– مصباح دوازدهم

سرچشمه حیات

سرچشمه حیات

تجلی اعظمی که واسطه بین هویت غیبیه و اسم” الله “بود،به عنوان خلیفه هویت غیبیه به حساب می آید، اصل ظهور همه عوالم است و سرچشمه حیات جاری در کل مراتب پایین تر وجود می باشد.

امام(ره)بار دیگر به حکمت این خلیفه و واسطه که بین هویت غیبیه و اسم”الله”قرار دارد،اشاره می کنند و می فرمایند اسم ها و صفات نمی توانستند فیض وجودی را مستقیما از هویت غیبیه دریافت کنند چون در آن مقام هیچ ظهوری نداشتند و همگی فانی و مندک بودند پس به ناچار بایستی فیض از طریق یک واسطه برای آنان ظهور می کرد و آنان می بایست تجلی وجود را از طریق یک خلیفه دریافت می کردند که بین آنها و هویت غیبیه واسطه باشد و اگر این اتفاق نمی افتاد و این واسطه نبود هیچ کدام از اسماء و کثراتی که تحت اسم “الله”می باشند و بلکه خود اسم”الله”هم نمی توانست با هویت غیبیه ارتباط بر قرار کند.

پس خلیفه هویت غیبیه به عنوان واسطه فیض بین هویت نامعلوم و شناخته نشده حق تعالی با عالم اسمای حسنی عمل می کند.

اینکه امام خمینی(ره) خلیفه هویت غیبیه را به عنوان سرچشمه حیات معرفی می کنند برای این است که خودِ هویت غیبیه اصلا ربطی به عوالم پایین تر وجودی پیدا نمی کند و اگر بنا باشد حیات و زندگانی در مراتب پایین تر وجودی تراوش کند این کار با واسطه تجلی اعظم یعنی همان خلیفه هویت غیبیه انجام می گیرد روی همین حساب هم امام(ره) آن حجاب نورانی را سرچشمه حیات نامیدند.

در سوره زمر می خوانیم:

هو الحی لا اله الا هو فادعوه مخلصین له الدین الحمد لله رب العالمین

آیه فوق با واژه ” هو ” اشاره می کند که هویت غیبیه همان حیات محض است ولی آن را سرچشمه حیات برای دیگران معرفی نمی کند چون هویت غیبیه ربطی به عوالم مادون خودش پیدا نمی کند پس اگر قرار باشد حیات او در عوالم پایین تر جاری شود حتما بایستی از یک واسطه عبور کند و نام آن واسطه را سرچشمه حیات می گذاریم.

بخوانید ::   - هویت غیبیه(هو)
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *