– مصباح چهل و هفتم

اولو الالباب

اولو الالباب

در این بخش از کتاب مصباح الهدایه عبارت قرآنی اولو الالباب را از نگاه دقیق عرفانی واکاوی می کنیم و به نقل قول امام خمینی از ارسطاطالیس اشاره می کنیم.

امام(ره)در این مصباح به گفتار حکیم ارسطاطالیس یونانی اشاره می فرمایند که حقایق بسیطه به صورت دوایر حقیقی جلوه می کند.سپس استدلال قاضی سعید قمی در کتاب بوارق الملکوتیه را برای این حرف ذکر می کنند.
حقایق بسیط و مجرد برای فرد مکاشف و عارف به صورت دایره های گوناگون که هر کدام سعه و ضیق و گنجایش خاص خودشان را دارند جلوه می کند که هر دایره ای بر اساس گنجایش خاص خودش مخلوقات عوالم پایین تر از خود را در بر می گیرد. اگر فردی مغز و گوهر جان خودش را با عوالم درونی وجود پیوند زد قرآن کریم بر او نام اولو الالباب می گذارد که طبعا چنین شخصی از بطن عالم بر عوالم بیرونی احاطه پیدا خواهد کرد. آیه ذکر شده از سوره آل عمران در ابتدای بحث اشاره می کند که اولو الالباب خلقت ظاهری آسمانها و زمین را نشانه ای در نظر می گیرند و با این نگرش عمیق به بطن و مغز مخلوقات که آن نشانه ها را ظهور داده است نفوذ پیدا می کنند.

با توجه به سخنان امام خمینی(ره) در مصباح های گذشته در می یابیم که بر خلاف دایره های این دنیا،دوایری که در عوالم درونی هستند نسبت به دوایر بیرونی احاطه و گستردگی بیشتری دارند و آنها را در بر می گیرند که البته در مورد عوالم ماوراء، مفاهیم درون و بیرون را نباید در ذهنمان مطابق عالم ماده حساب کنیم.
اما دلیل دایره بودن یا کره بودن حقایق بسیطه و نورهای مجرد در عوالم ماوراء الطبیعه این است که فیض خداوند و اسمای حسنای او و نیز مخلوقات مجرد، جهت بردار نیستند که مثلا فرض کنیم در یک جا کمتر حضور داشته باشند و در جای دیگر بیشتر حاضر باشند. طبیعتا وقتی در عالم دنیا بخواهیم برای آن حقایق مجرده و نورانی از بین اشکال هندسی مثالی را بیان کنیم دایره چون هیچ گوشه ای ندارد برای نشان دادن بساطت آن فیضِ مجرد مناسب تر از سایر اشکال است چون اگر هر شکل دیگری را غیر از دایره در نظر بگیریم اختلاف در نسبت ها پیش می آید ولی تمام شکل و هیئت دایره یکسان است و هیچ جای آن با جای دیگرش اختلافی ندارد پس طبق حکمت خداوند فیض بسیط او و حقایق مجرده برای عرفا در شکل دایره و کره جلوه می نماید. بر همین قیاس اولو الالباب نیز که با بطن عالم امکانی متحد هستند مثل دوایر و کرات معنوی در همه جای عوالم بیرونی حضور دارند، همانطور که در زیارت جامعه کبیره خطاب به اهل بیت(ع) می خوانیم:  

ذِکْرُکُمْ فِی الذَّاکِرِینَ وَأسْماؤُکُمْ فِی الاَسماء وَأَجْسادُکُمْ فِی الاَجْسادِ وَأَرْواحُکُمْ فِی الارْواحِ وَأَنْفُسُکُمْ فِی النُّفُوسِ وَآثارُکُمْ فِی الاثارِ وَقُبُورُکُمْ فِی القُبُورِ

عبارات فوق به حضور همه جایی اهل بیت(ع) اشاره دارد چون ائمه مصداق حقیقی اولو الالباب هستند یعنی در لب عوالم وجودی نفوذ دارند و اگر شخصی از عوالم درونی به قشر و پوسته عالم احاطه داشته باشد چون این احاطه یک احاطه تکوینی است صرفا اینطور نیست که مثل عالم ماده از مکان بالایی به مکان های زیر دست اشراف داشته باشد بلکه خودش نیز در همه مراتبی که به آن احاطه پیدا کرده است حضور دارد.

در انتهای مصباح، امام خمینی(ره)اشاره می کنند که این مطالب نردبانی برای رسیدن به حقایق بالاتر است و آن را پیش غیر اهلش افشا مکن.

اولوا الالباب یعنی صاحبان مغز و نیروی ادراک قوی که اندیشه و شهود خود را با لب و درون عوالم امکانی متحد کرده اند و در بطن عالم امکان فانی شده اند،یعنی همان کسانی که به مغز اشیاء و باطن دوایر امکانی راه یافته اند و لب عوالم آفرینش را شهود می کنند.با توجه به احاطه کرات درونی نسبت به قشر و پوسته بیرونی که در مصباح های گذشته گفته شد معلوم می شود که از آنجاییکه اولوالباب به درون کرات وجودی راه یافته اند پس منش و روش و گفتار و کردار و پندار آنان وقتی که در عالم دنیا بخواهد جامه عمل بپوشد به صورت خردمندانه ترین و نیکوترین صورت ها جلوه گر می شود.لذا قرآن کریم این دسته از اولیاء الله را بسیار گرامی می دارد، چون بر اساس نگرش عمیقی که از بطن عوالم وجودی دارند در این دنیا که قشر و پوسته عوالم است عمل می کنند.

از آنجاییکه طبق قاعده ای که امام خمینی(ره)در مصباح های گذشته بیان فرمودند، کرات درونی بر کرات بیرونی احاطه دارد و ولایت علویه از کرات درونی به کرات بیرونی تراوش می کند پس هر کس هم که به مغز و درون اشیاء و عوالم آفرینش نفوذ کند به همان مقداری که در عوالم درونی فانی شده باشد به همان اندازه هم نسبت به عوالم بیرونی احاطه و ولایت پیدا می کند.

پس اولوالالباب چون به بطن عوالم امکانی نفوذ کرده اند نسبت به مخلوقاتی که در عوالم بیرونی می باشد ولایت تکوینی یافته اند.البته ولایت تکوینی که آنها بدست آورده اند با فنای در ولایت تکوینی اهل بیت(ع)بوده است که در تمامی کرات آفرینش و مراتب خلقت جریان دارد. پس بالاترین مصداق اولوالالباب خودِ اهل بیت(ع)هستند و دیگران به طفیلی آن بزرگواران به مرتبه اولواالالباب دست می یابند و به طفیلی اهل بیت(ع) است که صاحب ولایت می شوند. به حدیث زیر از امام رضا(ع) که در تفسیر نورالثقلین در شرح آیات سوره طلاق وارد شده است توجه بفرمایید:

فَاتَّقُوا اللّهَ‌ یا أُولِی الْأَلْبابِ‌ الَّذِینَ‌ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ‌ اللّهُ‌ إِلَیْکُمْ‌ ذِکْراً رَسُولاً یَتْلُوا عَلَیْکُمْ‌ آیاتِ‌ اللّهِ‌ مُبَیِّناتٍ‌ قَالَ‌: الذِّکْرُ رَسُولُ‌ اللَّهِ‌ صَلَّى اللَّهُ‌ عَلَیْهِ‌ وَ آلِهِ‌ وَ نَحْنُ‌ أَهْلُهُ‌.

 

بخوانید ::   - قاعده الواحد

آیه می فرماید که ای اولو الالباب که ایمان آورده اید از خداوند بترسید همانا او پیامبرش را به سان ذکری به سوی شما نازل کرده تا آیات روشن خدا را بر شما بخواند.در تفسیر این آیه امام رضا(ع)اشاره می فرمایند که ذکر همان پیامبر(ص) است و ما اهل آن ذکر هستیم.

با توجه به مطالب مصباح های پیشین دانستیم که حقیقت عقل اول یا همان ذات مطهر پیامبر(ص) به عنوان اولین مخلوق در بطن و مرکز کرات وجودی قرار دارد و فیض حق تعالی را از طریق خودش به قشر و پوسته عوالم وجودی می رساند یعنی مخلوقات عالم آفرینش به طفیلی حقیقت عقل اول آفریده می شوند پس در واقع عقل اول آیات تکوینی و کلمات آفرینش را برای ما تلاوت می کند. سایه همین حقیقت تکوینی وقتی در عالم ما انسان ها جلوه گر می شود به صورت شخص محمد بن عبد الله(ص) متجلی می شود که قرآن کریم را از خداوند گرفته و برای انسان ها می خواند. قرآن کریم معادل کلمات تکوینی عالم خارجی است و پیامبر(ص) هم معادل عقل اول است که کلمات تکوینی را از طریق خودش در عالم امکان ظهور می دهد. اولو الالباب از طریق کتاب تدوینی قرآن کریم و همچنین با تفکر و نگرش عمیق در کتاب تکوینی آفرینش در بطن عوالم وجودی تا عقل اول که سر منشا ظهور فیض در جهان خلقت است فانی می شوند.

ذیل آیه نهم از سوره زمر در تفسیر نور الثقلین حدیثی از امام باقر(ع) وارد شده است:

سَأَلْتُ‌ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَیْهِ‌ السَّلاَمُ‌ عَنْ‌ قَوْلِ‌ اللَّهِ‌ عَزَّ وَ جَلَّ‌: «هَلْ‌ یَسْتَوِی الَّذِینَ‌ یَعْلَمُونَ‌ وَ الَّذِینَ‌ لا یَعْلَمُونَ‌ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ‌» قَالَ‌: نَحْنُ‌ الَّذِینَ‌ نَعْلَمُ‌ وَ عَدُوُّنَا الَّذِینَ‌ لاَ یَعْلَمُونَ‌، إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبَابِ‌ شِیعَتُنَا.

راوی نقل می کند از امام باقر(ع) درباره آیه سوره زمر پرسیدم که می گوید:

آیا کسانی که می دانند و کسانی که نمی دانند برابرند؟ فقط اولو الالباب یادآور این نکته ها می شوند.

امام باقر(ع)در توضیح آیه می فرمایند ما کسانی هستیم که می دانیم و دشمنان ما کسانی هستند که نمی دانند، و اولو الالباب که متذکر می شوند همان شیعیان ما هستند.

پس ولایت و علم اهل بیت(ع) از بطن عوالم وجودی به قشر و پوسته آن تراوش می کند و مخلوقات را ظهور می دهد و اولو الالباب چون به خلقت ظاهری عالم به عنوان آیه و نشانه نگاه می کنند به وسیله این آیات و نشانه ها به بطن و لب عوالم وجودی نفوذ می کنند.

البته از دید دقیق تر همان ولایت تکوینی و علم اهل بیت(ع)نیز سایه و تجلی ولایت تکوینی و علم حق تعالی می باشد.

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *