– مصباح هجدهم

ترتیب اسمای حسنی

ترتیب اسمای حسنیحضرت امام خمینی(قدس سره)در این مصباح با ذکر آیاتی از سوره مبارکه حشر به ترتیب اسمای حسنی اشاره می فرمایند و بیان می کنند که اسم های خداوند که در این آیات ذکر شده است،همگی به صورت نظام مند و با ترتیب مشخصی پس از دیگری قرار گرفته است و تمامی آنها مندک در هویت غیبیه دانسته شده اند.

در رابطه با مندک بودن این اسماء حسنی در هویت غیبیه که در اول هر کدام از این سه آیه با لفظ “هو”ذکر شده است،باید گفت که از آنجا که هویت غیبیه یک وجود صرف و یک دست و بی نهایت است و با مخلوقات محدود هیچ نسبتی ندارد اگر بخواهد با مخلوقات و ماهیات محدود ارتباط برقرار کند،حتما بایستی در صورت اسمای حسنای خود جلوه کند.از لحاظ فلسفی و نگاه عقلی اگر وجود نامحدود بخواهد کاری محدود را انجام دهد حتما باید در یک تعین محدود تجلی کند که آن تجلی با آن کار سنخیت داشته باشد.

نکته فوق درباره ارتباط خداوند با خلقش بود.اما از طرف ما مخلوقات هم اگر کسی بخواهد با وجود لایتناهی ارتباط داشته باشد،حتما بایستی به وسیله همان اسمای حسنای او با آن ذات مقدس و نامحدود ارتباط بگیرد و در غیر این صورت اصلا رابطه ما مخلوقات محدود با خالق نامحدود امکان نخواهد داشت.در سوره اعراف به این حقیقت اینگونه اشاره شده است:”و برای خداوند اسم های حسنایی می باشد،پس شما او را به وسیله آنها بخوانید”.

و لله الاسماء الحسنی فادعوه بها
ما در هر حالتی که به او نیاز داشته باشیم،طبق همان نیازمان با اسم خاصی که برای برطرف شدن حاجتمان مؤثر می باشد با وجود ارتباط می گیریم.مثلا فرد مریض با اسم”شافی”و فرد گرسنه و تشنه با اسم”رزاق”از او درخواست برآورده شدن حاجت خود را می نمایند.

ولی به هر حال اسمای او تجلیات خود او هستند و از او جدا نمی باشند چرا که آن وجود مقدس در هر کدام از آنها با یکی از صفات خود متجلی شده است و غیریتی که مولا علی(ع)برای خداوند با خلقش به عنوان بینونت در صفات از آن یاد می کنند، به همین مطلب اشاره دارد.پس ارتباط با آن اسم ها، ارتباط با خود خداوند است.ما مخلوقات هم مظاهر همان اسمای حسنی می باشیم که وجود لایتناهی،کمالات اسمای حسنای خود را در ما مخلوقات ظهور می دهد.

در رابطه با نحوه ارتباط مخلوقات با خداوند متعال به ذکر عبارتی از مولانا امام جعفر صادق(ع)که ضمن حدیثی در کتاب شریف توحید صدوق آمده است،اشاره می کنیم:

فمعاذ الله أن یکون معه شیء غیره،بل کان الله و لا خلق،ثم خلقها وسیله بینه و بین خلقه یتضرعون بها الیه، و هی ذکره و کان الله و لا ذکر،و المذکور بالذکر هو الله القدیم الذی لم یزل

پناه به خداوند می بریم که با او کسی را همراه بدانیم،بلکه(در مرتبه هویت غیبیه و کنه او)فقط خدا بوده و هیچ خلقی نمی باشد، سپس او اسم هایش را به عنوان وسیله هایی بین خودش و خلقش آفرید که مخلوقات به وسیله آنها نسبت به او تضرع و زاری می کنند و این(تضرع به وسیله اسماء)ذکر خداوند است.(اما در ذات غیبیه او)خداوند بود و هیچ ذکری نبود و(در مرحله ای که خلق او به وسیله اسماء او را یاد می کنند هم)مذکور و کسی که با ذکر یاد می شود،همان خداوند قدیمی است که ازلی می باشد.

ملاحظه می فرمایید که در عبارات نورانی فوق،امام صادق(ع)اسم های خداوند را وسیله ارتباط با او و تضرع نسبت به او معرفی می کنند.سپس در ادامه اشاره می فرمایند:کسی که با آن اسم ها یاد می شود همان خداوند است، یعنی همان ذاتی که در هویت غیبیه خویش هیچ نسبتی با مخلوقات محدود نداشت و این نکته اشاره به همان حقیقت دارد که اسم های او وجود جدایی از او ندارند و به تعبیر امام خمینی(رضوان الله علیه)در این مصباح مندک در هویت غیبیه می باشند.

پس همه اسم هایی که در آیات ذکر شده در ابتدای این نوشتار از سوره حشر آمده است،مندک و فانی در”هو”می باشند که در ابتدای هر کدام از آیات سه گانه عنوان شده است. در نتیجه متوسل شدن به هر کدام از اسمای حسنی، متوسل شدن به خودِ خداوند است.

اما مطلبی دقیق که باید به آن توجه داشت این است که هر چند کارهای خداوند مثل ربوبیت و رازقیت او را با نگاه در تاثیر گذری اسمای حسنی خداوند در مخلوقاتش می شناسیم ولی نباید اینطور فرض کنیم که اصل وجود خداوند را هم به وسیله اسم ها یا مخلوقاتش می شناسیم.

بلکه در همین سایت بارها ضمن ذکر احادیثی گفته شد که ما ابتدا خدا را می شناسیم و سپس با شناخت او به چیزهای دیگر علم پیدا می کنیم.پس هرچند مسلم است که ما به هویت غیبیه وجود راهی نداریم اما در مرتبه خلقت و آفرینش، او را مستقیما به خود او می شناسیم.طبق حدیثی که در بخش”توحید و کفر و شرک“از زیرمجموعه اصطلاحات بیان شد،این مطلب از مسلمات روایی شیعه اثناعشری می باشد.

امام صادق(ع)در بخشی از آن حدیث می فرمودند:

من زعم أنه یعبد المعنى بالصفه لا بالإدراک فقد أحال على غائب

یعنی هر کس بپندارد که حقیقت و معنا را به وسیله صفت او می پرستد و نه ادراک مستقیم او،چنین کسی حقیقت حق تعالی را غائب فرض کرده است.

البته این حدیث شریف و عبارات مانند آن از زبان مطهر اهل بیت(علیهم السلام)به هیچ وجه تناقضی با آیه ذکر شده از سوره اعراف مبنی بر ارتباط با خداوند به وسیله اسم های او ندارد و جمع هر دو سخن به این نحوه می شود که ما هرچند حق تعالی را مستقیما با خود او می شناسیم و پرستش می کنیم ولی این شناخت و پرستش ما همیشه و در همه حال درون اسم ها و مخلوقات او رخ می دهد که به هیچ وجه جدای از او نیستند و به خاطر همین جدا نبودن از آن ذات مقدس امام صادق(ع)فرمودند:

و المذکور بالذکر هوالله القدیم الذی لم یزل

یعنی هر چند ما با خداوند به وسیله اسمای حسنای او ارتباط می گیریم ولی در هر حال فقط او یاد می شود و نه کس دیگر.

پس نتیجه اینکه ما وجود لایتناهی را در آینه اسم ها و صفاتش و نیز مخلوقاتش می شناسیم و نه در مرتبه ذات غیبیه او که به آن راهی نداریم.البته این شناخت ما در مرتبه مخلوقات و اسم ها و صفات وجود مستقیما به وسیله خود او و با او انجام می گیرد و نقش تجلیات او در این کار صرفا تاباندن و منعکس کردن کمالات وجود است و در شناخت ما نسبت به حق تعالی واسطه نیستند.در این رابطه خواننده محترم می تواند به بخش”توحید و کفر و شرک“مراجعه بفرماید.

اما نکته دیگری که امام راحل(ره)در این مصباح به ان اشاره نمودند، ترتیب به کار رفته در ذکر هر کدام از این اسمای حسنی در آیات سوره حشر می باشد که در ادامه به آن می پردازیم:
اولین چیزی که در ابتدای آیات ذکر شده به آن اشاره می شود،واژه”هو”می باشد که برای هویت غیبیه وجود به کار می رود.منتها این حرف هرگز به این معنا نیست که هویت غیبیه حق تعالی دارای اسمی می باشد و یا ما می توانیم حقیقتا به آن اشاره ای داشته باشیم و یا از آن حرفی بزنیم،چون آن مرتبه از اصل آفرینش ما مخلوقات و همه عوالم امکانی فراتر است و تمام اسم هایی که ما با آنها درباره خداوند صحبت می کنیم،در این عوالم امکانی است که برای ما دارای معنی می باشد. هویت غیبیه حتی از عالم اسمای حسنی و نیز احدیت ذاتی نیز فراتر است.

پس نتیجه ای که گرفته می شود، این است که به کار بردن لفظ”هو”و یا هر کلمه دیگری برای آن مرتبه از وجود لایتناهی از سر ناچاری و تفهیم مطلب به مخاطب است و به تعبیر محیی الدین بن عربی(قدس سره)آن مرتبه اصلا قابل اشاره کردن هم نیست و به تعبیر امام خمینی(رضوان الله علیه)حتی اطلاق لفظ مقام و مرتبه بر آن نیز صحیح نمی باشد.

دلیلش هم اینست که هر لفظی معنای محدودی دارد که حقیقت مورد اشاره توسط آن را در همان معنا، محدود می کند و ناگفته پیداست که هویت غیبیه اصلا هیچ حدی ندارد و یک وجود صرف و بسیط و یک دست و نامحدود است که هیچ تعین و اسم و صفتی در آن ظهور نکرده است.

نکته بالا درباره لفظ”هو” در ابتدای آیات سه گانه ذکر شده از سوره حشر بود.اما لفظ بعدی که پس از”هو”ذکر می شود،واژه”الله”می باشد که پس از هویت غیبیه اولین اسمی است که تمامی اسمای دیگر را در بردارد و بقیه اسمای حسنای وجود درون آن و تحت اشراف آن و در حیطه آن ظهور می نمایند.

لذا امام خمینی(ره)در مصباح های پیشین اشاره فرمودند که اولین اسمی که ظهور می کند،اسم اعظم”الله”است که بقیه اسماء را در بردارد و هیچ کدام از اسم هایی که در حیطه”الله”می باشند،ظهور بیشتری بر اسم دیگر ندارند و همه به نحو اعتدال و یکسان در اسم شریف”الله”جمع شده اند.البته این نکته هم در مصباح های گذشته بیان شد که از نگاه دقیق عرفانی که امام راحل عظیم الشأن(قدس سره)به آن اشاره فرمودند، تمامی اسمای حسنای وجود در اسم های دیگر حضور دارد و این موضوع اختصاص به اسم”الله”ندارد ولی در هرکدام از اسم های غیر از”الله”،یک صفت و در نتیجه یک اسم ظهور بیشتری دارد و بقیه اسم ها پنهان هستند و هرچند حضور دارند ولی ظهوری ندارند.

همین طور به ترتیب مشخص و معلومی که در علم عرفان نظری قواعد آن بیان می شود،همه اسم هایی که دارای جامعیت و وسعت بیشتری می باشند،قبل از اسم هایی که جزئی تر هستند در آیات ذکر شده از سوره حشر به دنبال هم طبق نظم و ترتیب و رتبه وجودیشان می آیند.

پس ترتیب اسمای حسنی همیشه از اسم های جامع تر به سمت اسم های جزئی تر می باشد. البته اگر مراتب وجودی را به سمت بالا طی کنیم ترتیب اسمای حسنی از اسم های جزئی تر به سمت اسم های جامع تر و کلی تر است. در نتیجه عرفایی که پس از کنار زدن حجاب ظلمانی مخلوقات وارد حجاب نورانی اسمای حسنی می شوند طبق ترتیب اسمای حسنی از پایین به بالا ابتدا باید اسمای جزئیه را شهود کنند و پس از آن به ترتیب به اسم های جامع تر و کلی تر متحقق شوند. در هر مرتبه از سیر و سلوک وقتی فرد به حقیقت یک اسم متحقق شد می تواند کار آن اسم را در عالم از طریق جان خودش ظهور و بروز دهد.

بخوانید ::   - حقیقت ششم
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *