– مصباح هفتم

احدیت ذاتی

احدیت ذاتی

امام خمینی(ره)در این مصباح اشاره می فرمایند که نه تنها مخلوقات به ذات غیبی وجود مربوط نیستند بلکه اسماء و صفات خداوند هم چون کثیرند به هویت غیبیه وجود راهی ندارند و به حجابی به نام  احدیت ذاتی بر می خورند.

حتی اسم”الله”که جامع تمامی اسمای حسناست به هویت غیبیه راهی ندارد و تعین و حقیقت او نسبت به هویت غیبیه فانی و مندک می شود و حجابی از نور به نام احدیت ذاتی بین او و هویت غیبیه حائل است.

می دانیم که اسم”الله”از یک دید جامع تمامی اسمای حسناست همانگونه که قرآن در سوره طه می فرماید:

الله لا اله الا هو له الاسماء الحسنی
و از دید دیگر حقیقتی است که خود را در تمامی اسماء و صفاتی که در برگرفته است متجلی می کند.مثلا یک بار اسم”الله”با تجلی در صفات غفران و رحمت خویش،اسم های”غفور”و رحیم”را ظهور می دهد:

إن الله غفور رحیم

یعنی همان اسم و تعین “الله” غفور و رحیم هم‌ می باشد و بار دیگر با تجلی در صفات “علم” و “حکمت”دو اسم “علیم”و “حکیم”را ظهور می دهد:

إن الله علیم حکیم

بر همین قیاس اسم”الله” همه کمالات خود را در اسم ها و صفتهایی که در زیرمجموعه خود دارد متجلی می کند. پس بر سایر اسماء هیمنه و اشراف دارد و برای بقیه اسمای حسنای وجود در حکم اسم اعظم است.ناگفته نماند که اسمی که در عرفان پیرامون آن بحث می شود،یک حقیقت خارجی است و با اسمی که در ذهن ما می باشد و یا با قلم روی کاغذ می نویسیم فرق بسیار دارد.

کسی می تواند از خاصیت اسمای حسنای وجود بهره ببرد که جان خویش را متحقق به حقیقت خارجی آن اسم بکند و با فانی شدن در آن حقیقت،آن اسم را در خود ظهور دهد. اگر کسی به چنین مقامی برسد می تواند به طفیلی وجود همان کاری که خداوند با اسم های خود انجام می دهد را از طریق خود ظهور دهد و در عالم انجام بدهد.

هر یک از اسمای حسنای خداوند به جهت خاصیت ویژه ای که دارند سبب خلق یک تجلی خاص در عالم می شود و بین تک تک اسم های خداوند با مظاهر آن اسم ها مناسبتی هرچه تمام تر وجود دارد.

اما گفتیم که حجابی که بین حقیقت اسم”الله”و هویت غیبیه قرار دارد،حجابی از نور است. همانطور که در توحید صدوق از پیامبر اکرم(ص)نقل شده است:

احتجب بنوره:با نور خود پوشیده شده است.

اما توضیحی اندک درباره حجاب های خداوند بیان می کنیم و آن اینکه تمام حجاب ها به دو دسته تقسیم می شود:یکی حجاب های ظلمانی و دیگری حجاب های نورانی.
حجاب ظلمانی همان حجاب های مادی است که در عالم ناسوت و دنیا پیش چشم ماست و باطن آنها همان جهنمی است که طبق نص قرآن کریم همه باید از آن عبور کنند.در سوره مریم(س)می خوانیم:” هیچ کدام از شما نیست مگر آنکه وارد جهنم می شوید و این از سوی خداوند یک قضای حتمی است که وقوع آن را بر خود واجب کرده است”.

و ان منکم الا واردها کان علی ربک حتما مقضیا

چون جهنم باطن همین عالم ناسوت و دار دنیاست اگر کسی اینجا اسیر حجاب های کثرت و فریفته مظاهر دنیوی نگردد در آخرت که باطن این عالم به عرصه ظاهر می آید هم گرفتار جهنم نمی گردد و هر چند از جهنم می گذرد ولی جهنم برای او خاموش است و او را نمی سوزاند.

در تفسیر صافی ذیل این آیه از سوره مریم(س)روایتی از پیامبر(ص) نقل شده است:

قد وردتموها و هی خامده

در قیامت وقتی اهل بهشت وارد بهشت شدند برخی از مومنان به برخی دیگر می گویند آیا خداوند نگفته بود که همگی در آتش وارد می شوید؟پس به آنان گفته می شود:شما وارد آن شدید ولی آن خاموش بود.

پس عالم دنیا و ناسوت که پر از کثرات و غفلت هاست همان حجاب های ظلمانی می باشد. اما حجاب های نورانی مربوط به مجردات است و در عوالم ماورای این دنیا قرار دارد. یعنی وقتی انسان حجاب های مادی و ظلمانی را در نوردید و با برداشته شدن پرده از جلوی چشمانش وارد عالم معنا شد،آنگاه تجلیاتی را که در آنجا می بیند هر کدام برای مراحل بالاتر از خود یک حجاب نورانی محسوب می شود.

امام خمینی(قدس سره)در این مصباح اشاره می کنند که حجابی که بین اسم”الله”و هویت غیبیه قرار دارد یک حجاب نورانی ( به اسم احدیت ذاتی ) است چون حجابهای ظلمانی فقط مربوط به پایین ترین مرتبه وجود یعنی عالم دنیا است.

حجابی که در بالاترین رتبه های هستی یعنی بین حقیقت اسم “الله”و هویت غیبیه وجود قرار دارد،یک حجاب نورانی است که اگر آن را به عنوان اسم اعظم در نظر بگیریم اسمی است که از”الله”هم عظیم تر است، چون واسطه رسیدن فیض از هویت غیبیه به”الله”است.این حجاب نورانی هیچ گاه آنچنان که در ذات خود هست برای مراتب پایین تر تجلی نمی کند و از ظهور تمام حقیقت خود در عوالم پایین تر منزه است و نسبت به مادون خود ظهوری ندارد و در حکم یک حجاب غیبی است هرچند نسبت به بالاتر از خود یعنی برای هویت غیبیه ظاهر است.پس هویت غیبیه نسبت به آن اشراف و سیطره دارد.

 

بخوانید ::   - مصباح نهم

حجاب نورانی که بین هویت غیبیه و اسم ” الله ” قرار دارد همان ” احدیت ذاتی ” می باشد که از بالاترین حجاب های نورانی است.

فیض وجودی از هویت غیبیه ساطع شده و برای نخستین بار در قالب یک تعین ظهور می کند که نام آن را ” احدیت ذاتی ” می گذاریم. این تعین هیچ اسم و صفت خاصی ندارد جز اینکه آن را از همه چیز تنزیه کنیم و به تعبیر مولا(ع) در نهج البلاغه همه صفات را از آن نفی کنیم:

کمال الاخلاص له نفی الصفات عنه

آنگاه فیضی که از این تعین می گذرد در مراتب بعدی وجودی ابتدا به صورت صفات علیا و سپس اسمای حسنی ظهور می کند که نام این مرتبه را عالم اسمای خداوند می گذاریم. پس از آن نیز همین اسمای حسنی مخلوقات را ابتدا در علم خداوند و سپس در عالم خارجی متجلی می کنند.

مراتب فوق به طور اجمال از هویت غیبیه وجود شروع شد و تا عالم خلقت ادامه پیدا کرد. البته همین عالم خلقت نیز خود به چند بخش مختلف تقسیم می شود که تمام این مراتبی که ذکر شد توسط امام خمینی(قدس سره)در ادامه کتاب ” مصباح الهدایه ” مفصلا شرح داده خواهد شد.

حال همین مراتب وجودی را می توان به عقب برگشت بدین صورت که عالم خلقت خارجی در مخلوقاتی که در علم خداست فانی می شود و آن مخلوقات هم در اسمای حسنای خداوند فانی می شوند و تمام اسمای حسنی نیز در اسم اعظم ” الله ” مستهلک می شوند و خود اسم ” الله ” هم در احدیت ذاتی مندگ می شود و احدیت ذاتی نیز در هویت غیبیه فانی می شوند.

هر مرتبه وجودی زیر نظر مرتبه ای بالاتر از خود فعالیت می کند و اگر لحظه ای از مرتبه بالایی به او فیض نرسد مرتبه پایینی معدوم می شود.

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *