– مصباح چهل و پنجم

حقیقت خلافت محمدیه و ولایت علویه از حیث وجهه غیبی خودش در هیچ آینه ای ظهور نمی کند و در هیچ مخلوقی پدیدار نمی گردد لکن از آن حیث که رو به کثرات دارد به صورت دوایر و کراتی ظهور می کند که هر کدام بر دیگری محیط است.
منتها احاطه این کرات بر یکدیگر بر خلاف کره ها و دایره هایی است که در اندیشه ما که بر خواسته از عالم دنیاست شکل گرفته است.
در عالم دنیا اگر یک کره را در نظر بگیریم پوسته بیرونی آن به تمامی کراتی که درون آن فرض شود احاطه دارد؛اما این فقط مربوط به عالم دنیا و اسفل سافلین می باشد در حالی که اگر همین مطلب را درباره مراتب بالاتر آفرینش لحاظ کنیم قضیه عکس چیزی می شود که درباره این دنیا گفتیم یعنی کراتی که در مغز و درون عالم قرار دارند نسبت به کراتی که در پوسته و قشر عالم می باشند احاطه دارند.به بیان دیگر ما هر چه به باطن اشیاء و مخلوقات عالم نفوذ کنیم در عالمی دیگر وارد می شویم که نسبت به ظاهر اشیائی که تا قبل از این می دیده ایم احاطه و اشراف دارد.یعنی ظاهر اشیاء از عالمی که در باطن آنهاست تغذیه می شود و فیض وجودی از عوالم درونی به قشر و پوسته بیرونی می رسد و در آن تراوش می کند.
البته این مثال کرات و احاطه آنها به یکدیگر فقط برای نزدیک تر شدن مطلب به ذهن ما می باشد وگرنه وجود یک حقیقت بسیط است و همه جا یکسان حضور دارد منتها وقتی ما می خواهیم مراتب فیض رسانی او و تجلی خلافت و ولایت را برای خودمان تحلیل کنیم از این مثال ها استفاده می کنیم.
بر اساس همان مثال احاطه کرات نسبت به یکدیگر اگر بخواهیم مراتب وجودی را تبیین کنیم باید بگوییم که ابتدا در بطن و دل سایر مخلوقات، کرات الهی که مربوط به اسمای حسنای وجود هستند ظهور می کنند و پس از آن کرات روحانی که مربوط به مخلوقات مجرد می باشد ظهور می کنند و پس از آن نوبت به ظهور عالم دنیا که پایین ترین عوالم امکانی هست می رسد.ناگفته پیداست که عالمی که هم اکنون در آن قرار داریم در چنگ قدرت و احاطه عوالم پیش از خود می باشد که در مثال کرات اگر این مطلب را در نظر بگیریم عوالم پیش از اینجا در بطن و مغز این عالم می باشند و این دنیا قشر و پوسته و تفاله آن عوالم پیشین است که در آخرین سطح کرات ظهور کرده است و دم به دم از کرات درونی تغذیه می گردد.
اما از آنجاییکه وجود یک حقیقت بسیط است و همه حقیقت آن در همه آن حضور دارد پس اسمای حسنی که در مرکزی ترین کرات یعنی کرات الهی بودند در سایر کرات میانی مثل کرات الهی(=مخلوقات مجرد)و نیز در کرات بیرونی(=مخلوقات دنیای مادی)حضور دارند و بلکه سایر کرات از رشحات و فیوضات اسمای حسنی ظهور می کند.
منتها باز هم می گوییم که برای نزدیک شدن مطلب به ذهن خودمان این گونه مثال ها را می آوریم وگرنه وجود یک حقیقت صمدی و تو پر است که همه جا را فراگرفته است و مثل کراتی که در عالم دنیا مشاهده می کنیم تو خالی نیست پس همه جا یکسان حضور دارد منتها وقتی مراتب فیض و ظهورات آن را تحلیل می کنیم برای تقریب به ذهن از این مثال ها استفاده می کنیم.
خلافت محمدیه و ولایت علویه بر همین منوال از عالم اسمای حسنی بر عالم روحانیات یعنی مخلوقات مجرد و پس از آن هم بر عالم دنیا یعنی مخلوقات مادی جریان می یابد.
همین احاطه کرات به یکدیگر را می توان به عنوان قاعده ای برای جزئیات تمامی مراتب هم در نظر گرفت.مثلا در مرتبه اسمای حسنی آن اسم هایی که جامع تر است همانند کراتی بر اسم هایی که جزئی تر است احاطه دارد(البته طبق همان قاعده ای که در آن کرات باطنی به کرات بیرونی اشراف داشت)و همچنین در عالم مخلوقات روحانی که نخستین مظاهر اسمای حسنی هستند نیز عقل اول همچون کره ای محیط به تمامی مخلوقات مجرد پس از خود اشراف و احاطه دارد.

بخوانید ::   - توحید مکر
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *