنوز هیچ صفتی ظهور نکرده است به تعبیر مولا علی(ع):

نفی الصفات عنه

است ولی نباید حکم این مرتبه را به مراتب دیگر سریان بدهیم چرا که در مرتبه واحدیت وجود اسماء و صفات بر خلاف مرتبه قبل ظهور می کنند و با توضیحاتی که در شرح این مصباح داده شد روشن است که تمام کمالاتی را که در دنیا و آخرت در مخلوقات مشاهده می کنیم از همین مرتبه واحدیت(که جامع تمامی اسماء و صفات است)در آن مخلوقات متجلی گشته است.وجود حق تعالی تمام مراتب ذکر شده را پر کرده است و هیچ مرتبه و جایی، خالی از آن وجود مقدس نمی باشد.به تعبیر امام باقر(ع)در شرح واژه”صمد”:

الذی لا جوف له

یعنی صمد کسی است که جوف و جای خالی درون خودش ندارد پس هر کمالی را که مشاهده می کنیم مطلقا برای اوست هرچند در دیگران مشاهده شود.

اشتباه قاضی سعید قمی(ره) که امام راحل(قدس سره)به آن نقد فرمودند، در این بود که از ظاهر عبارت ایشان این طور بر می آید که ایشان صفات خداوند را فقط در مرتبه ذات او اثبات کرده اند و در مرتبه فعل و ظهور او در عالم خلقت،خود مخلوقات را دارای صفاتی جدای از او دانسته اند و آنگاه بین صفات خالق و صفات مخلوقات بر اساس همین دوگانگی که فرض کرده اند به اشتراک لفظی معتقد شده اند.در حالی که در پست های گوناگونی که در همین سایت نوشته شد،دانستیم که مخلوقات و ماهیات از خود هیچ ندارند و طبق “توحید مالکیت“هر وجود و کمالی را که در عالم مشاهده می کنیم تکوینا و حقیقتا برای خداست و تجلی خود اوست که در مخلوقاتش جلوه گر شده است.پس از این دید ما دو نوع صفت نداریم که بین آنها اشتراک لفظی قائل شویم بلکه تمام صفات برای خداوند است و آنچه که در مخلوقات می بینیم با صفات خداوند که در مرتبه واحدیت او ظهور می کند اشتراک معنوی دارد چون از همان مرتبه واحدیت در این مخلوقات متجلی شده است.
البته این را هم دانستیم که با نگرشی دیگر یعنی لحاظ کردن جنبه عدمی مخلوقات،تمام صفاتی که بوی نقص می دهند با صفات خالق فقط اشتراک لفظی دارند و بس.

نکته آخر هم این که تمام حرفهای گفته شده در این نوشتار به دلیل همان عدم تناهی وجود حق تعالی است که جا برای غیر از خود نگذاشته است و تمام مراتب وجودی را با کمالات خود پر کرده است. در نتیجه هر کمالی را در هر مخلوقی که مشاهده کنیم در واقع برای خداست که در آن مخلوق متجلی شده است پس از این نظر اشتراک معنوی بر قرار است ولی واحد بودن و سایر صفاتی که برای خود ماهیات در نظر می گیریم(نه برای آن وجودی که در آنهاست) با واحد بودن و سایر صفات کمالی خداوند اشتراک لفظی دارد.

ناگفته پیداست که واحد بودن وجودی که در ماهیات است با واحد بودن وجود خداوند اشتراک معنوی دارد چون تجلی واحد بودن خود خداوند در ماهیات است ولی واحد بودن خودِ آن ماهیات(و نه وجودی که در آنهاست) با واحد بودن خداوند صرفا اشتراک لفظی دارد.

بخوانید ::   - مصباح سوم
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *