– مصباح سوم

ذات احدیت

در نص اول از کتاب نصوص صدر الدین قونوى( قدس سره) بیان شد که وجود در ذات احدیت غیبیه خود هیچ حکمى را نمى گیرد و به هیچ صفتى هم وصف نمى شود.

از این دید حتى نباید او را به نامحدود بودن وصف کنیم چون تمام این ها یک صفت براى او هستند و باعث مى شوند که ما تعینى را براى او در نظر گرفته باشیم هرچند در ذهن خودمان باشد.

این مرتبه به تعبیر مولا علی(ع) در نهج البلاغه مرتبه “نفی الصفات عنه” است چون هیچ صفتی را برای وجود در نظر نمی گیریم و فقط یک حقیقت محض می باشد که حتی برای آن نام گذاری هم نمی کنیم.

پس درباره مرتبه اول نه تنزیه مى کنیم و نه تشبیه چرا که او هم از تنزیه ما برتر است و هم از تشبیه ما والاتر است. تشبیه که حسابش معلوم است. اما آن مرتبه از تنزیه ما هم بالاتر است زیرا که با تنزیه او از مخلوقاتش او را در همان حیطه اى که تنزیه کرده ایم به نوعى محدود نموده ایم پس او از تنزیه ما هم منزه است.پس منظور از تنزیه در آن مرتبه از وجود تنزیهی نیست که مقابل تشبیه است بلکه آن مرتبه ذاتا از تشبیه و تنزیه ما فراتر است و تمام تنزیه ها و تشبیه هایی که ما می کنیم زیر مجموعه آن می باشد.
باطن بودن آن مرتبه از وجود هم همینطور است. لذا امام خمینى(قدس سره) در مصباح سوم از کتابشان مى فرمایند:پنهان بودن و بطونى که براى آن مرتبه به کار مى بریم در مقابل ظهور او نیست بلکه تمام بطون ها و ظهور ها در مراحل بعد پیش مى آیند که به یک معنا تجلى آن مرتبه هستند و خود او بطونى است که همه باطن ها و ظاهرهاى دیگر را در بر مى گیرد همانگونه که تنزیه آن مرتبه در مقابل تشبیهى نبود چون اگر او را تنزیه مى کردیم به همان چیزى که در ذهن خود در تنزیه کردن او فرض گرفته ایم او را تشبیه کرده ایم. پس تمام تشبیه ها و تنزیه هایى که در مراحل بعد مى آیند زیر مجموعه و تجلى آن تنزیهی مى باشند که در مرتبه اول است و همه آنها را فراگرفته است و ظهور داده است. بر همین قیاس تمام بطون ها و ظهورهایى که بعد از این مرتبه مى آیند زیر مجموعه آن بطونى هستند که در مقابل آن هیچ ظهورى فرض ندارد.
باز بر همین منوال آن مرتبه واحد است منتها نه آن واحدى که در مقابل کثرت ها باشد بلکه واحدى که تمام وحدت ها و کثرت هایى را که در مراتب بعد ظهور مى کنند دربرگرفته و خودش آنها را تجلى داده است. لذا در کلمات اهل بیت (ع) مى خوانیم که:

واحد لا بعدد

یا در عبارتى مشابه همین عبارت:

احد لابتأویل عدد

یعنى آن واحدى که همه وحدت ها و کثرت ها و تمام چیزهاى قابل شمارش را در برمى گیرد خودش متصف به صفات آن ها نمى شود و چون همه آنها را خود ظهور داده است در کنار آنها به شمارش در نمی آید و آنها هم در کنار او نمى باشند.

پس معنى تنزیه و باطن بودن و واحد بودن آن مرتبه از وجود روشن شد به این صورت که هیچ کدام از آنها مقابلى ندارند بلکه به ذات خود منزه و باطن و واحد مى باشند و نه “تشبیه و تنزیهى” در برابر تنزیه آن مقام است و نه “ظهور و بطونى” در برابر باطن بودن آن مرتبه است و نه “کثرت و وحدتى” در مقایسه با وحدت و واحد بودن آن مرتبه از وجود فرض دارد بلکه تمام این حرف ها در مراتب بعدى پیش مى آید و زیر مجموعه آن مرتبه اول مى باشد.

حتى امام خمینى(ره) اطلاق لفظ مقام و مرتبه را هم بر ذات غیبیه وجود صحیح نمى دانند و به کاربردن لفظ مقام و مرتبه درباره آن را از سر ناچارى مى دانند، چون ما انسان ها وقتى مى خواهیم از چیزى صحبت کنیم به ناچار باید با لفظى درباره اش حرف بزنیم. اما در واقع آن ذات غیبیه نه وصفى دارد و نه اسمى و نه رسمى و نه کسى را از آن خبرى است بلکه از تمام چیزهایى که درباره آن گفتیم و نوشتیم هم منزه است چون همه اینها را درباره فرضى که در ذهن خود داشتیم بیان کردیم و از سر ناچارى به آن روى آوردیم.

به تعبیر امام سجاد(ع):

ضلت فیک الصفات و تفسخت دونک النعوت:تمام اسم ها و وصفها در آن مرتبه فانى و مندک و متلاشى مى گردند.

 

بخوانید ::   - حقیقت یکم

 

ضلت فیک الصفات و تفسخت دونک النعوت
.

به تعبیر امام على(ع) :

لایدرکه بعد الهمم و لایناله غوص الفطن: نه شهود صحبان همت و عرفا آن را در مى یابد و نه فکر تیزهوشان به آن راهى دارند.

و به تعبیر شاگرد این مکتب یعنی محیى الدین بن عربى(قدس سره) در کتاب کبیر فتوحات مکیه:

اما الذات فلایصح الاشاره الیها: حتى نمى توان به ذات غیبیه اشاره کرد.

چون ما فقط به تصویر ذهنی خود اشاره می کنیم و توان آن را نداریم که آن مرتبه غیبیه را مورد اشاره قرار دهیم چون از اصل آفرینش ما فراتر است و هیچ گونه شناختی به آن نداریم؛ به تعبیر شارح فصوص الحکم داوود قیصرى(رضی الله عنه):

اما الذات الالهیه فحار فیها جمیع الانبیاء و الاولیاء:در ذات غیبیه وجود تمام انبیا و اولیا حیرانند و به آن راهى ندارند.

اما الذات الالهیه فحار فیها جمیع الانبیاء و الاولیاء
و به تعبیر حافظ شیرازى : کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست این قدر هست که بانگ جرسى مى آید
پس تمام کشف و شهودهایی که از اهل بیت(ع)و عرفای بزرگ نقل شده است مربوط به مراتب بعد است چون هیچ کس را به این مرتبه از وجود راهی نیست و از اصل آفرینش ما مخلوقات فراتر و بالاتر می باشد و فقط همین مقدار درباره آن می دانیم که چیزی هست و وجود دارد و هیچ کس غیر از این را درباره آن ندانسته است و در آینده هم نخواهد دانست.

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *