– مطلع دوم

مراتب وجودی انسان

مراتب وجودی انسان

در این مطلع به مراتب وجودی انسان کامل اشاره می کنیم و توضیح می دهیم که نباید از انسان کامل فقط جسم مادی او را دید بلکه حقیقت او همه خلقت را فرا گرفته است.

در اصول کافی از قول امام صادق(ع) می خوانیم:

خلق الله الاشیاء بالمشیه و المشیه بنفسها
خداوند اشیاء را با مشیت آفرید و مشیت را به خود آن آفرید.

منظور از مشیت در حدیث فوق همان مشیت مطلقه است که ما بقی اشیاء به طفیلی او خلق می شوند.
پس مشیت مطلقه اولین مخلوق و جامع ترین تجلی خداوند است که بقیه مخلوقات را در بردارد و مشیتی که در مخلوقات جزئی می بینیم تجلی آن است.

اما نام دیگر مشیت مطلقه همان حقیقت محمدیه است. پیامبر(ص) می فرمایند:

اول ما خلق الله نوری
اولین چیزی که خداوند آفرید نور من بود.

مشیت مطلقه یا همان نورِ حقیقت محمدیه(ص) مربوط به بالاترین مرتبه از مراتب وجودی انسان کامل می باشد؛ اما در اصول کافی در روایتی از امام صادق(ع) تنزل مشیت مطلقه و تجلی نور حقیقت محمدیه در سرتاسر مراتب پایین تر آفرینش هم توضیح داده شده است:

إنّ‌ اللّه کان إذ لا کان؛فخلق الکان و المکان؛و خلق الأنوار؛و خلق نور الأنوار الّذی نوّرت منه الأنوار؛و أجرى فیه من نوره الّذی نوّرت منه الأنوار؛و هو النّور الّذی خلق منه محمّدا و علیّا.فلم یزالا نورین أوّلین،إذ لا شیء کوّن قبلهما.فلم یزالا یجریان طاهرین مطهّرین فی الأصلاب الطاهره حتّى افترقا فی أطهر طاهرین فی عبد اللّه و أبی طالب

در اولین جمله آمده است که همانا خدا بود هنگامی هیچ چیز نبود.این مربوط به مرتبه ذات وجود است اما در ادامه حدیث مراتب وجودی را به سمت پایین می آییم.اولین مخلوقاتی که خداوند آفرید مخلوقات نورانی بود یعنی مجرد از ماده بودند به تعبیر فلاسفه عقول مفارقه بودند.در میان آنها نیز طبق حدیث فوق اولین مخلوقی که خداوند آفرید نور محمد(ص)وعلی(ع)بود چرا که آن دو نور در نگاه دقیق یک حقیقت هستند که از جنبه نبوت به محمد(ص)تعبیر می شود و از جنبه ولایت به علی(ع)تعبیر می شود کمااینکه در آیه مباهله در سوره آل عمران مولا(ع)نفس و جان پیامبر(ص)معرفی می شود.از این حقیقت نورانی بقیه انوار جبروتی ظهور می کنند و این حقیقت نورانی در تمام آنها متجلی می شود سپس انوار جبروتی در عالم ملکوت متجلی می شوند و پس از آن هم انوار ملکوتی در عالم ناسوت و دنیا ظهور می کنند در تمام این مراحل حقیقت محمدیه از ابتدا تا انتها حضور دارد و همراه انوار متکثر به تمامی عالم ها وارد می شود و به بیان دقیق تر همه عوالم به طفیلی نورِ حقیقت محمدیه(ص) ظهور می کنند و از رشحات آن هستند.

هر عالم بالایی در حکم صلب پدر است و هر عالمی که تحت اشراف آن است در حکم رحم مادر است و نتیجه این فرآیند ظهور عوالم وجودی است تا نوبت به ظهور عالم دنیا که اسفل سافلین است می رسد.در همین عالم دنیا نیز نوبت به ظهور انسان می رسد و آدم ابوالبشر آفریده می شود و سپس از آنجاییکه عوالم پایین تر سایه عوالم بالاتر هستند طبق همان روند حقیقت فرزند از صلب پدران به رحم مادران سرازیر می شود تا نوبت به ظهور جسم عنصری حضرت محمد(ص)و امام علی(ع)می رسد.پس حقیقت محمدیه در تمام این مراحل حضور داشت بلکه این مراحل از ظهورات خود او بودند و جسم عنصری پیامبر(ص)و مولا علی(ع)که در این دنیا ظهور می کند انتهای فرآیندی است که از اولین مخلوق یعنی مشیت مطلقه یا همان عقل اول به سمت عوالم پایین تر تنزل نموده است. در واقع جسم عنصری پیامبر(ص) و امام علی(ع) به طفیلی همان حقیقت نورانی آنها که در مرتبه عقل اول است ظاهر می شود و در مراتب قبل از این دنیا هرچند جسم آنها نبوده است ولی حقیقت نورانی آنها که همان عقل اول است همواره بوده و خواهد بود.

قاعده ای کلی در اینجا حاکم است و آن اینکه در تمام عوالم جبروتی و ملکوتی و ناسوتی با همه جزئیاتشان هر عالم پایین تر سایه عالم بالاتر بوده است و نور حقیقت محمدیه از اصل خودش در تمامی این عوالم که از فروعات او می باشند متجلی گشته است و عوالم پایینی طبق قواعد عوالم بالایی شکل گرفته اند. بر اساس قاعده مراتب وجودی انسان کامل ، در این دنیا وقتی پیامبر اکرم(ص)و مولا علی(ع) در اوج مراتب وجودی خود یعنی عقل اول قرار می گیرند منطق آنها این است که هر چه می خواهید از من بپرسید چرا که من به راههای آسمانی بهتر از راههای زمینی علم دارم:

سلونی قبل ان تفقدونی فانّی بطرق السّماء اعلم منّی بطرق الأرض

دلیلش هم این است که در آن حالت بر همه عوالم اشراف پیدا می کنند و در مرتبه حقیقت محمدیه قرار گرفته اند.اما حتی اهل بیت(ع)همیشه این حالت را ندارند لذا وقتی که در پایین ترین رتبه وجودی خود قرار می گیرند در برخی امور زندگی روزمره ممکن است از دیگران مطلبی را هم جویا شوند مثل زمانی که شتر پیامبر(ص)گم شده بود و ایشان دنبال آن می گشت.

نکته اینجاست که ما علاوه بر شناخت مراتب وجودی انسان کامل باید بدانیم که حالت انسان کامل همیشه در اوج حقیقت خودش نیست بلکه فراز و فرود دارد هر چند اصل او یعنی حقیقت محمدیه ثابت است و جسم عنصری او هم در دنیا پیش ماست ولی گاهی در آن مرتبه بالا قرار می گیرد و گاهی برای تدبیر امور زندگی شخصی خود به این مرتبه پایین تنزل می کند. 

منکران ظاهر بین چون از مراتب وجودی انسان کامل فقط همین جسم مادی او را می دیدند فکر می کردند انسان کامل هم مثل خودشان است لذا نبوت و ولایت او را انکار می کردند طوری که حتی اگر معجزه ای را هم از پیامبران(ع)می دیدند نام آن را سحر و جادو می گذاشتند چون فرضشان این بود که کسی از انسان ها نمی تواند به مراتب عالیه وجودی دست یابد و از آنجا به ما خبر دهد و یا با قدرتی که از آنجا نشئت می گیرد کار خارق عادتی را در این دنیا انجام دهد و این به خاطر دید بسته آنها بود که همه اشخاص را مثل خودشان محصور در چهارچوب دنیا می پنداشتند. در سوره مومنون میخوانیم:

و قال الملا من قومه الذین کفروا و کذبوا بلقاء الآخره و اترفناهم فی الحیاه الدنیا ما هذا الا بشر مثلکم یاکل مما تاکلون منه و یشرب مما تشربون

 

بخوانید ::   - توحید شفاعت

ملاحظه می فرمایید که در آیه فوق چون کافران فقط جسم مادی پیامبران(ع) در نظر می گرفتند و از  سایر درجات وجودی انسان کامل بی اطلاع بودند بر اساس یک استدلال واهی اینطور می گفتند که چون او هم مثل ما غذا می خورد و آب می نوشد پس حتما مثل ما نمی تواند از عوالم بالای وجودی خبر داشته باشد.

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *