– مصباح سی و سوم

در مصباح پیشین امام راحل(ره)به ظهور مخلوقات در علم حق تعالی که به طفیلی اسمای حسنی رخ می دهد، اشاره فرمودند و در این مصباح به اولین مخلوقی که در علم خداوند متجلی می گردد اشاره می نمایند.
در مصباح های پیش از این دانستیم که اولین اسمی که در مرتبه واحدیت ظهور می کند اسم جامع"الله"می باشد که تمامی اسمای حسنای دیگر را در بردارد.
اولین مخلوق یا صورت علمی ای هم که در مرتبه واحدیت و علم حق تعالی نقش می بندد عین ثابت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)می باشد که تمامی مخلوقات دیگر به طفیلی او و در گستره حقیقت فراگیر او آفریده می شوند.
پس حقیقت پیامبر اکرم(ص)سایه و تجلی اسم شریف"الله"می باشد که در میان اسمای حسنای خداوند به عنوان اسم اعظم شناخته می شود چون دیگر اسماء را در بردارد؛بر همین قیاس پیامبر اکرم(ص)نیز که تجلی و ظهور آن اسم شریف هستند به عنوان مخلوق اعظم یا عقل اول تمامی مخلوقات خرد و کلان عوالم آفرینش را چه در علم خداوند و چه در عالم خارجی در برگرفته است(البته منظور از پیامبر(ص)در اینجا حقیقت نورانی ایشان است نه جسم عنصری آن حضرت چرا که همان جسم مادی ایشان هم به طفیلی حقیقت نورانی محمدیه(ص)در عالم ظهور می کند).
پس حقیقت محمدیه(ص) به معنی واقعی کلمه فانی در اسم اعظم"الله"است از خود و برای خود هیچ ندارد و هر چه در آن ذات نورانی مشاهده شود در واقع فقط تجلی اسم جامع"الله"است و بس.
خب با نگاه فوق به سراغ آیه زیر از سوره نساء می رویم:
من یطع الرسول فقد اطاع الله و من تولی فما ارسلناک علیهم حفیظا
هر کس از پیامبر اطاعت کند از "الله" اطاعت کرده است و کسی که روی بگرداند ما تو را بر وی نگمارده ایم.
طبق نص آیه فوق هر کس از رسول اطاعت کند عینا از خداوند اطاعت کرده است نه اینکه فقط به منزله این باشد که از خداوند اطاعت کرده بلکه حقیقتا از خود خداوند اطاعت نموده است چون هر چه در جان مقدس پیامبر(ص)می بینیم سراپا تجلی اسم"الله"است و آن حضرت(ص) چون از لغزش ها و خطاها کاملا مبرا هستند پس به حقیقت کلمه، فانی در حق تعالی می باشند و هیچ غش و ناخالصی در فنای ایشان راه ندارد.
پس اطاعت از پیامبر(ص)عینا همان اطاعت از خداست چون ذات نورانی حضرت محمد بن عبد الله(ص)سرتاپا تجلی تمام عیار اسم اعظم خداوند متعال می باشد.
به بیان دیگر اینطور می گوییم که چون ما به هویت غیبیه وجود خداوند راهی نداریم پس آن مرتبه را اصلا نمی توانیم عبادت و یا اطاعت کنیم.در مرتبه بعد از آن یعنی احدیت ذاتی یا عماء یا به تعبیر امام خمینی(ره)خلیفه هویت غیبیه نیز هنوز هیچ مخلوقی و بلکه هیچ اسم و صفتی در وجود ظهور نکرده است پس اصلا ما در آن مرتبه حاضر نیستیم که بخواهیم خداوند را عبادت کنیم.اما در مرتبه ای که خداوند در عوالم خلقت خودش را برای ما متجلی می کند کاملترین و جامع ترین تجلی یعنی اسم اعظم خود را در پیامبر اعظم(ص)و علی بن ابی طالب(ع)که طبق آیه مباهله همان جان و نفس پیامبر(ص)می باشند برای ما ظهور می دهد.پس اطاعت از آن دو بزرگوار همان اطاعت از تعین اعظم وجود لایتناهی یعنی اسم جامع"الله"می باشد.
دقت کنید که آیه نمی خواهد بگوید که پیامبر(ص)نعوذبالله خود خداوند است بلکه می خواهد بگوید که چون ایشان در اسم"الله"فانی گشته اند پس اطاعت از ایشان عینا همان اطاعت از خداوند است که این با برداشت کوته نظران و کژ اندیشان از آیه زمین تا آسمان فرق دارد و یکی از این دو دیدگاه کفر و شرک مسلم است و دیگری عین توحید و یگانه پرستی می باشد.
ما بقی مخلوقات هر کدام مظهر یکی از اسمای جزئیه حق تعالی هستند که طبق ویژگی های همان اسم در علم خداوند و نیز در عالم خارجی ظهور می کنند.
پس اطاعت از آنان، اطاعت از آن اسم می باشد و تبعات خاص خودش را برای فرد اطاعت کننده در بردارد.به آیه زیر از سوره یس توجه بفرمایید:
الم اعهد الیکم یا بنی آدم الاتعبدو الشیطان انه لکم عدو مبین
ای فرزندان آدم(ع)آیا از شما پیمان نگرفتم که شیطان را نپرستید چرا که او برای شما دشمنی آشکار است؟
همه می دانیم که در میان انسانها آن دسته از بی دین های مغرضی که به الوهیت و خدایی ابلیس و شیاطین معتقدند کم هستند پس می توان اینطور گفت که منظور اصلی آیه از عبادت و پرستش شیاطین همان اطاعت از آنها می باشد که تجلی اسم"مضل"از اسمای حسنای حق تعالی هستند.
آیه زیر از سوره حج به این حقیقت اشاره می فرماید:
کتب علیه انه من تولاه فانه یضله و یهدیه الی عذاب السعیر
آیه فوق به این قانون الهی اشاره می کند که هر کسی از شیطان اطاعت کند و دنباله روی او را بنماید شیطان او را در وادی ضلالت گمراه می کند.دلیلش هم این است که شیطان مظهر و تجلی اسم"مضل"از اسمای حسنای وجود لایتناهی می باشد.پس اطاعت از او همان اطاعت از اسم "مضل" و نتیجه آن هم ضلالت است و نتیجه آن هم طبق بخش دوم آیه هدایت شدن به سمت آتش جهنم می باشد.
پس اجمال این مطلب بدین صورت شد که اطاعت از پیامبر(ص)همان اطاعت از اسم"الله"است و اطاعت از شیطان هم همان اطاعت از اسم"مضل"است چرا که هر مخلوقی در عالم آفرینش سایه و تجلی یکی از اسمای حسنای وجود نامحدود حق تعالی می باشد.
البته با نگاه دقیق عرفانی می توان به این واقعیت دست یافت که در حقیقت خارجی و تکوینی اصلا جز خداوند کسی عبادت و یا اطاعت نمی شود چرا که هر کس را جز او بپرستیم و یا اطاعت کنیم مظهر یکی از اسمای حسنای خود او می باشد و اسم او هم چون ظهور خود اوست پس وجود جدایی از او ندارد. با این نگاه دقیق در تمام حالات فقط خود او عبادت می شود و فقط هم خود اوست که اطاعت می شود و این یک حقیقت تکوینی است که راه گریزی از آن برای هیچ کس نمی باشد.عبارت زیر از دعای شیرین و دل انگیز جوشن کبیر گواه این مطلب است:
"یا من لایعبد الا هو(ایاه):ای کسی که جز او پرستیده نمی شود".
آیه زیر از سوره حمد هم ناظر به همین حقیقت تکوینی می باشد:
ایاک نعبد و ایاک نستعین
فقط تو را می پرستیم و فقط از تو یاری می جوییم.
آیه از یک واقعیت خارجی گزارش می دهد نه اینکه به ما دستور پرستش خداوند یا کمک گرفتن از او را بدهد.پس جمله از نوع خبری است و امری نمی باشد.
در عالم خارجی یک وجود بیشتر نیست که همه مخلوقات لشگریان او هستند و در آن وجود مقدس غرقه می باشند پس اصلا امکان ندارد که غیر او پرستیده شود هرچند مظاهر او بی شمار است و ممکن است که وجود خداوند را در یک تجلیِ باطل برای پرستش، عبادت کنیم.
با همین نگاه در ابتدای این سوره تمام حمد و سپاس ها نیز برای خود خداوند دانسته شده است.خواننده محترم می تواند برای توضیحات بیشتر پیرامون این مطلب به "توحید حمد"از مجموعه انواع توحید در قرآن رجوع کند و نیز برای شرح بیشتر پیرامون اینکه همه اسمای حسنی برای حق تعالی است به"توحید اسمای حسنی"رجوع بفرماید.

بخوانید ::   - عماء
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *