– مصباح سی ام

امام خوبی ها روح الله خمینی(قدس سره)در این مصباح اشاره می فرمایند که هویت غیبیه وجود ضمن اینکه در مرتبه اسماء و صفات ظهور می کند ولی با همان اسماء و صفات هم پوشیده و پنهان می گردد.
در بخش "تجلی و حجاب" از مجموعه اصطلاحات توضیح دادیم که وجود با همان چیزی که خودش را به ما نشان می دهد، با همان چیز هم در حجاب می رود.
برای مثال چون ما به ذات غیبیه خق تعالی راه نداریم،خداوند در مخلوقاتش خودش را به ما نشان می دهد.به تعبیر مولا علی(ع)در نهج البلاغه:((الحمد لله المتجلی لخلقه بخلقه:سپاس مخصوص خدایی است که برای خلقش در خلقش تجلی می کند)).
اما همین مخلوقات از نگاه دیگر حجابی برای خداوند محسوب می شوند که مراتب بالاتر وجود را می پوشانند.به تعبیر امام موسی کاظم(ع):((لیس بینه و بین خلقه حجاب غیر خلقه:بین او با مخلوقاتش هیچ حجابی نیست جز خود همان مخلوقاتش)).
با در نظر داشتن هر دو روایت نورانی به این حقیقت پی می بریم که مخلوقات در عین اینکه خداوند را به ما نشان می دهند در همان حال حجاب بین ما و او هم هستند.
توضیح مطلب فوق که از نکات ظریف عرفان نظری می باشد،بدین صورت است که:
وجود از هر چیزی برای ما ظاهرتر است و هیچ کس نسبت به آن جاهل نیست و به تعبیر شیوای امام صادق(ع)در کتاب سرشار از حکمت اصول کافی نزد هر جاهلی هم شناخته شده است:((معروف عند کل جاهل)).
اما هیچ کس هم نمی تواند وجود را آنطور که در ذات خود می باشد به صورت صرف و بسیط و بدون اینکه در یک ماهیت و تعین منعکس شده باشد، شهود کند.پس به ناچار شهود ما نسبت به وجود همیشه در حیطه مخلوقات و در آینه ماهیات رخ می دهد نه در ذات او.
البته طبق روایاتی که در بخش "معرفت" از اصطلاحات ذکر شد، ما وجود را مستقیما با خود آن می شناسیم و ماهیات و مخلوقات به هیچ وجه واسطه و سبب شناخت ما نسبت به وجود نمی باشند ولی همین شناخت مستقیم ما نسبت به وجود درون گستره مخلوقات او و در آینه ماهیات به وقوع می پیوندد نه در ذات غیبیه او.
همانگونه که ضمن ذکر روایتی از امام هشتم علی بن موسی الرضا(ع)در بخش "مرآه(آینه)"و نیز بخش"وحدت وجود از زبان امام رضا(ع)"بیان شد ما نوری که به شکل صورتهای درون آینه برای ما منعکس می شود را مستقیما به وسیله خود همان نور می شناسیم و صورتهایی که از آینه منعکس می شوند سبب شناخت ما نسبت به نور نمی باشند بلکه این نور است که سبب شناخت ما نسبت به آن صورت ها می باشد.
پس ما خود نور را بدون اینکه چیزی را به ما نشان دهد نمی بینیم یا به بیان دیگر، خود آینه را به سبب شفافیت و صیقلی بودن آن نمی بینیم بلکه همواره نور و آینه را در صورت هایی که برایمان منعکس می کنند،مشاهده می کنیم و به اندازه همان صورتها به آینه و نور منعکس شده از آن علم می یابیم.
با یک نگرش باید گفت از آنجاییکه صورتهایی را که در نور منعکس شده از آینه میبینیم، جدای از خود نور و آینه هویتی برای خودشان ندارند پس با این نگاه در واقع خود نور و آینه را مشاهده می کنیم اما نه در ذات آن بلکه در صورتهایی که در آن می بینیم.
درباره وجود هم به همین روال می گوییم که چون ماهیات و مخلوقات منفک و گسیخته از وجود در عالم آفرینش هیچ ظهوری ندارند پس با این نگاه
وقتی به آنها می نگریم در واقع وجود را شهود می کنیم اما نه در ذات او بلکه در ماهیت ها و مخلوقاتی که برای ما متجلی می کند‌.
اما از نگاهی دیگر به این مطلب بنگریم:
صورتهایی که در آینه مشاهده می کنیم حجابی بین خود ما با سطح شفاف آینه است به این معنی که دیدن آن صورتها مانع این می شود که به خود آینه توجه داشته باشیم.
بر همین قیاس مخلوقات هم حجاب بین خداوند و ما هستند به این معنی که توجه بیش از حد به مخلوقات و ماهیات، ما را از وجودی که آنها را ظهور می دهد غافل می کند.
و این یعنی همان فرمایش امام موسی کاظم(ع)است که فرمودند:
((لیس بینه و بین خلقه حجاب غیر خلقه:بین او با مخلوقاتش هیچ حجابی نیست مگر خود مخلوقاتش)).
حافظ شیرازی با متحقق شدن به حقیقت حدیث ذکر شده از امام موسی کاظم(ع) و شهود آن در عالم خارجی، این بیت معروف را سروده اند:
میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
درباره مصرع اول بیت بالا به این فرمایش مولانا امام جعفر صادق(ع)اشاره می کنیم:
((لیس بین الخالق و المخلوق شیء:بین خالق و خلقش هیچ چیزی حائل نیست)).
و درباره مصرع دوم هم حدیث ذکر شده از امام موسی کاظم(ع)به حقانیت آن اشاره می کند؛یعنی اگر خود مخلوق از میان برخیزد چهره معشوق آشکار می گردد.
پس بین خداوند و خلق او چیزی حائل نمی باشد چون خلق او مندک در آن ذات مقدس هستند.به علاوه اگر ما مخلوقی را بین خودمان و خداوند حائل فرض کنیم آنوقت بر اساس همین تفکر باطل بایستی بین خود آن مخلوق هم با خداوند حائلی دیگر فرض کنیم و به تسلسل باطل گرفتار می شویم.پس از ابتدا همین عقیده صحیح را بر می گزینیم که هیچ چیز میان ما و خداوند حائل نیست چرا که او به نص قرآن از رگ گردن به ما نزدیکتر است و به تصریح روایات مستقیما به خود او شناخته می شود.طبق احادیثی که در بخش"معرفت"ذکر کردیم قبل از شناخت همه ماهیات و مخلوقات ابتدا او را می شناسیم طوری که حتی خودمان را هم به طفیلی او می شناسیم نه از طریق خودمان.
تمام اینها برای این است که همه مخلوقات در گستره وجود لایتناهی او غرقه می باشند و از خود و برای خود هیچ ندارند و در تمام کارهایشان محتاج او می باشند حتی در شناختن خودشان و دیگران.
اما خدایی که بیشتر مردم دنیا با تقلید از عقیده اشتباه گذشتگان خود در ذهن خود ترسیم کرده اند،گسیخته و منفک از مخلوقات می باشد و طبعا چون همه انسان ها خداوند را یک چیز مقدس می دانند او را در بالای آسمان ها فرض می کنند و بر این عقیده اند که فقط در قیامت است که می توان به شهود آن وجود مقدس نائل شد.
این نوع مغلطه های ذهنی هرچند با تفکر صحیح بر پایه آیات و روایات قابل حل است اما بیشتر مردم دنیا عادت کرده اند که از پاسخ دادن به این شبهات ذهنی با بی توجهی بگذرند و در واقع در عین اینکه با آن حقیقت زندگی می کنند ولی هیچ توجه و معرفتی هم نسبت به آن عایدشان نمی شود و فقط بعد از مرگ است که پرده از پیش چشمانشان برداشته می شود و پی به آشکار ترین چیزی که آنها را از هر سو احاطه کرده بود می برند؛یعنی در زمانی که دیگر کار از کار گذشته است متوجه حقیقتی می شوند که می بایست در دنیا با توجه به آن زندگی می کرده اند.
اما حجابهایی که به اسم مخلوقات و ماهیات در بالا توضیح داده شد در اصطلاح علم عرفان نظری حجاب های ظلمانی نامیده می شود و در عالم ماده و اشیاء حاضر در آن پیش روی ما ظهور می کند.
نکته مهم اینجاست که از آنجاییکه وجود یک حقیقت لایتناهی می باشد شکن های فراوان و حجابهای مختلفی را هم در حیطه قلمرو نامحدود خودش برای ما ظاهر می سازد.
نوع دیگری از حجاب در وجود نامحدود حق تعالی که به آن اشاره می شود حجاب اسماء و صفات او می باشد که توجه به اسماء و صفات آن ذات لایتناهی ما را از شهود هویت غیبیه وجود باز می دارد.
نکته مهم اینجاست که هرچند ما بر اثر ریاضت شرعی بر مبنای علم صحیح و عمل صالح می توانیم مخلوقات مادی(=حجاب های ظلمانی)را کنار بزنیم و با کنار زدن آنها به عالم اسماء و صفات وجود لایتناهی ورود پیدا کنیم ولی هرگز نخواهیم توانست که خود اسماء و صفات(=حجاب های نورانی) وجود را به طور کامل کنار بزنیم و هویت غیبیه را شهود کنیم چون این حجاب های نورانی که همان اسماء و صفات حق تعالی می باشند در واقع همان اصل آفرینش و مبدأ ظهور مخلوقات هستند و طبیعی است که چون هیچ کس در سلوک خودش نمی تواند از اصل آفرینش خود فراتر رود پس هیچ وقت هم اسماء و صفات به طور کامل از پیش روی انسان کنار نمی رود.
پس نهایت درجه ای که می توان برای سلوک یک عارف فرض کرد این است که خودش را مندک و فانی در آینه همان اسمی ببیند که او را در گستره وجود نامحدود ظهور داده است و به بالاتر از آن راهی نخواهد داشت.
پس هویت غیبیه وجود حق تعالی برای همیشه هم در دنیا و هم در آخرت از شهود مخلوقات پوشیده و پنهان خواهد بود و حجاب آن هم همان اسماء و صفات خداوند می باشد.
دلیلش هم این است که هویت غیبیه وجود نامحدود است بلکه به عبارت دقیق تر بی نهایت فراتر و بالاتر از نامحدود می باشد و ما مخلوقات محدود هرگز نخواهیم توانست که آن مرتبه غیبیه را شهود کنیم و به همین سبب فقط می توانیم تا مرتبه اسماء و صفات حق تعالی سلوک خود را ادامه دهیم چرا که مراتب بالاتر از آن از اصل آفرینش ما فراتر است و در واقع ما از همان مرتبه اسماء و صفات حق تعالی در عالم ظهور کرده ایم؛پس اگر تمام همت و سعی خویش را هم به کار گیریم اصل و مبدا آفرینش خویش یعنی همان اسماء و صفات خداوند را شهود می کنیم و نه بالاتر از آن را.
امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه)در انتهای این مصباح نورانی از کتاب متقن و عرشی خودشان به این حدیث از فخر کائنات و گل سرسبد آفرینش یعنی پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی(ص)اشاره می فرمایند:
((أنّ للّه سبعین ألف حجاب من نور و ظلمه)).
((همانا برای خداوند هفت هزار حجاب از نور و ظلمت می باشد)).
تا اینجای حدیث به حجاب های نورانی(=اسماء وصفات)و همچنین حجابهای ظلمانی(=مخلوقات و ماهیات)اشاره دارد که توضیح داده شد.
اما در ادامه حدیث فوق پیامبر اکرم(ص)می فرمایند:
((لو کشفت لاحرقت سبحات وجهه دونه)).
((اگر آن حجابها کنار رود تشعشعات وجه نورانی او هر چه را که در مراتب پایین است، خواهد سوزاند)).
وجود حقیقتی است که آنچنان نورانی و قوی می باشد که هیچ کس حتی پیامبران و اولیاء الهی(علیهم السلام)هم قادر نیستند که او را آنچنان که در ذات خودش می باشد، شهود کنند.
پس به ناچار اگر بخواهد خود را به ما نشان دهد باید در حجابهای نورانی(=اسماء و صفات) و یا حجابهای ظلمانی(=مخلوقات و ماهیات) که مظاهر همان اسماء و صفات می باشند،خودش را برای ما ظهور می دهد.
نفس خود ما هم که در این عالم حاضر است یکی از آن حجاب ها می باشد و طبعا فقط تجلیاتی را درک می کند که از نظر رتبه وجودی هم تراز خود او می باشند و با او سنخیت داشته باشند.
خب طبیعی است که اگر فرض کنیم که مراتب بالایی وجود در مراتب پایینی بخواهد خودش را ظاهر کند مرتبه پایینی با تمام مخلوقاتی که در بر دارد، خواهد سوخت و دیگر هیچ ظهوری از آن باقی نخواهد ماند.درست همان گونه که امام سجاد(ع)در کتاب شریف صحیفه سجادیه اشاره می فرمایند:
((ضلت فیک الصفات و تفسخت دونک النعوت)).
امام زین العابدین(ع)در جمله فوق اشاره می کنند که تمام صفات و اسمای خداوند در مرتبه بالاتر از خودشان مندک و فانی و متلاشی می گردند و هیچ ظهوری ندارند.
حال اگر فرض کنیم هویت غیبیه وجود بخواهد در مرانب پایین تر از خود ظهور کند طبعا تمامی آن مراتب پایینی را نابود خواهد ساخت و نه اسم و صفتی باقی می ماند و نه ماهیت و مخلوقی.
یعنی در آن صورت هم حجابهای نورانی اسماء و صفات از بین می رود و هم حجابهای ظلمانی ماهیات و مخلوقات رخت بر می بندد و در آن فرض دیگر فقط یک وجود صرف و بسیط و یک دست و لایتناهی می ماند که هیچ تعین و شکنی در قلمرو آن ظهور ندارد.
پس طبق نکات فوق حتی در قیامت هم هویت غیبیه وجود برای ما مخلوقات ظهور نخواهد کرد چرا که در آن صورت بهشت و جهنم و تمامی مخلوقات عالم از بین خواهند رفت و حساب و کتابی هم انجام نخواهد شد.
از نکته مهم فوق این نتیجه را می گیریم که در قیامت هم همین مرتبه اسماء و صفات وجود برای ما مخلوقات ظهور می کند یعنی ما اسماء و صفات خداوند را متجلی در مخلوقات او می بینیم و تمام استقلالی را که در اندیشه باطل خودمان برای مخلوقات جدای از حق تعالی قائل بودیم از بین می رود.
البته این حقیقت الان هم ظهور دارد ولی ما انسان ها از شهود آن غافل می باشیم و در قیامت فقط پرده غفلت از پیش چشم قلب ما کنار می رود.
امام راحل(رضوان الله علیه)در پایان این مصباح و پس از ذکر حدیث نبوی ذکر شده مبنی بر حجاب های نورانی و ظلمانی اشاره می فرمایند که در این مبحث اسراری می باشد که مجال و یا اجازه بیان آنها نیست.

بخوانید ::   - مصباح سی و پنجم
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *