– مصباح سی و چهارم

ظهور تمامی اسمای جزئیه وجود به طفیلی اسم اعظم"الله"رخ می دهد و از آنجاییکه حقیقت محمدیه سایه و تجلی اسم"الله"است ظهور مخلوقات جزئی که سایه اسمای جزئیه هستند نیز به طفیلی حقیقت محمدیه(ص) رخ می دهد.
در واقع به یک معنی حقیقت محمدیه(ص) شئون وجودی خود را در مراتب پایین تر خلقت جاری می کند و تمامی مخلوقات عالم هستی از شئون و لشگریان او هستند.پس او این قدرت را دارد که به طفیلی خداوند در تمام عوالم خلقت اعم از ملک و ملکوت و جبروت دخل و تصرف کند و همه آنها مطیع محض آن انسان کامل هستند.
طبق روایات برای هر انسانی شیطانی می باشد که سعی در گمراهی او دارد ولی از آن حضرت نقل شده است که حتی شیطان من به دست من تسلیم گشته است.دلیلش هم این است که حتی شیاطین هم از شئونات و فروعات و جنود انسان کامل هستند و به هیچ عنوان در مقابل خود او به حساب نمی آیند.
اما در انسانهای معمولی که سرگرم و مشغول به کثرات و مادیات دنیوی می باشند به دلیل دور افتادن از معرفت به منبع وحدت وجود حق تعالی و فرو رفتن در جزئیات و کثرات مخلوقات، آنها بر خلاف انسان کامل گاهی حتی خودشان از لشگریان شیاطین می گردند و در راه رضایت اهریمنان گام بر میدارند چرا که جامعیت خود را از دست داده اند و به دام همان کثراتی گرفتار شده اند که می بایست به سان جنود و سپاه خویش آنها را در اختیار داشته باشند.البته همانطور که گفته شد این گرفتاری مخصوص انسانهای دربند تعلقات دنیوی است وگرنه انسان کاملی همچون سلیمان نبی(ع)شیاطین را دربند می کشد و از آنان در رسیدن به اهداف حکومتش استفاده می کند و شیاطین هم جرئت سرپیچی از ایشان را پیدا نمی کنند.
در عین ثابت و ماهیت انسان کامل در علم خداوند این طور گذشته است که آن تجلی قدسی بسته به درجه کمال خودش مابقی کثرات را هم در برداشته باشد و بتواند در آنها همچون اعضای بدن خود دخل و تصرف کند؛لذا پیامبر اکرم(ص)با اشاره ای از روی زمین کره ماه را به دو نیم تقسیم کردند که این واقعه تاریخی به"شق القمر"شهرت یافته است.
مابقی افراد همانگونه که در علم خداوند برایشان گذشته است فقط تسلطی معمولی و نه کامل بر بدن و قوای ادراکی خویش دارند ولی فردی از اولیاء الله که با"طی الارض" قدرت جابجایی سریع بدن خودش در زمانی بسیار کوتاه را دارد این تسلط و چیرگی را به طفیلی فنای در قدرت حق تعالی کامل تر کرده است.
در اصطلاح عرفانی به این دست کارهای خارق عادت و غیر معمول عبارت "ولایت تکوینی" اطلاق می شود که از دید دقیق هر انسانی بهره ای از آن را دارد هر چند اندک باشد مثل تمام ما انسانهای معمولی که حداقل بر قوای ادراکی و تصوراتی که در ذهن خودمان می کنیم تسلط و اشراف داریم.منتها این چیرگی و تسلط داشتن در اولیاءالله با ریاضت مستمر همراه با مراقبت بر شهود وجود قیومی حق تعالی در همه جا بیش از دیگران ظهور و بروز دارد، لذا آنها قادر هستند کارهایی را انجام دهند که ما توان انجام آن را نداریم.

بخوانید ::   - نص دوازدهم
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *